«چرا رویکرد بیثبات ترامپ به جنگ ایران محکوم به شکست است؟»
نویسنده: مکس بوت، ستوننویس واشنگتنپست، پژوهشگر شورای روابط خارجی و از منتقدان جمهوریخواه و محافظهکار دونالد ترامپ
رسانه: واشنگتنپست – بخش دیدگاه
تاریخ: ۱۰ اوت ۲۰۲۶
ترجمه و تلخیص: @IranAnalyses
مکس بوت استدلال میکند که جنگ غیرضروری آمریکا با ایران پس از بیش از پنج ماه به بنبستی بیپایان رسیده و یکی از دلایل اصلی آن رفتار متناقض ترامپ است. او مرتب میان مذاکره و حمله تغییر جهت میدهد؛ یک روز رهبران ایران را «افرادی بسیار منطقی» میخواند و روز دیگر آنها را «آشغال» توصیف میکند. در نتیجه، هم اعتبار تهدیدهای نظامی خود را از بین برده و هم امکان رسیدن به توافق را تضعیف کرده است.
تهدیدهایی که اجرا نمیشوند
ترامپ از آغاز جنگ دستکم هفت بار وعده حملات ویرانگر داده، اما هر بار کمی بعد اعلام کرده است که به مذاکرات فرصت دیگری میدهد. تازهترین نمونه در اول اوت بود که نوشت آمریکا با سطحی از قدرت نظامی «بیسابقه از زمان جنگ جهانی دوم» آماده حمله است، اما چون «چارچوبهای توافق» تعیین شده، فعلاً عملیات را متوقف میکند.
بوت یادآوری میکند که ترامپ در ۲۲ ژوئیه نیز تهدید کرده بود در برابر هر کشتی تجاری که ایران در هرمز هدف قرار دهد، یک پل یا نیروگاه ایران را بمباران خواهد کرد. از آن زمان دستکم سه کشتی هدف قرار گرفتهاند، اما آمریکا این تهدید را اجرا نکرده است. تکرار چنین تهدیدهایی بدون اقدام، بهگفته نویسنده، باعث شده ایران دیگر از ترامپ نترسد.
اختلاف بر سر کنترل هرمز
اعلام توقف حمله در اول اوت ظاهراً به توافق مقدماتی ایران و عمان مربوط بود. براساس این طرح، کشتیهای ورودی از آبهای ایران و کشتیهای خروجی از آبهای عمان عبور میکردند. اما یک مقام ارشد ایرانی در برابر بازگشایی تنگه خواستار رفع تحریمها، آزادسازی داراییهای ایران و پایان محاصره کشتیهای ایرانی شد.
پذیرش این شروط میتواند رفتوآمد کشتیها را افزایش دهد، اما از نگاه بوت صلح پایدار ایجاد نخواهد کرد؛ زیرا نه برنامه هستهای ایران، یعنی توجیه اولیه جنگ، را حل میکند و نه به اختلاف اصلی درباره هرمز پایان میدهد: آیا ایران حق دارد یک آبراه بینالمللی را کنترل و از کشتیها مبالغی تحت عنوان «هزینه خدمات» دریافت کند؟
تفاهمنامه ماه ژوئن نیز دقیقاً بر سر همین مسئله فروپاشید. تهران معتقد بود همه کشتیها باید از ایستگاههای کنترل ایران عبور کنند، درحالیکه واشنگتن عبور از مسیر عمان را مجاز میدانست. ایران به کشتیهای استفادهکننده از مسیر عمان حمله کرد؛ سپس یک پایگاه آمریکا در اردن هدف حمله مرگبار ایران قرار گرفت و آمریکا نیز مناطقی در ایران را بمباران کرد.
دو حکومت با تصمیمگیری آشفته
بوت معتقد است هر دو طرف با شکاف درونی و ابهام درباره اهداف جنگ روبهرو هستند. در ایران، فرماندهان تندروی سپاه خواهان ادامه جنگاند، درحالیکه چهرههای عملگراتر پایان محاصره و تحریمها را برای احیای اقتصاد ضروری میدانند. در گذشته رهبر جمهوری اسلامی اختلافها را حل میکرد، اما مجتبی خامنهای بهگفته نویسنده در مخفیگاه است و دسترسی به او دشوار شده است.
در آمریکا شکاف ساختاری مشابهی وجود ندارد، زیرا ترامپ کنترل تقریباً کاملی بر سیاست خارجی دارد؛ اما خود او میان جنگ و معامله نوسان میکند. بنابراین، همان فردی که باید اختلافها را حل کند، به منبع اصلی بیثباتی تبدیل شده است.
ایران نه از ترامپ میترسد و نه به او اعتماد دارد
بیاعتبارشدن تهدیدها فقط نیمی از مشکل است. ایران نمیتواند به توافق با ترامپ نیز اعتماد کند، زیرا او مرتب تصمیمهای خود را تغییر میدهد.
نویسنده توافق هستهای آمریکا و عربستان را مثال میزند: دولت ترامپ در ۲۲ ژوئیه از توافق خبر داد، اما رئیسجمهور روز بعد شروط مهم تازهای اضافه کرد که مذاکرهکنندگان سعودی با آنها موافقت نکرده بودند. این عقبگرد ظاهراً در واکنش به انتقاد جمهوریخواهان تندرو صورت گرفت. در پرونده ایران نیز هرگاه ترامپ به توافق نزدیک میشود، تحت فشار همین طیف عقب مینشیند.
بوت نتیجه میگیرد ترامپ «بدترین دشمن خود» در این جنگ است؛ زیرا نه ایران را وادار به عقبنشینی میکند و نه شرایط لازم برای اعتماد به یک توافق را به وجود میآورد.
گزینه نخست: مصالحه با ایران
بهنظر بوت، راه هوشمندانهتر در شرایط کنونی، ادامه مسیر دیپلماتیک و ساختن توافقی براساس تفاهمنامه قبلی است؛ حتی اگر این توافق به معنای پذیرش تحقیرآمیز میزانی از کنترل ایران بر هرمز باشد.
دلیل این پیشنهاد محدودیتهای داخلی و نظامی آمریکاست:
فقط ۲۸ درصد آمریکاییها در نظرسنجی سیانان عملکرد ترامپ در جنگ ایران را تأیید کردهاند؛
آمریکا تاکنون ۱۸ نیروی نظامی خود را از دست داده است؛
افزایش تلفات میتواند حمایت عمومی را باز هم کاهش دهد؛
وزارت دفاع با کمبود شدید موشکهای موردنیاز برای جنگ با ایران یا دیگر دشمنان روبهروست؛
ادامه بستهبودن هرمز و احتمال انسداد بابالمندب، قیمت نفت و تورم را افزایش خواهد داد؛
انتخابات میاندورهای نزدیک است و ترامپ توان سیاسی تحمل یک جنگ پرهزینه را ندارد.
گزینه دوم: فشار حداکثری منسجم
بوت میپذیرد که برای رویکرد سختگیرانه نیز استدلال معتبری وجود دارد: آمریکا میتواند محاصره کشتیهای ایران را برای مدتی طولانی ادامه دهد تا وخامت اقتصادی، تهران را به پذیرش امتیازها وادار کند. او این روش را احتمالاً مؤثرتر از بمباران اهداف بیشتر در داخل ایران میداند.
اما اجرای این سیاست مستلزم آن است که ترامپ رأیدهندگان آمریکایی را متقاعد کند برای مدتی طولانی قیمت بالاتر نفت، افزایش تورم و هزینههای اقتصادی جنگ را تحمل کنند. نزدیکشدن انتخابات میاندورهای تحقق این شرط را دشوار میکند.
جمعبندی
از نظر مکس بوت، ترامپ باید میان مصالحه و تقابل یکی را انتخاب و برای چند ماه بدون عقبنشینی دنبال کند. هر دو گزینه هزینه و خطر دارند، اما میتوانند دستکم منطق راهبردی مشخصی ایجاد کنند.
تنها راهی که شکست آن تضمینشده است، سیاست کنونی ترامپ است: رفتوبرگشت میان جنگ و صلح، تهدید و مذاکره، سخنان جنگطلبانه و پیشنهادهای آشتیجویانه. ترامپ ممکن است این رفتار را بخشی از «هنر معامله» بداند، اما تجربه پنج ماه گذشته نشان داده است که نتیجه آن نه پیروزی و نه توافق، بلکه جنگی طولانی، فرسایشی و بینتیجه خواهد بود.
Post #1389
400