عنوان: گفتوگوی هفتگی مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل درباره ایران، غزه و کرانه باختری
مهمان: سرلشکر ذخیره تمیر هایمن، رئیس INSS و رئیس پیشین اطلاعات نظامی اسرائیل
رسانه: مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل (INSS)
تاریخ: اوت ۲۰۲۶
ترجمه و تلخیص: @Irananalyses
ایران، محاسبات ترامپ و احتمال جنگ
هایمن میگوید آمریکا و اسرائیل در آستانه حملهای بسیار گسترده به ایران بودند؛ عملیاتی که بنا بر گزارشها از حملات محدود هفتههای گذشته فراتر میرفت و ابعادی نزدیک به یک کارزار بزرگ نظامی داشت. چون چنین حملهای پاسخ موشکی ایران علیه اسرائیل را در پی میآورد، احتمالاً اسرائیل نیز همزمان برای نابودی پیشدستانه موشکها، پرتابگرها و دیگر تهدیدهای فوری ایران وارد عملیات میشد. بااینحال، ترامپ ناگهان عقبنشینی کرد و حمله متوقف شد.
او سه مشکل محاسباتی را در پشت این تصمیم میبیند. نخست، ترامپ جمهوری اسلامی را اشتباه میخواند؛ دوم، کشورهای خلیج فارس از منطق و پیامدهای حمله برداشت متفاوتی دارند؛ و سوم، فرماندهان آمریکایی گزینه نظامی تازه و تعیینکنندهای در اختیار رئیسجمهور ندارند.
به اعتقاد هایمن، ترامپ تصور میکند میتوان سیاست خارجی را مانند یک معامله تجاری اداره کرد: فشار را افزایش داد، امتیازات اقتصادی بزرگی پیشنهاد کرد و سپس طرف مقابل را به توافق وادار ساخت. اما این روش در برابر حکومتی ایدئولوژیک محدودیت دارد. وقتی بقای انقلاب، اعتبار نظام و کنترل داخلی در خطر باشد، جمهوری اسلامی ممکن است تحمل حمله و خسارت شدید را به توافقی که نشانه تحقیر یا عقبنشینی تلقی شود ترجیح دهد.
هایمن این اشتباه را مشابه برداشت اسرائیل از حماس پیش از هفتم اکتبر میداند. در آن زمان نیز تصور میشد منافع اقتصادی و بهبود شرایط زندگی میتواند رفتار یک سازمان مذهبی و ایدئولوژیک را مهار کند. به گفته او، تحلیلگران غربی معمولاً اهداف، ابزارها و هزینهها را براساس منطق عقلانی و مادی محاسبه میکنند، اما نقش ایدئولوژی و مذهب را دستکم میگیرند.
او میگوید ترامپ بارها فشار را افزایش داده، سپس عقب نشسته و دوباره تهدید کرده است؛ اما ایران حتی یک قدم از مواضع اصلی خود عقبنشینی نکرده است. این چرخه نهتنها تهران را به تسلیم وادار نکرده، بلکه خطر برخورد ناخواسته و تشدید جنگ را افزایش داده است.
### نقش عربستان و کشورهای خلیج فارس
ترامپ گفته بود پیش از حمله از عربستان، امارات و قطر تماسهایی دریافت کرده و ایران نیز خواهان توقف عملیات شده است. هایمن تماس مستقیم ایران با آمریکا را بعید میداند، اما معتقد است عربستان احتمالاً برای جلوگیری از حمله فعالانه وارد عمل شده است.
از نگاه کشورهای خلیج فارس، جمهوری اسلامی در آینده قابلپیشبینی باقی خواهد ماند و بمباران زیرساختهای ایران الزاماً به سقوط آن منجر نمیشود. در مقابل، تهران میتواند تأسیسات نفتی، نیروگاهها، بنادر و زیرساختهای کشورهای عربی را هدف قرار دهد. عربستان و امارات اکنون از ثبات و رفاه بیشتری برخوردارند و در نتیجه چیزهای بیشتری برای ازدستدادن دارند، درحالیکه ایران از قبل در شرایط دشوار اقتصادی و زیرساختی قرار گرفته است.
بنابراین، محاسبه عربستان این است که اگر آمریکا قصد سرنگونی حکومت ایران را ندارد و فقط میخواهد خسارت بیشتری وارد کند، حملهای که با انتقام ایران علیه خلیج فارس همراه شود، فایده راهبردی روشنی ندارد. هایمن معتقد است این استدلال در متقاعدکردن ترامپ برای توقف حمله مؤثر بوده است.
### محدودیت گزینههای نظامی آمریکا
هایمن میگوید فرماندهان آمریکایی نیز راهحل تازهای ندارند. ارتش آمریکا میتواند با قدرت هوایی زیرساختها، تأسیسات انرژی و اهداف نظامی ایران را تخریب کند، اما بدون اعزام نیروی زمینی گسترده قادر به سرنگونی حکومت نیست.
به گفته او، آمریکا بدون عملیات زمینی نمیتواند ذخایر اورانیوم غنیشده را از ایران خارج کند. همچنین، خسارت بیشتری که صرفاً با حملات هوایی میتوان به تأسیسات غنیسازی وارد کرد، پس از عملیاتهای قبلی محدود شده است. برای بازگشایی اجباری تنگه هرمز نیز احتمالاً به استقرار دهها هزار تفنگدار دریایی نیاز خواهد بود؛ اقدامی که واشنگتن تمایلی به انجام آن ندارد.
در نتیجه، ترامپ با تناقضی روبهروست: گزینههای نظامی موجود میتوانند خسارت ایجاد کنند، اما نمیتوانند اهداف سیاسی اصلی—سرنگونی حکومت، پایان قطعی برنامه هستهای یا کنترل پایدار هرمز—را تضمین کنند. فقدان حمایت کشورهای منطقه نیز ایجاد یک ائتلاف مؤثر را دشوارتر کرده است.
### وضعیت میانه: نه توافق و نه جنگ تمامعیار
هایمن میگوید نتانیاهو در دیدار با ترامپ سه گزینه را مطرح کرده بود و وضعیت کنونی گزینه میانی است: نه توافق نهایی وجود دارد و نه جنگی تمامعیار. در عوض، ایران تحت فشار اقتصادی، محاصره دریایی و نوعی تلاش برای محدودکردن تجارت زمینی قرار گرفته است.
او تأکید میکند محاصره کامل ایران عملاً ناممکن است. ایران کشوری بسیار وسیع، تقریباً نصف اروپا، و دارای مرز با هشت کشور است و نمیتوان آن را مانند نوار غزه بهطور کامل محاصره کرد.
مزیت احتمالی این فشار برای اسرائیل، افزایش مشکلات اقتصادی و ناآرامیهای داخلی و در نهایت سقوط جمهوری اسلامی است. اما هیچکس نمیتواند پیشبینی کند این اتفاق سه ماه، سه سال یا اصلاً رخ خواهد داد. در همین فاصله، برنامه هستهای ایران میتواند پیشرفت کند.
### مسابقه میان سقوط حکومت و دستیابی به بمب
هایمن وضعیت را مسابقهای میان دو احتمال میبیند: جمهوری اسلامی پیش از دستیابی به سلاح هستهای بر اثر بحران اقتصادی و ناآرامی داخلی سقوط کند، یا پیش از سقوط، بمب اتمی را بهعنوان «بیمه نهایی» بقای خود به دست آورد.
او میگوید اسرائیل نباید به امید فروپاشی حکومت، نگاه خود را از برنامه هستهای بردارد. فشار اقتصادی ممکن است حکومت را تضعیف کند، اما همزمان میتواند انگیزه تهران برای دستیابی سریعتر به بازدارندگی هستهای را افزایش دهد.
### کوه کلنگ و راهبرد جدید هستهای
مهمترین نگرانی هایمن، فعالیتهای ایران در تأسیسات زیرزمینی «کوه کلنگ» در منطقه اصفهان است. به ارزیابی او، ایران ممکن است بخش غنیسازی را از نطنز و فردو به این مجموعه منتقل کند، زیرا آن را خارج از دسترس حملات متعارف آمریکا و اسرائیل میداند.
او توضیح میدهد که تمام اجزای برنامه هستهای الزاماً در یک مکان قرار نخواهند گرفت: غنیسازی میتواند در کوه کلنگ انجام شود، ذخایر مواد در اصفهان باقی بماند و فعالیتهای مربوط به تسلیحاتیکردن در نقاط دیگری پیش برود. نگرانی فوری این است که ایران اورانیوم ۶۰ درصدی را با استفاده از تأسیسات محفوظ زیرزمینی به سطح ۹۰ درصد برساند.
به باور هایمن، این تحرکات صرفاً جابهجایی لجستیکی نیست، بلکه ممکن است نشانه اجرای راهبرد هستهای تازهای باشد که هدف آن ایجاد زیرساختی مقاوم در برابر حمله و طولانیکردن مذاکرات تا زمان تثبیت این ظرفیت است.
### اختلاف بر سر وجود مذاکره
ترامپ همچنان از گفتوگو میان ایران و آمریکا سخن میگوید، درحالیکه مقامهای ایرانی وجود مذاکرات مستقیم را رد میکنند. هایمن این تناقض را ناشی از تعریف متفاوت دو طرف میداند.
ترامپ مذاکرات ایران و عمان و فعالیت قطر و پاکستان را بخشی از گفتوگوی غیرمستقیم واشنگتن و تهران تلقی میکند. اما ایران، عمان را طرف توافق درباره هرمز و قطر و پاکستان را میانجی میداند؛ بنابراین از نگاه تهران، گفتوگوی مستقیم با آمریکا در جریان نیست.
### طرح عمان و تنگه هرمز
براساس طرح مورد بحث، کشتیهای خروجی از خلیج فارس از مسیر جنوبی نزدیک سواحل عمان و کشتیهای ورودی از مسیر شمالی نزدیک سواحل ایران عبور میکنند. عمان خدمات اسکورت را ارائه و عوارض را دریافت خواهد کرد.
هایمن احتمال میدهد بخشی از درآمد عمان در پشت صحنه به ایران منتقل شود. این سازوکار به ترامپ اجازه میدهد ادعا کند ایران مستقیماً از کشتیها عوارض نمیگیرد و آزادی کشتیرانی احیا شده، درحالیکه تهران نیز میتواند از ترتیبات جدید بهرهمند شود.
اگر ترامپ این طرح را بهعنوان بازگشایی هرمز بپذیرد، مرحله بعدی مذاکرات هستهای آغاز میشود. اما هایمن معتقد است ایران این مذاکرات را تا حد ممکن طولانی خواهد کرد تا بخشهای حساس برنامه هستهای را به مجموعههای زیرزمینی و دور از دسترس منتقل کند.
### توصیه به نتانیاهو
هایمن میگوید نتانیاهو باید در مذاکرات با ترامپ تمام مسائل دیگر را کنار بگذارد و بر برنامه هستهای ایران تمرکز کند. از نظر او، توافق محدود درباره هرمز مشکل اصلی اسرائیل را حل نمیکند و ادامه وضع موجود نیز زمان لازم برای تثبیت ظرفیت هستهای را در اختیار تهران قرار میدهد.
او احتمال میدهد نتانیاهو تلاش کرده ترامپ را متقاعد کند که تنها راه معتبر جلوگیری از ایران هستهای، استفاده از نیروی نظامی است. بااینحال، انجام حملهای بزرگ بلافاصله پس از دیدار آنها میتوانست برای اسرائیل در آمریکا زیانبار باشد و این تصور را ایجاد کند که نتانیاهو، ترامپ را برخلاف منافع ایالات متحده وارد جنگ کرده است. به همین دلیل، هایمن از توقف عملیات در آن مقطع مشخص استقبال میکند.
Post #1385
534
- 👍 1