TGViewer
Channel Public Channel
همانندیاب

همانندیاب

@hamanandyab

در کانال همانندیاب، همراه با احترام و بدون هیچ‌گونه داوری‌، فرسته‌های مشابه در زمینهٔ ویرایش را منتشر می‌کنیم. فرستۀ قدیمی‌تر را در ابتدا می‌آوریم.
Subscribers
781
Photos
110
Videos
21
Links
114
Recent Posts 19 shown
Post #690 441

Forwarded from سیامک رستمی

بررسی ریشهٔ نشانهٔ «جات» در واژگانی چون: سبزیجات، ترشیجات، میوه‌جات و...

📚 بُن‌مایه:
📗 واژه‌نامۀ دهخدا


#ریشه_شناسی

@Rostami_Siamak
  • 💩 8
  • 👍 3
  • 😁 1
  • 🆒 1
Post #689 412

Forwarded from از ویرایش (از ویرایش)

روزنامه‌جات یا روزنامجات؟
واژهٔ rōznāmag از فارسی میانه وارد عربی شده و تبدیل به روزنامج شده. در عربی روزنامج و واژه‌های مشابه را با ـات جمع بسته‌اند و شده روزنامجات. این واژه‌ها را دوباره از عربی وام گرفته‌ایم و ـجات را از انتهای این واژه‌ها برداشته‌ایم و به واژه‌های دیگر، مانند ترشی و سبزی و کارخانه، افزوده‌ایم.

منبع:
«دربارۀ زبان فارسی، ویرایش زبانی و درست و غلط در زبان»، علی‌اشرف صادقی، تدوین فرهاد قربان‌زاده، چاپ‌شده در: درست و غلط در زبان از دیدگاه زبان‌شناسی (ویراست دوم)، کتاب بهار، ١۴٠١، صفحهٔ ۱۴۰.

۱۴۰۴/۰۱/۱۰
▫️فرهاد قربان‌زاده
@azvirayesh
  • ❤ 2
  • 👍 1
Post #685 357

Forwarded from از ویرایش

‏تصور بفرمایید کسی دسته‌ای کاه در آغوش گرفته و هنگام راه رفتن، کاه‌ها در پی هم بر زمین می‌ریزد و زمین را فرش می‌کند. به گونه‌ای که گویی راهی از کاه بر زمین کشیده‌اند. فارسی‌زبانان هزاران ستاره‌ای را که به دور یک مرکز می‌چرخند به این کاه‌ها تشبیه کردند و نامشان را گذاشتند «کهکشان».

١۴٠۵/٠۴/٠٩
▫️فرهاد قربان‌زاده
@azvirayesh
  • 👍 2
  • ❤ 1
Post #683 835

Forwarded from یادداشت‌های سید احمدرضا قائم‌مقامی

گسست و بسند (با تشکر از دزدان عزیز)

مسألهٔ تقابل ماده‌های مضارع خیشومی و ماده‌های مضارع ساخته‌شده با ya چیزی نیست که در سواد هر کسی باشد؛ کسی را می‌خواهد که درسی خوانده باشد، آقا جان. آن هم بدبختانه در این مملکت منحصر است در یک دو شخص. این تقابل لااقل در یک فعل در گویشهای قصران و حاشیهٔ دریای خزر همچنان بر جاست. از دوستان دزدی که مقالهٔ گسست و گسل بنده را خوانده‌اند و نصفش را فهمیده‌اند و نصفش را نفهمیده‌اند (و راستش بنده از تعداد زیادی از مدعیان این مباحث انتظار فهمیدن آن مطالب را هم ندارم؛ به هر حال، هر کسی مرتبه‌ای دارد و ذهنی و بهره‌ای از هوش و عیاری، و عیار نویسندۀ آن مقاله هم که بنده باشد چیزی نیست که به راحتی بر هر فرد عامی معلوم شود) و یادداشت بنده دربارهٔ همین تقابل در گویش آهاری را در همین یادداشتها دیده‌اند و بعد از خواندنِ آن به خیال خود مسألهٔ «بن‌بسند» تفسیر شنقشی را حل کرده‌اند (و مَثَل معما چو حل گشت آسان شود را از یاد برده‌اند) و به روی مبارک هم نیاورده‌اند و دزدی خود را به خورد مجله‌ای نادانتر از خود داده‌اند کمال تشکر به عمل می‌آید. این مملکت این همه استاد را الکی که به کف نیاورده. تبحّر در فنون دزدی به هر حال ممارست و تمرین می‌طلبد و حیف است این همه زحمت بی‌ ارج و اجر بماند.

تذکار: تکلیف بن‌بسند را پیش از مقالۀ بنده استاد صادقی در نوشته‌ای کوتاه تقریباً معلوم فرموده بودند. حرف حساب هم در واقع دو کلمه است.
  • 👎 8
  • ❤ 6
Post #681 966

Forwarded from نگاران | ادبیات

«پرستار»

۱) «پرستار»، مصوب فرهنگستان برای nurse، در فارسی قدیم به معنای «کنیز یا خدمتکار» و نیز «فرمان‌بردار» بوده‌است:
«اتفاق افتاد که بر پرستاری عاشق شد [= «بر کنیزی عاشق شد»]، قیمت وی صدوپنجاه دینار.» (خواجه نظام‌الملک، سیاست‌نامه، ص ۱۶۲)
پرستارِ امرش همه چیز و کس (= «فرمان‌بردار امرش»)
بنی‌آدم و مرغ و مور و مگس (سعدی)
۲) می‌دانیم که پسوند «-ار» تنها به بن ماضی می‌پیوندد و اسم یا صفت می‌سازد، مانند «کشتار» و «خریدار». اما «پرستار» تنها واژه‌ای است که از بن مضارع «پرستیدن» (= «پرست») و پسوند «-ار» ساخته شده‌است، زیرا «پرست»، در رویکرد هم‌زمانی،‌ از لحاظ صوری و ساخت آوایی، مانند بن‌‌های ماضی است (برای بررسی تاریخی (درزمانی) ← احمدرضا قائم‌مقامی، «پرستار (بحث لغوی و دستوری)»، مجلۀ فرهنگ‌نویسی، شمارۀ ۱۷ (اسفند ۱۳۹۹)
#واژه‌شناسی
@kalamat_k
  • 💩 6
  • ❤ 4
Post #680 838

Forwarded from متنوک | کانال رسمی (سید محمد بصام)

دو نکته دربارۀ «پرستار»
به‌مناسبت روز ملی پرستار

۱) «پرستار»، مصوب فرهنگستان برای nurse، در فارسی قدیم به معنای «کنیز یا خدمتکار» و نیز «فرمان‌بردار» بوده‌است:
«اتفاق افتاد که بر پرستاری عاشق شد [= «بر کنیزی عاشق شد»]، قیمت وی صدوپنجاه دینار.» (خواجه نظام‌الملک، سیاست‌نامه، ص ۱۶۲)
پرستارِ امرش همه چیز و کس (= «فرمان‌بردار امرش»)
بنی‌آدم و مرغ و مور و مگس (سعدی)
۲) می‌دانیم که پسوند «-ار» تنها به بن ماضی می‌پیوندد و اسم یا صفت می‌سازد، مانند «کشتار» و «خریدار». اما «پرستار» تنها واژه‌ای است که از بن مضارع «پرستیدن» (= «پرست») و پسوند «-ار» ساخته شده‌است، زیرا «پرست»، در رویکرد هم‌زمانی،‌ از لحاظ صوری و ساخت آوایی، مانند بن‌‌های ماضی است (برای بررسی تاریخی (درزمانی) ← احمدرضا قائم‌مقامی، «پرستار (بحث لغوی و دستوری)»، مجلۀ فرهنگ‌نویسی، شمارۀ ۱۷ (اسفند ۱۳۹۹)، ص ۵۷ به بعد).
دوازدهم مِی نیز، زادروز خانم فلورانس نایتینگِل، بنیان‌گذار پرستاری نوین، روز جهانی پرستار است.
God found some of the strongest women and made them nurses.
خداوند برخی از تواناترین زنان را یافت و آنان را پرستار کرد.
#واژه‌شناسی #دستورزبان
۱۴‌۰‌۱‌/‌۰‌۹‌/‌‌۰‌۹
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
  • 💩 6
Post #678 663

Forwarded from نگاران | ادبیات

مهر

نام ماه هفتم از گاهنامۀ خورشیدی است که در #زبان_اوستایی و #فارسی_باستان به‌صورت میثرَ، و در #فارسی_میانه به‌صورت مهر بوده‌است. مهر را ایزدِ نور و روشنایی (خورشید)، پیمان و قرارداد، دوستی و مهر، جنگجو و پشتیبان گله‌ها معنی کرده‌اند که با گردونه‌ای چهاراسبه آسمان را می‌پيمايد و با داشتن هزار چشم و ده‌هزار گوش، هیچ‌چیز بر او پوشیده نیست.
ازاین‌رو، مهر ناظر بر پیمان، دوستی و راستی است.
#ریشه‌_شناسی
@kalamat_k
  • 👎 5
  • ❤ 1
  • 💩 1
Post #677 641

Forwarded from چشم‌و‌چراغ

♎️ مهر

نام ماه هفتم از گاهنامۀ خورشیدی است که در #زبان_اوستایی و #فارسی_باستان به‌صورت میثرَ، و در #فارسی_میانه به‌صورت مهر بوده‌است. مهر را ایزدِ نور و روشنایی (خورشید)، پیمان و قرارداد، دوستی و مهر، جنگجو و پشتیبان گله‌ها معنی کرده‌اند که با گردونه‌ای چهاراسبه آسمان را می‌پيمايد و با داشتن هزار چشم و ده‌هزار گوش، هیچ‌چیز بر او پوشیده نیست.
ازاین‌رو، مهر ناظر بر پیمان، دوستی و راستی است.
#ریشه‌_شناسی
@cheshmocheragh
  • ❤ 1
Post #675 617

Forwarded from نگاران | ادبیات

سال‌ها پیش از آنکه مردم چیز نوشتن بدانند، درودگری کادموس‌نام می‌زیست. یک روز که در خانه‌ای سرگرم کار بود، به افزاری که در خانهٔ خود جای گذاشته بود، نیاز پیدا کرد. پاره‌چوبی برگرفت و روی آن چیزی نوشت و به غلام خویش داد تا به خانه بَرَد و به زن وی دهد و او را بگوید که پاره‌چوب به وی خواهد گفت شوی او چه خواسته‌است. زن کادموس به پاره‌چوب نگریست و بی‌آنکه سخنی بگوید، افزاری را که شوهرش خواسته بود، به غلام بهت‌زده که می‌پنداشت چوب به‌طریق مرموزی پیام درودگر را رسانده‌است، داد. غلام چون نزد کادموس بازگشت، از او درخواست که پاره‌چوب را به وی بخشد، و چون آن را گرفت، طلسم‌وار به گردن خویش آویخت.
این داستانی است که یونانیان دربارهٔ مردی که به‌گمان آنان الفبا را اختراع کرده‌است می‌گویند. گمان ما این است که کادموس مردی افسانه‌ای باشد، زیرا یونانیان چنین داستان‌پردازی‌ها را دوست می‌داشتند و می‌اندیشیم که هیچگاه الفبا ساختهٔ یک تن نمی‌تواند باشد. اما کادموس مردی فینیقی بود و می‌دانیم که فینیقیان الفبا را اختراع کردند.
(تاریخ جهان برای خردسالان. و. م. هیلیر. ترجمهٔ مصطفی مقربی. تهران: دانش، ۱۳۶۱، ص۷۳-۷۴)
@kalamat_k
  • 👎 2
  • ❤ 1
Post #674 428

Forwarded from چشم‌و‌چراغ

✍🏼 سالروز درگذشت دکتر #مصطفی_مقربی، عضو پیوستهٔ #فرهنگستان زبان و ادب فارسی

سال‌ها پیش از آنکه مردم چیز نوشتن بدانند، درودگری کادموس‌نام می‌زیست. یک روز که در خانه‌ای سرگرم کار بود، به افزاری که در خانهٔ خود جای گذاشته بود، نیاز پیدا کرد. پاره‌چوبی برگرفت و روی آن چیزی نوشت و به غلام خویش داد تا به خانه بَرَد و به زن وی دهد و او را بگوید که پاره‌چوب به وی خواهد گفت شوی او چه خواسته‌است. زن کادموس به پاره‌چوب نگریست و بی‌آنکه سخنی بگوید، افزاری را که شوهرش خواسته بود، به غلام بهت‌زده که می‌پنداشت چوب به‌طریق مرموزی پیام درودگر را رسانده‌است، داد. غلام چون نزد کادموس بازگشت، از او درخواست که پاره‌چوب را به وی بخشد، و چون آن را گرفت، طلسم‌وار به گردن خویش آویخت.
این داستانی است که یونانیان دربارهٔ مردی که به‌گمان آنان الفبا را اختراع کرده‌است می‌گویند. گمان ما این است که کادموس مردی افسانه‌ای باشد، زیرا یونانیان چنین داستان‌پردازی‌ها را دوست می‌داشتند و می‌اندیشیم که هیچگاه الفبا ساختهٔ یک تن نمی‌تواند باشد. اما کادموس مردی فینیقی بود و می‌دانیم که فینیقیان الفبا را اختراع کردند.
(تاریخ جهان برای خردسالان. و. م. هیلیر. ترجمهٔ مصطفی مقربی. تهران: دانش، ۱۳۶۱، ص۷۳-۷۴)
#پرسه_در_متون
@cheshmocheragh
  • ❤ 1
Post #672 449

Forwarded from نگاران | ادبیات

«پدافند» از ترکیب دو واژهٔ «پد» و «آفند» ساخته شده‌است. پد یا همان پاد پیشوندی است که از «پَتی» ایرانی باستان و «پاد» فارسی میانه در معنای ضد به‌جا مانده‌است. در «پادزهر» نیز، که از واژه‌های فارسی میانهٔ زرتشتی است، به همین معنی است. پیشوند پاد به‌صورت مرده در واژه‌هایی مانند پاداش و پاسخ دیده می‌شود.
آفند در معنای جنگ و جدال و خصومت در اشعار شاعرانی چون #فردوسی آمده‌است:
دلیر و جهانسوز و پرخاشخر
ندارد جز آفند کار دگر

بنابراین، پدافند به‌معنی ضدجنگ است. #فرهنگستان سوم این واژه را، که از ساخته‌های انجمن فرهنگ ارتش است، در واژه‌های حوزهٔ نظامی حفظ کرده‌است. برخی از ترکیبات این واژه عبارت‌اند از:
پدافندغیرعامل passive defense
پدافند زیستی biological defense
رایاپدافند cyber defense

#واژه‌شناسی
@kalamat_k
  • 👎 3
  • ❤ 1
Older posts →

About this channel

How can I read @hamanandyab without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for همانندیاب: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does همانندیاب have?
همانندیاب (@hamanandyab) has 781 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does همانندیاب know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →