گسست و بسند (با تشکر از دزدان عزیز)
مسألهٔ تقابل مادههای مضارع خیشومی و مادههای مضارع ساختهشده با ya چیزی نیست که در سواد هر کسی باشد؛ کسی را میخواهد که درسی خوانده باشد، آقا جان. آن هم بدبختانه در این مملکت منحصر است در یک دو شخص. این تقابل لااقل در یک فعل در گویشهای قصران و حاشیهٔ دریای خزر همچنان بر جاست. از دوستان دزدی که مقالهٔ گسست و گسل بنده را خواندهاند و نصفش را فهمیدهاند و نصفش را نفهمیدهاند (و راستش بنده از تعداد زیادی از مدعیان این مباحث انتظار فهمیدن آن مطالب را هم ندارم؛ به هر حال، هر کسی مرتبهای دارد و ذهنی و بهرهای از هوش و عیاری، و عیار نویسندۀ آن مقاله هم که بنده باشد چیزی نیست که به راحتی بر هر فرد عامی معلوم شود) و یادداشت بنده دربارهٔ همین تقابل در گویش آهاری را در همین یادداشتها دیدهاند و بعد از خواندنِ آن به خیال خود مسألهٔ «بنبسند» تفسیر شنقشی را حل کردهاند (و مَثَل معما چو حل گشت آسان شود را از یاد بردهاند) و به روی مبارک هم نیاوردهاند و دزدی خود را به خورد مجلهای نادانتر از خود دادهاند کمال تشکر به عمل میآید. این مملکت این همه استاد را الکی که به کف نیاورده. تبحّر در فنون دزدی به هر حال ممارست و تمرین میطلبد و حیف است این همه زحمت بی ارج و اجر بماند.
تذکار: تکلیف بنبسند را پیش از مقالۀ بنده استاد صادقی در نوشتهای کوتاه تقریباً معلوم فرموده بودند. حرف حساب هم در واقع دو کلمه است.
Post #683
836
Forwarded from یادداشتهای سید احمدرضا قائممقامی
- 👎 8
- ❤ 6