TGViewer
Channel Public Channel
همانندیاب

همانندیاب

@hamanandyab

در کانال همانندیاب، همراه با احترام و بدون هیچ‌گونه داوری‌، فرسته‌های مشابه در زمینهٔ ویرایش را منتشر می‌کنیم. فرستۀ قدیمی‌تر را در ابتدا می‌آوریم.
Subscribers
782
Photos
110
Videos
21
Links
114

Showing posts older than #672 · Back to latest

Older Posts 20 shown
Post #671 398

Forwarded from چشم‌و‌چراغ

💥 به‌ مناسبت روز پدافند هوایی

«پدافند» از ترکیب دو واژهٔ «پد» و «آفند» ساخته شده‌است. پد یا همان پاد پیشوندی است که از «پَتی» ایرانی باستان و «پاد» فارسی میانه در معنای ضد به‌جا مانده‌است. در «پادزهر» نیز، که از واژه‌های فارسی میانهٔ زرتشتی است، به همین معنی است. پیشوند پاد به‌صورت مرده در واژه‌هایی مانند پاداش و پاسخ دیده می‌شود.
آفند در معنای جنگ و پیکار و دشمنی در اشعار شاعرانی چون #فردوسی آمده‌است:
دلیر و جهانسوز و پرخاشخر
ندارد جز آفند کار دگر

بنابراین، پدافند به‌معنی ضدجنگ است. فرهنگستان سوم این واژه را، که از ساخته‌های انجمن فرهنگ ارتش است، در واژه‌های حوزهٔ نظامی حفظ کرده‌است. برخی از ترکیب‌های مصوب این واژه عبارت‌اند از:
پدافندغیرعامل: passive defense
پدافند زیستی: biological defense
رایاپدافند: cyber defense
پدافند پرتوی: radiological defense

گروه واژه‌گزینی #نظامی
#واژه‌_شناسی
https://t.me/cheshmocheragh
Telegram چشم‌و‌چراغ همراه با پژوهشگران زبان فارسی سروش: cheshmcheragh اینستاگرام: _cheshmocheragh_ فیس‌بوک: Persian Terminology توییتر: persiantermino1 ایتا: cheshmocheragh2
Post #669 379

Forwarded from نگاران | ادبیات

درخت آسوریگ کهن‌ترین متن ادبی کودکان ایران است که دیرینگی آن به نزدیک سه‌هزار سال می‌رسد و نشانه‌ی آشکار پیشینه‌ی دراز ایرانیان در نوشتاری کردن داستان‌های ویژه‌ی کودکان است. درخت آسوریگ داستانی منظوم به زبان پهلوی است و محور بنیادینِ آن، رجزخوانی درخت خرما و بز برای یکدیگر است بر سر سودهایی که برای انسان دارند. زیاده‌خواهی خرما و زیرکی‌های بز در هماوردی پُرکشش، صحنه‌های دلنشینی پدید آورده‌است. پیدا شدن روایت‌های دگردیسی‌شده از درخت آسوریگ در دامنه‌های جنوبی و شمالی زاگرس بسیار بامعناست و پیشینهٔ کهن این منظومه را در خاستگاه نخستینِ خود نشان می‌دهد. در لایهٔ نهانی، این افسانه بیانگر دو شیوهٔ ناهمسان تولید و برخورد آن‌هاست. درخت خرما و بز در نبردی شرکت می‌کنند و در نهایت، بز که نماد دامپروری است، برتری می‌یابد. اما برای کودکان این رجزخوانی چیزی جز یک روایت دلکش و هیجان‌انگیز داستانی نیست.
#معرفی_کتاب
@kalamat_k
  • 👎 4
  • 👍 1
Post #668 322

Forwarded from چشم‌و‌چراغ

👧🏻👦🏻 به مناسبت روز کودک

درخت آسوریگ کهن‌ترین متن ادبی کودکان ایران است که دیرینگی آن به نزدیک سه‌هزار سال می‌رسد و نشانه‌ی آشکار پیشینه‌ی دراز ایرانیان در نوشتاری کردن داستان‌های ویژه‌ی کودکان است. درخت آسوریگ داستانی منظوم به زبان پهلوی است و محور بنیادینِ آن، رجزخوانی درخت خرما و بز برای یکدیگر است بر سر سودهایی که برای انسان دارند. زیاده‌خواهی خرما و زیرکی‌های بز در هماوردی پُرکشش، صحنه‌های دلنشینی پدید آورده‌است. پیدا شدن روایت‌های دگردیسی‌شده از درخت آسوریگ در دامنه‌های جنوبی و شمالی زاگرس بسیار بامعناست و پیشینهٔ کهن این منظومه را در خاستگاه نخستینِ خود نشان می‌دهد. در لایهٔ نهانی، این افسانه بیانگر دو شیوهٔ ناهمسان تولید و برخورد آن‌هاست. درخت خرما و بز در نبردی شرکت می‌کنند و در نهایت، بز که نماد دامپروری است، برتری می‌یابد. اما برای کودکان این رجزخوانی چیزی جز یک روایت دلکش و هیجان‌انگیز داستانی نیست.

منبع: تاریخ ادبیات کودکان ایران: ادبیات شفاهی و دوران باستان. محمدهادی محمدی و زهره قایینی. تهران: چیستا، ۱۳۸۰، ص ۱۸۴–۱۸۸.

#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
  • ❤ 2
Post #666 364

Forwarded from نگاران | ادبیات

در سه‌چهار کتیبه‌ای که به عربی از پیش از اسلام به‌دست آمده، تنها یک کلمهٔ فارسی (تاج) به‌چشم می‌خورَد. به‌عکس، تعداد کلمات فارسی در اشعار جاهلی زیاد است… البته این‌ها اسناد صددرصد معتبری نیستند و احتمال می‌رود گروهی از کلمات فارسی رایج نزد جاهلیان از این اشعار حذف شده باشد یا برخی کلمات عصر اسلام را به آن‌ها اضافه کرده باشند… عیب بزرگ واژه‌های قرضیِ عصر جاهلی در آن است که در بسیاری از موارد، تاریخ معینی برای ورود آن‌ها به عربی نمی‌توان داد… برخی از نمونه‌ها به این شرح‌اند: اِبریق (آبریز)، اَبزَن (آبزن)، اُرجوان (ارغوان)، اِوان یا اِیوان (تالار پذیرایی ساسانیان، قصر)، بند (پرچم، عَلَم)، جُل (گُل)، جُلّستان (گلستان)، خندق (از پهلوی کَندَک؛ حضور این کلمه در عصر جاهلی نظریهٔ کسانی را که آن را از ابداعات سلمان فارسی می‌دانند نفی می‌کند)، دهقان (دهگان)، زنجبیل، شهنشاه، فارسی (به‌صورت صفت برای چیزهای مختلف)، فیل (پیل)، قیرَوان (کاروان)، کِسری (خسرو)، هَمیان (کیسه‌ای که به کمر بندند)، هَنزَمَن (انجمن)، وَرد (از ریشهٔ پهلوی و اوستایی، به‌معنی گُل و نیز رنگ سرخ).

برگرفته از: آذرتاش آذرنوش. راه‌های نفوذ فارسی در فرهنگ و زبان عرب جاهلی. تهران: انتشارات توس، ۱۳۷۴.
@kalamat_k
  • 👎 2
  • 🐳 1
Post #665 314

Forwarded from چشم‌و‌چراغ

✍🏼 دکتر #آذرتاش_آذرنوش (۲۹ بهمن ۱۳۱۶ – ۱۵ مهر ۱۴۰۰)

در سه‌چهار کتیبه‌ای که به عربی از پیش از اسلام به‌دست آمده، تنها یک کلمهٔ فارسی (تاج) به‌چشم می‌خورَد. به‌عکس، تعداد کلمات فارسی در اشعار جاهلی زیاد است… البته این‌ها اسناد صددرصد معتبری نیستند و احتمال می‌رود گروهی از کلمات فارسی رایج نزد جاهلیان از این اشعار حذف شده باشد یا برخی کلمات عصر اسلام را به آن‌ها اضافه کرده باشند… عیب بزرگ واژه‌های قرضیِ عصر جاهلی در آن است که در بسیاری از موارد، تاریخ معینی برای ورود آن‌ها به عربی نمی‌توان داد… برخی از نمونه‌ها به این شرح‌اند: اِبریق (آبریز)، اَبزَن (آبزن)، اُرجوان (ارغوان)، اِوان یا اِیوان (تالار پذیرایی ساسانیان، قصر)، بند (پرچم، عَلَم)، جُل (گُل)، جُلّستان (گلستان)، خندق (از پهلوی کَندَک؛ حضور این کلمه در عصر جاهلی نظریهٔ کسانی را که آن را از ابداعات سلمان فارسی می‌دانند نفی می‌کند)، دهقان (دهگان)، زنجبیل، شهنشاه، فارسی (به‌صورت صفت برای چیزهای مختلف)، فیل (پیل)، قیرَوان (کاروان)، کِسری (خسرو)، هَمیان (کیسه‌ای که به کمر بندند)، هَنزَمَن (انجمن)، وَرد (از ریشهٔ پهلوی و اوستایی، به‌معنی گُل و نیز رنگ سرخ).

(برگرفته از: آذرتاش آذرنوش. راه‌های نفوذ فارسی در فرهنگ و زبان عرب جاهلی. تهران: انتشارات توس، ۱۳۷۴، ص ۱۲۲–۱۴۲)

#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
Telegram چشم‌و‌چراغ همراه با پژوهشگران زبان فارسی سروش: cheshmcheragh اینستاگرام: _cheshmocheragh_ فیس‌بوک: Persian Terminology توییتر: persiantermino1 ایتا: cheshmocheragh2
  • 👍 1
Post #663 312

Forwarded from نگاران | ادبیات

«کُلُنی» را در حوزه‌های زیست‌شناسی و پزشکی به‌معنی «اجتماعی از یاخته‌ها و…»، و گاهی در کاربرد عمومی، به‌معنای «مجموعه، مستعمره و مهاجرنشین» شنیده‌ایم. ریشهٔ این واژه به‌معنی ساکن (در جایی) و همچنین کوچ کردن و کشت کردن است. معادل فارسی مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای این واژه در حوزهٔ زیست‌شناسی و میکرب‌شناسی «پَرگَنه» است. پرگنه واژه‌ای کهن است و در فارسی به‌معنی زمینی که از آن مالیات و خراج گیرند. برخی ریشهٔ آن را از ایران باستان می‌دانند و برخی آن را هندی می‌شمارند، به‌معنی بلوک و ناحیه. این واژه مشتق‌هایی نیز دارد، ازجمله «پرگنه‌شمار» و «پرگنه‌ساز».
#واژه‌شناسی
@kalamat_k
  • 👎 2
Post #662 277

Forwarded from چشم‌و‌چراغ

⚗️ به‌ مناسبت زادروز #لویی_پاستور (۲۷ دسامبر ۱۸۲۲ –۲۸ سپتامبر ۱۸۹۵)

🧫 «کُلُنی» (colony) را در حوزه‌های زیست‌شناسی و پزشکی به‌معنی «اجتماعی از یاخته‌ها و…»، و گاهی در کاربرد عمومی، به‌معنای «مجموعه، مستعمره و مهاجرنشین» شنیده‌ایم. ریشهٔ این واژه به‌معنی ساکن (در جایی) و همچنین کوچ کردن و کشت کردن است. برابر فارسی مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای این واژه در حوزهٔ زیست‌شناسی و میکرب‌شناسی «پَرگَنه» است و چنین تعریفی برای آن داده شده‌است: «تعدادی یاخته یا اندامگان از یک گونۀ مشخص که به‌صورت اجتماع یا گروه معین و مجزا رشد می‌کنند». پرگنه واژه‌ای کهن است و در فارسی به‌معنی زمینی که از آن مالیات و خراج گیرند. برخی ریشهٔ آن را از ایرانی باستان می‌دانند و برخی آن را هندی می‌شمارند، به‌معنی بلوک و ناحیه. این واژه ترکیب‌هایی نیز دارد، ازجمله «پرگنه‌شمار» (colony counter) و «پرگنۀ دوکی» (spindle colony)، «پرگنۀ رشته‌ای» (filamentous colony) و «پرگنۀ تک‌یاخته‌ای» (protozoal colony).

✍🏻 سمانه ملک‌خانی

#واژه‌_شناسی
گروه‌های واژه‌گزینی #زیست_شناسی و #میکرب_شناسی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
Telegram چشم‌و‌چراغ همراه با پژوهشگران زبان فارسی سروش: cheshmcheragh اینستاگرام: _cheshmocheragh_ فیس‌بوک: Persian Terminology توییتر: persiantermino1 ایتا: cheshmocheragh2
Post #660 253

Forwarded from نگاران | ادبیات

تاکتیک واژه‌‌ای است که در حوزه‌هایی مانند کسب‌وکار، ورزش و علوم نظامی کاربرد گسترده دارد. از برابرهای آشنایی که برای آن سراغ داریم، می‌توان به تدبیر، ترفند، راهکار، سیاست، شگرد، فن، لِم، شیوه، روش، نقشه، و رویّه اشاره کرد. تاکتیک از واژه‌ای یونانی به‌معنی چیدن (چیدمان)، آراستن، و سامان دادن آمده‌است.
گروه واژه‌گزینی علوم نظامی فرهنگستان برابرِ نوساختهٔ «راهکُنش» را برای آن پیشنهاد کرد و پس از تصویب در دفتر هشتم فرهنگ واژه‌های مصوب (۱۳۹۰) به چاپ رسید.
«راه ‌دیدن» نیز به‌معنی انتظار حادثه و واقعه‌ای کشیدن و صلاح دیدن و صواب اندیشیدن و راهنمایی کردن است و می‌توان همین معنی را از آن برداشت کرد:
سپهبد چنان کرد کو راه دید/ همی دست از آن رزم کوتاه دید (#فردوسی)


#واژه_شناسی
@kalamat_k
  • 👎 1
Post #659 260

Forwarded from چشم‌و‌چراغ

💡تاکتیک (tactics) واژه‌‌ای است که در حوزه‌هایی مانند کسب‌وکار، ورزش و علوم نظامی کاربرد گسترده دارد. از برابرهای آشنایی که برای آن سراغ داریم، می‌توان به تدبیر، ترفند، راهکار، سیاست، شگرد، فن، لِم، شیوه، روش، نقشه، و رویّه اشاره کرد. تاکتیک از واژه‌ای یونانی به‌معنی چیدن (چیدمان)، آراستن، و سامان دادن آمده‌است.
گروه واژه‌گزینی علوم نظامی فرهنگستان برابرِ نوساختهٔ «راهکُنش» را برای آن پیشنهاد کرد و پس از تصویب در دفتر هشتم فرهنگ واژه‌های مصوب (۱۳۹۰) به چاپ رسید.
«راه ‌دیدن» نیز به‌معنی انتظار حادثه و واقعه‌ای کشیدن و صلاح دیدن و صواب اندیشیدن و راهنمایی کردن است و می‌توان همین معنی را از آن برداشت کرد:
سپهبد چنان کرد کو راه دید/ همی دست از آن رزم کوتاه دید (#فردوسی)
اما، با توجه ریشهٔ این واژه، که معنی «مرتب کردن و آراستن» دارد، «راهکنش» مناسب‌تر به نظر می‌رسد.

#واژه_شناسی
#راهکنش
https://t.me/cheshmocheragh
Telegram چشم‌و‌چراغ همراه با پژوهشگران زبان فارسی سروش: cheshmcheragh اینستاگرام: _cheshmocheragh_ فیس‌بوک: Persian Terminology توییتر: persiantermino1 ایتا: cheshmocheragh2
Post #655 223

Forwarded from نگاران | ادبیات

گفتاردرمان یا گفتاردرمانگر؟

در زبان انگلیسی متخصصی را که به بررسی، تشخیص و درمان اختلالات ارتباطی و صوتی و گفتاری می‌پردازد، speech and language therapist یا speech therapist می‌نامند. در زبان فارسی دو معادل «گفتاردرمان» و «گفتاردرمانگر» در برابر این واژه به‌کار رفته‌است. گروهی از زبان‌شناسان معتقدند «–درمان» در ترکیب با اسم، نقش ریشهٔ فعلی را ایفا می‌کند و همان‌طور که «شب‌کار» و «خردباور» در زبان فارسی ساخته شده‌است، کاربرد واژهٔ «گفتاردرمان» درست است. گروهی دیگر استدلال می‌کنند که «درمان» جزء اسمیِ فعل مرکبِ «درمان کردن» است و برای ساخت اسم فاعل آن، باید به‌منظور تأکید بیشتر، از پسوندِ «–گر» استفاده کرد؛ بنابراین، «گفتاردرمانگر» را صحیح‌تر می‌شمرند.
(با استفاده از: #علاءالدین_طباطبایی. ترکیب در زبان فارسی. بررسی ساختاری واژه‌های مرکب. تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ۱۳۹۳)
#واژه‌شناسی
@kalamat_k
  • 👎 3
Post #654 206

Forwarded from چشم‌و‌چراغ

🗣 به‌ مناسبت روز ملی گفتاردرمانی

👨🏻‍⚕️ گفتاردرمان یا گفتاردرمانگر؟

در زبان انگلیسی متخصصی را که به بررسی، تشخیص و درمان اختلالات ارتباطی و صوتی و گفتاری می‌پردازد، speech and language therapist یا speech therapist می‌نامند. در زبان فارسی دو معادل «گفتاردرمان» و «گفتاردرمانگر» در برابر این واژه به‌کار رفته‌است. گروهی از زبان‌شناسان معتقدند «–درمان» در ترکیب با اسم، نقش ریشهٔ فعلی را ایفا می‌کند و همان‌طور که «شب‌کار» و «خردباور» در زبان فارسی ساخته شده‌است، کاربرد واژهٔ «گفتاردرمان» درست است. گروهی دیگر استدلال می‌کنند که «درمان» جزء اسمیِ فعل مرکبِ «درمان کردن» است و برای ساخت اسم فاعل آن، باید به‌منظور تأکید بیشتر، از پسوندِ «–گر» استفاده کرد؛ بنابراین، «گفتاردرمانگر» را صحیح‌تر می‌شمرند.

با استفاده از: #علاءالدین_طباطبایی. ترکیب در زبان فارسی؛ بررسی ساختاری واژه‌های مرکب. تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ۱۳۹۳.

#واژه‌_شناسی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
Telegram چشم‌و‌چراغ همراه با پژوهشگران زبان فارسی سروش: cheshmcheragh اینستاگرام: _cheshmocheragh_ فیس‌بوک: Persian Terminology توییتر: persiantermino1 ایتا: cheshmocheragh2
  • 👍 1
Post #652 272

Forwarded from نگاران | ادبیات

هلیکوپتر، چرخ‌بال، بالگرد

واژهٔ فرانسوی «هلیکوپتر» از ریشهٔ یونانیِ helix به‌معنی مارپیچ و نیز چرخیدن، و pteron یعنی بال گرفته شده است. واژهٔ هلیکوپتر یعنی «[دارای] بالِ چرخنده».
«چرخ‌بال» واژه‌ای است که در تاجیکستان و افغانستان به‌جای هلیکوپتر به‌کار می‌رود. در ایران نیز، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، برای یکسان‌سازی اصطلاحات در سه کشور فارسی‌زبان، ابتدا همین واژه را پیشنهاد کرد، اما واژهٔ «بالگرد»، که در نیروهای مسلح کشور اصطلاحی آشنا بود، بیش از چرخ‌بال با استقبال مواجه و سرانجام تصویب شد؛ بنابراین، سه واژهٔ هلیکوپتر، چرخ‌بال و بالگرد هم‌معنا هستند.
@kalamat_k
  • 👎 2
Post #651 210

Forwarded from چشم‌و‌چراغ

🚁 هلیکوپتر، چرخ‌بال، بالگرد

واژهٔ فرانسوی «هلیکوپتر» از ریشهٔ یونانیِ helix به‌معنی مارپیچ و نیز چرخیدن، و pteron یعنی بال گرفته شده است. واژهٔ هلیکوپتر یعنی «[دارای] بالِ چرخنده».
«چرخ‌بال» واژه‌ای است که در تاجیکستان و افغانستان به‌جای هلیکوپتر به‌کار می‌رود. در ایران نیز، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، برای یکسان‌سازی اصطلاحات در سه کشور فارسی‌زبان، ابتدا همین واژه را پیشنهاد کرد، اما واژهٔ «بالگرد»، که در نیروهای مسلح کشور اصطلاحی آشنا بود، بیش از چرخ‌بال با استقبال مواجه و سرانجام تصویب شد؛ بنابراین، سه واژهٔ هلیکوپتر، چرخ‌بال و بالگرد هم‌معنا هستند.
#واژه‌_شناسی

#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
https://t.me/cheshmocheragh
Telegram چشم‌و‌چراغ همراه با پژوهشگران زبان فارسی سروش: cheshmcheragh اینستاگرام: _cheshmocheragh_ فیس‌بوک: Persian Terminology توییتر: persiantermino1 ایتا: cheshmocheragh2
  • 👍 1
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →