«پرستار»
۱) «پرستار»، مصوب فرهنگستان برای nurse، در فارسی قدیم به معنای «کنیز یا خدمتکار» و نیز «فرمانبردار» بودهاست:
«اتفاق افتاد که بر پرستاری عاشق شد [= «بر کنیزی عاشق شد»]، قیمت وی صدوپنجاه دینار.» (خواجه نظامالملک، سیاستنامه، ص ۱۶۲)
پرستارِ امرش همه چیز و کس (= «فرمانبردار امرش»)
بنیآدم و مرغ و مور و مگس (سعدی)
۲) میدانیم که پسوند «-ار» تنها به بن ماضی میپیوندد و اسم یا صفت میسازد، مانند «کشتار» و «خریدار». اما «پرستار» تنها واژهای است که از بن مضارع «پرستیدن» (= «پرست») و پسوند «-ار» ساخته شدهاست، زیرا «پرست»، در رویکرد همزمانی، از لحاظ صوری و ساخت آوایی، مانند بنهای ماضی است (برای بررسی تاریخی (درزمانی) ← احمدرضا قائممقامی، «پرستار (بحث لغوی و دستوری)»، مجلۀ فرهنگنویسی، شمارۀ ۱۷ (اسفند ۱۳۹۹)
#واژهشناسی
@kalamat_k
Post #681
967
Forwarded from نگاران | ادبیات
- 💩 6
- ❤ 4