📌 چکیده
افراد امنیتمحور در ساختار قدرت جمهوری اسلامی ایران پس از درگیری با ایالات متحده و اسرائیل، سیاست «نگاه به شرق» را ادامه داده و روابط با جمهوری خلق چین را فعالتر میسازند، هرچند چین در این بحران حمایت نظامی مستقیم ارائه نکرده است. این وضعیت مناظرهای میان اصلاحطلبان که چین را شریک اقتصادی میدانند و محافظهکارانی که به الگوی روسیه برای تقویت توان نظامی تمایل دارند، بهوجود آورده و نقش نهادهای امنیتی را در تعیین مسیر سیاست خارجی تقویت کرده است. انتصاب محمدباقر قالیباف به نماینده ویژه ایران برای امور چین نشاندهنده عزم دولت برای پیشبرد توافقنامهٔ ۲۵‑سالهٔ همکاری استراتژیک و استفاده از چین بهعنوان شریک اصلی در بازسازی زیرساختها و افزایش توان چانهزنی در مقابل فشارهای آمریکا است.
ایران روابط خود با PRC را عمیقتر میکند علیرغم عدم دریافت حمایت نظامی
خلاصه اجرایی:
• افراد امنیتمحور در ساختار قدرت ایران تضمین میکنند که پس از درگیری با ایالات متحده و اسرائیل، ایران به پیگیری سیاست نگاه به شرق ادامه دهد و روابط خود با جمهوری خلق چین (PRC) را بهصورت فعالتری تقویت کند.
• پاسخ محتاطانهٔ چین در زمان جنگ مناقشات جدی دربارهٔ آینده روابط با پکن را برانگیخته است؛ بسیاری در تهران این واکنش را نشانهای میدانند که چین به تقویت روابط با کشورهای عربی و گفتوگو با ایالات متحده برای حفظ جریان انرژی از طریق تنگه هرمز اولویت میدهد.
• این مناظره تقسیمات اصلاحطلب‑محافظهگرا را تشدید کرده و نفوذ نهادهای امنیتی را تقویت میکند؛ این نهادها استقلال عملیاتی را بر اتحادهای محدود ترجیح میدهند.
سیاست نگاه به شرق ایران ریشه در آرمانهای ایدئولوژیک انقلاب ۱۹۷۹ دارد؛ شعاری چون «نه شرق نه غرب» که هدفش ایجاد نظامی مستقل از دو بلوک قدرت بود. با گذشت زمان و تحت تحریمها و انزوای بینالمللی، این شعار به همگرایی عملی با قدرتهای شرقی، بهویژه روسیه و جمهوری خلق چین (PRC) تبدیل شد.
در دورههای مختلف ریاستجمهوری، این سیاست اهداف متفاوتی دنبال کرده است. در دوران محمود احمدینژاد، نگاه به شرق لحن ایدئولوژیک و تقابلی نسبت به غرب به خود گرفت. در دولت حسن روحانی، این سیاست تکمیلکنندهٔ تعامل با غرب بود و در چارچوب برنامه جامع اقدام مشترک (JCPOA) هستهای ۲۰۱۵ اجرا شد. اما تحت دولت ابراهیم رئیسی و پس از آن، نگاه به شرق به استراتژی انحصاری و جایگزینی برای تعامل با غرب تبدیل شد؛ این تحول از طریق اسنادی چون توافقنامهٔ ۲۵ ساله با PRC و پیوستن به سازمان همکاری شانگهای (SCO) و بریکس (Middle East Council, سپتامبر ۲۰۲۳) نشان داد. این رویکرد، نه صرفاً بر مبنای منافع اقتصادی، بلکه بازتاب نگرش امنیتمحور و محافظهکارانهای است که نهادهای امنیتی و نظامی ایران تأکید میکنند (Khayrion, ۶ ژوئن ۲۰۲۴).
نهادهای امنیتی همواره بر این نکته تأکید دارند که کشورهایی چون روسیه و PRC شرکای استراتژیک جمهوری اسلامی ایران هستند. بر پایه این استدلال، روابط با غرب را محکوم میکنند و تأکید میورزند که باید به روابط با شرکای شرقی بهصورت انحصاری توجه کرد؛ این شرکا از نگاه آنها قطبهای جدید نظام بینالمللی را تشکیل میدهند (Khamenei.ir, ۲۲ ژوئیه ۲۰۲۲).
درگیری کنونی با ایالات متحده و اسرائیل منجر به بروز مناظرات جدی و مهم دربارهٔ آینده روابط با PRC شده است. محور اصلی این مناظره عدم ارائهٔ حمایت نظامی مستقیم توسط چین به ایران در طول این درگیری است. واکنش پکن عمدتاً به دعوتهای دیپلماتیک برای کاهش تنش و احترام به حاکمیت محدود شده؛ بسیاری این رویکرد را «متعادل» و «محافظهکار» ارزیابی کردند (Foreign Affairs, ۱۷ آوریل). این وضعیت بسیاری در ایران را ناامید کرده و پرسشهایی دربارهٔ تعهد و قابلیت اطمینان چین بهعنوان شریک استراتژیک برانگیخته است.
درک ایران از رابطه با PRC.
در ایران، بحث نظری جدیای پیرامون دو مسیر متفاوت برای آیندهٔ همکاری با چین (PRC) شکل گرفته است. اصلاحطلبان بر این باورند که ایران باید الگوی توسعهٔ اقتصادی چین را که بر اقتصاد تولیدی، گشودگی به جهان و جذب سرمایهٔ خارجی استوار است، دنبال کند. از این منظر، چین شریک ایدهآلی برای احیای اقتصاد ایران و خروج از انزوا محسوب میشود؛ اما نمیتوان او را شریک استراتژیک ایران در مواجهههای آینده دانست.