Forwarded from Science is for all🔬 (Мой)
انسان موجودی اجتماعی است؛ از ابتدای تاریخ در قبیله و جمع زیسته و برای بقا به همنوعانش وابسته بوده. با این حال، تناقض جالبی وجود دارد: بسیاری از افراد بهویژه در نوجوانی و در سالهای پیری گرایش شدیدی به تنهایی و خلوت پیدا میکنند. این میل به انزوا نه الزاماً نشانهٔ افسردگی یا اختلال، بلکه ریشههایی عمیق در روانشناسی و فیزیولوژی بدن دارد.
1- «روانشناسیِ نیاز به مرزبندی»
در نوجوانی، فرد درگیر ساختن «هویت» خویش است. خلوتگزینی فرصتی برای پردازش افکار، رویاها و مرزبندی با والدین و جامعه فراهم میکند. روانشناسان تکاملی میگویند این تمایل به انزوا بخشی از فرآیند طبیعی استقلالیابی است؛ جایی که مغز به نوجوان کمک میکند «خودِ متمایز» را کشف کند.از سوی دیگر در سالمندی، پس از دههها ارتباط و نقشآفرینی اجتماعی، بسیاری افراد ترجیح میدهند انرژی محدودشان را صرف روابط معنادارتر کنند.
نظریهی Socioemotional Selectivity Theory (کارستنزن،1999) نشان میدهد سالمندان بهطور انتخابی از جمعیت گسترده فاصله میگیرند تا وقتشان را با معدود افراد مهم صرف کنند.
2- «فیزیولوژیِ مغز و هورمونها»
مغز ما در مراحل مختلف زندگی تغییرات عمدهای دارد:
• در نوجوانی، سیستم لیمبیک (مراکز هیجان) سریعتر از قشر پیشپیشانی (مسئول کنترل شناختی) رشد میکند. این ناهماهنگی باعث میشود نوجوانان برای مدیریت هیجانها به «تنهایی» پناه ببرند؛ تنهایی برایشان حکم یک آزمایشگاه ذهنی دارد.
• در سالمندی، سطح دوپامین و سروتونین کاهش مییابد. این تغییرات باعث کمانرژی شدن در تعاملات اجتماعی گسترده و در نتیجه میل به محیطهای آرامتر و خلوتتر میشود.
جالب اینکه پژوهشهای نوروساینس نشان دادهاند که فعالیت شبکهٔ پیشفرض مغز (Default Mode Network) بخشی از مغز که هنگام رویاپردازی و خوداندیشی فعال است در لحظات خلوتی اوج میگیرد. به همین دلیل، تنهایی نهتنها خستگی اجتماعی را ترمیم میکند بلکه خلاقیت و خودشناسی را هم تغذیه میکند.
3- «جنبهی تکاملی (Evolutionary)»
از منظر تکامل، تنهایی همیشه یک ضعف نبوده. قبایل انسانی برای بقا به شکارچیانی نیاز داشتند که گاه جدا از جمع به مراقبت از محیط یا اکتشاف بپردازند. همین «گرایش ادواری به خلوت» میتوانسته مزیتی بقابخش باشد؛ راهی برای بازیابی انرژی و تولید ایدههای نو در خدمت گروه.
پس در نتیجه؛ تنهایی در نوجوانی ابزاری برای ساخت هویت است، در پیری استراتژیای برای صرفهجویی هیجانی، و در هر سنی پدیدهای فیزیولوژیک برای بازیابی مغز و
روان.
-
1. Carstensen, L. L. (1999). Taking time seriously: A theory of socioemotional selectivity. American Psychologist, 54(3), 165–181.
2. Blakemore, S. J. (2012). Development of the social brain in adolescence. Journal of the Royal Society of Medicine, 105(3), 111–116.
3. Andrews-Hanna, J. R., Smallwood, J., & Spreng, R. N. (2014). The default network and self-generated thought: Component processes, dynamic control, and clinical relevance. Annals of the New York Academy of Sciences, 1316(1), 29–52.
-
«Channel of science is for all»
- ❤ 5
- 👍 1

