یک مطالعه ادعا میکند ماده تاریک وجود ندارد و سن واقعی جهان 27 میلیارد سال است!
برای دههها، تصویر استاندارد و پذیرفتهشده این بوده که بیشتر آنچه در کیهان وجود دارد، چیزی نیست که ما بتوانیم ببینیم. جهان از ترکیبی از مادهٔ معمولی و دو مؤلفهٔ نامرئی تشکیل شده که اغلب ماده تاریک و انرژی تاریک نامیده میشوند.
این تصویر (مدل استاندارد کیهانشناسی) مبنای نگارش کتابهای درسی، برنامهریزی مأموریتهای فضایی و نحوهٔ درک ما از آسمان بوده است. اما در عین حال، پرسشهای دشوار و بیپاسخی را نیز به وجود آورده که هرگز کاملاً از بین نرفتهاند؛ دلیل اصلی آن این است که ماده تاریک و انرژی تاریک هرگز واقعاً «دیده نشدهاند».
به چالش کشیدن وجود ماده تاریک
یک خط فکری جدید، این پرسشها را جدی گرفته و پیشنهاد میکند که شاید اصلاً به آن مؤلفههای نامرئی «تاریک» نیاز نداشته باشیم.
پروفسور راجندرا گوپتا، استاد فیزیک، پس از سالها تحقیق در مورد معماهای دیرینهٔ کیهانشناسی، مدلی را پیشنهاد کرده که هدف آن توضیح جهان بدون نیاز به ماده تاریک یا انرژی تاریک است.
گوپتا که اخترفیزیک در دانشگاه اتاوا تدریس میکند، استدلال میکند که شاید فرضیات آشنا و رایج ممکن است مانع پیشرفت باشند. او توضیح میدهد: «یافتههای این مطالعه تأیید میکند که کار قبلی ما ("مشاهدات جهان اولیهٔ تلسکوپ جیمز وب و کیهانشناسی ΛCDM") در مورد سن ۲۶.۷ میلیارد سالهٔ جهان، به ما این امکان را داده که کشف کنیم جهان برای وجود داشتن به ماده تاریک نیاز ندارد.»
«نور خسته» و نظریه CCC
رویکرد گوپتا دو مفهوم را با هم ترکیب میکند: «ثابتهای جفتشوندهٔ متغیر» (CCC) و «نور خسته» (TL).
نظریه CCC این پرسش را مطرح میکند که آیا ممکن است «ثابتهای طبیعت» - مانند قدرت نیروهای بنیادی یا سرعت نور - در طول زمان یا مکان تغییر کنند؟ اگر حتی به میزان بسیار کمی اینطور باشد، بسیاری از محاسبات مربوط به تکامل جهان تغییر خواهد کرد.
نظریه «نور خسته» هم توضیح متفاوتی برای «انتقال به سرخ» (redshift) نور کهکشانهای دوردست ارائه میدهد. به جای اینکه این پدیده صرفاً نشانهای از انبساط کیهان و کشآمدن نور در نظر گرفته شود، نظریه نور خسته پیشنهاد میکند که فوتونها در طی مسافتهای بسیار طولانی انرژی از دست میدهند و در نتیجه رنگ آنها به سمت سرخ متمایل میشود.
مدل ترکیبی CCC+TL با در کنار هم گذاشتن این دو ایده، در پی توضیح و توجیه ثابت های کیهانی است که امروزه مشاهده میکنیم.
زیر سوال بردن ضرورت ماده تاریک
گوپتا استدلال میکند که اگر نیروهای طبیعت با گذشت زمان ضعیف شوند، برای توضیح اینکه چرا انبساط جهان به نظر شتابان میرسد، به انرژی تاریک نیاز نداریم.
او همچنین استدلال میکند که با اجازه دادن به تغییر ثابتها و با این فرض که نور در حین سفر مسافتهای طولانی برای رسیدن به ما (ناظران)، مقدار کمی انرژی از دست میدهد، میتوان مشاهدات اصلی را بدون نیاز به ماده تاریک توضیح داد.
گوپتا ادامه میدهد: «برخلاف نظریههای استاندارد کیهانشناسی که انبساط شتابان جهان به انرژی تاریک نسبت داده میشود، یافتههای ما نشان میدهد که این انبساط ناشی از تضعیف نیروهای طبیعت است، نه انرژی تاریک
همه اینها به چه معناست؟
اگر مدل CCC+TL به گذراندن آزمایشها ادامه دهد، بسیاری چیزها تغییر خواهد کرد. این مدل راههای جدیدی برای توضیح تابش زمینه کیهانی، خط زمانی تشکیل و رشد کهکشانها، و نحوه خمش نور در مسیر رسیدن به تلسکوپهایمان ارائه خواهد داد. همچنین نحوه درک فاصله و زمان از آسمان را تغییر خواهد داد، زیرا اکنون دیگر انتقال به سرخ تنها معیاری برای انبساط نخواهد بود.
این مدل خط زمانی مبتنی بر مهبانگ را به چالش میکشد. اینها ادعاهای قابل توجهی است که به آزمایشهای دقیق نیاز دارد.
واکنش جامعه علمی چیست؟
این ایده در جامعه علمی یک ادعای اقلیتی و بسیار غیرمتعارف محسوب میشود. نظریه استاندارد کیهانشناسی (مدل ΛCDM) که وجود ماده تاریک و انرژی تاریک را تأیید میکند، با شواهد بسیار زیادی از جمله تابش زمینه کیهانی (CMB) پشتیبانی میشود. بیشتر دانشمندان برای پذیرش این ادعای جدید، به شواهد و مدارک محکمتر و قابل تکرار نیاز دارند.
ترجمه : روزبه شریف زاده
source
-
«Channel of science is for all»
Post #1748
1.4K