احتمالاً در صفحات اینترنتی این گزاره را زیاد شنیدهاید:
«زنان مردان شانهپهن را دوست دارند، چون در عصر حجر، چنین مردهایی شکارچیان موفقتری بودند و بقای فرزندان را تضمین میکردند.»این داستان جذاب و سرراست است؛ اما آیا شواهد علمی و انسانشناسی واقعاً این ادعا را تأیید میکنند؟
زیستشناسان برجستهای مانند استیون جی. گولد، به این دست تبیینها «داستانهای سرهمشده» (Just-So Stories) یا تطبیقگرایی افراطی میگویند؛ داستانهایی پسنگرانه که برای هر سلیقه یا رفتاری در دنیای امروز، روایتی غیرقابلابطال از دوران غارنشینی سرهم میکنند.
انسان شکارچیِ استقامتی بود، نه کشتیگیر!
بر اساس شواهد انسانشناسی، سبک شکار انسان نخستین، «شکار مبتنی بر تعقیب مداوم» بود. انسانها طعمه را کیلومترها در گرما میدواندند تا از گرمازدگی از پا بیفتد.
این نوع بقا نیازمند بدنی لاغر، عضلاتی متراکم، ریههای قوی و ذخیره چربی کم بود؛ چیزی شبیه دوندگان ماراتن امروزی، نه بالاتنهای سنگین و حجیم که مصرف انرژی بالایی دارد.
علاوه بر این، موفقیت در شکار بیش از آنکه به زور بازو وابسته باشد، محصول ابزارسازی، مانند پرتاب نیزه و تلهگذاری، و همچنین همکاری گروهی بود.
اگر ربطی به شکار ندارد، شانه پهن از کجا آمد؟
دانشمندان تکاملی دلایل بسیار محکمتری برای ترجیح بالاتنه V شکل مطرح میکنند:
1. رقابت نر با نر
بسیاری از زیستشناسان معتقدند بالاتنه پهنتر در مردان لزوماً برای شکار یا جذب زن نبوده، بلکه برای ترساندن و درگیری با سایر مردان تکامل یافته است. بالاتنه پهنتر از نظر بصری فرد را بزرگتر و تهدیدآمیزتر نشان میدهد و در نزاعهای رودررو قدرت ضربه بالاتری ایجاد میکند.
2. نشانگر تستوسترون و سلامت عمومی
فرم بدن V شکل ناشی از نسبت تستوسترون به استروژن در دوران بلوغ است. از منظر زیستشناختی، این ویژگی ممکن است صرفاً به عنوان یک سیگنال غیرمستقیم از بلوغ جنسی، جوانی و سلامت سیستم ایمنی ادراک شود، نه یک فرمول جادویی برای شکار.
3. اثرات جانبی تکاملی
گاهی یک ویژگی به این دلیل به وجود نیامده که مستقیماً فایدهای برای بقا داشته، بلکه یک «محصول جانبی» تصادفی از تغییرات اسکلتی دیگر (مانند دوپا شدن یا تغییر ساختار ستون فقرات و راهرفتن کارآمد) بوده است.
بمباران رسانهای و ترجیحات فرهنگی
اگرچه مطالعات فرافرهنگی تمایل پایه به تقارن و استحکام بدنی را نشان میدهند، اما مفهوم کنونی «جذابیت چهارشانه» به شدت توسط صنعت سینما، شبکههای اجتماعی و فرهنگ بدنسازی مدرن اغراق و تقویت شده است. در بسیاری از دورههای تاریخی و حتی برخی جوامع سنتی، جثههای پرتر یا بدون عضلات برجسته، نماد بارزتری از مکنت و دسترسی به منابع غذایی بودهاند.
نتیجهگیری
تقلیل دادن روانشناسی پیچیده انسان به فرمولهای تکخطی عصر پارینهسنگی، بیش از آنکه بیولوژی باشد، بازتاب داستانسراییهای ماست. جذابیت یک ویژگی انسانی، برهمکنش پیچیدهای از زیستشناسی عصبی، سیگنالهای هورمونی، هوش اجتماعی و بسترهای فرهنگی است؛ نه یک کدگذاری صلب و دستنخورده از ۲۰۰ هزار سال پیش.
Source: 1 - 2 - 3
-
«Channel of Science is for all»