گاهی بعد از یک تجربه سخت، آدم به خودش یا دیگران میگوید: «من دیگه اون آدم قبلی نیستم.»
اما از نظر علمی، این جمله هم میتواند درست باشد و هم گمراهکننده؛ چون بین تروما (Trauma)، سازگاری (Adaptation) و رشد پس از adversity تفاوت مهمی وجود دارد.
- نخست: تروما لزوماً به معنی «تغییر شخصیت» نیست.
تروما یک رویداد یا تجربه نیست که برای همه دقیقاً یک نتیجه روانشناختی داشته باشد. یک تجربه شدید ممکن است در یک فرد به علائم پایدار منجر شود، در فرد دیگری واکنشی موقت ایجاد کند و در فرد دیگری تغییرات قابلتوجهی در نحوه نگاه کردن به خودش و جهان ایجاد کند. حتی در مطالعات طولی، شخصیت انسان معمولاً نسبتاً پایدار باقی میماند؛ یعنی مواجهه با adversity معمولاً شخصیت را از صفر بازنویسی نمیکند.
بااینحال، تغییرات مشخصی در برخی صفات شخصیتی میتوانند اتفاق بیفتند. برای مثال، یک مطالعه طولی سهساله نشان داد که adversity با افزایش هیجانیبودن و کاهش توافقپذیری همراه بود؛ در حالی که تغییر کلی شخصیت، پاسخ معمول به adversity نبود.
- پس این تغییرات از کجا میآیند؟
اینجا مفهوم Adaptation یا سازگاری مهم میشود. مغز انسان دائماً خودش را با محیط تنظیم میکند. اگر محیط برای مدت طولانی ناامن باشد.
فرد ممکن است بیشازحد مراقب نشانههای خطر شود، سختتر اعتماد کند، کنترلگرتر شود یا از نظر هیجانی فاصله بگیرد.
این تغییرات لزوماً نشانه «خراب شدن شخصیت» نیستند. ممکن است زمانی راهی برای سازگار شدن با یک محیط دشوار بوده باشند. مشکل از جایی شروع میشود که همان استراتژی، بعد از تمام شدن خطر هم ادامه پیدا کند.
مثلاً:«اگر به هیچکس اعتماد نکنم، کمتر آسیب میبینم.»
در محیط ناامن شاید مفید باشد؛ اما در یک رابطه امن میتواند مانع صمیمیت شود. بنابراین گاهی چیزی که ما آن را «تغییر شخصیت» مینامیم، در واقع تغییر در الگوهای سازگاری است.
- اما قسمت جالب ماجرا: رشد پس از adversity
ایدهای به نام Post-Traumatic Growth (PTG) مطرح شده که میگوید بعضی افراد پس از تجربههای بسیار دشوار، تغییرات مثبتی را در خود گزارش میکنند.
مثلاً احساس معنای بیشتر، روابط عمیقتر، احساس توانمندی بیشتر یا تغییر در اولویتهای زندگی. اما اینجا باید کمی ترمز بکشیم. چون «من بعد از این اتفاق قویتر شدم» الزاماً به این معنی نیست که واقعاً یک تغییر پایدار در شخصیت اتفاق افتاده است.
بخش قابلتوجهی از پژوهشهای PTG بر گزارش خود افراد از تغییراتشان متکی بوده و این موضوع میتواند تحت تأثیر حافظه، مقایسه با گذشته و تمایل انسان به ساختن یک روایت مثبت از زندگی قرار بگیرد.
حتی برخی پژوهشهای انتقادی نشان دادهاند که رشد ادراکشده بسیار شایعتر از رشد واقعی و قابلاندازهگیری است بنابراین علم نمیگوید: « هرکس تروما ببیند، در نهایت قویتر میشود.» چنین جملهای هم علمی نیست و هم میتواند به شکل عجیبی بیرحمانه باشد.
- بعضی افراد بعد از adversity آسیب میبینند.
- بعضیها به سطح عملکرد قبلی برمیگردند.
- بعضیها سازگار میشوند.
- بعضیها واقعاً تغییرات مثبتی را تجربه میکنند.
این مسیرها حتی میتوانند در یک فرد، همزمان وجود داشته باشند.
- پس آیا تروما شخصیت ما را تغییر میدهد؟
گاهی بله، اما نه به شکل ساده و قطعی. شخصیت نه یک سنگ است که هیچ تغییری نکند، نه یک خمیر است که هر اتفاقی آن را از نو شکل دهد. ما در طول زندگی تغییر میکنیم؛ اما تغییر شخصیت معمولاً حاصل تعامل پیچیدهای میان ویژگیهای قبلی فرد، محیط، روابط، شدت و نوع adversity، زمان، coping و تجربههای بعدی است.
و شاید دقیقتر باشد اینکه بگوییم «تجربهای سخت، نحوه سازگاری من با جهان را تغییر داد؛ و بخشی از این تغییر ممکن است بعدها به بخشی از شخصیت من تبدیل شده باشد.»
تغییر کردن بعد از رنج، همیشه به معنای شکستن نیست؛ همانطور که احساس قویتر شدن هم الزاماً به معنای رشد واقعی نیست. گاهی انسان فقط یاد میگیرد چگونه در جهانی که دیگر شبیه گذشته نیست، دوباره زندگی کند.
Source: 1 - 2 - 3 - 4 - 5
-
«Channel of Science is for all»