- فوت فتیش:
سکسی بودن پاهای پارتنر، فرگشت یا پورن؟
فوتفتیش در زبان علمی معمولاً نوعی تمرکز جنسی شدید بر پاهای پارتنر است، درحالی که فتیشیسم به طور دقیقتر به اشیای بیجان مانند کفش و جوراب اشاره دارد. در DSM-5 هر دو در چارچوب «اختلال فتیشیستی» بررسی میشوند.
در پژوهش اسکورولی و همکاران روی ۳۸۱ گروه اینترنتی، علایق مربوط به اجزای بدن از رایجترین دستهها بودند و پا و انگشتان پا حدود ۴۷٪ این دسته را تشکیل میدادند (Scorolli et al., 2007). در نظرسنجی بیش از چهار هزارنفری جاستین لمیلر نیز حدود ۱۴٪ افراد فانتزی مرتبط با پا را گزارش کردند؛ در مردان دگرجنسگرا حدود ۱۸٪ و در زنان دگرجنسگرا ۵٪. بنابراین این پدیده هم قابلتوجه است و هم بهشدت وابسته به جنسیت و مردان به طور قابل توجه بیشتر به پاهای شریک جنسی خود علاقه نشان میدهند.
راماچاندران پیشنهاد کرد که نزدیکی نواحی مربوط به پا و اندام تناسلی در نقشه حسی مغز شاید باعث نوعی تداخل عصبی و ایجاد ارتباط جنسی با پا شود، پدیده «اندام خیالی» نیز از شواهد الهامبخش این نظریه بود (Ramachandran & Blakeslee, 1998).
البته که این فرضیه اثبات نشده است. پژوهشی در Cortex رابطه معناداری میان نزدیکی مناطق حسی مغز و میزان تحریک جنسی بخشهای بدن پیدا نکرد و نقش پردازش بصری و یادگیری را محتملتر دانست (Turnbull et al., 2014).
آزمایشهای استنلی راچمن نشان دادند که میتوان از طریق شرطیسازی، یک محرک خنثی مانند تصویر چکمه را با تحریک جنسی پیوند داد، پس از تکرار، خود چکمه میتوانست برانگیختگی ایجاد کند و حتی پس از خاموشی، پاسخ دوباره بازگردد (Rachman, 1966؛ Rachman & Hodgson, 1968).
اما شرطیسازی بهتنهایی کافی نیست، میلیونها نفر محرکهای مشابه میبینند ولی فقط اقلیتی چنین علاقهای پیدا میکنند. بنابراین احتمالاً آمادگی زیستی یا رشدی فرد تعیین میکند چه کسی مستعد این یادگیری باشد.
- حالا باید این سوال مهم را بپرسیم که این خصلت در فرگشت سازگاری است یا محصول جانبی؟
شواهد کافی برای اینکه فتیش پا یک سازگاری مستقیم فرگشتی باشد وجود ندارد.
یک فرضیه تاریخی از جیانینی و همکاران میگوید شیوع بیماریهای مقاربتی در برخی دورههای تاریخی شاید توجه جنسی را به نواحی کمخطرتر مانند پا سوق داده باشد، اما شواهد کافی برای اثبات آن وجود ندارد (Giannini et al., 1998).
دیدگاه محتملتر، محصول جانبی فرگشت است، چون فرگشت مغزی بسیار انعطافپذیر برای یادگیری جنسی، پردازش نشانههای بصری و پیوند محرکها با پاداش ایجاد کرده است. همین انعطافپذیری میتواند در برخی افراد باعث شود یک محرک غیرمعمول از طریق تجربه بهشدت با پاداش جنسی پیوند بخورد. تفاوت بیشتر این پدیده در مردان نیز شاید با تفاوت میانگین واکنش به محرکهای بصری جنسی مرتبط باشد، اما این هنوز فرضیهای نظری است.
فوتفتیشیسم پدیدهای مدرن یا محصول اینترنت نیست. کرافت ابینگ در سال ۱۸۸۶ نمونههایی از علاقه به پا و کفش را ثبت کرد و فروید بعدها آن را با نظریه اضطراب اختگی توضیح داد، نظریهای که امروز پشتوانه تجربی مستقیمی ندارد.
این هم باید گفت که ارزش اروتیک پا بسیار قدیمیتر از آن چیزی است که فکر میکنید، از کفش های مخصوص پای زنان در قرن دهم چین تا نقش کفش در داستان سیندرلا هم میتوانند بار اروتیک داشته باشند. اینترنت بیشتر باعث دیدهشدن، ارتباط افراد همفکر و افزایش دادههای قابل بررسی شده است، نه پیدایش این علاقه.
داشتن یک علاقه جنسی غیرمعمول، بهخودیخود بیماری نیست. DSM-5 میان «پارافیلیا» و «اختلال پارافیلیک» تفاوت میگذارد. برای تشخیص اختلال فتیشیستی، کشش باید دستکم شش ماه وجود داشته باشد و باعث پریشانی قابلتوجه یا اختلال در عملکرد شود، یا در موارد مربوط با عدم رضایت دیگران همراه باشد.
بنابراین فردی که به پا کشش دارد اما از آن رنج نمیبرد، زندگیاش مختل نشده و رضایت طرف مقابل را رعایت میکند، صرفاً به دلیل این علاقه بیمار محسوب نمیشود.
فوتفتیشیسم نه یک سازگاری مستقیم فرگشتیِ اثباتشده است و نه یک فانتزی مدرن.
مدل محتملتر این است که فرگشت، سیستم بسیار انعطافپذیری برای پاداش و یادگیری جنسی ساخته و سپس تفاوتهای فردی، رشد، تجربههای اولیه، شرطیسازی و فرهنگ تعیین میکنند این سیستم به چه محرکی حساس شود.
بنابراین فرگشت احتمالاً خودِ «فتیش پا» را انتخاب نکرده بلکه سیستم یادگیری را ساخته و در برخی افراد، تاریخچه رشدی و تجربی این سیستم را روی پا قفل کرده است.
Source: 1 - 2 - 3 - 4 - 5 - 6 - 7
«Channel of Science is for all»
Post #1812
1.48K
Forwarded from Science is for all🔬 (TheㅤNarrator)
- 👍 3
- ❤ 2