TGViewer
Channel Public Channel
Ehsan's Notes

Ehsan's Notes

@ehsanmnotes

احسان موسوی

اقتصاد پولی و فایننس | اقتصاد سیاسی

----------------------

ارتباط : @EhsanMousavi

بلاگ:
https://theimplex.substack.com

وبسایت:
ehsanmousavi.com

توییتر:
https://twitter.com/ehsanmousavi4

اینستاگرام:
https://instagram.com/ehsanmousavi__?
Subscribers
197
Photos
182
Videos
30
Links
325

Showing posts older than #772 · Back to latest

Older Posts 20 shown
Post #771 345
📌 رویکرد رئیس جدید فدرال رزرو: کوین وارش علاقه‌ای به Forward Guidance ندارد.

💡 اما Forward Guidance چیست؟

این یک ابزار سیاست پولی است؛ وقتی که سیاستگذار پولی درباره اهداف سیاست پولی آینده خود، اطلاعاتی ارائه می‌دهد. در واقع، او بیان می‌کند که انتظار دارد سیاست پولی در آینده چه مسیری را طی کند. با بیان این اطلاعات، بازیگران بازارها می‌توانند رفتار خود را مطابق با آن تطبیق دهند و اینگونه، سیاستگذار بر رفتار آنها نیز اثر می‌گذارد.

بانک مرکزی اروپا (ECB)، از جولای 2013 استفاده از این ابزار را شروع کرد، زمانی که در یک کنفرانس خبری اعلام شد، انتظار می‌رود نرخ بهره برای مدت طولانی پایین بماند.

در فدرال رزرو آمریکا نیز، کمیته فدرال بازار باز (FOMC)، در اوایل دهه 2000، دست به چنین سیاستی زد. برای مثال، در بیانیه‌اش پس از جلسه آگوست 2003 بیان کرد که سیاست پولی انبساطی می‌تواند "برای مدت قابل توجهی" حفظ شود. و یا پیش از افزایش نرخ بهره در ژوئن 2004، با اعمال تغییراتی در زبان بیانیه خود، این سیگنال را ارسال کرد که زمان اتخاذ سیاست پولی انقباضی دارد می‌رسد.

💡 چرا کوین وارش از Forward Guidance خوشش نمی‌آید؟

در یک کنفرانس خبری، وارش به روشنی دلیل خودش را اینگونه بیان کرد:

«قیمت‌ها در بازارهای مالی احتمالاً مهم‌ترین منبع اطلاعات برای راهنمایی بانکداران مرکزی هستند. اما وقتی تمام کاری که بازارهای مالی انجام می‌دهند، انعکاس حرف‌های ماست، در واقع مهم‌ترین منبع اطلاعات‌مان را از دست می‌دهیم و و آن را نمی‌بینیم. من دوست دارم سیستمی ایجاد کنیم که در آن این بی‌توجهی‌ها کنار می‌روند، جایی که بازارها داده‌هایی را دنبال می‌کنند که فکر می‌کنند واقعا قابل اعتماد هستند (...) آنها از طریق قیمت‌ها در بازار، اطلاعات بهتری به ما ارائه می‌دهند. می‌توانیم تصمیمات آگاهانه‌تری بگیریم.»

در همین راستا، در Dot Plot قبلی که توسط فدرال رزرو در ژوئن 2026 منتشر شد، یکی از نقطه‌ها کم بود که وارش اعلام کرد، خودش شخصی بوده که نظرش را بیان نکرده است.

ابزار Dot Plot، نموداری است که نشان می‌دهد سیاست‌گذاران فدرال رزرو انتظار دارند نرخ وجوه فدرال (نرخ بهره فدرال) (Fed Funds Rate ) طی چند سال آینده و در «بلندمدت» در چه سطحی باشد.

💡 مخالفان رویکرد او چه می‌گویند؟

با این حال، رویکرد مخالفت با Forward Guidance بدون مخالف نیست و آنها بیان می‌کنند که این رویکرد بر نااطمینانی‌ها در بازار می‌افزاید، بازیگران بازارها نمی‌توانند اطلاعات لازم را بدست آورند و پیش‌بینی‌پذیری در بازار کاهش می‌یابد.

البته برخی‌ها نقد دیگری را نیز بیان می‌کنند. آنها می‌گویند مشکل صرفا این نیست که کوین وارش تمایلی ندارد اطلاعاتی درباره آینده ارائه دهد، بلکه مشکل این است که حتی درباره امروز و گذشته نیز اطلاعات کافی ارائه نمی‌دهد. آنها می‌خواهند تا وارش درباره آنکه چگونه به تصمیمات اخیر دست یافته، توضیحات بیشتری ارائه دهد و توضیح دهد که چگونه به این نتیجه رسیده‌اند که نیازی به تغییر نرخ بهره هنوز احساس نکرده‌اند؟ که او از این امر نیز سر باز می‌زند و صرفاً به گفتن آنکه «ما به هدف تورم 2% دست خواهیم یافت.» بسنده می‌کند.

📍 باید دید با گذر زمان، اوضاع به چه صورتی پیش خواهد رفت. آیا کوین وارش می‌تواند این رویکرد خود را ادامه دهد و یا زور مخالفان یا شرایط اقتصادی و ژئوپلیتیک، او را مجبور به تغییر رویکرد می‌کند.

☑ @ehsanmnotes
Telegram Ehsan's Notes احسان موسوی اقتصاد پولی و فایننس | اقتصاد سیاسی ---------------------- ارتباط : @EhsanMousavi بلاگ: https://theimplex.substack.com وبسایت: ehsanmousavi.com توییتر: https://twitter.com/ehsanmousavi4 اینستاگرام: https://instagram.com/ehsanmousavi__?
Post #770 140
Ehsan's Notes کتاب جدید عاصم اوغلو به نام: What Happened to Liberal Democracy? ویدیوی معرفی کتاب در سایت ناشر: https://shapingwork.mit.edu/what-happened-to-liberal-democracy/ ویدیوی معرفی کتاب در توییتر نویسنده: https://x.com/DAcemogluMIT/status/2081790602308440362 …
📝 یکی از مشکلاتی که در چنین بحث هایی وجود دارد، معنای «لیبرالیسم» است. باید دید منظور شخص از این عبارت چیست. آیا آن را راولزی تعریف کرده و بسوی social liberalism متمایل هستید یا بر لیبرالیسم کلاسیک تاکید دارید؟

ایرادی که باید این روزها گرفت، بر دموکراسی است که کارکرد اصلی آن فراموش شده و گاردریل‌های لیبرالی آن که ضروری هستند برای عملکرد بهترش، نادیده گرفته شده‌اند.
من احتمال می‌دهم عاصم اوغلو دچار این خطا شده که بجای نقد دموکراسی و ساختارهای آن، ایرادات را به لیبرالیسم نسبت می‌دهد.

البته باید کتاب او را خواند تا بتوان قضاوت دقیقتری ارائه داد، این صرفا حدسی است که میزنم و بر اساس این مطلبی که درباره نگاه او به موضوع قبلا نوشته شده است:
https://uk.finance.yahoo.com/news/economics-nobel-laureate-daron-acemoglu-working-class-liberalism-151632187.html

📌 پ.ن: به گمانم واضح است که من مخالف دموکراسی نیستم، اما آن را بدون ایراد نمی‌دانم و معتقدم که باید به درستی آن را تعریف کرد و جایگاهش را فهمید.
این دیدگاه من نسبت به دموکراسی است:
https://theimplex.substack.com/p/what-indeed-is-democracy

☑ @ehsanmnotes
  • ❤ 2
Post #769 119
کتاب جدید عاصم اوغلو به نام:
What Happened to Liberal Democracy?

ویدیوی معرفی کتاب در سایت ناشر:
https://shapingwork.mit.edu/what-happened-to-liberal-democracy/

ویدیوی معرفی کتاب در توییتر نویسنده:
https://x.com/DAcemogluMIT/status/2081790602308440362

☑ @ehsanmnotes
MIT Stone Center on Inequality and Shaping the Future of Work What Happened to Liberal Democracy? - MIT Stone Center on Inequality and Shaping the Future of Work
  • ❤ 1
Post #768 311
یادداشت اخیر من در وبسایت بنیاد آموزش اقتصاد (FEE)

✍ Why People Hoard: The economics of scarcity

👤 Ehsan Mousavi (احسان موسوی)

👈 چرا احتکار رخ می‌دهد، چه چیزی درباره اقتصاد به ما می‌گوید و آیا باید آن را رفتاری مخل اقتصاد دانست؟

🌐 https://fee.org/articles/why-people-hoard/

☑ @ehsanmnotes
Foundation for Economic Education Why People Hoard - FEE We have all heard many times that hoarding is usually attributed to greed and is highly condemned. For example, in his book The Grapes of Wrath, John
  • ❤ 4
  • 👍 1
Post #766 275
💡 درک اقتصاد، درک انگیزه‌ها و محدودیت‌ها و ناشناخته‌هاست:

وقتی درباره سیاست صحبت می‌کنیم، باید این را در نظر گرفت که درحال صحبت از یک پدیده انسانی هستیم. هر پدیده‌ای که بازیگران اصلی آن، انسان‌ها باشند، مساله انگیزه و منافع، لاجرم در آن نقش ایفا می‌کند؛ این بدین معناست که تفاوتی ندارد درباره کنش بازیگران اقتصادی صحبت می‌کنیم، تعامل بین انسان‌ها برای یک موضوع اجتماعی و یا یک پدیده سیاسی و تعامل سیاستمداران. در هر صورت، آنچه انسان‌ها را بسوی یک کنش وامیدارد، منافعی‌ست که آنها برای خود تصور می‌کنند.

من بر این اصرار ندارم که این منافع، الزاماً همیشه صرفاً جنبه شخصی دارند، اما اولاً تاکید می‌کنم که منافع شخصی غیرقابل انکار هستند و دوم، در هر صورت، با هر نگاهی، موضوع بر سر این است که معتقدیم یک کنش (سیاسی، اجتماعی، یا اقتصادی)، چه منافعی برای چه کسانی خواهد داشت.

این موضوع را در سیاست نباید نادیده گرفت و تفاوتی نمی‌کند که درباره سیاست در کدام کشور صحبت می‌کنیم. نه در تهران، نه در واشنگتن و نه در پکن، سیاستمداران صرفاً برای منافع جامعه (اگر چنین چیزی بطور قطعی وجود داشته باشد)، کنش نمی‌کنند. آنها منافع خود و تمامی آنهایی که منافع سیاستمدار را تامین می‌کنند را در نظر می‌گیرند. طبیعی‌ست وقتی یک سیاستمدار نیازمند رای برای حفظ قدرت باشد، منافع رای‌دهندگانش را نیز باید در نظر بگیرد.

موضوع بعدی که باید بر آن تاکید کرد، پیچیدگی سیستم‌ها و پدیده‌هاست. بسیار محتمل است که یک پدیده اجتماعی/اقتصادی/سیاسی به آن تمیزی که تصور می‌کنیم، قابل مدیریت و هدایت نباشد. همیشه محدودیت‌هایی، از جنس فردی (روان‌شناختی و دانشی و...)، لجستیکی و ابزاری و عملیاتی و مالی و... وجود دارد. همیشه افراد در حال انتخاب میان گزینه‌ها هستند و به هزینه-فایده درباره گزینه‌ها، بر اساس امکاناتشان، دست می‌زنند. هیچ تصمیمی بدون هزینه و ریسک نیست. همچنین معمولاً گزینه‌های محتمل دیگری نیز برای رسیدن به یک هدف وجود دارند که ما باید آنها را بررسی کنیم. اما کدامیک کارامدتر است؟ هیچکس بطور مطلق و دقیق نمی‌داند، بلکه دانش، شانس و امکانات ماست که بر احتمالات تاثیر می‌گذارند.

اما وجود گزینه‌های متعدد و پیچیدگی زیاد پدیده‌ها، ما را به این سو می‌کشاند که بپذیریم ما با ناشناخته‌ها سر و کار داریم. محدودیت‌های ما، کنش‌های سایرین که حتی ممکن است آنها را نتوانسته‌ایم پیشبینی کنیم و یا آنطور که انتظار داشتیم رخ نداده‌اند (چرا که آنها نیز برای منافع خود، از ابزارهایشان استفاده می‌کنند، مانند ما)، می‌توانند بر برنامه‌های ما و خروجی‌هایی که احتمال می‌دادیم کنش‌های ما داشته باشند، اثر بگذارند. هیچ‌گاه یک سیستم مرکزی، نمی‌تواند همه سیستم را بطور کامل مدیریت و کنترل کند. هیچ‌گاه نمی‌توان از اعضای یک سیستم خواست که بر منافع شخصی خود چشم ببندند و آنچه بر آن برچسب «منافع عمومی» زده شده است را اولویت قرار دهند.

موضوع اینست که اگر انتظار داریم تا افراد، اهدافی خاص را در نظر بگیرند، باید فرایندها و سیستم به گونه‌ای باشد که به انسان‌ها انگیزه دهد تا آن اهداف را دنبال کنند. غیر از آن، اگر تصور کنیم یک سیستم صرفاً به این دلیل رشد کرده که آدم‌ها، فقط از روی خیرخواهی برای دیگری، با یکدیگر همکاری کرده‌اند و همگان بطور خودجوش، چنین چیزهایی را اولویت قرار داده‌اند، در هر صورت، داریم در درک آن سیستم به بیراهه می‌رویم.

☑ @ehsanmnotes
  • 👍 2
  • ❤ 1
Post #765 130
✍ What indeed is democracy?
An economic-theoretic definition

📝 Democracy is not just about majority rule; it is about compromise. In a democracy, the focus is on how we, as stakeholders, can collectively discuss, collaborate, negotiate, and then make a decision. While majority rule plays an important role, a simple majority is not always the answer, nor is it sufficient for making a decision.

💡 Read More:
🌐
https://bit.ly/4vMleDC
Post #764 170
✍ A Century of Postponement:
The Legal and Political Handling of Slavery from 1776 to 1861

📝 The history of the United States has always witnessed great consensus, including the Constitution itself, which was the result of an important compromise.

However, the resolution of the slavery issue ultimately came about through a civil war; before that, not even the slightest consensus could ever form around it among the various groups within society.

The legal and political documents of the United States regarding this matter have always merely postponed the issue.

💡 Read More:
🌐 https://bit.ly/4p2zAOl
  • ❤ 2
Post #763 141
✍ The Architecture of Compromise:
Power Structure and the Creation of the U.S. Constitution

📝 The 81-year-old Benjamin Franklin expressed his support for the Constitution as follows:
I consent, Sir, to this Constitution because I expect no better, and because I am not sure, that it is not the best.


But this is not the only time that advocates of the Constitution, before its ratification, acknowledged its imperfection.

💡 Read More:
🌐 https://bit.ly/4vfcwNQ
  • ❤ 1
Post #762 498
امروز بلاگم در Substack به نام The Implexرا راه انداختم، جایی که قرار است از جهان پیچیده‌ای که در آن زندگی می‌کنیم و مناسبات درهم تنیده‌اش، از دریچه اقتصاد و سیاست صحبت کنیم.

راه اندازی این بلاگ با دو یادداشت همراه است که تحلیلی هستند از آنکه چگونه ساختار قدرت در ایالات متحده آمریکا بر تدوین قانون اساسی و همچنین مساله برده‌داری در این کشور اثر گذاشت.

🌐 https://theimplex.substack.com/

امیدوارم این یادداشت‌ها مفید باشند و اگر از آنها خوشتان آمد، می‌توانید در خبرنامه آن عضو شوید.
Substack The Implex | Ehsan Mousavi | Substack You not only deal with known unknowns but also unknown unknowns. Click to read The Implex, by Ehsan Mousavi, a Substack publication. Launched 3 months ago.
  • ❤ 1
Post #760 153
Ehsan's Notes ✍ سوبجکتیویسم اخلاقی و سیاست بعنوان بستر تلاقی و معامله میان دستگاه‌های اخلاقی (1/2): مهران عزیز، در یادداشت‌های اخیرش، به ضرورت وجود اخلاق عینی پرداخت و این بحث را گشود که نبود آن در عمل به چه چالش‌هایی منجر خواهد شد. با این حال، در نقد این نگاه، بحث را…
✍ سوبجکتیویسم اخلاقی و سیاست بعنوان بستر تلاقی و معامله میان دستگاه‌های اخلاقی (2/2):

بدیهی‌ست که این بدان معنا نیست که انقلاب‌ها، جنگ‌ها و تمامی کنش‌ها برای تغییر در مناسبات قدرت و تضعیف قدرت دیگری ضرورتاً غیراخلاقی‌اند، بلکه باید پاسخ آن را در دل ارزش‌های هر فرد و منافع افراد جستجو کرد؛ آنها نیز جزوی از همان کنش‌ها برای نهادینه‌کردن ارزش‌ها و تغییر ساختار ها و شاید رسیدن به یک نقطه تعادل هستند (گرچه به دلیل معنای ایستایی «تعادل»، تمایلی به استفاده از آن ندارم و بکارگیری آن را در اینجا دقیق نمی‌دانم، اما به گمانم منظور را تا حدی بهتر می‌رساند.)


پی‌نوشت: این دفاعی از اخلاق فایده‌گرایانه نبود.

☑ @ehsanmnotes
Post #758 132
A New Liberty در عوض به تعداد انسان‌ها دستگاه‌ اخلاقی خواهیم داشت که به اعتبار اخلاق سوبجکتیو، همگی به یک اندازه معتبر خواهند بود.
✍ سوبجکتیویسم اخلاقی و سیاست بعنوان بستر تلاقی و معامله میان دستگاه‌های اخلاقی (1/2):

مهران عزیز، در یادداشت‌های اخیرش، به ضرورت وجود اخلاق عینی پرداخت و این بحث را گشود که نبود آن در عمل به چه چالش‌هایی منجر خواهد شد. با این حال، در نقد این نگاه، بحث را از کمی عقب‌تر پیش خواهم برد.

هرگز مساله این نیست که پیامد وجود یا عدم وجود دستگاه اخلاقی عینیت‌گرا چیست، بلکه مساله اینست که واقعا اخلاق و گزاره‌های اخلاقی چگونه شکل می‌گیرند. گزاره‌های اخلاقی که توسط انسان‌ها صادر می‌شوند، ریشه در تجربه زیسته و منافع آنها دارد.

پیچیدگی‌های زندگی اجتماعی، مناسباتی که از گذشته میان انسان‌ها شکل گرفته، تجاربی که در مواجهه با پدیده‌ها داشتیم و طبیعتا هرکس با توجه به منابع در اختیار خود و دیگران، تجاربش از پیامدهای هر رفتار، احتمالاتی که بعنوان نتایج هر پدیده در نظر دارد و در کنار آنچه که باور دارد به نفع او و سایرین است، گزاره‌های اخلاقی را برای او شکل می‌دهند.

اگر شما دستگاهی اخلاقی می‌سازید، چه به نام دین، چه به نام حقوق طبیعی یا...، آن دستگاه، مبتنی بر درکی خاص از مناسبات، منافع و پیامدها است و هرگونه تغییری در آنها، می‌تواند آن دستگاه را از حیز انتفاع ساقط کند.

اما آیا این به آن معناست که عمل یک بربری که مایل به نابودی تمامی تمدن بشری‌ست با عمل شخصی که قائل به آزادی اقتصادی‌ست، بلحاظ اخلاقی یکسان است؟ پاسخ به این پرسش به دو شکل ممکن است. یا مبتنی بر دستگاه اخلاقی خاصی به آن پاسخ خواهیم داد و یا مبتنی بر درک ذهنی هر فرد، که الزاماً بطور مطلق، مبتنی بر یک دستگاه اخلاقی خاص نیست. در هر دو صورت، می‌توان پاسخی مثبت یا منفی به آن سوال داد و نه یک پاسخ بی‌طرفانه و خنثی.

پس در عمل چه خواهد شد؟ باید چگونه با آنها مواجه شد؟ وقتی درباره این موضوع، صرفاً به بحث نشسته‌ایم، تنها زمانی می‌توانیم با قطعیت دیگری را متقاعد کنیم که عملی اخلاقی‌ست یا خیر و یا تحت چه شرایطی اخلاقی‌ست، که اشتراکاتی با یکدیگر داشته باشیم، یا بتوانیم به دیگری نشان دهیم که در چارچوب آنچه او درک می‌کند، این عمل مطلوب یا نامطلوب است و یا نادرست بودن درک او را به چالش کشیده و مناسبات جدیدی را به ارائه دهیم (اما این کار، آنطور که تصور می‌شود، از یک چارچوب صوری پیروی نمی‌کند؛ نااطمینانی‌ها، تجارب زیسته و احساسات، چیزهایی نیستند که به راحتی در قالب استدلالی صوری بگنجند). این بدان معناست که یک دستگاه اخلاقی اصطلاحاً «عینیت‌گرا» تنها زمانی مورد پذیرش واقع می‌شود که بتوان دیگری را متقاعد به درستی آن کرد؛ به عبارتی دیگر، یک دستگاه اخلاقی اصطلاحاً «عینیت‌گرا»، نهایتاً باید بر ارزش‌های ذهنی شخص منطبق شود و یا او را متقاعد به تغییر آنها کند و نه آنکه خارج از ذهن، ضرورتاً صحیح باشد، چرا که قضاوت در این باره، نهایتاً در انحصار ذهن هر فرد است.

اما مساله دیگر آنست که مواجهه عملی چگونه باید باشد؟ اینجاست که پای سیاست و ساختار سیاسی، ترتیبات نهادی و سنت‌ها به میان می‌آید. تاریخ کشورها پر است از جنگ‌ها و انقلاب‌هایی که برای حفاظت از منافع و نهادینه‌کردن ارزش‌هایی که گروهی به آنها باور داشتند و گروهی دیگر نه، شکل گرفته‌اند. هدف کنش سیاسی این است که گروه‌ها، خود، منافع و ارزش‌هایشان را بر ساختار حاکم تحمیل کنند و در بسیاری کشورها، ساختاری شکل گرفته تا بده‌بستان میان این گروه‌ها ممکن گردد. در واقع شاید بتوان این ساختار را (اما نه دقیقاً)، نوعی نقطه تعادل دانست که تنش‌ها را کنترل کرده و هزینه نهادینه‌کردن ارزش‌ها را کاهش داده است، البته به قیمت آنکه ساختار نهایی، ایده‌آل هیچ گروهی نیست.

بطور خلاصه، برای تنظیم مناسبات حقوقی، ما الزاماً نیازی به ایجاد یک دستگاه اخلاقی اصطلاحاً «عینیت‌گرا» و سوار کردن تمامی مناسبات یک جغرافیای سیاسی بر آن نداریم. بلکه راه دیگر، شکل‌دادن به سازوکارهایی‌ست که گروه‌ها بتوانند از طریق آنها، دست به معاملات سیاسی میان یکدیگر، برای کسب منافع و نهادینه‌کردن ارزش‌هایی، در ازای چیزی به دیگری، بزنند. این موضوع، در عمل نیز از تنش‌های پرهزینه نیز جلوگیری می‌کند. تنش‌هایی که چنان پرهزینه‌اند که حتی می‌توانند آنهایی که قائل به عینی بودن ارزش‌های خود هستند را متقاعد نمایند تا برای نپرداختن آن هزینه‌ها، به کمتر از ایده‌آل خود راضی شوند.

☑ @ehsanmnotes
Post #757 317
Ehsan's Notes 📝 Rereading Adam Smith as a Commentator on the Great Transition ✍ Ehsan Mousavi (احسان موسوی) وقتی به زمانه‌ای که آدام اسمیت در آن زندگی می‌کرد نگاه می‌کنیم، می‌توان روایتی متفاوت از این کتاب و آنچه هدف اسمیت از آن بود، ارائه کرد. محتمل است که قصد اسمیت،…
📝 Rereading Adam Smith as a Commentator on the Great Transition

✍ Ehsan Mousavi (احسان موسوی)

وقتی به زمانه‌ای که آدام اسمیت در آن زندگی می‌کرد نگاه می‌کنیم، می‌توان روایتی متفاوت از این کتاب و آنچه هدف اسمیت از آن بود، ارائه کرد.

محتمل است که قصد اسمیت، نه نگارش یک کتاب تئوریک اقتصادی، بلکه ارائه تحلیلی اقتصاد سیاسی از زمانه خود و تشریح دوران گذاری که در آن می‌زیست، به زبان الیت جامعه‌اش بود.

این‌گونه حتی بهتر می‌توان درک کرد که اصرار اسمیت بر مفاهیمی مانند «نظریه ارزش کار» احتمالاً برای چه بود.

در یادداشت اخیرم در بلاگ YSI INET، تلاش کردم تا روایتی متفاوت از کتاب «ثروت ملل» آدام اسمیت ارائه دهم:

🌐 https://ysi.ineteconomics.org/blog/rereading-adam-smith-as-a-commentator-on-the-great-transition/

----------------------------------------------

مهران خسروزاده عزیز زحمت ترجمه این یادداشت و انتشارش در دنیای اقتصاد رو کشید:

📝 نظریه مهم پدر علم اقتصاد بازخوانی شد؛ «ارزش کار» آدام اسمیت

🌐 https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-167/4277725-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D9%85%DB%8C%D8%AA

☑ @ehsanmnotes
YSI INET Rereading Adam Smith as a Commentator on the Great Transition - YSI INET By Ehsan Mousavi Adam Smith is usually read as a theorist; the architect of modern economics, whose Wealth of Nations laid down the foundations of market logic for the centuries […]
Post #756 148
📝 Rereading Adam Smith as a Commentator on the Great Transition

✍ Ehsan Mousavi (احسان موسوی)


وقتی به زمانه‌ای که آدام اسمیت در آن زندگی می‌کرد نگاه می‌کنیم، می‌توان روایتی متفاوت از این کتاب و آنچه هدف اسمیت از آن بود، ارائه کرد.

محتمل است که قصد اسمیت، نه نگارش یک کتاب تئوریک اقتصادی، بلکه ارائه تحلیلی اقتصاد سیاسی از زمانه خود و تشریح دوران گذاری که در آن می‌زیست، به زبان الیت جامعه‌اش بود.

این‌گونه حتی بهتر می‌توان درک کرد که اصرار اسمیت بر مفاهیمی مانند «نظریه ارزش کار» احتمالاً برای چه بود.

در یادداشت اخیرم در بلاگ YSI INET، تلاش کردم تا روایتی متفاوت از کتاب «ثروت ملل» آدام اسمیت ارائه دهم:

🌐 https://ysi.ineteconomics.org/blog/rereading-adam-smith-as-a-commentator-on-the-great-transition/

☑ @ehsanmnotes
YSI INET Rereading Adam Smith as a Commentator on the Great Transition - YSI INET By Ehsan Mousavi Adam Smith is usually read as a theorist; the architect of modern economics, whose Wealth of Nations laid down the foundations of market logic for the centuries […]
Post #754 346
یادداشت من در Washington Times:


📌 An Iranian renaissance is coming.

the current movement, led by the exiled Crown Prince Reza Pahlavi, is fundamentally different. It is founded on individualism, secularism and the rejection of religious dogmatism.


https://www.washingtontimes.com/news/2026/jan/15/letter-editor-iranian-renaissance-coming/
The Washington Times Letter to the editor: An Iranian renaissance is coming The Iranian people are bravely fighting the Islamic regime.
Post #752 505
در این یادداشت، سخنم با دوستان راست‌گرای ضد سلطنت است: چرا بنظرم این ضدیت ضرورت ندارد؟


💬 آنچه بیش از همه برای ایران ضروری‌ست، تشکیل دولت ملی مدرن است، چیزی که جامعه ایران آماده پذیرش آن است اما ساختار سیاسی آن را برنمی‌تابد.

دولت ملی مدرن، یعنی ایجاد چارچوب‌هایی برای حفاظت از حقوق اساسی افراد، همزیستی میان ملت و امکان گرفتن تصمیمات جمعی، با وجود تفاوت دیدگاه‌ها و منافع. ازینرو، آنچه اهمیت می‌یابد، ایجاد سازوکاری سیاسی‌ست که بتواند از حقوق اساسی ملت دفاع کرده، منافع گروه‌های مختلف را نمایندگی نموده و امکان معاملات سیاسی میان آنها را فراهم سازد. این چیزی‌ست که بارها به آن اشاره داشتم و ضرورت لیبرال دموکراسی، در آن نهفته است.

اما نهاد سلطنت می‌تواند در اینجا ایفای نقش کند. ‏در دنیای امروز، احتمالا دیگر نیازی به طبقه اشراف برای پایداری سلطنت نیست، چرا که مناسبات سیاسی متفاوت شده است و قرارداد اجتماعی میان جامعه و سلطنت می‌تواند تنظیم گردد؛ یعنی بده‌بستانی میان این دو.

یک سلطنت مشروطه تشریفاتی (که از نظر اجرایی قدرتی ندارد و به شکل‌های مختلف محدود شده است)، می‌تواند با مواردی که در قانون اساسی، که در تناسب با سایر اجزا طراحی شده‌اند، مانند Reserve Powers در شرایط خاص ‏(مانند عدم تمکین نخست وزیر به حکم عزل پارلمان یا انتخابات زودهنگام پارلمان پس از مدت مشخصی در ناتوانی در تشکیل دولت)، قدرت نرم و رسانه‌ای، یا از طریق اعتبار اجتماعی (بدون قدرت اجرایی و دخالت در امورات دولت)، توان تاثیرگذاری داشته باشد.

‏از سویی دیگر، از طریق اختیاراتی بسیار محدود، مانند حق وتوی تعلیقی (Suspensive Veto) انتصاب فرماندهان نظامی، توانایی دفاع از خود در برابر سیاستمداران پوپولیست را داشته باشد.

چنین نهاد سلطنتی، در کشوری که نگرانی‌هایی بابت تضییع حقوق اقلیت‌های مختلف قومی، دینی و... وجود دارد، می‌تواند به ثبات سیاسی و جلوگیری از درگیری‌های داخلی (که به ضرر خود نهاد سلطنت بوده، چرا که مهمترین سرمایه آن اعتبار اجتماعی است) کمک کند.

البته طبیعی‌ست که نباید از یاد برد، آنچه اهمیت دارد و باید در قانون اساسی منعکس گردد، ایجاد وابستگی‌های فراوان نهاد سلطنت به جامعه و نمایندگان آنان است. شاید ضرورت تصویب بودجه سلطنتی توسط پارلمان، ممنوعیت فعالیت‌های اقتصادی (مانند بنیاد مستضعفان و ستاد اجرایی)، حسابرسی بودجه سلطنت و وجود سازوکارهایی مانند citizens' initiative بتوانند از جمله این راهکارها باشند.

📌 ‏پ.ن: مثال‌ها و مصادیق، بیشتر برای درک بهتر موضوع و تلاشی برای بهتر پیشبردن بحث بودند، نه پیشنهاداتی قطعی و ضروری در تدوین قانون اساسی و طراحی نهادهای سیاسی.

☑ @ehsanmnotes
Post #751 735

Forwarded from Nudge

جلسه ارائه مقاله محمد اکبرپور استاد اقتصاد دانشگاه استنفورد
✅Virtual Seminar in Economic Theory
(VSET)
#Webinar

▫️Mohammad Akbarpour (Stanford University), "Optimal Redistribution via Income Taxation and Market Design", with Paweł Doligalski, Piotr Dworczak, Scott Kominers. Guest panelists: Lassi Ahlvik and Mingshi Kang.

📆Thursday 15 May at 4pm, UK time
پنج‌شنبه ساعت 18:30 به وقت ایران

👉🏼Zoom Link


@nudgeunit
Post #750 756

Forwarded from پراکسیس πρᾶξις (R)

در این کانال به همراه جمعی از دوستان تلاش داریم به طور متمرکز درباره پراگماتیسم و ثمرات آن بنویسیم و بگوییم. چنانچه علاقمندید به این چنل بپیوندید و برای دیگران هم ارسال کنید. و دیگر اینکه، اگرچه من تنها عضوی از این چنل جدید محسوب میشوم، تلاش میکنم پراگماتیسم و فلسفه امریکایی را بیشتر (جز مواردی) به این کانال جدید انتقال دهم و زین پس در این کانال کنونی (تخنه) بیشتر درباره پرابلماتیک‌های شخصی، بازی‌های ویدیویی و فلسفه علم و فناوری بنویسم.
https://t.me/Americanpragmatism
Telegram در مسیر پراگماتیسم آزادی، شکوفایی، بهزیستی🌱✌🏻 فلسفه هنگامی خود را بهبود می‌بخشد که دیگر دستگاهی برای پرداختن به مسائل خاص فیلسوفان نباشد و به یک روش بدل گردد؛ روشی که فیلسوفان آن را برای پرداختن به مسائل بشری پرورش داده‌اند. «جان دیویی»
Post #749 733
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →