در این یادداشت، سخنم با دوستان راستگرای ضد سلطنت است: چرا بنظرم این ضدیت ضرورت ندارد؟
💬 آنچه بیش از همه برای ایران ضروریست، تشکیل دولت ملی مدرن است، چیزی که جامعه ایران آماده پذیرش آن است اما ساختار سیاسی آن را برنمیتابد.
دولت ملی مدرن، یعنی ایجاد چارچوبهایی برای حفاظت از حقوق اساسی افراد، همزیستی میان ملت و امکان گرفتن تصمیمات جمعی، با وجود تفاوت دیدگاهها و منافع. ازینرو، آنچه اهمیت مییابد، ایجاد سازوکاری سیاسیست که بتواند از حقوق اساسی ملت دفاع کرده، منافع گروههای مختلف را نمایندگی نموده و امکان معاملات سیاسی میان آنها را فراهم سازد. این چیزیست که بارها به آن اشاره داشتم و ضرورت لیبرال دموکراسی، در آن نهفته است.
اما نهاد سلطنت میتواند در اینجا ایفای نقش کند. در دنیای امروز، احتمالا دیگر نیازی به طبقه اشراف برای پایداری سلطنت نیست، چرا که مناسبات سیاسی متفاوت شده است و قرارداد اجتماعی میان جامعه و سلطنت میتواند تنظیم گردد؛ یعنی بدهبستانی میان این دو.
یک سلطنت مشروطه تشریفاتی (که از نظر اجرایی قدرتی ندارد و به شکلهای مختلف محدود شده است)، میتواند با مواردی که در قانون اساسی، که در تناسب با سایر اجزا طراحی شدهاند، مانند Reserve Powers در شرایط خاص (مانند عدم تمکین نخست وزیر به حکم عزل پارلمان یا انتخابات زودهنگام پارلمان پس از مدت مشخصی در ناتوانی در تشکیل دولت)، قدرت نرم و رسانهای، یا از طریق اعتبار اجتماعی (بدون قدرت اجرایی و دخالت در امورات دولت)، توان تاثیرگذاری داشته باشد.
از سویی دیگر، از طریق اختیاراتی بسیار محدود، مانند حق وتوی تعلیقی (Suspensive Veto) انتصاب فرماندهان نظامی، توانایی دفاع از خود در برابر سیاستمداران پوپولیست را داشته باشد.
چنین نهاد سلطنتی، در کشوری که نگرانیهایی بابت تضییع حقوق اقلیتهای مختلف قومی، دینی و... وجود دارد، میتواند به ثبات سیاسی و جلوگیری از درگیریهای داخلی (که به ضرر خود نهاد سلطنت بوده، چرا که مهمترین سرمایه آن اعتبار اجتماعی است) کمک کند.
البته طبیعیست که نباید از یاد برد، آنچه اهمیت دارد و باید در قانون اساسی منعکس گردد، ایجاد وابستگیهای فراوان نهاد سلطنت به جامعه و نمایندگان آنان است. شاید ضرورت تصویب بودجه سلطنتی توسط پارلمان، ممنوعیت فعالیتهای اقتصادی (مانند بنیاد مستضعفان و ستاد اجرایی)، حسابرسی بودجه سلطنت و وجود سازوکارهایی مانند citizens' initiative بتوانند از جمله این راهکارها باشند.
📌 پ.ن: مثالها و مصادیق، بیشتر برای درک بهتر موضوع و تلاشی برای بهتر پیشبردن بحث بودند، نه پیشنهاداتی قطعی و ضروری در تدوین قانون اساسی و طراحی نهادهای سیاسی.
☑ @ehsanmnotes
Post #752
505