Post #53
721
از کتاب پیر پرنیان اندیش(مصاحبه با ه.ا.سایه) :
-استاد چطور شد حمیدی بر کتاب اولتون مقدمه نوشت؟
پاسخ #هوشنگ_ابتهاج :
-من وقتی اومدم تهران یه روز رفتم دفتر #هفته_نامه_کهکشان که حمیدی منتشر می کرد.سال هزار و سیصد و بیست و پنج بود.خب من می خوندم کهکشان رو.رفتم اونجا اتفاقا خونه اش هم بالای دفتر کهکشان بود.اولین بار بود که می دیدمش.شعرهامو بهش نشون دادم و بعد کتاب چاپ شده صحافی نشده(نخستین نغمه ها رو دادم به او که مقدمه ای نوشته به اسم گل پیش رس. گفتم دارم کتاب را چاپ می کنم و ازش خواستم مقدمه بنویسه و او هم با روی باز قبول کرد.حمیدی خیلی آدم مهربان و خوبی بود. عیبش فقط خودشیفتگی اش بود.
-بعد از این جلسه هم حمیدی رو می دیدید؟
-بله..می دیدمش
یعنی به شیوه دوستی هاتون شب و روز با هم بودین؟
-نه...نه..گاهی پیش می اومد که می دیدمش
-چرا با هم رابطه نزدیکی پیدا نکردید؟
-طبیعتمون نمی تونست به سمت هم کشیده بشه.حمیدی همش با همه دعوا داشت و می جنگید.حتی با معشوقش می جنگید (بچه دیوی خود همین فردا برآرد شیون من)اینو مقایسه کنیدبا(تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم)شهریار.اصلا دو تا فضای کاملا جداست.من اون موقع بیشتر تو فضای شهریار بودم.تو یه غزل گفتم :
به پاس عشق ز بد عهدی ات گذشتم و دانم
هنوز ذوق گذشت و صفای عشق ندانی.
این با فضای حمیدی فرق داشت!!!
#هوشنگ_ابتهاج (سایه)
#پیرپرنیان_اندیش
@drhamidi
-استاد چطور شد حمیدی بر کتاب اولتون مقدمه نوشت؟
پاسخ #هوشنگ_ابتهاج :
-من وقتی اومدم تهران یه روز رفتم دفتر #هفته_نامه_کهکشان که حمیدی منتشر می کرد.سال هزار و سیصد و بیست و پنج بود.خب من می خوندم کهکشان رو.رفتم اونجا اتفاقا خونه اش هم بالای دفتر کهکشان بود.اولین بار بود که می دیدمش.شعرهامو بهش نشون دادم و بعد کتاب چاپ شده صحافی نشده(نخستین نغمه ها رو دادم به او که مقدمه ای نوشته به اسم گل پیش رس. گفتم دارم کتاب را چاپ می کنم و ازش خواستم مقدمه بنویسه و او هم با روی باز قبول کرد.حمیدی خیلی آدم مهربان و خوبی بود. عیبش فقط خودشیفتگی اش بود.
-بعد از این جلسه هم حمیدی رو می دیدید؟
-بله..می دیدمش
یعنی به شیوه دوستی هاتون شب و روز با هم بودین؟
-نه...نه..گاهی پیش می اومد که می دیدمش
-چرا با هم رابطه نزدیکی پیدا نکردید؟
-طبیعتمون نمی تونست به سمت هم کشیده بشه.حمیدی همش با همه دعوا داشت و می جنگید.حتی با معشوقش می جنگید (بچه دیوی خود همین فردا برآرد شیون من)اینو مقایسه کنیدبا(تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم)شهریار.اصلا دو تا فضای کاملا جداست.من اون موقع بیشتر تو فضای شهریار بودم.تو یه غزل گفتم :
به پاس عشق ز بد عهدی ات گذشتم و دانم
هنوز ذوق گذشت و صفای عشق ندانی.
این با فضای حمیدی فرق داشت!!!
#هوشنگ_ابتهاج (سایه)
#پیرپرنیان_اندیش
@drhamidi