شعر و درباره ی شعر
.
ارتباط با ادمین و ارسال اثر👇
https://t.me/derangadbi
Post #3494
64
علی باباچاهی
روانی
از خرِ شیطان پیاده شدیم
و آشتی کردیم / با خیابانهایِ از هرچه بگذریم
و از هرچه بگذریم / گذشتیم
- مطب من تعطیل بود
- داروخانهی من هم
- بیمارستانها همه از روی دست یکدیگر
و چند قدم بعد کسانی که ناگهان دیدیم
و نترسیدیم
- رئیس بیمارستان منم
- بیمارهای سابق صدتختخوابی منم
- دیوانههای زنجیری سابق هم منم
- و منم همْ- همهی آنها
آنگاه
اسامی هولناک/ از روی خاک برچیده شدند
مرگ و مرض برای چه؟
و خدا فرمان داد که زیباتر شویم
وَ شدیم
از توصیفهای تکراری / خلاص شویم
وَ شدیم
و گرفتار کُفرِ لیوتار و دریدا نشویم
وَ شدیم
و کمی هم شاعرتر شویم
وَ من شدم / چنانکه شدم من
مرگ / دروغ بود
مرگ وُ مرض / دروغِ دروغ بود
سیصد و پنجاهسال هم که مُرده باشم
آمدی آخر؟ بیا که دروغ بود
ما دوباره متولّد شدهایم
آخرِ سر / وَ از آخر متولّد شدهایم
بیا و هرچه دلت خواست / بگیر
از نوزادهای چاق وُ چله عکس بگیر
مواظب روسریات هم باش!
با چشمهایی که مراقب احوال ماست
از نو بهمدرسه میرویم
از نوجوانی ما هم بگیر
با قلمْنی بهروی یکدیگر چاقو میکشیم
چاقو را هم از ما بگیر
پس بپریم / روی پَر قو بههوا بپریم
از برف و باد / آتش روشن کنیم وَ بپریم بههوا
و بهجای پوستِ آهو
روی نیمکت مدرسه / با چاقو
بنویسیم اسم کسی را
- بگیر / پشت سر هم بگیر
تو اینوسط چه میکنی آخر / با چشمهایی که مواظب
احوال ماست
آخرِ سر
از آخرِ سر هم بگیر!
کارمان بهکجا کشیده / ای خداییکه آفریدهای
پَرِ قو را
پوستِ آهو را
و دیوانههای زنجیری سابق را
و ما آنقَدَر از برف و باد / درست کردیم آتش را
که آتش را درست کردیم / در کنار تو / آتش را
و تو الحق خیلی خوشگلی!
#علی_باباچاهی
https://t.me/derangeadabi
Telegram درنگ شعر و درباره ی شعر
.
ارتباط با ادمین و ارسال اثر👇
https://t.me/derangadbi روانی
از خرِ شیطان پیاده شدیم
و آشتی کردیم / با خیابانهایِ از هرچه بگذریم
و از هرچه بگذریم / گذشتیم
- مطب من تعطیل بود
- داروخانهی من هم
- بیمارستانها همه از روی دست یکدیگر
و چند قدم بعد کسانی که ناگهان دیدیم
و نترسیدیم
- رئیس بیمارستان منم
- بیمارهای سابق صدتختخوابی منم
- دیوانههای زنجیری سابق هم منم
- و منم همْ- همهی آنها
آنگاه
اسامی هولناک/ از روی خاک برچیده شدند
مرگ و مرض برای چه؟
و خدا فرمان داد که زیباتر شویم
وَ شدیم
از توصیفهای تکراری / خلاص شویم
وَ شدیم
و گرفتار کُفرِ لیوتار و دریدا نشویم
وَ شدیم
و کمی هم شاعرتر شویم
وَ من شدم / چنانکه شدم من
مرگ / دروغ بود
مرگ وُ مرض / دروغِ دروغ بود
سیصد و پنجاهسال هم که مُرده باشم
آمدی آخر؟ بیا که دروغ بود
ما دوباره متولّد شدهایم
آخرِ سر / وَ از آخر متولّد شدهایم
بیا و هرچه دلت خواست / بگیر
از نوزادهای چاق وُ چله عکس بگیر
مواظب روسریات هم باش!
با چشمهایی که مراقب احوال ماست
از نو بهمدرسه میرویم
از نوجوانی ما هم بگیر
با قلمْنی بهروی یکدیگر چاقو میکشیم
چاقو را هم از ما بگیر
پس بپریم / روی پَر قو بههوا بپریم
از برف و باد / آتش روشن کنیم وَ بپریم بههوا
و بهجای پوستِ آهو
روی نیمکت مدرسه / با چاقو
بنویسیم اسم کسی را
- بگیر / پشت سر هم بگیر
تو اینوسط چه میکنی آخر / با چشمهایی که مواظب
احوال ماست
آخرِ سر
از آخرِ سر هم بگیر!
کارمان بهکجا کشیده / ای خداییکه آفریدهای
پَرِ قو را
پوستِ آهو را
و دیوانههای زنجیری سابق را
و ما آنقَدَر از برف و باد / درست کردیم آتش را
که آتش را درست کردیم / در کنار تو / آتش را
و تو الحق خیلی خوشگلی!
#علی_باباچاهی
https://t.me/derangeadabi



