مثال زندگی مصنوعی و ناکامی در رسیدن به علم عادی
در طی دههی ۱۹۸۰ و دههی ۱۹۹۰، هیجان شدیدی وجود داشت دربارهی زمینهی تازهای که به نام زندگی مصنوعی (Artificial Life) شناخته شده بود. هدف از این زمینهی تازه آن بود که با کاربرد کامپیوترها، اساسیترین مشخصههای دستگاههای زنده را الگوسازی کند، بهگونهای که در سرانجام کار، گفتن اینکه دستگاههای مصنوعی زندهاند، بتواند معقول باشد. در چند همایش زندگی مصنوعی، ناظر تکامل این زمینه بودم. هماکنون به نظر میرسد این زمینه از حرکت باز ایستاده است. شاید در آینده دوباره جان تازهای بگیرد، ولی چنین به نظر میرسد که ناکامی این زمینه در سالهای اخیر با دلیلهایی بسیار «کوهنی» پیوند دارد.
در دوران رونق جنبش زندگی مصنوعی، دو یا سه کار سخت کامیاب به نظر میرسیدند. شاید شایان ملاحظهتر از همه، طرح تیهرا (Tierra) نام ری بود که در آن ری توانسته بود تکامل نامحدودی را میان برنامههایی که عین خود را در کامپیوتر تکثیر میکردند، ایجاد کند. کار کریس لنگتون و استیوان ولفرم بر روی تحلیل ریاضی ماشینهای خودکار سلولی (Cellular Automata)، یعنی دستگاههای سادهای که در آنها برهمکنشهای محدود میان سازهها منجر به ایجاد الگوهایی جامع و متکی به خود میشوند، میتواند نمونهای دیگر باشد. نمونهی آخر، که به حد فاصل زیستشناسی متداول نزدیکتر است، کار استوارت کاوفمن بر روی سرچشمههای نظم در دستگاههای پیچیده (Complex Systems) بود.
این کارها همگی شایان تحسین بود و راه رسیدن به یکپارچگی کارهایی را که این افراد با تخیل نیرومند خود آفریده بودند، نشان میداد، ولی این یکپارچگی هرگز روی نداد. در هر همایشی که شرکت میکردم، به نظر میرسید گروه بزرگتری از افراد دستاندرکار، همگی میخواهند کارها را از همان آغاز به شیوهی خود انجام دهند. هر مرد یا زن برای رسیدگی به مسألهها، شیوهی خاص خود را به کار میبرد. تقریباً هیچ کاری نبود که بر پایهی مبدأهای نویدبخش ری و دیگران استوار شده باشد. این زمینه هرگز به مرحلهای همچون علم عادی (Normal Science) گذر نکرد و هماکنون به کناری نهاده شده است.
دلیل دیگر فروپاشی زمینهی زندگی مصنوعی نیز با دیدگاه کوهن پیوند دارد. این زمینه دچار نوعی تجاریسازی زودهنگام شده بود. در مراحل اولیه، به این نتیجه رسیدند که بخشی از این کار قابلیتهای بسیاری در حوزهی کارتونسازی و دیگر گونههای هنر تجاری دارد. در بعضی مسابقههای زندگی مصنوعی، به نظر میرسید پرهیجانترین مرحلهی هر رقابت، نه اندیشهی نظری تازهای، بلکه نمایشی ویدیویی است. بنابر دیدگاه کوهن، علم به علاقهی مفرط دانشمندان عادی خوب به حل مسألهها، همچون جدول کلمات متقاطع، به خودی خود اتکا دارد. توسل بیش از اندازه به کاربردها و پاداشهای بیرونی، خارج از چارچوب پارادایم، برای علم عادی مناسب نیست.
📓 درآمدی بر فلسفهی علم: پژوهشی در باب یکصد سال مناقشه بر سر چیستی علم
✍ پیتر گادفری-اسمیت
®️ نواب مقربی
🆔 @Chekide_ha
Post #1829
314
- 👍 3