چرا پیامبر دستگاهی بنام #فقه برای قانون گذاری تاسیس نکرد؟ 1
آنچه از قرآن و روایات می فهمم، هدف پیامبر، ابلاغ دعوت خداوند به مردم در راستای حذر از شرک و ایمان به خدا و تزکیه آنها از افکار و رفتارهای زشت و اتصاف به فضایل اخلاقی بوده است. 1 و 2 و 3 و 4
و آنچه در مدینه اتفاق افتاد، تجمیع مردم قبایل مختلف حول پیامبر بود و بدلیل شخصیت معنوی و کاریزماتیک ایشان، بطور خودبخودی، حکمیت در امور مختلف به وی سپرده شد.
اما با دقت در آیات قرآن و سیره و روایات که ذیلا اشاره می شود، چنین فهمیده می شود که پیامبر، علیرغم مسئولیت سیاسی فوق الذکر که مردم بعهده اش گذاشته بودند، نه تنها مجاز نبوده که هرگز یک دستگاه فقهی عریض و طویل برای احکام نویسی و قانون گذاری راه اندازی نکرده است:
1️⃣پیامبر اولین اقدامی که انجام داد، ضمن احترام به سنتها و قوانین موجود، سعی کرد با مشورت با عقلای مدینه، بهترین آن قوانین را گزینش و البته با تعدیلاتی در حد مقدور، یک وحدت رویه بین قبایل مسلمان شده در مواجهه با امورات مختلف اجتماعی، قضایی، سیاسی و جنگی بوجود آورد که فقها به آن احکام، اصطلاحا #احکام_امضایی می گویند. 5 و 6
2️⃣ از آنجا که جوامع غیر مسلمان یهودی و مسیحی نیز در جوار مسلمانان وجود داشتند، حتی در سال آخر بعثت که پیامبر به بالاترین میزان قدرت اجتماعی و فرمان پذیری رسیده بود، هیچ اجباری بر آنها برای تبعیت از احکام و قوانین مسلمانان و حکومت مرکزی مدینه نکرد و صراحتا به یهودیان می گوید به احکام کتاب خود مراجعه کنید و به مسیحیان نیز امر می کند که به کتاب خود تاسی کنند. 7 و 8
3️⃣ خداوند مردم را از مراجعه و پرسش از پیامبر در هر امر و موضوعی نهی می کند و می گوید پیامبر بیش از آنچه گفته است را لازم ندانسته که دخالت کرده و امر و نهیی بکند. 9
4️⃣ امام علی نیز بر سخن فوق تاکید ورزیده و می فرماید که آنچه را پیامبر امر و نهی نکرده، آگاهانه و بخاطر آسان گیری بر مردم دخالت نکرده است، پس خود به قانون گذاری آن اقدام کنید. 10
5️⃣ اتفاقا امام علی به یکی از آسیبهای دخالت فقیهانه در امور مردم اشاره و چنین نهیب می زند که اینان فکر کرده اند دین خدا ناقص بوده و آنها موظف به تکمیل آن هستند در حالیکه چنین نبوده و پیامبر هم چنین اختیار و اجازه ای به کسی نداده است. 11
6️⃣ یکی از مهمترین ویژگیهای مطلوب خداوند در مومنان، اداره شورایی امور مختلف فردی و اجتماعی اعلام شده است که نشان از یک مجلس مشورتی مردمی برای قانون گذاریست نه سپردن کلیه امور زندگی مردم به فهم و فتوای این یا آن. 12
7️⃣ در اینکه آیا همان تعداد اندک احکامی هم که در قرآن ذکر شده( و عمدتا گزینشی از احکام موجود بوده اند) اجباری در بکارگیری هست یا نه، صراحت دیگری در قرآن هست که چنین الزامی نخواهد بود، اگر احکام و قوانین خرد پسند دیگری یافت شود که نیل به مقصود کنترل، اصلاح و رشد جامعه را پذیراتر و سریعتر کند. 13
با توجه به اجمال فوق الذکر، هیچ رد پایی از تشکیل دستگاهی فقهی برای قانون گذاری نه در قرآن دیده می شود و نه در حیات پیامبر اتفاق افتاده است و بلکه بر عکس خداوند به صراحت به پیامبر دستور می دهد که برای اداره جامعه، به خود مردم مراجعه و با مشورت با آنها اقدام کن.
و هرگز نفرموده که منتظر باش تا احکام و قوانین من در رسد.
و مهمتر آنکه، وقتی خداوند برای پیامبر، دستگاهی برای قانون گذاری بعنوان شان رسالت قایل نمی شود، در مرتبه اولی نیز، تشکیل هیچگونه حکومتی بعنوان بخشی از رسالت در وظایف الهی او قرار نمی دهد، مگر آنکه خود مردم، حق حکومت خود را به نیابت و وکالت به او واگذارند که در این بخش از مسئولیتهایش او را موظف به مشاوره با مردم می کند نه خدا.( و شاورهم فی الامر )
محمد صالحی 15/11/1404
زیرنویسها در 👇
https://t.me/beshnofekrkon/2964
مطالب قابل تامل دیگر:
ای فقیهان شما را بخدا دست از ایجاد میدان دوئل بین مردم و خدا بردارید
https://t.me/beshnofekrkon/2748
وجود و #بقای_فقه به کدام دلیل قرآنی و عقلی؟
https://t.me/beshnofekrkon/2899
Post #2963
2.79K