#امروز_از_تو_میخوانیم
پنجشنبه
وقتی به زندگی بیشتری از مردم نظر میاندازیم به این حقیقت تأسفبار پی میبریم که اکثریت شان تنها دغدغه و تشویشی که با خود حمل میکنند به پاکی و نظافت برون خلاصه میشود و برای تکاندن درون و صفاییاش، فکری در سر نمیپرورانند. و این به شدت آزار دهنده و ناراحت کننده است.
اینهمه تجملات و چیز و ناچیزی را که برای خودآرایی و خودنمایی خود به کار میگیریم، چه سودی دارد آنگاه که دلمان پر از حقد و کینه و نفرت است؛ آنگاه که بخل و حسادت در رگ رگ وجودمان موج میزند؛ آنگاه که غرور و تکبر و در آنسو، ریا و خودبزرگبینی برایمان عادت گشته و راه گریزی از آنها نداریم.
بلی، اینهمه آراستگی به چی میزیبد آنگه که از فرط حسادت، موفقیت دیگران خاری را به چشممان فرو ببرد و ما را ناآرام و بیقرار سازد. این تزیُّنات و تجملات به پشیزی هم نمیارزند، زمانیکه افراح خود را در احزان دیگران، نجاح و کامیابی خود را در شکست دیگران و عزت و سرفرازی خود را در خواری و پستی دیگران ببینیم.
بیائیم همین قسم که به ظاهر خود میرسیم و دوست نداریم که کسی ما را نامرتب و ژولیدهموی ببیند، اندکی به باطن خود نیز سر اندازیم. نارساییها و امراضاش را شناسایی و برای مداوای شان دست به کار شده و عرق بریزیم. هر چقدر درون پاکتر و باصفاتری داشته باشیم به همان اندازه باصلابتتر و محترمتر به نظر میرسیم.
این کینهها و حقدها ره به جایی نمیبرند، این حسادتها پیش از اینکه آرامشی در پی داشته باشند، ملالت و اضطرابی را به بار میآورند. ریا و خودنمایی که بماند، حتی همین خودشیفتهگیها که بیشتر شان حاصل خودبزرگبینی و کوچکشماری دیگران است، برای انسان درد و رنجاند، پیش از اینکه دارو و دوا باشند.
جان سخن اینکه، بیائیم فکری به حال درون خود نیز کرده و مثل برون، پاک و صافاش سازیم تا از هرگونه پلیدی و زنگاری صیقل خورده و جلا یابد.
نویسنده: محمدادریس پناه
کانال: مینویسم
@bekhan_wk
Post #445
61