#صفحه_آخر_کتاب (۱۲)
«به دلها مُهر است، به زبانها مُهر است و به گوشها مُهر است.»
شمس تبریزی
سال ۱۳۸۸، آقای حسین شاهی، که یکی از نویسندگان ایران هستند، در شهر زاهدان کتابی را تحت نام «تحلیلی درباره هفت مقام عرفانی» نوشته آقای عبدالرضا میناگر، به بنده هدیه دادند.
۱۷ سال میشود که این کتاب ۵۴۲ صفحهای را دارم و هر از گاهی آن را مرور میکنم و صفحاتی را میخوانم.
هفت مقام معنوی و ایمانی که در این کتاب به معرفی آن پرداخته شده است، عبارتاند از: مقام توبه، مقام ورع، مقام زهد، مقام فقر، مقام صبر، مقام توکل و مقام رضا.
بنده از دوران نوجوانی به موضوعاتی چون تزکیه نفس، سیر و سلوک و عرفان اصیل اسلامی علاقهمند بودم و در این زمینه مطالعاتی داشتم.
نویسنده کتاب در مقدمه مینویسد: «باید دانست که سلوک و بندگی، حقیقتی است که با وجود مجاهدتهای آن، با توفیق الهی هر انسانی میتواند به مرتبهای از آن دست یابد.»
بیاییم از هر مقام سخنی بدانیم:
توبه: بازگشت صادقانه از گناه و رجوع به خداوند مهربان است.
ورع: پرهیزگاری و دوری گزیدن از حرامها و شبهات.
زهد: خالی کردن دل از دلبستگی به دنیا و تابع حق قرار دادن گرایشها.
فقر: احساس نیازِ مطلق بنده به بینیازیِ پروردگار در هر لحظه.
صبر: ثبات و شکیبایی در برابر آزمایشها و تلخیها، بهویژه در لحظه نخست مصیبت.
توکل: سپردن همه امور به پروردگار کارساز که سختیها را بر انسان آسان میکند.
رضا: خشنودی قلبی به قضای الهی، که بالاترین ثمره محبت به خداست.
وقتی این مقامات را میخوانم و خود و جهان پیرامونم را مینگرم، ژرفای این ارزشها مرا شگفتزده میکند. انسانهایی که به این کمالات رسیدند فرشته نبودند، بلکه انسانهایی خاکی چون ما بودند که در بستر همین زندگی زمینی و در سایه پیروی از سنت رسولالله صلی الله علیه وسلم و تزکیه مداوم، روح خود را متعالی ساختند؛ و این یادآور آن است که درهای این فضایل بر روی هیچ انسانی بسته نیست.
راستی!
مقام رضا چیست و چگونه میتوان به حقیقت آن رسید؟
در صفحه آخر کتاب (صفحه ۵۴۲)، سخنی از عارف و زاهد نامدار، ابوسلیمان دارانی نقل شده است که از فروتنی و عظمت این مقام پرده برمیدارد. او میگوید:
«امید دارم که بویی از مقام رضا به جان من رسیده باشد؛ چرا که رضا، تسلیم مطلق در برابر مقدرات خداوند و آرامش دل در طاعت اوست؛ مقامی که بنده در عین اشتیاق به رحمت و بهشت پروردگار و بیم از خشم و دوزخش، در هر حالی از او خشنود است و میداند هر چه آن خسرو کند شیرین بود.»
وحید کاظمی
@bekhan_wk
Post #428
328