مرا به خاطرهها، نه به خاطر بسپار
زندگی ما، همین خاطرات است. اگر خاطرات را از ما بگیرند، شاید احساس تنهایی کنیم؛ زیرا خاطرات خوش این روزها کم شدهاند و آدمهایی که برای ما خاطره بسازند، آن هم از نوع خوبش، کمتر از گذشتهاند.
شاید به همین دلیل است که ما بعد از سالها هنوز خاطرات بعضی آدمها را در ذهن داریم. هرگاه به یادشان میآوریم، حالمان خوب میشود، آرامش میگیریم و لبخندی بر لبمان مینشیند.
به قول دوستی، انگار خیلی چیزها در گذشته بهتر بود؛ دوستیها، آشناییها و حتی کتابها. خیلی چیزها از دل بود، از دل نوشته میشد و به دل خواننده مینشست. گاهی یک کتاب میتوانست انسان را تغییر دهد و او را به انسانی بهتر و مفیدتر تبدیل کند.
اما امروز، گاهی صدها کتاب میخوانیم و هنوز تغییر نکردهایم؛ هنوز حسادت داریم، هنوز بااحساس نشدهایم، هنوز اخلاقمان بهتر نشده و هنوز همدیگر را آنگونه که باید دوست نداریم.
شاید بد نباشد کمی به زندگی و خاطراتمان برگردیم و به این فکر کنیم که امروز، خاطره فرداست. آنچه امروز با دیگران میکنیم، روزی در ذهن آنان خواهد ماند؛ همانگونه که آینده ما نیز برای خودمان و دیگران، چیزی جز خاطره نخواهد بود.
پس بیاییم برای یکدیگر خاطرههای خوب بسازیم؛ بیاییم کاری کنیم که سالها بعد، وقتی کسی ما را به یاد میآورد، دلش آرام بگیرد و لبخند بزند.
بیاییم همدیگر را به خاطر بسپاریم، نه به خاطره.
وحید کاظمی
@bekhan_wk
Post #417
255