TGViewer
Channel Public Channel
مدرسه طبیعت باغ

مدرسه طبیعت باغ

@baghns

Instagram : bagh.natureschool
Subscribers
1.16K
Photos
489
Videos
226
Links
245

Showing posts older than #1041 · Back to latest

Older Posts 20 shown
Post #1040 503

Forwarded from پژوهش فرهنگی

🔴 «آیین گذار از صورت‌های سنتی تا مدرن در میان کودکان و نوجوانان ایرانی»
(نهمین جلسه از سلسله نشست‌های مسئله کودکی)

با حضور:

🔸علیرضا حسن‌زاده
(انسان‌شناس و عضو هیئت علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری)

🔸علیرضا کرمانی
(جامعه‌شناس و پژوهشگر مطالعات کودکی)

🔹دبیر نشست: رضا تسلیمی طهرانی
(جامعه‌شناس و عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات)



♦️چهارشنبه 1 بهمن 1399 - ساعت 16:30 تا 18:30
🔹برخط: https://www.skyroom.online/ch/ricac/national-projects

♦️پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات با همکاری گروه کودکی انجمن جامعه‌شناسی ایران نشست‌های کودکی را برگزار می‌کنند.


Ricac.ac.ir
@cultureresearch
instagram.com/ricac.pub
aparat.com/ricac
Post #1039 412

Forwarded from Abdol-Hossein Vahabzadeh

نظرات در خور تامل سهراب مهدوی در مورد رابطه طبیعت و هنر در گفتگو با مریم سالور و بسیاری مطالب ارزنده دیگه.صنوبر را از روزنامه فروشی ها بجویید
Post #1038 471
Post #1037 419
Post #1036 525
«گفتگو با دکتر رضا تسلیمی طهرانی در خصوص ابعاد اجتماعی و فرهنگی کرونا»

گزیده ای از صحبت های ایشان در مورد تاثیرات اجتماعی و فرهنگی کرونا بر کودکان

در صورت تمایل میتوانید مصاحبه ی کامل ایشان را در لینک زیر مشاهده بفرمایید.

«تاریخ مصاحبه بهار ۹۹»

https://www.aparat.com/v/ko7CL

@baghNS
Post #1035 474

Forwarded from ترجمان علوم انسانى

🎯 رؤیای آغوش: چطور همه‌گیری ما را از لمس همدیگر محروم کرد؟
— لامسه زبان ظریفی است که نقشی حیاتی در پیوند زدن ما به دنیا دارد

📍وقتی بزرگ می‌‌شویم، یکی از اساسی‌ترین چیزهایی که از دست می‌دهیم، لمس‌شدن است. نوزادان ساعت‌های زیادی از شبانه‌روز را در بغل مادر یا نزدیکانشان سپری می‌کنند. بچه‌ها مرتباً به آغوش کشیده و بوسیده می‌شوند. اما هر چه بزرگتر می‌شویم، تجربه‌های لمسی ما کمتر و سریع‌تر می‌شود. دست‌دادن‌های رسمی، یا برخورد ناخواسته با غریبه‌ای در پیاده‌رو. اما همه‌گیری و فاصله‌گذاری اجتماعی نوعی قحطیِ بی‌سابقۀ لمس به وجود آورد که باعث شد بغل‌کردن عزیزانمان یا بوسیدن پدر و مادرمان به رؤیا تبدیل شود. چرا به لمس نیاز داریم؟

🔖 ۲۶۱۵ کلمه
⏰ زمان مطالعه: ۱۷ دقيقه

📌 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:
http://tarjomaan.com/neveshtar/9986/

🔻خرید اشتراک چهار شمارۀ فصلنامۀ ترجمان

🔗 @tarjomaanweb
Post #1034 383

Forwarded from Abdol-Hossein Vahabzadeh

درسهایی از مدرسه طبیعت
آیا فقط یک تغییر نام ساده بود؟

نود و شش سال پیش در اردیبهشت ۱۳۰۳ جبار عسکرزاده اولین باغ کودک ایرانی را تاسیس کرد و نام آن را باغچه‌ی کودک گذاشت .یادش گرامی که چه روشن‌بین بود و چه دوربین . تا بدانجا به پرورش استعدادهای درونی کودک باور داشت که حتی نام خویش را هم به جبار باغچه‌بان تغییر داد تا به قول الیسون گوپنیک باغبان باشد نه نجار.البته او بیش از نود سال قبل از گوپنیک به این باور رسیده بود که کودک همچون نهالیست که نیازمند بستر مناسب برای پرورش استعدادهای درونی خویش است نه درختی که از جایش برکنی و چوبش را به میل و اراده‌ی خود به صورت یک کالای ساخته شده فرم دهی، آنطور که خود خواسته یی . باور داشت که هر کودک یگانه است و در گام اول نیازمند پروش و نه آموزش. من خود در کودکی ،حدود ۶۵ سال پیش ،شاهد گشایش یک باغ کودک فراخ در شهر زادگاهم ، سبزوار،بوده‌ام و به یاد می‌‌آورم که چه شوری در کودکان شهر برانگیخته بود.
اما دریغ که بعد از آن بزرگمرد باغچه‌ی کودک به کودکستان و سپس مهد کودک تغییر نام یافت. شاید این به ظاهر یک تغییر لغوی ساده باشد اما به باور من در پسِ پشت این تغییرواتفاق‌هایی که به تبع آن روی داد ،امروز می توان قاطعانه گفت که همگی ناشی از یک نگاه غلط و نیابت‌گونه به کودک بوده است که هنوز هم ادامه دارد .هرچند که رنگ لعابی به آن زده‌اند اما ماهیتش همانست که بود.
به عبارت دیگر این تغییر نام از باغچه ‌ی کودک به کودکستان و مهد کودک آغاز یک انحراف بود.بالاخره باغچه که نمی‌تواند فضای اندک محصوری باشد.باغچه جاییست که کودک در آن با آب و خاک و سنگ وگِل ،با حیوان و گیاه در می‌آمیزد،از درختش بالا میرود ، میوه اش را می‌چیند و در سایه‌اش می‌آرامد،با کودکان دیگر در آن شادمان است و سر از پا نمی‌شناسد، زمین می‌خورد و یاد می‌گیرد که مواظب خود باشد،با سرما و گرما،تشنگی و گرسنگی آشنا می‌شود: در یک کلام زندگی را می‌فهمد .اما کودکستان و مهد می‌تواند فضای بسته و محصوری هم باشد ،عاری از هر سبزه و پرنده چنانکه امروز هست ، که گویی با وسواس آن را از هر نشانه‌ی حیات تهی کرده‌اند .و اکنون همه‌ی پی‌آمدهای ناگوارش پیشِ روی ماست.انگار کودک دوباره به فضای بسته‌ی مکتب‌خانه باز می‌گردد .یکی می‌گوید و همه تکرارش می‌کنند: ای الف سرگردان تو ب را کجا بردی اینهاش ب ،ای ب سرگردان تو جیم را کجا بردی اینهاش جیم....،با این تفاوت که کودک در مکتب‌خانه حد‌اقل زمین را لمس می‌کرد اما در اینجا حتی در و دیوار اتاق هم با فوم پوشیده شده که مبادا خدای نکرده دست کودک خراشی بردارد و او با مفهوم درد و ناراحتی آشنا شود؛ جسمش سالم به خانواده تحویل شود و روح و روان هم که رنجوریش پیدا نیست ،پس می توان گفت آسیبی در بین نیست.
علاوه بر همه‌ی پیامدهای ناگوار این دوری از طبیعت و محیط بیرون که بر سلامت روح و تن کودک شاهدیم ، از نظر من ، به حیث یک بوم شناس که دغدغه حفظ طبیعت و محیط زیست دارد، مهم است که نگاه کودک به طبیعت و محیط پیرامونش در بزرگسالی چه خواهد بود،او که بجای لمس خاک و گرفتن پروانه،بجای منظر کوه پوشیده از برف و صدای پرنده فقط عکسهای کارتونی جانورانِ نیست در جهان را بر دیوار مهدش دیده است چه موضعی در قبال طبیعت و محیط زیست خواهد گرفت؟ فردا قرار است برای به خطر افتادن کدام سرزمین و انقراض کدام ‌گونه‌ی جانور مورد علاقه اش احساس خطر کند و دست به اقدام زند؟ کدام فاجعه ‌ی محیط زیستی او را متوجه خطر برای نسل خود و فرزندانش خواهد کرد؟ چه چیز او را که حداکثر ممکن است یک فعال مجازی و کیبوردی باشد به فعال میدانی بدل می‌کند که نگذارد کار از کار بگذرد؟ به نظر شما
ذات نایافته از هستی بخش
"می"تواند که شود هستی بخش؟

#درسهایی_از_مدرسه_طبیعت
@madresehtabiat
.
Post #1031 371

Forwarded from پژوهش فرهنگی

♦️پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات با همکاری گروه کودکی انجمن جامعه‌شناسی ایران برگزار می‌کنند:
🔴هشتمین جلسه از سلسله نشست‌های مسئله کودکی
با عنوان:
«پیمان نامه حقوق کودک و اهمیت شناسایی، دیدبانی و حمایت از کودکان در شرایط دشوار»

با حضور:

🔸دکتر سیامک زند رضوی (جامعه‌شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه شهید باهنر کرمان)
و
دکتر علیرضا کرمانی (جامعه‌شناس و پژوهشگر مطالعات کودکی)


🔹دبیر جلسه:
دکتر رضا تسلیمی طهرانی (جامعه شناس و عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات)

♦️سه‌شنبه 25 آذر 1399- از ساعت 16:30 تا 18:30
🔹برخط: https://www.skyroom.online/ch/ricac/national-projects



Ricac.ac.ir
@cultureresearch
Post #1030 350

Forwarded from نوج🌱

بیکاری و کودکی

با والدی درباره نگرانی‌هایش راجع به حضور فرزندش در جمع کودکانی که آنها را نمی‌شناخت صحبت می‌کردم. می‌گفت کاش ساعت حضورش با دوستانش هماهنگ بود. چون الآن این بچه‌ها او را نمی‌شناسند و او را به بازی خود راه نمی‌دهند. بنابراین حوصله اش سر می‌رود.

در مقایسه‌‌ی دو مفهوم والدگری و تسهیلگری در مواجهه با کودکان، این نکته کلی که «بیشتر رصد کنید و کمتر دخالت»، در اینجا هم بارز است. والدین ما به دلایل متعدد فکر می‌کنند مسؤل کیفیت لحظه به لحظه‌‌ی زندگانی فرزندانشان هستند تا به ابد. بنابراین، سررفتن حوصله‌ی کودک‌شان برایشان یک ناکامی بزرگ محسوب شده و در صدد حل این فاجعه برمی‌آیند!

اینکه کودکان در محیط‌هایی قرار بگیرند که سایر کودکان ناشناس‌اند، یک فرصت ارزشمند است. طی کردن مستقلانه‌ی فرآیند دوست‌یابی و ورودشان به گروه‌های اجتماعی از پیش شکل‌گرفته، برایشان فرصت‌هایی به وجود می‌آورد که آنها را به لحاظ اجتماعی توانمندتر می‌سازد. آنها ابزارها و ایده‌های خودشان را برای دوست‌یابی دارند. روزی به طور اتفاقی گفتگوی دو کودک را با تسهیلکر گوش می‌کردم که می‌گفتند:
کودک اول: خاله، من و پارسا داریم با هم دوست میشیم.
تسهیلگر: چه خوب. چطوری با هم دوست میشین؟
کودک اول: با بازی کردن. باید با هم بازی کنیم بعد دوست بشیم.
کودک دوم: مثلا باید به هم نارنگی بدیم. (در حالیکه نارنگی می خورد)
تسهیلگر: بعد دوستی تون چطوری شروع میشه؟
کودک دوم: با دویدن شروع میشه.

اینکه اجازه دهیم آنها این فرآیندهای اجتماعی را مستقلاً طی کنند، نکته‌ی مهمی است. یعنی در ترکیب و مناسبات اجتماعی پیرامون‌شان بیش از حد دست نبریم.

حین گفتگو با آن والد، مفهوم «بیکاری» وارد ذهنم شد. پرسیدم تعریف بیکاری از نظر شما چیست؟ آیا بیکاری جز از این است که «کسی مرا به بازی‌اش راه نمی‌دهد؟» اگر در پاسخ به اعتراض کودکی که می‌گوید دیگران با من بازی نمی‌کنند، دست به کار شده و آن دیگران را مجبور به بازی کردن با فرزندمان کنیم، طبیعتاً باید فردای بزرگسالی هم به این در و آن در بزنیم تا دیگرانی پیدا شوند و بازی‌ای ترتیب دهند و فرزندمان را هم به بازی بگیرند. «شغل» مگر چیست به غیر از یک نوع بازی بزرگسالانه؟ فردی که در کودکی‌اش در نتیجه‌ی راه نیافتن به بازی سایر کودکان دست به کار ایجاد یک بازی مستقل و خلاقانه شده و دیگران را ترغیب به ملحق شدن می‌کند، در بزرگسالی‌اش شانس بیشتری برای استقلال و تولید کار و اشتغال دارد.

راه توانمند شدن کودکان این نیست که مشکلاتشان را پیش‌پیش حل کنیم. ورزشکار تمرین‌نکرده، هرچقدر هم پراستعداد، باز هم نمی‌تواند خوب مسابقه دهد.

یاد شعری از مارگوت بیکل، به ترجمه‌ی شاملو افتادم که می‌گوید:
«... سنگین سنگین بردوش می‌کشیم
بار دیگران را
به جای همراهی کردنشان.
عشق ما
نیازمند رهایی است
نه تصاحب...»

✍: عارف آهنگر
Post #1028 432

Forwarded from ترجمان علوم انسانى

👁‍🗨 برشی از «قرنطینه نشان داد که خانوادۀ هسته‌ای چقدر ناکارآمد است»

🎯 خانوادۀ هسته‌ای به طور روزافزونی به شکل غالب خانواده در زندگی شهری تبدیل شده است. پدر و مادر و فرزندان، در خانه‌ای مستقل. دنیایی خصوصی با آرامش و سکوت و بدون دخالت‌ها و مزاحمت‌های دیگران. اما ناگهان با شروع دوران قرنطینه و قطع پیوندهای معمول ما با دیگران، کانون گرم خانواده چهرۀ دیگرش را به ما نشان داد: بچه‌هایی که دیگر نمی‌شد تحملشان کرد، احساس خفقان‌آورِ گیرافتادن در خانه‌هایی کوچک و رنج تنهایی و انزوا.


📌 متن کامل را در لینک زیر بخوانید:
http://tarjomaan.com/neveshtar/9797/

🔗 @tarjomaanweb
Post #1027 1.68K
«بخشی از سخنرانی دکتر عبدالحسین وهابزاده در خصوص مدرسه طبیعت»👆👆
_____________________________________

وقتی از تفاوت مدرسه ی کلاسیک و مدرسه ی طبیعت می‌گوییم در واقع صحبت از تفاوت در «شناخت» است.

در مدرسه ی کلاسیک آموزه‌ها و دریافت‌های جمع‌آوری شده توسط دیگران به شکل انتزاعی به کودک آموزش داده می‌شود. حواس کودکان در گیر نمی‌شود و آن‌ها در جهانی مصنوعی تنها محفوظاتی را برای مدتی کوتاه به ذهن می‌سپارند بدون اینکه کنجکاوی چندانی داشته باشد.

حال آنکه در مدارس طبیعت کودکان به واسطه ی تجربه‌ی مستقیم محیط طبیعی پیرامون به هنگام بازی مشتاقانه تمام حواسشان درگیر می‌شود و در نهایت به درک عمیقی از جهان اطرافشان می‌رسند.

در واقع می‌توان گفت، تفاوت در نوع «شناخت»، بین مدرسه‌ی کلاسیک و مدرسه ی طبیعت مهمترین نکته است که این دو مدرسه را از هم متمایز می‌کند.
@baghNS
Post #1025 350

Forwarded from Kavikonj; NatureSchool

ما را می‌گردند
می‌گویند همراه خود چه دارید؟
ما فقط
رویاهایمان را با خود آورده‌ایم.
پنهان نمی‌كنیم
چمدان‌های ما سنگین است،
اما فقط
رویاهایمان را با خود آورده‌ایم...
(سید علی صالحی)
شبنم نازنین در دومین سالگرد رفتنت، یاد تو و امید به زندگیت همواره برای ما چراغ زندگی و ساختن را روشن نگه می دارد...
@KavikonjNatureSchool
Post #1024 396

Forwarded from کوچار

▫️«اعتماد را اتکا به صداقت یا همکاری دیگری تعریف می‌کنند.»*
▫️«اعتماد به روغنی می‌ماند که کار چرخ‌دنده‌های جامعه را روان‌تر می‌کند. اگر لازم می‌بود که ما پیش از هر همکاری با کسی او را آزمایش کنیم، هیچ کاری از پیش نمی‌رفت. ما از تجربه‌های گذشتۀ خودمان نتیجه می‌گیریم که به چه کسی اعتماد کنیم و گاهی روی تعمیم تجربه‌ها با اعضای جامعه حساب می‌کنیم.»*
▫️ دوران کودکی و نوجوانی اصلی‌ترین فرصت ساختن این تجربیات است. دورانی که هنوز مسئولیت‌های سنگین ما را احاطه نکرده، جسم و روان منعطفی داریم و با حریم امنی که از قِبل مراقبت دیگران فراهم می‌شود امکان آزمون‌و‌خطاهای فراوان با فراغ بال مهیاست.
❔ مدت‌هاست این فرصت‌ها تا حدود زیادی از کودکان و نوجوانان سلب شده و این روزها تقریبا هیچ فرصت تعامل ملموسی ندارند. کودکان و نوجوانانی که به کفایت، آزادانه و در تعاملی بلاواسطه فرصت کسب این تجربه‌ها را نداشته‌اند آیا در آینده‌ی دوستی، زناشویی، کاری و زیستی خود دچار مشکلات عمیق اعتماد و ارتباط نخواهند شد؟ خام‌دستی آنها چه خسران‌هایی را به همراه خواهد داشت.

📘 * دوران همدلی، فرانس دوال، حسن افشار
Post #1021 444

Forwarded from پژوهش فرهنگی

هفتمین نشست‌ مسئله کودکی
با عنوان:

🔴 «مسئله کودکی در ایران: فلسفه دوران کودکی»

با حضور:
🔸دکتر یحیی قائدی (عضو هیئت‌ علمی دانشگاه خوارزمی)

🔸دکتر علیرضا کرمانی (جامعه‌شناس و پژوهشگر مطالعات کودکی)

🔹دبیر نشست:
دکتر رضا تسلیمی طهرانی (جامعه‌شناس و عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات)

♦️دوشنبه 26 آبان 1399- از ساعت 17:20 تا 19
🔹برخط: https://www.skyroom.online/ch/ricac/child


Ricac.ac.ir
@cultureresearch
Post #1020 526
https://www.ricac.ac.ir/news/3222

سید مهدی یوسفی در ابتدای سخنان خود با بیان اینکه بزرگ‌ترین مشکل کودکان، مدرسه است، گفت: کودکان علاقه‌ای به مدرسه ندارند و از آن بدشان می‌آید. مشکل از اینجا شروع می‌شود که بچه‌ها به مدرسه علاقه ندارند و متولیان آموزش و پرورش هم علاقه‌ای ندارند که موردعلاقه بچه‌ها قرار بگیرند و این برایشان بی‌معنی‌ست. لذا همین مسأله است که باعث شده همه ما با آن کنار بیاییم و چنین نظمی شکل بگیرد و ادامه پیدا کند. حال چرا باید همه ما به نظام آموزشی فکر کنیم؟ فکر می‌کنم ما پیش از هرچیزی باید به دموکراتیک‌شدن بحث درمورد مدرسه برسیم. یعنی اینکه به این نتیجه برسیم که چطور می‌توان درمورد مدرسه بحث کرد و اینکه چطور می‌توان آن را به مسأله تبدیل کرد.
www.ricac.ac.ir حادترین شکل مرکزگرایی آموزشی را در جهان داریم | | پژوهشگاه فرهنگ هنر و ارتباطات دکتر سید مهدی یوسفی، جامعه‌شناس و پژوهشگر اجتماعی گفت: ما امروز حادترین شکل مرکزگرایی آموزشی را در جهان داریم. چراکه ایران کشوری‌ست با تنوع قومی و اقلیمی؛ چرا باید کودکی ...
Post #1019 397

Forwarded from ترجمان علوم انسانى

🎯 آیا در تربیت کودکانتان راه و رسم پدر و مادرتان را پیش می‌گیرید؟
— خاطراتی که از کودکی با ما مانده‌اند، وقتی پدر و مادر می‌شویم، دوباره زنده می‌شوند

📍فقط رنگ چشم یا شکل دماغمان نیست که از پدر و مادرمان به ما می‌رسد، در واقع، عقاید، رفتارها و نوع مواجهۀ آن‌ها با ما تأثیری بسیار عمیق بر شخصیت ما می‌گذارد. تأثیری که خودش را در دوستی‌ها و عاشقی‌هایمان و در تربیت کودکانمان نشان می‌دهد. روان‌شناسان مدت‌هاست که دربارۀ تجربۀ کودک از والدینش تحقیق می‌کنند. آن‌ها می‌گویند سبکِ دلبستگی ما به آن‌ها می‌تواند پیش‌بینی‌ کند که خودمان چگونه والدینی خواهیم شد. اما آیا اگر پدر و مادری بی‌توجه یا بی‌عاطفه داشتیم، لزوماً خودمان هم چنین خواهیم شد؟

🔖 ۳۱۰۰ کلمه
⏰ زمان مطالعه: ۲۰ دقيقه

📌 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:
http://tarjomaan.com/neveshtar/9946/

🔻خرید اشتراک چهار شمارۀ فصلنامۀ ترجمان

🔗 @tarjomaanweb
Post #1018 325

Forwarded from نوبانگ اندیشه

گفتارهایی در باب کودک و کودکی
قسمت اول: برداشتن عینک هایی که همه چیز را با رنگ مدرسه می بینند...
الهام گرفته از جان هلت (1923-1985)
#گفتارهایی_در_باب_کودکی
https://t.me/NobangAndisheh
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →