نگاهی انتقادی به مجموعه اشعار جلالالدّین حرمی پراگنده در دستنوشت فاتح ۳۱۷۰؛ معرفیشده در «آینهی پژوهش» ۱۸۷، سال سیودوم، شمارهی اول، فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۰.
اصلاح چند خوانش
اشاره:
این جستار به مقالهای که پیوستِ این فرسته است اشاره دارد.
با آنکه دستنوشت فاتح ۳۱۷۰ کمابیش حاوی متون تازی است، امّا برای پارسیزبانان از دو روی درخور التفات و توجه است:
یکم: این مجموعه رسالهی بسیار مهمِ «صفیرِ سیمرغِ» شهابالدّین سهروردی را در خود جای دادهاست. ما در خوانشی شتابگونه دریافتیم که نثرِ این روایت از «صفیرِ سیمرغ» بسیار استوارتر و کهنگونهتر و اصیلتر است از آنچه از سوی انتشارات «مولی» بهچاپ رسیدهاست.
علاقهمندان را به مطالعهی این رساله از این دستنوشت فرا میخوانیم.
دیگرُم: دیگر اهمیت این مجموعه در اشعاریست (بیشتر رباعی، و گاهی نویافته) که کاتب خوشذوق در حاشیه و دیگر جایهای این دستنوشت بهخامهی خویش پراگندهاست.
کاتب در پارسی و تازی مهارت خوبی داشته و مجموعه را برای خویشتن نویسانیده است و در چند جای دستنوشت لقب «الادیب» را بر نام و نشان خود افزودهاست. پس، کار و روایت او را باید معتبر بداریم.
جناب میرافضلی اشعار پارسی این دستنوشت را گرد آورده و در آینهی پژوهش شمارهی ۱۸۷ به چاپ رسانیدهاست؛ و با این کار به ادبیات پارسی خدمت کردهاست.
بااینحال، در خوانش برخی ابیات سهوهایی رفته و لغزشهایی رخ دادهاست.
از آنجا که ممکن است این گزارش «آینهی پژوهش» پایهای گردد برای پژوهشهای آینده، ما خطاهای مهم خوانش را در اینجا میآریم. در پیوستنِ این کار قصدمان صرفا نزدیک کردن متن چاپی به نصّ دستنوشت است و بس. امیدواریم پژوهشگران، بهطریقی، از این اصلاحات آگاه شوند. شمارهی اشعار در اینجا برابر با همان شمارههاییست که صاحبِ مقاله در آینهی پژوهش بهکار بردهاست:
[۴] سید ناصرالدین خسرو راست:این قطعه شامل پنج بیت است که بیت نخستین آن قافیه ندارد و آن، بهسبب آن است که مصحح بیت را درست نقل نکرده است. حرمی، در آغاز، مصراع اول از بیت اول را به صورت:
دوستان پسر هند ندانند همی
که ازو و سه کسِ او به پیمبر چه رسید...
«دوستان پسر هند ندانند همی» نویسانیده، اما خودش متوجهی اشتباه شده و در زَبَرِ این مصراع روایتِ درستِ آن را نوشته است، ولی، احتمالا برای زیبایی ظاهری، روی مصراع نادرست خط نکشیده است و مصحح به این اصلاح توجه نکردهاست. با آوردن خوانش درست ما، قافیهی بیت هم درست میشود:
اینک خوانش درست مصراع اول:
دوستدار پسر هند همانا بشنید
که ازو و سه کسِ او به پیمبر[۱] چه رسید! (برگ۴۹پ)
در مصراع دوم از بیت چهارم نیز «واو» از قلم افتاده است:
آن کسی کو به خداوند و محمد گروید.
[۶] بیت آخر:
چون گربه زادهی مرغست، رحم ناچارست...
خوانش درست:
چون گربه زادهی مرغست، زخم ناچارست
در مصراع دوم، «قصاص» را تجویز میکند و میگوید: «... به قصاص ار قضا کنی، شاید.» لازمهی اجرای قصاص، زدن «زخم» (= ضربت) است بهشمشیر. اگر «رحم» بخوانیم، سخن شاعر در دو مصراع متناقض خواهد شد.
[۱۴] دیوانهصفت کسب کن از کوی به کویدر اینجا خطایی در خوانش رخ داده و بیت را از معنی تهی کردهاست.
اسرار، چنانک هست، میدان و مگوی...
مصحح «گشت» را «کسب» خوانده زیرا به شیوهی کتابت حرمی (=کاتب) توجه نکرده که او همه جا، برای تمیزِ «س» از «ش»، در بالای «س» علامتی شبیه ویرگول میگذارد، و این علامت را از کلمات «پیوست»، «هست»، و «رواست» در همین صفحهی دستنوشت میتوان دید. پس، خوانش درست مصراع نخستین چنین است:
دیوانهصفت گشت کن * از کوی به کوی.
* گشت کن = بگرد
[۱۶] در این رباعی مصراع دوم و چهارم جابهجا نوشته شدهاست.
رباعی بهصورتی که نوشته شده از منطق سخن شاعر پیروی نمیکند؛ و این، با لختی تأمل در معنی بیت پیدا میآید.
چند مورد دیگر هم هست، اما فضای تلگرام برای ادامهی بحث تنگ است. پس، اکنون را، به همین بسنده میکنیم.
محمد رضیپور
[۱] در نسخه، «پیامبر» آمده، اما این خوانش وزن را مختل میکند. مصحح در متن نسخه تصرف کرده و کلمه را اصلاح کرده، ولی به ضبط نسخه اشاره نکردهاست.
#انجامه
#نقد
#جلالالدین_حرمی
#صفیر_سیمرغ
https://t.me/Anjaame