جستار
نگاهی به تاریخ بیهقی
و حل برخی مشکلات این کتاب.
درود بر مخاطبان ارجمند.
روزگاریست که ما مشغول مطالعۀ انتقادی تاریخ بیهقیایم.
تاریخ بیهقی از جملۀ گنجینههای زبان پارسی است که نویسندۀ دانا و هوشمندش در ضمن روایت تاریخ، آگاهیهای بسیار ارزشمندی در بارۀ دیگر موضوعات مانند آداب و رسوم و سنت های ملی، آداب سیاستورزی و فرآیند تصمیمگیری در سلسله مراتب ارکان دولت، مسایل اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و جز اینها به ما میدهد که اگر در این کتاب نمیآمد پارسیزبانان در هیچ آبشخور دیگر چیزی ماننداک آن نمییافتند.
از این کتاب گرانمایه دستنوشتهای کهنی که نزدیک به روزگار نویسنده باشد به ما نرسیدهاست، و صورت آنچه که در دست ماست از تصرف کاتبان برکنار نمانده و از ریختۀ خامۀ بیهقی بسی دور افتادهاست. اگر از برخی ویژگیهای سبکی بیهقی از جمله گرایشهای شخصی او در گزینش مفردات (چون کاربرد "اقاصیص" برای جمع "قصَّه"!) و نحو اختصاصی زبان او (چون آوردن افعال در آغاز جمله) بگذریم، متنی که به ما رسیده گاهی به نثر پس از قرن هفتم نزدیک میشود (مانند آوردن مصادر مرخم بهجای مصادر کامل.[۱]) ما معتقدیم کارِ سره کردنِ متون کهن یک فرآیند تجمعیست یعنی، دانشمندی کار تصحیح یک متن را با ابزاری که دارد میآغازد و چراغ نخستین را روشن میکند، سپس دیگران که میآیند پا بر شانۀ او میگذارند و با دید و دانش گستردهتری کار او را پی میگیرند و به سامانش میرسانند. آن کس که خشت آخر را مینهد و کار ساختن بنا را به پایان میبرد باید بداند که خشت او بر پییی که دیگران افگندهاند گذاشته میشود. متنی که اکنون در دسترس است چندین بار و از سوی چندین تن تصحیح و چاپ شدهاست. هرچند مصححان همه از استادان زبان پارسی بودهاند و در این راه رنج بسیار بردهاند، اما در ویرایشهای نهایی هنوز اشکال فراوان دیده میشود.
افزون بر خوانشهای نادرست از سوی مصححان - که همچنان در تازهترین چاپها بهچشم میخورد - گِرِهِ معناییِ برخی از اصطلاحات هنوز گشوده نشده است. مثلا مصححان و برخی پژوهشگران در بارۀ عبارتِ "دینار سیاهداری/ سپاهداری" بهتفصیل نوشتهاند، اما حقیقتِ این "پول" که در برخی از نواحی ایران در قرن پنجم رایج بوده، هنوز نامکشوف باقی ماندهاست. خوشبختانه ما در پژوهشهای خود، در متنی عربی از یکی از مفسران و فقیهان نامدارِ نزدیک به روزگار بیهقی تعریف این دینار "سپاهداری" را یافتهایم و آن، چیزیست بسیار دور از حدس و گمانهایی که تا به امروز در بارۀ این "نام" رفتهاست. اصطلاحات دیگری از جنس همین "دینار" وجود دارد که هم مصححان و هم مؤلفان لغتنامه از تعریف درست آنها عاجز آمده و در شرح آنها راههای بهکلی نبهره پیمودهاند.
باز، جملههایی در متن تاریخ بیهقی وجود دارد که حتی در تازهترین چاپ انتقادی این اثر، همچنان نادرست و پریشان به خواننده عرضه شدهاست و مصححان خطاها و نادرستیها را ندیدهاند و یا اگر دیدهاند - چون راهحلی نداشتهاند - این خطاها را مسکوت ماندهاند.
با اینکه ما به دستنوشت تازهای از این کتاب گرامی دست نیافتهایم، اما با دقت در متن، و بهنیروی تحلیل متن و آشنایی ژرف با دیگر کهننبشتههای پارسی، و پژوهشهای گسترده در کهننبشتهها در درازنای چهارده سال، برخی از این خطاها را درست کردهایم و اکنون آمادهایم تا این یافتهها را با پارسیزبان در میان نهیم و متن موجود تاریخ بیهقی را به تراویدۀ خامۀ او لختی نزدیکتر کنیم.
پیش از پخش این یافتهها، میخواستیم با استادان و صاحبان رای در نحوۀ ارائۀ یافتههای یادشده مشورت کنیم.
پرسش:
بهترین راه و وسیله برای نشر این مطالب مهم چیست؟
لطفاً ما را راهنمایی کنید.
محمد رضیپور
[۱] بیش از نودوپنج درصد مصادر در تاریخ بیهقی چنین است؛ و این، یکی از معیارهای اصلی برای شناسایی و تفکیک دورهای نثر کهن است.
پژوهشهای ما در کهننبشتهها نشان میدهد که "مفرداتِ" متون چیزی شخصی است و لزوماً - و بهتنهایی - بیانگر روزگار نگارش متن نیست، اما نحو کلام و دستور زبان چیزی است که نویسندۀ ادیب را از رعایت آن - در همه حال - چاره نیست. کاربرد مصدر کامل از نشانههای نثر پارسی تا پایان قرن پنجم است، اما این ساخت در تاریخ بیهقی بهندرت دیده میشود. در این خصوص نیز یک چیز مهم است: وقتی میگوییم "نشانه"، مراد "نبودِ" آن نشانه است یعنی، در تعیین کنانگی متون "نبودِ" "نشانه" یاریگر است یعنی، مثلا وجود مصدر کامل در یک متن لزوما کنانگی آن را تعیین نمیکند، کما اینکه بسیاری نویسندگان در این روزگار هم ممکن است این صورت را بهکار برند، اما اگر این شکل مصدر در متنی "نباشد" بهیقین میتوان حکم کرد که کنانگی آن متن (یعنی نسخهای که به ما رسیده نه اصل اثر) به پیش از قرن ششم نمیرسد.
#انجامه
#نقد
#تاریخ_بیهقی
#مشکلات_تاریخ_بیهقی
https://t.me/Anjaame
Post #556
1.55K
- ❤ 14
- 👍 4
- 🙏 4