نگاهی انتقادی به تاریخ بیهقی؛
نخستین و کهنترین سند موجود در جهان برای مراجعه به آرای عمومی (همهپرسی - رفراندوم) بهزبان پارسی و در سرزمین ایران.
اگر از جنابِ (AI) بپرسند: کهنترین نمونۀ مراجعه به آرای عموی در جهان کَی و کجا بوده، آن جناب، بر پایۀ آگاهیهای ناتمامِ خود، به موردی در سوییس اشاره میکند؛ و آن، در قرن شانزدهم میلادی رخ دادهاست، اما پاسخ او درست نیست؛ البته آن جناب بیتقصیر است زیرا آگاهیهای او محدود است به دادههایی که انسانهای این روزگار در اختیارش گذاردهاند.
بهگزارش ابوالفضل بیهقی، نخستین «اندیشۀ همهپرسی» در غزنین و از سوی بونصر مشکان صاحب دیوان رسالت امیرمسعود غزنوی پیش نهاده شدهاست و آن، در تاریخ چهارشنبه سیزدهم ذوالحجّه سال ۴۲۸ هق برابر با یازدهم مهرماه ۴۱۶ خورشیدی و سوم اکتبر ۱۰۳۷ میلادی بودهاست؛[۱] و داستان آن از گزارشی که بیهقی از نشستِ امیرمسعود با وزیر احمدِ عبدالصّمد، بونصر مشکان، سپاهسالار و عارض برای رایزنی در بارۀ لشکرکشی به هندوستان و فتح قلعۀ «هانسی» در تاریخ خود آورده، چنین است:
... وزیر در حاضران نگریست، گفت: چه گویید درین که خداوند میگوید؟در این رایزنی چند نکته شایان توجه است:
سپاهسالار گفت «من و مانندِ من که خداوندانِ شمشیریم فرمان سلطان نگاه داریم و هر کجا فرماید برویم و جان فدا کنیم. عیب و هنر این کارها خواجۀ بزرگ داند که در میان مهمّات ملک است و آنچه او خوانده و شنوده و داند و بیند ما نتوانیم دانست[ن][۲]، و این شغل وزیران است نه پیشۀ ما» و روی به حجّاب کرد و گفت: شما همین میگویید که من گفتم؟
گفتند: گوییم.
وزیر، عارض و بونصر را گفت: سپاهسالار و حاجبان این کار در گردن من کردند و خویشتن را دور انداختند، شما چه گویید؟ عارض، مردی کمسخن بود، گفت: معلوم است که پیشۀ من چیست، من از آن زاستر ندانم شد[ن][۲] ؛ و چنان گران است شغل عرض که از آن به هیچ کاری نباید پرداخت[ن][۲]. بونصر مشکان گفت: این کار، چنانکه مینماید، در گردن خواجۀ بزرگ افتاد، سخن جزم بباید گفت[ن][۲] که خداوند چنین میفرماید، و منبنده نیز آنچه دانم بگویم...
وزیر گفت «من بههیچ حال روا ندارم که خداوند به هندوستان رود، چه صواب آن است که به بلخ رود و بهبلخ هم مقام نکند و تا مرو برود، تا خراسان به دست آید و ری و جبال مضبوط شود...
و اگر خداوند به خراسان نرود و ترکمانان یک ناحیت بگیرند، یک ناحیت نه، اگر یک دیه بگیرند، و آن کنند که عادت ایشان است از[۳] مثله کردن و کشتن و سوختن، دَه غزوِ «هانسی» برابر آن نرسد...
آنچه مقدار دانش بنده است بازنمود و از گردن خویش بیرون کرد، رای عالی برتر است.»
استادم گفت: من همین گویم و نکتهیی برین زیادت آرم: اگر خداوند بیند، پوشیده کسان گمارد تا از لشکری و رعیّت و وضیع و شریف پرسند که حال خراسان و خوارزم و ری و جبال در اضطراب بدان جمله است که هست و سلطان به «هانسی» میرود، صواب است یا ناصواب؟ تا چه گویند، که بنده چنان داند که همگان گویند: ناصواب است...[۴]
امیر گفت: مرا مقرّر است دوستداری و مناصحت شما. و این نذر است که در گردن من آمده است و بهتن خویش خواهم کرد[ن][۲]. و اگر بسیار خلل افتد در خراسان، روا دارم که جانب ایزد، عزّ ذکره، نگاه داشته باشم...
(تاریخ بیهقی، صص ۵۳۰-۵۳۳)
● تا آنجا که ما میدانیم این نکتۀ مهم «همهپرسی» از سوی هیچ تاریخدان، و نه نیز از سوی مصححان، برجسته نشدهاست.
● سرسپردگی سپاهیان در اجرای اوامر ملوکانه؛
● آزادگی بونصر مشکان و وزیر و شجاعت این دو در ابراز عقیده در راستای صلاح مملکت و مخالفت با رای پادشاه؛
● استبداد رای مسعود غزنوی در پایافشاری بر عزیمت خویش حتی بهبهایِ از دست دادن بخشهای مهمی از مملکت.
محمد رضیپور
[۱] برای تبدیل تاریخها و تقویم از نرمافزار دانشگاه هاروارد بهره بردهایم.
[۲] افزودن «ن» برای کامل کردن مصدر از ماست زیرا یقین داریم که بیهقی در اصل چنین نویسانیده است.
[۳] این «از»، ازِ بیانِ نوع است.
[۴] این سخن بونصر مشکان مصداق روشن و کامل یک همهپرسی برای تصمیمگیری در بارۀ یک امر خطیر کشوری در هزار سال پیش است و مهمترین سندیست که بیهقی بر جای گذاردهاست.
در روزگاری که کشورهای نوخاسته میکوشند تا به هر خاشاکی چنگ زنند تا برای خویشتن هویت بیافرینند، این سخن بونصر مشکان را باید به آب زر بنویسند و بر سردرِ سازمان ملل متحد بیاویزند تا آن رئیس جمهور نادان بخواند و بداند با کدام مردم برابر ایستادهاست، هنگامی که میگوید: «ایران را به عصر حجر بازمیگردانیم.»
اگر همه به هزار سال پیش بازگردیم، بنگر تا ما چه داریم و شما چه دارید!
بر همۀ ایرانیان است تا این حقیقتِ تاریخی و مستند را در همه جای جهان پراگنده کنند.
#انجامه
#تاریخ_بیهقی
#رفراندوم
#همهپرسی
https://t.me/Anjaame