چاشتگاه چه هنگام از روز است؟
«چاشت»[۱] و «چاشتگاه»[۱] دو واژۀ پرکاربرد در زبان پارسیاند، اما فرهنگها تعریف درست و دقیقی از "چاشتگاه"، که هنگام صرف «چاشت» است، بهدست ندادهاند و روشی برای دانستن هنگام «چاشت» فراروی خواننده ننهادهاند. از همین روی شادروان علامه قزوینی در یادداشتهایش ذیل مدخل «چاشت»، دو گواه از تاریخ جهانگشای جوینی و التفهیم ابو ریحان برای «چاشتگاه» میآرد و میپرسد: «[چاشتگاه] چه وقت است، علی التحقیق؟»[۲]
بر فرض این که تا بهحال کسی به این پرسش پاسخ نداده است، ما این جستار را در پاسخ به پرسش آن شادروان استاد بزرگ مینویسیم و آن را به روان آن دانشومندِ زندهیاد تقدیم میکنیم.
زوزنی در «المصادر» برای مدخل «التّغذیه» مینویسید:
التَّغذیه: کسی را چاشت دادن.
(المصادر، دستنوشت دانشگاه توکیو، عکس ۷۱ (سال کتابت: ۵۹۰))
و صاحب فتحنامه [۳] در علم اللغة آورده:
چاشت
ترجمۀ ضحاء و غداء، و نیمچاشت؛ چاشتگاه ترجمۀ ضحوه و ضحی؛ و طعام، چاشت، ترجمۀ غداء؛ و چاشت خوردن ترجمۀ تَغَذّی؛ و چاشت خورانیدن ترجمۀ تغذیه؛ و چاشتگاه کردن ترجمۀ اضحاء. (فتحنامه فی علم اللغة، دستنوشت دانشگاه میشیگان، عکس ۱۱۱)
منابع کهن پارسی «چاشت» را در معنی طعامی که پیش از ظهر میخوردهاند و یا بطور کلی در معنی عمومی «طعام»، بهکار بردهاند:
۱- (موسی علیه السّلم) يوشع بن نون را گفت:
آتِنٰا غَدٰاءَنٰا،لَقَدْ لَقِينٰا مِنْ سَفَرِنٰا هٰذٰا نَصَباً. (الکهف: ۶۲).
گفت آن چاشت ما بيار كه من بدين سفر اندر، سخت بماندم و گرسنه شدم. (ترجمه تفسیر طبری، ج۴، ص ۹۵۲؛ دستنوشت ایاصوفیه۸۷، برگ۲۲۷ر)
۲- زنی به نزدیک ابن سیرین بیامد و گفت بهخواب دیدم که ماه در پروین می (می= همی) درآمد و منادی بانگ می (= همی) کرد و مرا می (می= همی) گفت که به نزدیک ابن سیرین برو و قصۀ خواب خویش با وی بگوی. ابن سیرین بدان ساعت چاشت میخورد. چون این خواب بشنید دست از طعام بازداشت و گفت مر آن زن را که: چگونه دیدی؟ (استبصار المعبّرین دستنوشت ولیّ الدّین ترکیه، برگ ۴۸پ- ۴۹ر)
۳- خواجه حسن مودّب گفت چون این روز نماز دیگر بگزاردیم (اصل: بگذاردیم) شیخ مرا بخواند و گفت: ای حسن! صوفیان چند تناند؟ گفتم: صدوبیست کساند، هشتاد، مسافر؛ و چهل، مقیم. گفت: فردا، چاشتشان چه خواهی داد؟ گفتم: آنچ شیخ اشارت کند. گفت: فردا باید که هر کسی را سرِ برّۀ تر پیش نهی و شکر کوفته بسیار بیاری تا بران مغز میپاشند...( اسرارالتوحید، دستنوشت رشید افندی ۱۱۶۴، برگ ۲۴پ)
برخی منابع «چاشتگاه» را با «فراخ» در معنی غایتِ هنگامِ «چاشت» آوردهاند و در برخی منابع «چاشتگاه فراخ» را «چاشتگاه سلطانی» نامیدهاند:
چاشتگاه سلطانی:
هنگام چاشت سلاطین، و هنگام بلند شدن آفتاب بنحوی که همۀ آفاق را مسلّط شده باشد.
(فرهنگ نادری، دستنوشت کتابخانۀ ملی فرانسه، ص ۲۷/۹۰۸)
ابوریحان در التفهیم آورده:
و از پسِ این وقت دُوری میان او و میان آفتاب کمتر آغازد شدن (= کمتر شدن آغازد = کاستن گیرد) تا به جایگاهی رسد بهوقت فروشدن آفتاب که اگر آفتاب آنجا بهجای او بودی، وقت چاشتگاه فراخ بودی و به زوال نزدیکتر.
(التفهیم لاوایل الصناعته التنجیم، ص ۸۱)
در دیگر منابع "چاشتگاه" را چونان واژهای که تعریفش بر همگان روشن باشد، بهکار بردهاند:
۱- و بر اثر این دیوسوار خیلتاش دررسید روز هشتم، چاشتگاهِ فراخ، و امیر مسعود در صفّۀ سرای عدنانی نشسته بود، با ندیمان. (تاریخ بیهقی، ص ۱۱۳)
۲- قوم را گفتم: من رفوگری میکنم و احوال شما را نظمی میدهم؛ باز، شما میسُکلیت. قرار شما از هوا سستترست. بنگر که از بامداد تا چاشتگاه هوا چند تفاوت میکند و مکان چند تفاوت میکند از گرمی و سردی و روشنی و تیرگی؛ و آسمان و احوال ستارگان چند تفاوت میکند؟ هوا و قرار شما نیز همچندان تفاوت میکند. (معارف سلطان العلما، دستنوشت سلیمیه
ص۱۱۵)
از میان همۀ آثار پارسی که ما مطالعه کردهایم تنها یک اثر به هنگام «چاشتگاه» اشاره کرده است:
چون چاشتگاه فراخ شود - که چهاریکی از روز بگذرد - نماز چاشت آنگاه فاضل بود. (کیمیای سعادت، ج۱، ص ۲۷۵)
از این سخن غزالی معلوم میشود که چاشتگاه (یا چاشتگاه فراخ) آن هنگام است که یکچهارم از روز گذشته باشد.
با توجه به این تعریف، و با پیدا بودن ساعت طلوع و غروب خورشید در هر جایی از زمین، چاشتگاه آن جای به دست میآید، یعنی:
چاشتگاه = یکچهارم طول روز + ساعت طلوع آفتاب.
محمد رضیپور
#انجامه
#چاشت
#چاشتگاه
#علامه_قزوینی
[۱] چاش و چاشگاه هم گفتهاند.
[۲]یادداشتهای قزوينی، ج سوم و چهارم، صص ۳۰-۳۱
[۳] ابوالخیر بن سعد الانصاری، سال ۹۹۰ ه.ق.
https://t.me/Anjaame