روییدن درخت عناب در گلو و چینهدان کبوتر!
از اکنون تا پسین روزی ز گیتی،محمد رضیپور
بر آن خاک ار فرو[۱] آید کبوتر،
ز بسآغارِ[۲] خون، گر دانه چیند،
طبرخون[۳] رُویَدَش در حلق و ژاغَر.[۴] [۵]
(تاریخ وصّاف، دستنوشت نورعثمانیه، برگ۲۵پ، بهخطّ مؤلّف)
#انجامه
#تاریخ_وصاف
#کهن_نبشتههای_خواندنی
#ازرقی_هروی
#عناب
#ژاغر
[۱] دیوان ازرقی: فرود
[۲] آغار: نَم و رطوبتی که به جایی نفوذ کند یا مالیده شود و اثرش بماند. (فرهنگ بزرگ سخن).
بسآغار: فراوانی و بسیاریِ آغار.
[۳] طبرخون: عناب؛
(فرهنگ بزرگ سخن)
[۴] ژاغَر: چینهدان. (فرهنگ بزرگ سخن)؛
[۵] وصّاف این دو بیت را از قصیدهی بلند ازرقی هروی بهمطلع:
همایونجشنِ عید و ماهِ آذر
خجسته باد بر شاهِ مُظفّر
نقل کرده است.
نک: دیوان ملک البُلغا ازرقی هروی: دستنوشت حکیماغلو ۶۶۹، برگ۳۸۷ر - پ
https://t.me/Anjaame
