TGViewer
Channel Public Channel
دوکسا

دوکسا

@allisdata

رخدادها، تأملات و تقریرات فرهنگی - اجتماعی بهروز سپیدنامه (دانشیار جامعه شناسی فرهنگی دانشگاه ایلام)
Subscribers
295
Photos
517
Videos
26
Links
153

Showing posts older than #964 · Back to latest

Older Posts 17 shown
Post #963 171
نازنین همتی
Post #962 186
انتشار مطلب تخم کفتر (هوش مصنوعی و نویسندگان نوظهور) در فضای مجازی بازتاب مناسبی داشت و فضای مباحثه را گشود. عزیزانی متن را تأیید کردند و بزرگوارانی از منظر «شک سازمان یافته» بدان نگریستند و مطالبی نوشتند که سبب بسط فضای گفت و گو شد. همکارانم در دانشگاه ایلام و نیز صاحب نظران سایر حوزه ها از خیل این بزرگوارانند . در زیر نقطه نظرات و مباحثات انجام شده را تقدیم می دارم👇
Post #961 965
مهم ترین ویژگی «نوشته های مونتاژی» این «تحلیل گران یک شبه» وجود «نظم موزاییکی» بین نوشته ها و «مفصل بندی» شکلی و متکلّف بین بخش نظری و تجربیات مشاهده شده است. البته انتظار می رود در آینده این ضعف نیز با «پرامپت نویسی» مرتفع شود. در این حالت برای فهم اصالت متن لازم است دنبال راه تازه ای گشت، راهی مانند حضور این افراد در نشست های تخصصی و محک زدن آن ها، چون به نرم افزارهای مشابهت یاب امیدی نیست و این شبروان، نرم افزارهای یاد شده را نیز دور خواهند زد، به قول حافظ:

گفتم که بر خیالش راه نظر ببندم
گفتا که شبرو است او، از راه دیگر آید

در روزگاران گذشته اگر در خصوص شاعر بودن کسی دچار تردید می شدند، چند واژۀ بی ربط را به فرد مدعی می دادند که فی المجلس و فی البداهه با آن ها شعر بسراید و از این طریق توان شاعری او را محک می زدند. این حکایت در خصوص ملک الشعرای بهار نیز روایت شده است. حکایت از این قرار بود که پدر «محمد تقی بهار» نیز لقب «ملک الشعرا»یی داشت و بعد از فوت او، برخی در شاعر بودن «بهار» جوان تردید کردند و چند بار فی المجلس قریحۀ او را آزمودند. آنان هر بار چند واژه بی ربط را به او عرضه می کردند تا وی، فی البداهه با آن ها شعر بسرایید و بهار از تمام این آزمون های دشوار سر بلند بیرون آمد. یک نمونۀ این طبع آزمایی این بود که به او سه واژه « آینه ، اره ، کفش و غوره» ارائه کردند و بهار با بهره‌گیری از آن ها ، رباعی زیبا و ارتجالی زیر را سرود:

چون آینه نورخیز گشتی، احسنت
چون اره به خلق تیز گشتی، احسنت
در کفش ادیبان جهان کردی پای
غوره نشده مویز گشتی، احسنت

حال برای آزمون اصالت علمی این مویزهای غوره نشده و اصالت متن آن ها باید گفت:

خوش بود گر محک تجربه آید به میان
تا سیه روی شود هر که در او غش باشد


🔹پ ن:
پرامپت: دستوری است که منظور شما را روشن و پوست‌کنده به هوش مصنوعی می‌رساند و به او می‌فهماند دقیقاً از او چه می‌خواهید.
سی رایت میلز: C. Wright Mills
تخیل جامعه شناختی: The Sociological Imagination
پی یر بوردیو: Pierre Bourdieu
امیل دورکیم: Emile Durkheim
نوربرت الیاس: Norbert Elias
فرایند متمدن شدن: The civilizing process

https://t.me/AllisData
Post #960 938
بهروز سپیدنامه

تخم کفتر

(هوش مصنوعی و نویسندگان نو ظهور)

«وقوع»، در فرهنگ لغت به معنی حدوث، ظهور، پیدایش و بروزی است که به صورت دفعی اتفاق می افتد. نظیر «لحظۀ حال» - در ادبیات عرفانی - که جنبه وقوعی دارد و در «لحظۀ اکنون» برای شخص اتفاق می افتد. البته وقوع چنین حالتی، برایند سال‌ها مراقبه و محاسبه و کف نفس است.

اما ساحت علم و دانستگی و هنر و ادبیات ساحت وقوع نیست. این که می گویند حافظ شیرازی با نوشیدن ته ماندۀ شراب ملایک، یک شبه به صورت وقوعی و دفعی، شاعر شد و بر اریکۀ سخن تکیه داد، سخنی بی اساس، غیر منصفانه و به معنی نادیده گرفتن سال ها تلاش بی وقفۀ این شاعر و اندیشمند بزرگ است. حافظ، سال‌ها در محضر بزرگان شاگردی کرد و مشق نوشت و شعرهای خود را به صورت تدریجی به جامعه عرضه نمود (البته جوششی بودن خلق اثر هنری و ادبی محل، تأمل است).

ساحت علم و دانستگی ، ساحت «استدراج» است. در این میدان، افراد «به تدریج» دانش و مهارت لازم را کسب کرده و اندیشۀ شفاهی و مکتوب خود را «به تدریج» به جامعۀ عرضه می‌دارند.

«سی رایت میلز» (جامعه شناس آمریکایی) اعتقاد دارد که یک جامعه شناس برای فهم پدیده های اجتماعی باید «تخیل جامعه شناختی» خود را تقویت کند. برای نیل به این امر، «میلز» سفارش کرده که جامعه شناسان باید به صورت منظم، مشاهدات، ایده ها، برداشت ها و تحلیل های روزانه شان را یادداشت کنند و اندیشه های خود را به جامعه عرضه نمایند. «پی یر بوردیو» (جامعه شناس فرانسوی) نیز به اهمیت مشاهدۀ مستمر و مداوم ، ثبت دقیق تجربیات و تأمل نظری و نوشتن مداوم تأکید داشت. از نظر بوردیو، درک عمیق ساختارهای اجتماعی و میدان قدرت از این طریق امکان پذیر است.

در ایرانِ امروز، شاهد اندیشمندان و صاحب نظرانی هستیم که از گذشته تا لحظۀ اکنون، مسایل جامعه خویش را رصد کرده و در اختیار مخاطبان قرار داده اند. بزرگانی چون دکتر تقی آزاد ارمکی، دکتر محمد فاضلی، دکتر نعمت الله فاضلی، دکتر مقصود فراستخواه، دکتر محسن رنانی، دکتر حسن محدثی گیلوایی، استاد مصطفی ملکیان و قس علی هذا.

این اندیشمندان، در مسیر استدراج ، سال هاست که مخاطبین را منزل به منزل با مفاهیم، دلالت های معنایی و درون فهمی پدیده های اجتماعی (به مفهوم عام کلمه) آشنا ساخته و به تعبیر عامیانه «برادری خود را در این وادی به اثبات رسانده اند»

مسئله:

امروزه به صورت وقوعی، شاهد انتشار نوشته و یادداشت از سوی کسانی هستیم که تا کنون زبان در کام داشتند و شمشیر زنگ زدۀ نوشتار در نیام. کسانی که از ارائه یک سخنرانی در نشست های تخصصی و حتی کوچکترین اظهار نظری بیمناک بودند که مبادا لباس عریانی پادشاهی آنان توسط ناقدان آشکار گردد و تشت رسوایی شان از فراز بام به زمین بیفتد. افرادی با دامنۀ واژگانی محدود وکلامی که سرشار از لکنت شکلی و محتوایی بود، یک شبه منتقد و تحلیل گر مسایل جامعه شدند.

اینان سابقاً ناتوانی خود را در نوشتن یادداشت های فنی، در لفافه ای از حمله به نویسندگان این یادداشت ها و ژورنالیستی، مبتذل و «شبه علم» تلقی کردن نوشته های آنان و فضیلت علمی را به مقالات بخشیدن، پنهان می کردند. اما گویا نظیر فرایند «متمدن شدن» که «نوربرت الیاس» (جامعه شناس آلمانی) از آن یاد کرده، امری که سابقاً شرم آلود و قبیح تلقی می شد به امری ملیح و ستودنی تغییر ماهیت داد و یادداشت فنی نوشتن به فضیلتی علمی مبدل گشت و مقوله ای که پیش تر از این از آن اعتبارزدایی می کردند، به مقوله ای معتبر تبدیل گشته است.

در جهان شتابزدۀ امروز، گویا وعده های واهی گفتمان «فست فودی» که مدعی است در کوتاه ترین زمان، افراد را مدیر، ثروتمند، خطیب ، نویسنده، تحلیل گر و ... می سازد برای آنان تحقق یافته است.

اما راز سر به مهر این وقوع، «غول چراغ جادو» و سرّ این زبان بازکردن، «تخم کفتر» «هوش مصنوعی» است که «تخم لق» را در دهانشان شکست.

امیل دورکیم (جامعه شناس فرانسوی) برای تبیین رابطۀ علّی بین دو پدیده از «تحلیل متقارن» یاد کرده است. به نظر او چنانچه حضور پدیده «الف» باعث ظهور پدیدۀ «ب» گردد و غیبت آن باعث غیاب پدیده «ب» شود نتیجه می‌گیریم که بین این دو پدیده رابطه علّی وجود دارد.

در دوران «پیشا هوش مصنوعی»، این نویسندگان و تحلیل گران نوظهور، هیچ حضور و ظهوری در عرصۀ یادداشت نویسی نداشتند اما در روزگار امروز و در مدتی که اینان توفیق آشنایی با هوشی مصنوعی و مصاحبت با آن یافته اند، یک شبه، گره از قلمشان گشوده شد و به قول حافظ : «این طفل یک شبه ره صد ساله می رود». در قیاسی مع الفارق، مصاحبت اینان با هوش مصنوعی شبیه ملاقات مولوی و شمس تبریزی است که در مدتی کوتاه، مولوی را از این رو به آن رو ساخت.
https://t.me/AllisData
Telegram دوکسا رخدادها، تأملات و تقریرات فرهنگی - اجتماعی بهروز سپیدنامه (دانشیار جامعه شناسی فرهنگی دانشگاه ایلام)
Post #959 863
🔸بهروز سپیدنامه

🔹تخم کفتر

👈(هوش مصنوعی و نویسندگان نو ظهور)

https://t.me/AllisData
Post #956 240

Forwarded from صدای آبرنگ ها

■ گزارشی از نشست علمی- پژوهشی جشنواره هوره

✍حبیب‌الله بخشوده

جمعه نهم خرداد ماه ۱۴۰۴ بانگ‌ اهورا از گلوی خوانندگان هوره فضای شهر چوار را به گلستان نغمه و شعر  مبدل ساخت و آواز باستانی نیاکانمان را در جان مشتاقان فرهنگ و ادبیات کردی طنین انداز نمود.

هوره بی تکلف ترین و ساده ترین گلبانگ انسان در جغرافیای بلوط و بنه است.گاه ترانه ای عاشقانه  از سر مستی و راستی، گاه رنگی از درنگ و تانی به خود می گیرد و ما را با ازل پیوند می زند. با زمانی که هستی در سفیدای مهر پر نور می درخشید.


شنبه دهم خرداد ماه در مجتمع فرهنگی هنری ارشاد اسلامی راس ساعت نه صبح  در جمع پژوهشگران و هنرمندان و اهالی قلم و رسانه جلسه ی علمی - پژوهشی ارائهٔ مقالات و معرفی کتاب به همراه دکتر بهروز سپیدنامه، مدرس دانشگاه، محقق، منتقد و شاعر نام آشنا، جلسه ی با اجرای زیبای داریوش همتی آغاز کردیم.

در این جلسه حسن اسدی، معاون هنری اداره ی کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، استاد علی اکبر مرادی،ا ز اساتید موسیقی، استاد علی محمد ارسلانی و استاد بهادر مرادخانی از خوانندگان نامدار و اساتید موسیقی و جمعی از خوانندگان هوره و میهمانان محترم از استان های کرمانشاه ،کردستان و ایلام شرکت داشتند و پژوهشگران دعوت شده به ارائه آثارشان پرداختند.

نخستین پژوهشگری که مقاله تحقیقی خود را ارائە کرد، سرکار خانم نسرین مرادی مهر بود . وی  مقاله " بررسی فنی و فرمیک آوازهای هوره" با دیباچه ای زیبا از شعر  برادر  ارجمندشان شادروان کیومرث مراد مهری که امروزه جای خالی او را به شدت احساس می کنیم، ارائە آغاز و مطالب خود ارائه نمود.

دومین نویسنده ای که مقاله ی خود را عرضه کرد. علی رشیدی، محقق جوان ایلامی بود "آسیب شناسی موسیقایی اقوام(ایلام) با تمرکز بر هوره" عنوان مقاله ی ایشان است.

پس از این مقاله نوبت به بخش معرفی کتاب  رسید.  کتاب «هوره؛ میراث جاودانه موسیقی‌ زاگرس» اثر سرکار خانم زینب کریمی  و آقای مسعود ورمزیار است که خانم دکتر زینب کریمی به معرفی جامعی از آن پرداختند.
در این اثر، نویسندگان با تحقیق میدانی و تحلیل میان‌رشته‌ای و انتقادی آواز هوره با تأکید بر هویت فرهنگی، تلاش کرده اند با نگاهی علمی، تحلیلی و انتقادی، ابعاد گوناگون هوره را از منظر زبان‌شناسی، مردم‌شناسی، جامعه‌شناسی موسیقی، زیبایی‌شناسی و فلسفه هنر بررسی و مستندسازی کنند.


آخرین محققی که اثر خود را ارائە داد سرکار خانم فاطمه فتحی از مریوان  بود. وی در مقاله ای با عنوان «تنوع و وحدت سنت های موسیقیایی غرب کشور با تمرکز بر هوره » به تنوع  و طبقه بندی هوره در استان‌های ایلام،کرمانشاه و لرستان پرداخت.

در پایان خوانش هر مقاله داوران بخش پژوهشی بهروز سپید نامه و حبیب الله بخشوده با اشاره به یافته های پژوهشی و ذکر نکات مثبت،  به نقد و بررسی  شکلی و محتوایی هر اثر پرداختند.

پایان بخش نشست علمی - پژوهشی سخنان  استاد علی اکبر مرادی ،نوازنده ی نام آشنای تنبور  بود. ایشان دقایقی را به بحث تخصصی در مورد آوای اساطیری " هوره" اختصاص دادند.
https://t.me/poem_abrangha
Post #954 828
میدان‌دارها پس از پایان یافتن مراسم پایکوبی، راه را برای اتومبیل ها باز کرده و گروه خود را به لاین دیگر خیابان منتقل کردند. آن‌ها در لاین مقابل در دو طرف خیابان صف آرایی کرده و کوچه ای ایجاد کردند تا اتومبیل ها در میان هیاهوها از آن بگذرند. این شیوه، بیانگر نوعی «مناسک گذر» یا «مناسک غسل تعمید» بود که افراد با عبور از آن گذرگاه، استعلا یافته و به مقامی از مقامات هواداری می رسیدند.

تماشاگران نیز در سه حلقه شاهد اجرای کارناوال بودند. حلقه ای که در پیاده روها ایستاد بودند و از دور مراسم را نظاره می کردند. گروهی که در حلقۀ میانی قرار داشتند و گروهی که در لبۀ خیابان ایستاده بودند. گویا این فاصله، نظیر اصول فاصله گذاری که «ادوارد تی هال» بیان کرده شامل فاصله های صمیمانه، فاصله شخصی و فاصلۀ عمومی بود. مرز این فاصله ها را میزان تعلق گروهی و نیز پایگاه اجتماعی افراد تعیین می کرد. در فاصله های صمیمی ، طبق منطق کارناوال، تمامی مناسبات پایگاهی فرو می ریزند و افراد به اتحاد و امتزاج با یکدیگر می رسند.

در بین تماشاگران فواصل صمیمی افرادی با تلفن همراه فیلمبرداری می کردند و تعدادی دیگر لایو می گرفتند. خروج کلام از موضع خود چاشنی هیجانات گفتاری آن در گزارش وضع موجود بود. و این نشانه ای دیگر از قیام بر علیه قواعد متداول و متعارف گفتاری است.

باختین اعتقاد دارد که کارناوال عرصه ای برای بدن مندی است و بدن ابزاری برای ابراز وجود است. رقص و پایکوبی افراد در کارناول مؤید این کلام است اما به اعتقاد بنده در کنار «بدن مندی» باید «وسیله مندی» را نیز اضافه نمود. حضور اتومبیل های مختلف در کارناول ، صدای متنوع بوق ماشین ها، چراغ های چهار طرفه، برف پاک کن هایی که بر روی آن ها پرچم نصب کرده بودند ، موتورسیکلت هایی که از لابلای اتومبیل ها ویراژ می رفتند و شیپورها ، همه و همه بیانگر نقش قابل توجه وسایل و ابزار مادی در تکوین و استمرار کارناوال اند. نظریه «کنش گر شبکه» (ANT) نیز بیانگر آن است که اکتشافات علمی تنها برایند تعامل متقابل دانشمندان و وسایل آزمایشگاهی اند. براساس این نظریه، انسان ها و غیر انسان ها به یکدیگر مرتبط هستند و ویژگی های هیچ یک از آن دو بدون ارجاع به ویژگی های دیگری قابل درک نیست. در کارناوال نیز انسان و وسیله با هم فضا را خلق می کنند و متن را می نویسند.

در میان هیاهوی صداهای متکثری که به هیئت صدای واحدی شنیده می شدند ، صدای کل زدن برخی از پسران قابل توجه بود. گویا در کارناوال، قرار است همۀ مناسبت ها حتی مناسبت های جنسیتی نیز به هم بریزد.

کارناول شادی تیم استقلال نظیر هر کارناوال دیگر، کم کم شکل گرفت، به نقطۀ اوج خود رسید و اندک اندک فرو کش کرد و خیابان به سکوت قبلی خود بازگشت.

@allisdata
Post #953 691
🔹بهروز سپیدنامه

🔸خیابان به مثابه متن (2)

👈یادداشتی بر کارناوال شادی هواداران تیم استقلال
▫️(مورد مشاهده: شهر ایلام)

پنجشنبه هشتم خرداد 1404 ، قهرمانی تیم استقلال تهران در فینال جام حذفی و جاری شدن کارناوال های شادی در بستر خیابان های شهر ایلام بهانه ای برای نگارش این یادداشت است.

پیش‌تر از این یادداشتی در خصوص کارناوال شادی هواداران تیم پرسپولیس در خیابان ها نوشته بودم (دهم مهر ماه 1399). مشاهدات به عمل آمده گواه این امر است که علی‌رغم تفاوت رنگ لباس ها و ادعاها و سایر تمایزگذاری ها و غیریت سازی هایی که هواداران تیم های فوتبال (خصوصاً هواداران استقلال و پرسپولیس) دارند، تمامی آن ها زیر بیرق «کارناوال»، کنش های عاطفی و هیجانی خود را متبلور می سازند

باختین اعتقاد دارد در کارناوال موقتاً سلسله مراتب قشربندی اجتماعی به هم می‌ریزد و شاه و خدمتگزار در یک میدان در کنار هم به شادی می‌پردازند و اقتدارها به سخره گرفته می شوند. در کارناول، شاهد ظهور بدن و بدن‌گرایی هستیم. بدن ابزاری برای ابراز احساسات می‌شود. در این مراسم، شلیک خنده ها که همراه با تمسخر و آزادی است، بیان کننده نوعی رهایی بخشی و قدرت ستیزی است. کارناول عرصه ای برای تولید گفتگو بین صداهای متکثری است که مرکز گریزند، یعنی هرگونه سلطه و هژمونی را برنمی تابد. فرهنگ کارناوالی فرهنگی چندصدایی ، طنزآمیز و غیر رسمی است و مغایر فرهنگ رسمی، تک صدایی اقتدارگرا و متصلب است.

در جشن پیروزی استقلال در جام حذفی ، کارناوال شادی در خیابان های شهر ایلام کم کم شکل گرفت و به سمت چهار راه پیام نور جاری شد. در این کارناول، شاهد حضور اقشار مختلف با اتومبیل های متنوع بودیم. صدای ممتد بوق ماشین ها با صدای شیپور و صدای باند اتومبیل ها به همراه جیغ و فریادهای شادی، بیانگر فروپاشی موقتی مناسبات و نظم موجود بود

خیابان در حالت عادی قرارگاه رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی است و ترافیک های خودساخته در آن نوعی بی نظمی تلقی می شوند. ترافیک در حالت عادی برای مردم پدیده ای طاقت فرساست. رانندگان بعد از سبز شدن چراغ راهنمایی و رانندگی، تعلل چند ثانیه ای رانندۀ جلو را با بوق های ممتد به اعتراض می نشینند. اما در کارناوال ، ترافیک، بخشی از فرهنگ آن به شمار می رود و همنوایی بوق ها و شیپورها عوامل انسجام بخش آن تلقی می گردند.

در کارناوال شادی استقلال ، میان‌داران کم کم از میان جمعیت برخاسته و هدایت کارناوال را به عهده می گرفتند. این مدیران و رهبران نوظهور، با پرچم آبی رنگ استقلال که آن را به صورت شنل بر دوش افکنده بودند خود را از دیگران متمایز ساختند. مهمترین اقدام آنان این بود که اتومبیلی را به صورت عرضی در خیابان قرار می دادند تا مانع حرکت سایر اتومبیل ها شده و ترافیک خودخواسته را ایجاد کنند. زیرا ترافیک بخش جدایی ناپذیری از کارناوال است. ترافیک، فضا را برای هیاهو و «ناشناسی» فراهم می سازد و در ناشناسی هاست که احساسات و هیجانات امکان بروز و ظهور می یابند و «تسری اجتماعی» جریان می یابد.

در پیشانی ترافیک ایجاد شده، دسته های رقص و پایکوبی شکل گرفته و شاهد «همه چیزخواری» در رقص‌ها و آواها بودیم. گروه حرکت موزون، ابتدای کار خود را با رقص کوردی آغاز کردند. رقصی پایکوبانه که متناسب با هیجان صداها و آواها بود. در ادامه شاهد افرادی بودیم که دوست خود را به دوش گرفته و در میانۀ دایره، رقصی شبه فارسی را اجرا می کردند. در استمرار، دایرۀ رقص به شکل و شیوۀ دسته های هیئت تبدیل شد و شعار هواداری از تیم خود و تمسخر تیم رقیب به عنوان دم آنان تبدل گشت. در نهایت این دسته، به هوسه و یزله عربی تغییر شکل داد و به بالا و پایین پریدن ختم شد. چنین مناسکی‌ نوعی نظم ستیزی و به سخره گرفتن هنجارها و حدود تعریف شده است.

در میان هواداران، شاهد گروهی از افراد سیاهپوش بودیم (شلوار گشادکردی و پیراهن و کفش کتانی و گردن آویز و انگشتر ) این افراد معمولاً در هر مراسمی پای ثابت آن به شمار می روند. در عروسی های مختلف بی دعوت حاضر می شوند و مجلس را گرم می کنند. برای اینان خروج زندگی از سیرمتداول و خلاف آمدهای آن بالاتر از تعلقات تیمی است و کارناوال برای اینان عرصۀ دیده شدن در ساحت عمومی است.

گروهی از افراد از تیرهای برق بالا رفته بودند و پرچم استقلال را به اهتزار در آورده بودند، مانند کسانی که قلعه ای را فتح کرده و پرچم اقتدار آن را برافراشته بودند. گویا با این حرکت می خواستند که در تیررس نگاه رقیب قرار گیرند. در این گونه کارناوال ها، برخلاف کارناوال باختینی، هدف فقط ابراز شادی نیست بلکه مهم‌تر از همه، طعنه زدن به رقیب و به تمسخر گرفتن او از طریق عرض اندام و ابراز وجود است.
@allisdata
Post #952 628
🔹بهروز سپیدنامه

🔸خیابان به مثابه متن (2)

👈یادداشتی بر کارناوال شادی هواداران تیم استقلال

(مورد مشاهده: شهر ایلام)



@allisdata
Post #951 994
بخش علمی جشنواره

برگزاری نشست تخصصی

شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۴ ساعت ۸/۳۰
مجتمع فرهنگی هنری ارشاد اسلامی ایلام
Post #950 919
🔻اولین جشنواره منطقه ای هوره، شهرستان چوار

🔹️۹ لغایت ۱۱ خردادماه ۱۴۰۴
Post #947 553
دانشگاه شهید چمران

جلسه دفاع از رساله دکتری جامعه شناسی


عنوان:

بدن مندی و برساخت زنانگی : واکاوی جامعه شناسانهٔ شیوع جراحی زیبایی بینی (مورد مطالعه: دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهر اهواز)

دانشجو: مریم رضایی

استاد راهنما: دکتر حسین ملتفت
استاد مشاور اول: دکتر بهروز سپیدنامه
استاد مشاور دوم: دکتر علی عربی

زمان: دوشنبه ۵ خرداد ۱۴۰۴ ساعت ۱۰ تا ۱۲
مکان: دانشکده علوم اجتماعی
Post #943 309

Forwarded from انجمن علمی دانشجویی مددکاری اجتماعی دانشگاه ایلام 🧑‍🎓

♦️بازدید دانشجویان رشته مددکاری اجتماعی از شرکت پتروشیمی استان ایلام ♦️

🔆در این بازدید به بررسی حرفه مددکاری در حوزه صنعتی پرداخته شد
همچین از بخش مددکاری پتروشیمی بازدید به عمل آمد و فرایند مددکاری در حل چالش ها و مسائل کارکنان توضیح داده شد.

🔺31اردیبهشت 1404🔺

https://t.me/socialworkofuniversityofilam
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →