🔹بهروز سپیدنامه
🔸خیابان به مثابه متن (2)
👈یادداشتی بر کارناوال شادی هواداران تیم استقلال
▫️(مورد مشاهده: شهر ایلام)
پنجشنبه هشتم خرداد 1404 ، قهرمانی تیم استقلال تهران در فینال جام حذفی و جاری شدن کارناوال های شادی در بستر خیابان های شهر ایلام بهانه ای برای نگارش این یادداشت است.
پیشتر از این یادداشتی در خصوص کارناوال شادی هواداران تیم پرسپولیس در خیابان ها نوشته بودم (دهم مهر ماه 1399). مشاهدات به عمل آمده گواه این امر است که علیرغم تفاوت رنگ لباس ها و ادعاها و سایر تمایزگذاری ها و غیریت سازی هایی که هواداران تیم های فوتبال (خصوصاً هواداران استقلال و پرسپولیس) دارند، تمامی آن ها زیر بیرق «کارناوال»، کنش های عاطفی و هیجانی خود را متبلور می سازند
باختین اعتقاد دارد در کارناوال موقتاً سلسله مراتب قشربندی اجتماعی به هم میریزد و شاه و خدمتگزار در یک میدان در کنار هم به شادی میپردازند و اقتدارها به سخره گرفته می شوند. در کارناول، شاهد ظهور بدن و بدنگرایی هستیم. بدن ابزاری برای ابراز احساسات میشود. در این مراسم، شلیک خنده ها که همراه با تمسخر و آزادی است، بیان کننده نوعی رهایی بخشی و قدرت ستیزی است. کارناول عرصه ای برای تولید گفتگو بین صداهای متکثری است که مرکز گریزند، یعنی هرگونه سلطه و هژمونی را برنمی تابد. فرهنگ کارناوالی فرهنگی چندصدایی ، طنزآمیز و غیر رسمی است و مغایر فرهنگ رسمی، تک صدایی اقتدارگرا و متصلب است.
در جشن پیروزی استقلال در جام حذفی ، کارناوال شادی در خیابان های شهر ایلام کم کم شکل گرفت و به سمت چهار راه پیام نور جاری شد. در این کارناول، شاهد حضور اقشار مختلف با اتومبیل های متنوع بودیم. صدای ممتد بوق ماشین ها با صدای شیپور و صدای باند اتومبیل ها به همراه جیغ و فریادهای شادی، بیانگر فروپاشی موقتی مناسبات و نظم موجود بود
خیابان در حالت عادی قرارگاه رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی است و ترافیک های خودساخته در آن نوعی بی نظمی تلقی می شوند. ترافیک در حالت عادی برای مردم پدیده ای طاقت فرساست. رانندگان بعد از سبز شدن چراغ راهنمایی و رانندگی، تعلل چند ثانیه ای رانندۀ جلو را با بوق های ممتد به اعتراض می نشینند. اما در کارناوال ، ترافیک، بخشی از فرهنگ آن به شمار می رود و همنوایی بوق ها و شیپورها عوامل انسجام بخش آن تلقی می گردند.
در کارناوال شادی استقلال ، میانداران کم کم از میان جمعیت برخاسته و هدایت کارناوال را به عهده می گرفتند. این مدیران و رهبران نوظهور، با پرچم آبی رنگ استقلال که آن را به صورت شنل بر دوش افکنده بودند خود را از دیگران متمایز ساختند. مهمترین اقدام آنان این بود که اتومبیلی را به صورت عرضی در خیابان قرار می دادند تا مانع حرکت سایر اتومبیل ها شده و ترافیک خودخواسته را ایجاد کنند. زیرا ترافیک بخش جدایی ناپذیری از کارناوال است. ترافیک، فضا را برای هیاهو و «ناشناسی» فراهم می سازد و در ناشناسی هاست که احساسات و هیجانات امکان بروز و ظهور می یابند و «تسری اجتماعی» جریان می یابد.
در پیشانی ترافیک ایجاد شده، دسته های رقص و پایکوبی شکل گرفته و شاهد «همه چیزخواری» در رقصها و آواها بودیم. گروه حرکت موزون، ابتدای کار خود را با رقص کوردی آغاز کردند. رقصی پایکوبانه که متناسب با هیجان صداها و آواها بود. در ادامه شاهد افرادی بودیم که دوست خود را به دوش گرفته و در میانۀ دایره، رقصی شبه فارسی را اجرا می کردند. در استمرار، دایرۀ رقص به شکل و شیوۀ دسته های هیئت تبدیل شد و شعار هواداری از تیم خود و تمسخر تیم رقیب به عنوان دم آنان تبدل گشت. در نهایت این دسته، به هوسه و یزله عربی تغییر شکل داد و به بالا و پایین پریدن ختم شد. چنین مناسکی نوعی نظم ستیزی و به سخره گرفتن هنجارها و حدود تعریف شده است.
در میان هواداران، شاهد گروهی از افراد سیاهپوش بودیم (شلوار گشادکردی و پیراهن و کفش کتانی و گردن آویز و انگشتر ) این افراد معمولاً در هر مراسمی پای ثابت آن به شمار می روند. در عروسی های مختلف بی دعوت حاضر می شوند و مجلس را گرم می کنند. برای اینان خروج زندگی از سیرمتداول و خلاف آمدهای آن بالاتر از تعلقات تیمی است و کارناوال برای اینان عرصۀ دیده شدن در ساحت عمومی است.
گروهی از افراد از تیرهای برق بالا رفته بودند و پرچم استقلال را به اهتزار در آورده بودند، مانند کسانی که قلعه ای را فتح کرده و پرچم اقتدار آن را برافراشته بودند. گویا با این حرکت می خواستند که در تیررس نگاه رقیب قرار گیرند. در این گونه کارناوال ها، برخلاف کارناوال باختینی، هدف فقط ابراز شادی نیست بلکه مهمتر از همه، طعنه زدن به رقیب و به تمسخر گرفتن او از طریق عرض اندام و ابراز وجود است.
@allisdata
Post #953
691