TGViewer
Channel Public Channel
صدای آبرنگ ها

صدای آبرنگ ها

@poem_abrangha

🌟سروده های حبیب الله بخشوده🌟
.
.
.
.
هرکه به من میرسد بوی قفس میدهد

جز تو که پر میدهی تا بپرانی مرا...


عضویت:
Subscribers
317
Photos
147
Videos
86
Links
212
Recent Posts 20 shown
Post #842 153
▫️قطره ( بە بهانە مستند کوتاە باغ فلاحتی اثر استاد مهدی نورمحمدی)
✍حبیب‌الله بخشوده

در میان صدها فیلم مستند که این روزها اوقات گرامی ما را در اینستاگرام مصروف خود می کند.مستند باغ فلاحتی اثر استاد مهدی نورمحمدی ،مستند ساز شهیرایلامی، برای من که این شهر را گرامی موطن خود می‌دانم و تمام خاطرات کودکی و جوانی ام را در لوح محفوظ خاطرم نه به صورت نوشتار که به شکل تصاویر نوستالژی به اصطلاح امروزی ذخیره ( save) کردەام پر از احساس خوب دیروز و دغدغه و نگرانی امروز است.
احساسی کاملا متضاد اما واقعی.
در مستند استاد نورمحمدی که پر از دقایق ارجمند و نکات ارزشمند است.برگی از تاریخ در نسیم سال‌های دور تکان می‌خورد و در آستانه ی پاییز رطوبت باغ ها و سرمای لطیف مزارع قدیم ایلام را می توان حس کرد.مستندی که کاخ فلاحتی و قنات آن را به مخاطب معرفی می نماید.
بناها تاریخی،سنگ‌نوشته ها،چشمه ها،مساجد و مدارس و مکتبخانه های قدیمی
و همچنین قنات ایلام،موضوعی فراموش شده است،که نه تاریخ نگاران در آن به دقت نگاه کرده اند و نه متولیان میراث فرهنگی رجوعی هنری و قابل ارائه به آن داشته اند.
یادم می آید که در دوران کودکی ایلام به قول تازیان پر از قنوات بود،قنواتی زیبا و با مسما با اسامی قابل تحقیق مانند: "کیەنێ بی بی " قوناخە"سەراو عطش
تا همین دهه‌ی پنجاه بالاتر از باشگاه تختی و درست کنار مدرسه ی حکیم نظامی،آبی گوارا و خنک از دل سنگ و خاک بیرون می زد.با نوشابه های سرد و به قول ایلامی ها تگری،شوپس،کانادادرای،پپسی،کوکاکولا و این اواخر جرعه و سون آپ. که فروشندگان به مشتریان عرضه می داشتند.
در فاصله دویست متر پایین تر در کوچه ابوقداره،چشمه ای دیگر،در فاصله ی بین چهارراه سعدی و خیام باز چشمه ای و...
سراسر این شهر آب بود و قنات و باغ و بوستان، یادگاران عهد قاجار،و کاری ارزنده از حسين قلی خان و غلامرضا خان،والیان معروف دوره‌ی قاجار.
شنیدم از بزرگان این شهر که وقتی غلامرضا خان والی در بغداد ساکن بود . هراز چند گاهی اهالی عمله(ایلام) و بزرگان ایلات بە دیدار او می رفتند،از آنها می پرسید از عمله چه خبر؟ و آنها در پاسخ می‌گفتند: خان به سلامت! باغ های بزرگ را از بین برده ایم و به جایش ساختمان ساخته ایم و او با اندوه و تحکم وافسوس می‌گفت: چرا؟! شهر و ساختمان های آن باید در دیوالای خوارگ )بانقلان و فاطمیه) امروز باشد و باغها و قنات و چشمه ها در شمال شهر.
حساب کنید اگر ایلام کنونی این چشم انداز را داشت ،چقدر زیبا می شد.
این فیلم دغدغه های تاریخی و ضرورت های احیا یادکرد از کارهای نیک گذشتگان را به نسل امروز یاد آور می شود و به صاحبان قلم ها می گوید که کارهای بزرگ را بایدنیکو دید و به قول سعدی :
"هر که نیکی کرد و موقوفی گذاشت
رسم خیرش همچنان برجای دار
نام نیک رفتگان ضایع مکن
تابماند نام نیکت یادگار"
این حکایتی تاریخی از زلال آب‌های جاری در مرکز استان است.
کافی است به نزدیک روستای گلان سفر کنیم و قنات بزرگ امیر آباد را ببینیم.نقبی به تاریخ بزنیم به روستاهایی برویم که نامشان با آب و چشمه و قنات گره خورده است.سراوکارزان،قنات آباد،چشمه پهن و
هزاران چشمه و قنات در جای جای استان.کاش مستندسازان وظیفه شناسی مانند استاد مهدی نورمحمدی به اعماق تاریخ سری بزنند
و داستان قنات های ایلام را در جویبار خشک زندگی امروز دیگر بار برایمان روایت کنند تا در زلال آبی فکر و نیت خیر گذشتگان چونان قطره ای جاری شویم.

https://t.me/poem_abrangha
Post #836 292
کوانەو بۊە ئێ ژیانە هاکوو نویم؟
ها کوو دەنگ قیق قاقەگەێ زاڕویم؟

کێ بۊ قولمەو بەسێ وە زەنجیر زنەێ
ئەسپ چویم کەفتە کوو؟ ئەسپ چویم؟

حبیب‌الله بخشوده

https://t.me/poem_abrangha
Telegram صدای آبرنگ ها 🌟سروده های حبیب الله بخشوده🌟 . . . . هرکه به من میرسد بوی قفس میدهد جز تو که پر میدهی تا بپرانی مرا... عضویت:
Post #835 711
شب خوابیدیم و صبح بیدار شدیم
از زندگی نکرده بیزار شدیم

دلخوش نشدیم جز به آمد شدنی
یکبار نیامدیم و صد بار شدیم

حبیب‌الله بخشوده

https://t.me/poem_abrangha
Telegram صدای آبرنگ ها 🌟سروده های حبیب الله بخشوده🌟 . . . . هرکه به من میرسد بوی قفس میدهد جز تو که پر میدهی تا بپرانی مرا... عضویت:
Post #834 203
عاشق شو و درس از در و دیوار بگیر
آزادگی از سرو و سپیدار بگیر

هرجا که نگاه می کنی پندی هست
ازبسیاران درس بسیار بگیر

حبیب الله بخشوده https://t.me/poem_abrangha
Telegram صدای آبرنگ ها 🌟سروده های حبیب الله بخشوده🌟 . . . . هرکه به من میرسد بوی قفس میدهد جز تو که پر میدهی تا بپرانی مرا... عضویت:
Post #832 1.04K
صدای آبرنگ ها https://t.me/poem_abrangha
▫️نگاهی کوتاه به مجموعه شعر"ماه عادتی که روشنم می کند" سروده ی نادر جابری
✍ :حبیب‌الله بخشوده

"ماه عادتی که/ روشنم می کند"عنوان سومین‌مجموعه ی شعر نادرجابری است او پیشتر دو مجموعه ی
"ما تنها وقت ساعت ها را گرفتیم"
مجموعه ی شعر سپید و کتاب کودک
"پولک ماه"
را به چاپ رسانده است.
جابری اگرچه در شعر کلاسیک هم دست به آفرینش شعر می زنداما به گواهی دفترهای چاپ شده به جز دفتر شعر کودک تمایل دارد آثار خودرا در قالب شعر سپید با مخاطبانش به اشتراک بگذارید.
مجموعه ی جدید او با ۸۶ شعر و با همت انتشارات زانا به چاپ رسیده است.
شعر جابری زبانی روانی دارد و بیشتر به تصویر وابسته است تاچیز دیگر
تصویری که راوی گذشته های دور تا دقایق اکنونی است.
در شعرش،کلان روایت های باز تعریفی تازه یافته اند و شاعردر قصه های اولیه به خواسته ی خود دست می برد.
تو یا او
کدامتان رجیم است
امروز
تنها و بی رمق
چهل دشنه
که قصد شکافتنت را دارند
آخرین سیگارت را دودمی‌کنی
از آسیاب افتاده ای
و برگی نیست که با آن عورتت را بپوشانی
به زودی
تاریخ را پس می دهی
و آن عرش غضب شده
باز به خداوند می رسد
(ماه عادتی که روشنم می کند،۱۹)
رفتار شاعر در برخورد با کلمات گوناگون ،گاه سلیس و بی تکلف،طوری که دست مخاطب را می‌گیرد و پا به پای سرودهایش پیش می برد.
پنجره را/ باز می کنم / و نسیم/ به جای پرده/دلم را می لرزاند ( همان :۳۶)
گاهی نیز بازی با واژگان نوعی گرایش قدمایی شبیه شعر حجم را به ما بازگو می کند . تعریف نقش های نامتعارف برای افعال،فرا روی از ساختارهای صرفی مانند اضافه کردن نشانه های جمع به غیر اسم ها و... از این گونه اند.
با " می شود"
به آتش زده ام
امروز
از فراوانی نشدها
دهانم طعم خاکستر می دهد
با می شود
این بار
به آب زده ام
لطفا
کسی منتظر نباشد
سرم را بیرون بیاورم
( همان: ۶۸)

از "کاش های" مانده در غبار
تا حضور نارسای مرگ
و یک در تیپا خورده
فاصله ایست
(همان: ۱۰۶)
از بگذریم های زیادی گذشتیم
و اکنون
با هزار دیروز مواجه ایم
(همان ۵۱)

آن ها/ که در آستین شان داس دارند
روزها /تیر می کشند/ شب ها با تیر می کشند/و سالها در تیر برداشت می کنند/ دیری ست /در گورستان/ هیچ استخوانی تیر نمی کشد
( همان: ۸۸)
روابط مکانیکی سطور بالا و بهره گیری از جناسهای مختلف کامل و ناقص حرکتی شعر را در چالش بازی‌های زبان هرز برده است و نبودش در مجموعه شعر مورد نظر هیچ ضربه ای به کتاب وارد نمی کند.
در شعر جابری گاهی عدول از زبان متعارف و گسترش نوعی بازی تبادری که کلمات در بافتار واژه می توان دید و کلمه یا کلمات موجود،کلمه معهود و مشهوری را در شعر صدا می زند.این نوعی بازی در رباعی ها و نو رباعی های چند سال اخیر جلیل صفربیگی مشهود است و تکرار و بسامد بالای آن به جایی رسیده است که در خور اعتناست و می تواند،نوعی آرایه ی جدید را به اهالی ادبیات،بخصوص استادان متبحر به علم بدیع معرفی نماید.

مستان را
نیست کار با عزراییل
مَیکاییلا!
بیا و جامم بستان ( کانال تلگرامی،رباعی و نو رباعی جلیل صفربیگی)
"میکاییل"،سازه ی واژگانی جدید از "میکائیل"است و کلمه ی "جام"،تبادر کننده واژه ی" جان" است.این نوع خوانش منحصر به فرد روابط دوگانه کلمه را با "جام" و "ستاندن" در واژه ی "بستان"،گسترش داده است.

در آشپزخانه قدغن است
زردم شده است
و خش خش برگ ها
زیر آن پاهای بی صاحب
(همان ۷۵)
واژه‌ ی" زرد" هم در قطعه شعر یاد شده،متبادر کننده ی کلمه ی" سرد" است و نوعی سرمای پاییزی را می توان از آن احساس کرد.
آنجا که شاعر ازدام ساختارهای زبانی خشک،رها شده و به تصاویر روشن پناه برده،شعرش جوششی بالذاته پیدا می کند و ردی از زلالی را به یادگار می گذارد.مانندسطرهای زیر:
شب/فروریخته در فنجان های روی میز/ وماه از گلوی کسی پایین نمی رود/
( همان: ٦٦)
سروده های دفترشعر"ماه عادتی که روشنم می کند"راوی جدال دیرینه ی تاریکی و روشنایی است و مدام نیمه ناسوتی و لاهوتی وجود آدمی را عریان تر می سازد و خازن ذهن راوی را از خود انباشته است.
قلبی ندارم / بە دیدن ماە بە وجد بیاید/ آن قدر شب در من پنهان است/ که قسمت تاریک جهان از من روشن تر است
( همان: ۵)
به نیمه ی تاریکی/ ایمان بیشتری دارم/ تو آن قسمتی ازماه که دیده نمی شود/ هستی
( همان: ۲۲)
شعر جابری آمیزه ای از عشق و احساسات و مفاهیم اجتماعی است تلفیقی از دوست داشتن ها و سرخوردگیها ،حاصل حسرت و ناامیدی،حسرتی گذشته ای که محقق نشده و آینده ای که درمحاق فرو رفته است.
با سروده ای از دفتر" ماه عادتی که روشنم می کند " برای سراینده اش آرزوی مجموعه شعرهای پربارتر دارم.

از گذشته های من برمی‌گردی
سیاه
با پاهایی تاول زده
و قلبی
که به خاطر چشم های زیبا
چاقو خورده
مقابلم بنشین امشب
و اجازه بده
این یک نخ باقی مانده را
برایت
با یکی از آن همه داغ
روشن کنم.
(همان:۸۳)

https://t.me/poem_abrangha
Post #828 1.15K
✍حبیب بخشوده
▪️نوبرانه ی خار
امسال بهار خدعه در کار آورد
آمد ولی آه، رنج بسیار آورد
یک دشت شقایق از زمین کوچانید
یک عالمه نوبرانه ی خار آورد


https://t.me/poem_abrangha
Telegram صدای آبرنگ ها 🌟سروده های حبیب الله بخشوده🌟 . . . . هرکه به من میرسد بوی قفس میدهد جز تو که پر میدهی تا بپرانی مرا... عضویت:
Post #827 1.37K
سرمست هزار جام می می شکنی
می خندی و بغض تلخ نی می شکنی

در خلوت پشت میله ها زاده شدم
آه ای قفس بزرگ کی می شکنی؟

حبیب الله بخشوده

https://t.me/poem_abrangha
Post #826 633
ئەڕا چەگیان م ڕووشنەو نەۊ،مەگەر دە قەڵبم فتیلە نەێرم
م دی شەکەت بۊمە دە ئێ تیەریکە،تەحەمڵ ئێ جەلیلە نەێرم
                                       ( صفربیگی:۹۷،١٤٠٤)
ده س نەمە گڵ گیانم،یەێ جەلیل نوو سازم
خوەم لەقە کەت خوەم کەم،خوەم دە بیل خوەم سازم
                                        (همان:۸۵)


در کتاب خاولوان خوشبختانه سهو القلم های ناشی از تایپ یا کم دقتی فراوان نیستند و با توجه به سختی تایپ مطالب به رسم الخط کردی،این نوع از اشتباه ها پذیرفتنی است هر چند که در چاپ های بعدی،کتاب خاولوان باید منقح تر شود.
مواردی از این نوع از سهو القلم ها را متذکر می شوم.
الف) نوع تایپی.
بکێشێ= بکیشێ صفحه ۲۲/مەۊ=مەێ ٣٦/ئمشەویشەن= ئمشەویشەم٥٢/گل گیان= گڵ گیان ٨٥/ رووشم=ڕووشنم٩٠/قەسم=قەسەم٩٤/کوڵێ= کوڵێ١٧٨/کیشە =کیشێ١٨٤/


▪️نتیجه گیری: جلیل صفربیگی شاعر معاصر ایران،در تازه ترین عنوان کتابش که به زبان کردی ایلامی سروده شده، در چهار قالب قصیده،غزل ،رباعی و رباعی نو،طبع آزمایی کرده ،او در این‌کتاب با بهره گیری ی از عروض و استفاده از آرایه های لفظی و معنوی
مجموعه ای قابل تامل رابه مخاطبان شعر امروز کردی،عرضه داشته است.
در کتاب حاضر شیوه های سبکی عراقی،هندی و شعر معاصر کردی به کار گرفته شده و شاعر توانسته است دفتری رنگارنگ از قوالب امروزی شعر معاصر تهیه نماید.این اثر اگر چه اولین اثر او به زبان کردی به حساب می آید اما تجربه ی سالهای متمادی در سرایش شعر فارسی سبب شده تا او کارنامه ای ارزشمند در شعر کردی معاصر دريافت نماید.


▪️منابع و مآخذ
۱) براهنی،رضا؛(۱۳۷۷)،طلا در مس،چاپ اول ،تهران:نويسنده.
۲)تبریزی،صائب؛( ١٣٩٥)، دیوان صائب تبریزی، تهران: انتشارات .
۳)ثروت،منصور؛(۱۳۹۶)،فرهنگ‌کنایات،تهران:انتشارات دانشگاه شهید بهشتی.
۴)حق شناس،علی محمد؛(۱۳۷۰)،از زبان شناسی به ادبیات،جلداول،چاپ اول تهران:انتشارات:نیلوفر.
۵)سعدی،مصلح الدین؛(۱۳۷۷)،تهران:محمد.
۶) شیرازی،حافظ؛(۱۳۹۳)،دیوان حافظ،چاپ چهارم،تهران:انتشارات یساولی.
۷) قبادیانی،ناصر خسرو؛(۱۳۹۵)،دیوان اشعار،تهران:نشر علم.
۸)صفربیگی،جلیل؛خاولوان،( ۱۴۰۴) ایلام: نشر باشور.
۹)صفربیگی،جلیل،مستعلیق،(۱۴۰۴)،تهران : انتشارات بلم.
۱۰)صفوی،کورش؛( ۱۳۸۳)،اززبان شناسی به ادبیات، جلد اول،چاپ اول،تهران: انتشارات سوره مهر.
۱۱)مولوی،جلاالدین،دیوان شمس؛( ۱۴۰۴)،تهران: انتشارات هرمس.
۱۲)نیشابوری،عطار؛(۱۳۸۷ )منطق الطیر،تهران : انتشارات سخن.
- Halliday,M.A.K. (1985). An introduction to Functional. 
- google. Com/ amp/s/.www.isna.

۱۰

https://t.me/poem_abrangha
Post #825 457
▪️ساحت اندیشه در کتاب خاولوان: اگر در شکل گیری یک اثر بپذیریم که هیچ متني در جزیرە ای تنها و خلوت به وجود نمی آید و متون دائما از جنبه های مختلف چه معنایی و چه ساختاری از همدیگر تغذیه می کنند و همچنین قبول کنیم که آثار ادبي در اسواق هنر و در بازارهای پر زرق و برق ادبیات بر اثر داد و ستد به وجود آمده اند
و هم چنین بر این ایده ی ناب از ژولیا کریستوا،بانوی فیلسوف و رمان نویس رومانیایی صحه بگذاریم
که در همه ادوار  نظريه ي بينامتنيت،(Intertextuality) با تاکید بر قبول شکل گیری متون جدیدبر پايەی متن هاي پيشين  استوار است
و اینکه هيچ متني نيست كه كاملاً مستقل توليد يا حتي دريافت گردد. بنابراين در توليد و دريافت يك متن همواره پيش‌متن ها،نقش اساسي ايفا مي‌كنند. به بيان ديگر، بدون روابط بينامتني هيچ متني خلق نمي‌شود.
باید بپذیریم که سهمی از ساحت تفکر در کتاب خاولوان در اثر خوانش متون پیشین و نظریات فلسفی،تاریخی،اسطوره ای و آیینی شکل گرفته است.
راهی که صفربیگی در سرایش مجموعه خاولوان پیدا کرده و آن را به جامعه ی ادبی کردی پیشنهاد داده است راهی تازه حداقل در ساحت غزل امروز است و یادآور این نکته است که باید از حوزه های متعدد اندیشه،زبان و ساختارهای بلاغی و آوایی در متون پیشین بهره برد و آنها را در قالبی نوین و با شمایلی تازه  به مخاطبان شعر امروز عرضه کرد.
غزلهای کتاب خاولوان به لحاظ ساحت اندیشه نه رنگ بوی صرفا تغزلی دارد و نه شیفته ی تنانگی هستندکه در شعر امروز باب شده، نه شاعر این مجموعه توصيف صرف معشوق را در دستور کار خودش قرار داده است. او با عبور از مرزهای معهود غزل پا در سپهر غزل حکمی،فلسفی و اجتماعی گذاشته
و شعر را از امری تک بعدی به سمت ابعاد دیگر حیات بشری کشانده است.بنابراین از تجربیات ناصر خسرو،خیام،مولانا و بویژه حافظ را
در قالب زبانی غیر اززبان فارسی استفاده کرده است.او نه تنها  به لحاظ تفکر بلکه با  تمهیدات دیگر در ساختار نحوی و وجهه ی عاطفی زبان و با تصاویرشاعرانه،نوعی غزل 
عراقی را به دنیای غزل کردی پیشنهاد کرده است.
نمونه هایی از این داد و ستد را در نمونه های پیش رو مرور می‌کنیم .

جوور شیر داڵگم ئاخر قەسەم دە لاێ منە
کەێ دەپاێ ڕاکانی خەم ئێ شێعره_ رەنج بێوەرم_
                                ( همان: ۹۴)

من آنم که در پای خوکان نریزم
مراین قیمتی لفظ شعر دری را
                      (ناصر خسرو: ۸۴،۱۳۹۵)
به گواه ،ساحت های لفظی و معنایی حافظ تاثیرگذارترین شاعر بر شکل گیری غزل های کتاب خاولوان است.صفربیگی  گاه به استقبال غزلی از خواجه شیراز رفته است
و غزلی با همان وزن و قافیه را تدارک دیده است،اما به این وامداری با تغییر در واژگان و با به روز کردن و بومی کردن اثر،نوعی غزلی سبک عراقی  کردی را سرایندگان غزل امروز پیشنهاد داده است.

هاده کوو دووسێ،رەفیقێ،هەم زوانێ هەم دەمێ؟
تابنەێ ئەڵ بان زام ئیمە چەسپێ،مەڵهەمێ
هەرکەسێ نەێرێ لەش وگیان وجلیق،عاشقی
ره خش خوازێ تا بکیشێ پاڵەوانێ،رووسەمێ
هاتمە مسر و وە بازارێ،خریدارم نیە
هۊچگەناتەو نوا ڕا وێسووم وە درهەمێ
                                         (همان:٢١ و٢٢)

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی
                                             (حافظ : ۶۵،۱۳۹۴)

کەس نەزانێ ڕا چە هاتیمن،ئراچە چیمنەو
                                     ( صفربیگی:٢٣،١٤٠٤)

از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود
به کجا می روم آخر ننمایی وطنم
                                       (مولوی:٢١٤،۱۴۰۴)
در شعر کردی صفربیگی،انسان مرکز ثقل هستی است و ارتباطی چند سویه با کائنات دارد هم بە شدت وامدار محیط پیرامون است و هم  طبیعت اطراف و بلکه کل هستی متاثر از اوست.
انسان در مثلث به سه راس،عشق،زندگی و مرگ زندگی می کندو این سه در شکل گیری  داستان بودنش درجهان پهناور موثر و مهم است.
انسان در مجموعه خاولوان گاه در مفهوم عام انسانی است و شاعر بازتابنده ی حیات اوست
حیاتی که سراینده فیلسوفانه می خواهد مفسرش باشدو گاهی در قامت خود شاعر و باشناسنامه ی با نام و نام خانوادگی جلیل صفربیگی که شاعراز بودنش
در این هیئت و با این نام خسته شده است.
او در دو غزل زیبا که ازبهترین غزل های این‌مجموعه اند، این مفهوم را متذکر می شود که باید کالبد خود را فرو گذاشت و ازتاریکیها درگذشت و به جان و روح روشن و متعالی رسید،بنابراین او در مقام جانشینی پروردگار می خواهد خالق انسان متکامل تری از خود باشد،ودر آب و گل ازلی خود تصرف کند.
آن را دوبارەسرشته و جلیلی نو از خود بسازد.
۹

https://t.me/poem_abrangha
Post #824 234
▪️تصویر پردازیهای سبک هندی:
الف) شێعری وتم و/شەقاته ڕووشن کردم/ شەر مەنده چراختان دە خەو ئەڵسانم
                                      (همان:١٨٧)
ب) زیەمێ ڕووشن کەم و دە خوەم چمەو دەر چۊ تەک تەنیاێ/مەگەر تاکوو دە خوەێ دۊرەو کەفێ یەێ لەک لەک تەنێاێ؟
                                     (همان:٨٩)
پ) بیلا دڵ خوەم/بنە م دە چاڵ و بمرم/
ئێ ئاگرە/ مەر وە خاک خاموش و بوو
                                   (همان: ۱۸۹)
ت) م هەرچگ دیرم و نەیرم هە دە باڵاێ نەداریمە
                                  (همان:۳۶)
جلیل صفربیگی با چاپ چهل کتاب در زمینه ی شعر و با تخصص ویژه در سرایش شعر های کوتاه به خصوص در قالب رباعی و تجربه ی راههای مختلف سرایش، اکنون به زبانی ویژه و مضمون آفرینی و تصویر سازی سبکی خاص خود رسيده است چنانکه در این کتاب می توان نگاه خاص،او و زاویه دید ویژه اش را در سرایش مشاهده کرد.
بسیاری از بیت‌های کتاب خاولوان،نوعی رو آوردن به بیت ها و مصراع هایی است که او پیشتر در زبان فارسی آنها را تجربه کرده است بنابر این بخش اعظم کتاب خاولوان تجربه شخصی و ویژگی های منحصر به فرد او در زمینه سرایش است.
مثلا نمونه ای که در ادامه می آید.
ت شێری و وەچگە ئاهووێ ها پووست
قەڵبت چنە نەرمە زاڕووێ ها پووست
هەر دە کلگم جۊر کەمووتەر نیشن
دە بان لەشت پیانوێ ها پووست

                                   (همان:۱۷۱)
۸

https://t.me/poem_abrangha
Post #823 241
▪️سبک شناسی خاولوان : جلیل صفربیگی در خاولوان به سه سبک شعر می گوید.سبک عراقی که در قصیده و غزلهایش تا حدود زیادی چه در گزینش مفاهیم و موضوعات و چه در تصویر سازی از شاعرانی مانند حافظ،سعدی،خواجوی کرمانی پیروی نموده است.
نگاه جبرگرایانه به امور هستی،قصه ی آفرینش،تبیین چهره معشوق با ابزار کهن،رندانه سرایی،تضاد با زاهدان،گرویدن به مستی و شراب،تسلیم شدن در برابر عشق،بهره گیری از برخی موتیوهای سبک عراقی نظیر گل و بلبل و پروانه،ققنوس،نقل کلان روایت هایی مانند داستان حضرت موسا ،یوسف،نوح،ضحاک،اصحاب کهف از آن جمله اند.
در بخش آرایه های بدیعی ،علاقه فراوان به صنایعی نظیر جناس،واج آرایی،مراعات نظیر ، تضاد،تلمیح،تجاهل العارف سبب پیوند ناگسستنی سروده‌هايش با این سبک عراقی شده است.
مثال هایی که در ادامه می آید،نمونه های روشنی از ارتباطات مضمونی و آرایه ای با این سبک است.

الف ) ارتباطات مضمونی و موضوعی:
بناڵ بوڵبوڵ شەیدای باخ ها وە دەس
بڕێ قەڵای سیافکر قیرقار وە دەس
                             (همان:۱۴)
نشان عهد و وفا نیست در تبسم گل
بنال بلبل بیدل کە جای فریاد است
                        (حافظ:٤٥،١٣٩٣)
هەر هەڵاڵە هادە هاماریە خۊنالیە
جەرگ هەرلاڵەێ دە ئێ گوڵزاره دۊنێ لەت لەتە
                         ( صفربیگی،۷۶: ۱۴۰۴)
م وێسووم ک وە بازار عشق هاوردن
ئڕا سەنین م کەس ناتگە سەنار وە دەس
                                       (همان:۱۵)
آن را که بصارت نبود یوسف صدیق
جایی بفروشد که خریدار نباشد
                               (سعدی:۱۴۷،۱۳۷۷)
▪️ایهام:
الف )دەلیو ت وە لێو ژەهردە تەورم کیشاگە
یەکەمین جامە دە ئێ میخانە ک جوور م کیشاگە
                                  (صفربيگي:۸۳،۱۴۰۴)
شاعر با آوردن خط جور نخستین خط از خطوط جام شراب و مفهوم کنایی"جور کسی را کشیدن" با واژه ی میخانه ایهام تناسب زیبایی ایجاد کرده است.

ب) شەنگ و قەتارئەرا دشمنەیل کردمە م
ئەڕا چە ئێ هەمزە ساڵە تیر نام دە خوەم؟
                           (همان:۵۴)
کلمه "نام" در اینجا داری دو معناست نخست تیر به خود زدن و دوم تیر در قطار گذاشتن

پ) کەێ کەێ پڕنام گیانمان کردوە عشق
                                (همان:۱۴۹)
به درصورت می توان این مصراع را قرائت کرد.
نخست : هردو کەێ را بە معنای کاه گرفت جهت تاکید.
دوم :اولین "کەێ" حالت سوالی و دومین به معنای" کاه"داشته باشد؛ یعنی عشق چه وقت
در جانمان پر از کاه کرده است؟

▪️تجاهل العارف:
الف) دەس نەم دە زڵسڵ زوڵف شوەڕت شوورم
یانە کلگن دە زوڵف ت یاماسی؟
                                    (همان:١٧٢)

ب)دەم ئەڵساگە خەو یا م دەخەو ئەڵسم نێەزانم دێ؟/ پەڵنگ دە خوەم سەرەو نامە وەلێ ئاسوودە خەو ئەڵسم
                                     (همان:٥١)

صفربیگی علاوه برکاربست شعر سبک عراقی،در سرودن اشعارش نه تنها ازمضامین
و موتیوهای های سبک هندی بلکه  از شگردهای بلاغی فراوانی استفاده می کند که در نظام واره ی تصویری این سبک دیده می شوند.به علاوه توجه شاعر به قوالب غزل و رباعی با بسامد بالا،نوعی علاقه مندی به قوالب مطرح  مکتب اصفهانی است.
مضمون یابی،باریک اندیشی،توجه به مفاهیم انتزاعی،بهره گیری فراوان از آرایه های تمثیل،اسلوب معادله،حس آمیزی،پارادوکس و اغراق توجه به روابط پنهان  پدیده ها نمونه هایی از عنایت شاعر به این سبک است. موارد ياد شده با بسامد کمتر در غزل ها و با بسامد بیشتر در رباعی ها و نو رباعیهای خاولوان دیده می شود.
▪️موتیونوعی تکرار نقشمند جهت الآینه و سنگ،شیشه و سنگ،مترسک و کلاغ،مترسک و گنجشک،زخم و چراغ،زخم و دانه انار،زخم و چسب. وەن و مانێشت ،وەن و زخم

▪️اسلوب معادله
الف)شێعری نەوتم/ک یەێ کەلیمەێ خاسوو/
دارێ/ ک دە وەڵنگ واش خوەێ واێ/ منم
                                     (همان:۲۰۹)
ب) یەدڵ نیە/ ک دەنام سینگ دێرم/ قورئانە/ ک هادە دەسماڵێ سەونز
                                      ( همان:۱۸۲)

▪️متناقص نما( پارادوکس):
الف ) ئسپێ بۊەریش و سەر باوگم/خاسە/ زمسان/ دڵ داڵگم/ وە وەفرێ گەرمە
                                   (همان:۱۹۰)
ب) دەنگ سکووتە یەگ دیایگەگووش م بێ دەنگ
                                        (همان:١٢)
پ) پەڕم تائەوج موولەق هە م وە ئێ باڵەیل بڕیارگه
                                      (همان:۶۴)

ت)م هەرچگ دیرم و نەیرم هەدەباڵاێ نەداریمە
                                        ( همان:۳۶)
▪️ اغراق
الف ) یەێ جار وتێ جەلیل هاکوو نیەسەێ
تن ئێقەرە هاتم دەوسن هیشمە جی
                                      (همان:۱۴۵)
ب)دێرە/ چنەشەو خەلیسە/ چەم چە م نیەۊنێ
شه معی /ده س خوەر گرتگه/تا خوەر نەگلی
                                         (همان:١٨٨)
۷
https://t.me/poem_abrangha
Post #822 193
پ) هنجارگریزی زمانی: با توجه به زبان رایج در خاولوان که عموما به کردی روز ایلامی است و سطح واژگان،ترکیبات و اصطلاحات در آن مربوط به روزگار ماست.وجود بعضی واژگان قدیمی تر که نیاز مراجعه به فرهنگ لغت دارد،شعر را با نوعی باستان گرایی پیوند زده است. واژه‌ های" کونیلگ،ئەلهەک،پەپرووک، ماڵ شەێتان،سناو کوڵەنان از،این قبیل اند.

درجایی خوانده بود که شاعر کسی است که به اشیا نام جدیدی بدهد.این نوع نامگذاری در کتاب خاولوان نیز در چند جا زیبا دیدم.
شاماسی( شاماهی) خاولوان( تربیت کننده و
پرورش دهنده خواب وخیال)، خیال)،
تارتەنەک( عنکبوت)،شه وقی( شاداب)،
گوڵ رۊ ئەڵ خوەر( گل آفتابگردان )
         ۶
Post #821 248
▪️ساختار نحوی:رفتار سراینده خاولوان، با دایره واژگان رفتاری شاعرانه است. او نه در دام زبان سنتی و غیر قابل فهم برای نسل امروز در غلتیده است و نه با برگردان و دخالت اصطلاحات رایج در کوچه و بازار که
نوعی گرته برداری مستقیم از زبان فارسی است،به زبان مادری پشت کرده است.
صفربیگی گاە درسروده هایش از واژگان و اصطلاحات روزمره و قابل دریافت بهره می برد که سطحی تعادل جملات به هم نریزد و بافتار جمله را طوری طراحی شود که کلمات در زنجیره
جمله به کمک هم بیایند و دست مخاطب را برای فهم شعر بگیرند.
مثلا در بیت زیر چینش واژگانی طوریست که فهم بیت را آسان کرده است.
خاڵێ ئاسارەێ سیەێگە،ها دەنام ئاسمانم
هادەوەرشەوەرشەهەرشەو،ڕوشنەو کەێ کەێکەشانم
                        ( همان:۵۹)
ممکن است معنی واژه ی " وەرشە" برای بعضی از جوانان امروز نامفهوم باشد.اما شاعر باردیف کردن  کلمات،ئاسارە،ئاسمان،ڕووشنە،کەێکەشان
وایجاد مراعات نظیر،ذهن خواننده را برای دریافت معنا روشن کرده است.
اما گاه این زنجیره ی محکم و اصیل برای نسل امروز به سختی قابل دریافت نست.این حکم به معنای عدم فصاحت در شعر نیست اما به این معناست که شعر او برای نسل های مختلف سروده شده است و هر گروه سنی می تواند به اندازه سهم خود،از خاولوان
بهره ببرد.
خوەم یەزایانمەسەو ئێمەبۆەسە شەڕ ئەرام
گوش بۊە مەرگ دەئەوەڵ هە وە شیر زەیک م
"زایانن،گوش،زەیەک "سە واژە ی کاملا مرتبط و اصیلند اما میزان ارتباط نسل حاضر با آنها کمی سخت به نظر می رسد.
خاولوان در عین حال که مجموعه ای از شعر و تخیل محض است.فرهنگ لغت موزونی برای شعر کردی ایلامی محسوب می شود.
واژگان ریشه دار و کنایه های قدیم در سراسر کتاب دیده می شود موارد زیر از آن جمله اند.
نمرچ( نمناک)سووسگ( تیهو)،زام و زیەم( زخم)،سۊن( ستون)،گیفان( جیب لباس)،بیل،( گل)،برۊە( ابرو)،وێسوو(یوسف)
و کنایه های مانند: زنگم زریاگە،کووسم کەفتگە( آشکار شدن راز)،گەرتمەسەو مل( پذیرش امری)
در مجموعه شعر خاولوان درکنار این واژگان،کلمات امروزی تری هم به وفور دیده می شود.کلماتی نظیر: نەێسان( ماشین نیسان)،ارزا( ارضا )، قەناری،پیانو،تەمرین،دەفتەرسەدبەرگ غەزەل،وەنگووک( نقاش هلندی)،ئوتوو،( اتو)
زبان اگرچه مجموعه ای از واژگان و اصطلاحات است اما به اعتبار نفس کلمات می توانند برخی از نقش های مطرح شده در دیدگاه های مختلف ادبی را برجسته سازد.
در این میان چگونگی انتخاب واژگان در محور هم نشینی می تواند ارزش هنری اثر را  متمایز سازد."صورتگرایان برجسته سازی را،عامل به وجود آمدن زبان ادب می دانند.لیچ پس از طرح فرایند برجسته سازی به دو گونه از این فرایند توجه نشان می دهد .
نخست آنکه نسبت به قواعد حاکم بر زبان خودکار انحراف صورت پذیرد و دوم  آنکه قواعدی بر قواعد حاکم بر زبان خودکار افزوده شود.به این ترتیب ،برجسته سازی از طریق دو شیوه هنجارگریزی و قاعده افزایی تجلي خواهد یافت."( صفوی:٤٢،١٣٨٣)
الف)هنجارگریزی تبادری یا تداعی:
جلیل صفربیگی،سالهاست در زبان فارسی و بیشتر در قالب رباعی اقسام هنجارگریزی ها را تجربه کرده است.در سال‌های اخیر و به ویژه در مجموعه های ومستعلیق او به دنبال نوع خاصی از هنجارشکنی است که به کمک کلمات جدید،کلمه ی معهود خود را احضار نماید این نوع هنجار شکنی را نتوانستم در کتاب‌هایی چون از زبان شناسی به ادبیات اثر شادروان دکتر کورش پیدا کنم و گمان نمی کنم استادان زبان و ادبیات نامی بر این نوع از هنجارشکنی گذاشته باشند.شاید ترکیب  "هنجار شکنی تبادر" و یا" هنجارشکنی تداعی "اسمی مناسب برای این نوع خاص باشد.نمونه های فارسی:
الف )آجر/دهن پنجره ها را/جرداد/ دیوار به در / دهن گچی کرد.(صفربیگی:۵۶،١٤٠٤)
ترکیب" دهن گچی "درسطر آخر نوعی هنجار گریزی تداعی یا تبادریست که با توجه به کلمه پیشین ترکیب" دهن کجی " را به خواننده یاد آور می شود.
یا در نورباعی سه سطری زیر واژه مستعلیق
علاوه بر خط نستعلیق،توانسته با واژه ی "شراب " ارتباط برقرار کند و هم کلمه مست و هم در تعلیق بودن را تداعی نماید.
انگار که با شراب
تحریر شده
خط لب تو چقدر مستعلیق است.
(همان :۱۸۷)
صفربیگی در کتاب خاولوان هم در چند جا  این نوع خاص از هنجار شکنی را به کار برده است.
تووپانیه مان نووح/پەشێوانیەمان/ئێ ئاگرەچۊ
خسێ دەگیان ئیمە(صفربیگی:١٨٣،١٤٠٤)
واژه ی "تووپان: می تواند تداعی کننده" توفان" باشد.
فڕ‌ داگە دجارە گوڵوەنێ دەسەر ت
واجۊر هەمیشە کرد قافڵگیست
واژە "قافڵگیست" تداعی کننده ی دو مفهوم است.الف) غافلگیر ب ) قوفڵ گیست
ب ) هنجار شکنی گویشی:زبان شعری کتاب خاولوان، منحصرا مربوط به گویش ایلامی است وجود برخی واژگان مربوط به سایرگویش های کردی ،نوعی آشنایی زدایی گویشی را به وجود آورده است.
هانه گژیەو
چە نە پەپووڵە ئێ ئسپێ
        ( همان:١٩٨)
عمرێگرڕەدیقەیل م وێران م کەن
ڕووژێ دوسێ وادە زام مێوان م کەن
               ( همان:۱۱۷)
۵
Older posts →

About this channel

How can I read @poem_abrangha without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for صدای آبرنگ ها: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does صدای آبرنگ ها have?
صدای آبرنگ ها (@poem_abrangha) has 317 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does صدای آبرنگ ها know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →