TGViewer
Channel Public Channel
انجمن علمی دانشجویی مددکاری اجتماعی دانشگاه ایلام 🧑‍🎓

انجمن علمی دانشجویی مددکاری اجتماعی دانشگاه ایلام 🧑‍🎓

@socialworkofuniversityofilam

﷽
🔴 انجمن علمی دانشجویی مددکاری اجتماعی📚👩🏻‍🎓
📍دانشگاه ایلام
✔️شروع فعالیت: پاییز 1403

☑️آیدی کانال:
https://t.me/socialworkofuniversityofilam

روابط عمومی:
@kiani1623
Subscribers
109
Photos
77
Videos
3
Links
19
Recent Posts 18 shown
Post #185 61
📚🌱 سال تحصیلی جدید؛ آغاز دوباره‌ی یک رسالت

مددکاری اجتماعی فقط یک رشته دانشگاهی نیست؛
رسالتِ ایستادن در کنار انسان، شنیدن صداهای کمتر شنیده‌شده و تلاش برای ساختن جامعه‌ای عادلانه‌تر است.
سال جدید را آغاز می‌کنیم با دانشی که باید به عمل برسد،با حرفه‌ای که کرامت انسان را در مرکز خود قرار می‌دهد،
و با مسئولیتی که توانمندسازی، عدالت اجتماعی و تغییر را دنبال می‌کند.

باشد که در این مسیر،
نه فقط مددکارانی آگاه، بلکه انسان‌هایی مسئول و اثرگذار برای جامعه تربیت کنیم. 🌿

✨ آغاز سال تحصیلی جدید مبارک.

#انجمن علمی مددکاری اجتماعی دانشگاه ایلام
  • ❤ 14
  • 🥰 1
Post #184 176
نسل جدید را سرزنش نکنیم؛ جهان اجتماعی او تغییر کرده است

رئیس اورژانس اجتماعی بهزیستی ایلام و مدرس گروه جامعه‌شناسی و مطالعات فرهنگی دانشگاه ایلام گفت: تغییر رفتار، نگرش و سبک زندگی نسل جدید را نمی‌توان صرفاً به ضعف تربیتی خانواده‌ها نسبت داد، چراکه کودکان، نوجوانان و جوانان امروز در جهان اجتماعی متفاوتی نسبت به نسل‌های گذشته رشد می‌کنند و عوامل متعددی بر شکل‌گیری هویت و نگرش آنان اثرگذار است.


این گفت و گو را در ایسنا بخوانید 👇
https://isna.ir/xdX5rJ

🌐 به ما در ایتا، بله و تلگرام بپیوندید:
🆔 @isnailam24
  • 👍 2
Post #182 103
انجمن علمی دانشجویی مددکاری اجتماعی دانشگاه علامه طباطبائی با همکاری انجمن علمی دانشجویی مددکاری اجتماعی دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی و جمعی از انجمن های علمی مددکاری اجتماعی دانشگاه های ایران برگزار می‌کنند:

آخرین جلسه از سلسله جلسات آشنایی با حوزه های مددکاری اجتماعی

🔴کارگاه آشنایی با حوزه روانپزشکی🔴

🪪مدرس: سرکار خانم دکتر طیبه جعفریان
مسئول واحد مددکاری اجتماعی بیمارستان روانپزشکی ابن سینا و دکتر حجازی مشهد و مدرس دانشگاه

🧑🏻‍💻دبیر جلسه: حانیه میرزاخانی
دانشجوی کارشناسی ارشد مددکاری اجتماعی دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی

🕕زمان:
۲۵ شهریور ماه ۱۴۰۵
ساعت ۱۸

مکان:
به صورت مجازی در پلتفرم اسکای روم

به همراه صدور گواهی معتبر از دانشگاه علامه طباطبائی



جهت ثبت نام به آیدی زیر پیام دهید:
@Marziyeh_Gh1

انجمن های علمی دانشجویی مددکاری اجتماعی دانشگاه های:
علامه طباطبائی
علوم پزشکی البرز
علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی
آیت الله العظمی بروجردی
علوم پزشکی گلستان
ایلام
شاهد
علوم پزشکی مشهد
  • ❤ 2
Post #179 71
🔴کارگاه در حال برگزاری است

🔺️📷گزارش تصویری از کارگاه <<مداخلات مددکاری اجتماعی در پیشگیری از خودکشی>>
با حضور سرکار خانم دکتر زهرا عبداللهی،
کارشناس مسئول مراکز اورژانس اجتماعی استان ایلام در حال برگزاری است
  • ❤ 6
Post #178 1.19K
✨انجمن علمی دانشجویی مددکاری اجتماعی دانشگاه ایلام با همکاری اداره کل بهزیستی استان ایلام برگزار میکند:



🟢کارگاه مداخلات مددکاری اجتماعی و پیشگیری از خودکشی


مدرس: سرکار خانوم دکتر زهرا عبداللهی
(کارشناس مسئول مراکز اورژانس اجتماعی بهزیستی استان
مدرس مدعو دانشگاه ایلام)

👩🏻‍💻دبیر جلسه: ریحانه طهماسبی
(دانشجوی کارشناسی و دبیر انجمن مددکاری اجتماعی دانشگاه ایلام)

🕕زمان:
۲۳ شهریور ماه ۱۴۰۵
ساعت ۱۰

💻مکان:
به صورت مجازی در پلتفرم اسکای روم

✅️به همراه صدور گواهی معتبر از دانشگاه ایلام


🧑‍🎨طراح پوستر:خانم رقیه احمدی چلوئی
(دانشجوی کارشناسی مددکاری اجتماعی دانشگاه ایلام)

📩جهت ثبت نام به آیدی زیر پیام دهید:

@kiani1623

#انجمن _علمی _مددکاری اجتماعی دانشگاه ایلام
#بهزیستی_استان ایلام
#پیشگیری_از خودکشی
#خودکشی
  • ❤ 7
Post #177 92
انجمن علمی دانشجویی مددکاری اجتماعی دانشگاه ایلام 🧑‍🎓 ✨انجمن علمی دانشجویی مددکاری اجتماعی دانشگاه علامه طباطبائی با همکاری انجمن علمی دانشجویی مددکاری اجتماعی دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی و جمعی از انجمن‌های علمی مددکاری اجتماعی دانشگاه‌های ایران برگزار می‌کنند: 📌سلسله جلسات آشنایی با حوزه‌های مددکاری…
❌️یادآوری
  • ❤ 1
Post #176 95

Forwarded from دوکسا

در بند 3 این یادداشت به تحمیل روش های اثبات گرایانه بر پدیدۀ برساختی اشاره و بر ضرورت التفات پژوهشگران به پارادایم تفسیری و روش‌های کیفی تأکید شد. روش‌های کیفی چنانچه با تعهد و مسئولیت پذیری و رعایت اخلاق پژوهش انجام پذیرند می توانند به درون فهمی پدیده و آشکار ساختن سپیدی‌های متن و به سخن درآمدن یافته‌ها منجر شوند اما این روش‌ها گاه نظیر تیغ در دست زنگی مست می‌شوند. برخی از پژوهشگر نماها که در میدان پژوهش‌های کمی داده‌سازی می‌کردند اینک با بهره‌گیری از هوش مصنوعی به سناریو‌سازی در عرصۀ روش‌های کیفی متوسل شده‌اند و تصویر نادرستی از پدیدۀ خودکشی ارائه می دهند. البته در این میان پژوهشگرانی نیز هستند که طی دیدارهای متوالی با اطلاع رسان ها تلاش نموده اند که به لایه های زیرین خودکشی و ارائه مدلی بوم‌ی از آن نایل شوند که تلاش آنان قابل تقدیر است.
 
و بالاخره:
آن شرح بی‌نهایت کز زلف یار گفتند
حرفی است زان هزاران کاندر عبارت آمد
 
منابع
-         آرون، ریمون (1382)، مراحل اساسی سیر اندیشه در جامعه‌شناسی، (ترجمه: محمدباقر پرهام)، تهران: علمی و فرهنگی
-         ابوالحسن تنهایی، حسین (1374)، درآمدی بر مکاتب و نظریه‌های جامعه‌شناسی، مشهد: مرندیز
-         دورکیم، امیل (1383)، قواعد و روش در جامعه‌شناسی (ترجمه: علیمحمد کاردان)، تهران: انتشارات دانشگاه تهران
-         ریتزر، جورج (1374)، نظریه‌ی جامعه‌شناسی در دوران معاصر، (ترجمه: محسن ثلاثی)، تهران: علمی
-         گیدنز، آنتونی (1391)، گزیده جامعه‌شناسی، (ترجمه: حسن چاوشیان)، تهران: نی
-         محسنی، منوچهر (1374)، جامعه‌شناسی عمومی، تهران: کتابخانه طهوری
-         میرزایی، خلیل(1393)، فرهنگ توصیفی علوم اجتماعی، تهران: فوژان
 
https://t.me/AllisData
Telegram دوکسا رخدادها، تأملات و تقریرات فرهنگی - اجتماعی بهروز سپیدنامه (دانشیار جامعه شناسی فرهنگی دانشگاه ایلام)
  • ❤ 1
Post #175 82

Forwarded from دوکسا

در پژوهش‌های مربوط به آسیب‌های اجتماعی و خودکشی، شاهد حجیم بودن بخش چارچوب نظری هستیم. محقق، تمامی تئوری‌های را در یک فصل جمع نموده تا نقش «زینه المجالس» را ایفا نمایند. در این هیاهوی تئوریک، موضع محقق مشخص نیست و صدای او در لابلای این ازدحام نظری گم شده است.  امروزه، گویا متراکم نمودن فصل دوم تحقیق از نظریات متنوع و متعدد به عنوان یک فضیلت تبدیل گشته است.
 
12.کلی گویی
 
گاه تحلیل های مربوط به خودکشی در استان ایلام، کلی گویی هایی در خصوص علل است که می توان آن ها را به هر آسیب دیگری نیز نسبت داد. هر چند که ریشه ی بسیاری از آسیب ها  را می توان به عوامل ساختاری تقلیل داد اما تحلیل خودکشی نیازمند استناد به یافته هایی است که اختصاصاً این آسیب را رصد کرده اند.
 
14.ناهمگونی تلفیق نظری
 
در ادامه‌ی خطای تئوری زدگی باید اذعان نمود که «تلفیق نظری» و «بازسازی تئوریک» باید مبتنی بر مبانی «معرفت شناسی» و «هستی شناسی» و با توجه به «سطح تحلیل نظریه» انجام پذیرد. در بیشتر پژوهش‌های صورت گرفته، محقق بدون توجه به مبنای پارادایمی تئوری‌ها و پیش‌فرض‌های آنتولوژیک و اپیستمولوژیک ، اقدام به تلفیق ناهمگون نظری نموده است. تلفیقی که چون پیوند زدن یک کلیه ناساز، بدن آن را پس خواهد زد. چنین تلفیقاتی جز آشفته نمودن فضای مفهومی ، کارکرد دیگری را ایفا نمی‌نمایند.
 
15.توصیف به جای تبیین
 
بیشتر مطالعاتی که در خصوص خودکشی صورت گرفته‌اند به دلیل تکیه بر روش‌های کمی ، به ترسیم سیمای آن پرداخته‌ و متکی بر نوعی سنخ‌شناسی‌اند. این رویکرد گزارشی از خودکشی به توصیفی منجر شده که در سطح لایه‌ی  مورفولوژی باقی مانده است. تبیین رفتارخودکشانه ، نیازمند رسوخ به لایه‌های فیزیولوژیک و رفتارهای گروهی است.
 
16.غفلت از انواع جدید و روزآمد خودکشی
 
اتراق تئوریک پژوهشگران در قلمرو تئوری‌های کلاسیک خودکشی و تحلیل این پدیده بر اساس فرضیات مستعمل، مانع از دیدن گونه‌های جدید و روزآمد این آسیب و نام‌گذاری آن‌ها شده است. تمام گونه‌های خودکشی از نظر پژوهشگران چند موردی است که دورکیم آن‌ها را ذکر نموده است. به عنوان مثال می‌توان به خودکشی‌های ناشی از تلقین برنامه‌ی «نهنگ آبی» اشاره نمود که فراوانی روزافزون آن‌ها می‌رود که این نوع از خودکشی را به گونه‌ای مستقل تبدیل نماید. گونه‌ای که سازه‌های نظری پیشین از تبیین آن عاجزند.
 
17.اشباع کاذب
 
امروزه این باور نادرست در بین پژوهشگران وجود دارد که در خصوص خودکشی پژوهش های متعددی از دهه هفتاد تا کنون انجام شده است و دیگر جایی برای فعالیت پژوهشی در این حوزه وجود ندارد در حالی که صرفنظر از میزان اعتبار پژوهش های صورت گرفته، هر لحظه به رنگی بت عیار خودکشی در می آید که نیازمند پژوهش های جدیدی است.
 
18.تقلیل امور به یکدیگر
 
برخی از پژوهشگران هنوز درک درستی از «مسأله فرهنگی» و «مسأله اجتماعی» ندارند و خودکشی را تنها مسأله‌ای اجتماعی تلقی نموده که مطالعه‌ی آن تنها در حوزه تخصصی کسانی که گرایش آنان «بررسی مسایل اجتماعی» است. و سایر پژوهشگران باید نظاره گیر میدان‌داری آنان باشند.
 
19. غیبت یافته ها
 
سال هاست که خودکشی در استان ایلام مدعیان فراوانی دارد که در خصوص آن پژوهش انجام داده یا موضوع پایان نامه ارشد یا رساله ی دکتری خود را با این عنوان صورت بندی کرده اند اما دریغ از یک یافته‌ی دندان‌گیر که بتوان در پرسش، پرسندگان این آسیب به آن‌ها استناد نمود. این غیبت یا ناشی از فقر و فقدان یافته است یا ناشی از عدم انتشار یافته ها به دلایل مختلف است که ممکن است مصلحت اندیشی یکی از این دلایل باشد.
 
20.پرگویی نهادهای سیاست گذار
در عرصه آسیب های اجتماعی با نوعی "پرگویی" در نهادهای سیاست گذار مواجه هستیم که این پرگویی در قالب برگزاری سمینارها و نشست ها، سفارش تحقیق و تعیین اولویت های پژوهشی و صدور مجوز برای سمن ها و ... خود را نمایان می سازد. خروجی این پرگویی نیز معمولا تقلیل امر اجتماعی به امر روان شناختی و فردی جلوه دادن مسائلی است که ماهیتی جمعی و عمیقا ساختاری دارد .مسئله این است که نمی تون این پرگویی و تقلیل را ناشی از عدم اطلاع و آگاهی سیاست گذار تلقی نمود. به نظر می رسد یک استراتژی پنهان و آگاهانه ساختاری در پس این پرگویی است که احتمالا دو هدف عمده را دنبال می کند:
اول، برجسته کردن امر اجتماعی و سرپوش گذاری بر رابطه آن با امر سیاسی و نهاد قدرت
دوم و بعد از تعلیق نسبت امر اجتماعی با امر سیاسی، تضعیف امر اجتماعی. این تضعیف با تقلیل امر اجتماعی صورت می گیرد و می کوشد با تحلیل بردن همبستگی اجتماعی و ذره ای کردن جامعه، اجتماع را از هر نیروی برانگیزاننده و وحدت بخش تهی کرده و اعمال اقتدار بر نیروهای حیات بخش آن را تسهیل کند ( بند 20 توسط دکتر سجاد مرادی تدوین شده)
 
21.سناریو سازی
Post #174 49

Forwarded from دوکسا

در اظهارنظر صاحب‌نظران، گاه شاهد مستقل تلقی کردن علت و توقف تسلسل علّی بر اساس منطق تقلیل‌گرایانه هستیم. نظیر ارجاع کلیت پدیده‌ی خودکشی به «افسردگی» و تلقی کردن، افسردگی به عنوان متغیر مستقل و علت اساسی یا به تعبیر برخی، علت العلل خودکشی. در حالی که افسردگی خود معلول علل دیگری است که باید مورد مطالعه قرار  گیرند. عللی که گاه  باید آن‌ها در سطح ساختارها جستجو نمود نه عوامل روانی.
 
دورکیم در این خصوص اظهار نموده: «آن‌چه به نظر ما کاملاً بدیهی است این است که حیات اجتماعی را نمی‌توان صرفاً به مدد  عوامل روانی یعنی حالات شعور فردی تبیین کرد. در واقع، آن‌چه به وسیله‌ی تصورات جمعی روشن می‌شود شیوه‌ای است که گروه به مدد آن، در باره‌ی روابط خود با  اشیاء خارجی که از آن‌ها متأثر است می‌اندیشد. اما گروه، ساختمانی غیر از فرد دارد و اشیائی که گروه را متأثر می‌سازند با اشیائی که فرد از آن‌ها متأثر است فرق دارند. و تصوراتی که اذهان و اشیاء واحد را بیان نمی‌کند نمی‌تواند به علل یکسان مربوط باشد. برای فهم این که چگونه جامعه خود و عالم پیرامون خود را تصور می‌کند باید به طبیعت جامعه توجه کرد نه به طبیعت اجزای آن» (دورکیم، 1383: 16).
 
7.     پرتاب تیر در تاریکی و رجماً بالغیب (فقدان اطلاعات دقیق)
 
تکثر مراکز جمع‌آوری آمار مربوط به خودکشی  و ماهیت طبقه‌بندی شده‌ و محرمانه بودن  این آمارها، سبب شده است تا نخست، اطلاع دقیق و یک‌کاسه‌ای از آسیب مذکور ارائه نگشته و دیگر این که  دسترسی محققین به این اطلاعات و ارقام محدود شود. عوامل مذکور سبب شده‌اند که گاهی اظهار نظرات و برنامه‌ریزی‌ها «رجماً بالغیب» گردند. امروز اطلاعات، اعداد و ارقام مربوط به خودکشی جزء آمارهای عادی کشورها به شمار می‌رود و اگر محدودیتی در این زمینه وجود داشته باشد برای افراد عادی است نه پژوهشگرانی که قصد مطالعه و بررسی آسیب‌های اجتماعی را دارند. شواهد تجربی بیانگر آنند که برخی از محققین مجرب به دلیل ناکامی  از دست‌یابی به آمارهای مستند خودکشی در استان ایلام از انجام پژوهش در این زمینه ناامیدانه منصرف گشته‌اند.
 
8.      عدم اشباع داده‌ای و نظری
 
گاه معیار قضاوت افراد در اظهار نظرات، داده‌های منفردی است که به اشباع نرسیده‌اند. مشاهدات منفرد، نمی‌توانند مبنای عمل قرار گیرند زیرا از قابلیت تعمیم برخوردار نیستند.
 
9.     غفلت از روش‌های تحقیق بنیانی و متعهدانه
 
یکی از ویژگی‌های آسیب‌های اجتماعی آن است که بازسازی آن‌ها به دلیل ملاحظات اخلاقی جهت مطالعات پژوهشی امکان‌پذیر نیست. لذا محققین مترصد فرصت‌اند تا در صورت بروز این آسیب‌ها به پژوهش در خصوص نحوه‌ی تکوین و روش‌های پیشگیری از آن‌ها و نیز رسیدن به نظریه بپردازند.
نظریات تخصصی، برایند پژوهش‌های «بنیانی» و «متعهدانه» اند. پژوهش‌هایی که قصد آن‌ها پاسخ دادن به سئوالی بزرگ و گسترش قلمرو علم است. تمامی پژوهش‌های صورت گرفته در خصوص خودکشی «کاربردی» اند. حتی تحقیقات اصولی مبتنی بر نظریه‌ی بنیانی (گراندد تئوری) نیز به میزان بسیار محدودی انجام پذیرفته است.
 
از سالیان پیش، نویسنده این سطور به مسئولین گوشزد نموده که ایلام محیطی مساعد بر ای انجام پژوهش بنیانی در رابطه با خودکشی است و از طریق این پژوهش‌ها می‌توان به نظریه رسید. لذا ضروری است که سند خودکشی تدوین، گروه‌های پژوهشی مرکب از رشته‌های مختلف تعیین و بودجه‌های مطالعاتی آن مشخص گردند و مصوب شود که تحولات سیاسی و تغییرات مدیریتی هیچ خللی در روند فعالیت این تیم مطالعاتی پدید نیاورد. اما این پیشنهاد، همواره با «نگاه عاقل اندر سفیه»  مسئولین مواجه شده است.
 
10.توهم انفکاک حوزه‌ی نظر از عمل
 
مسئولین، با تفکیک میان حوزه‌ی نظر و عمل (اجرایی)، بحث‌های آکادمیک و دانشگاهی در مورد آسیب‌های اجتماعی را معادل نوعی «آرمان‌گرایی علمی» دانسته  و خود را مستغنی از شنیدن این مباحث می‌دانند زیرا عاملیت را به حوزه‌ی اجرایی داده‌اند. آنان رویکرد آکادمیک را رویکردی نظری و در خلاء تلقی کرده که – با مسامحه‌ی در تعبیر -   هم‌ارز نوعی «خیال‌بافی علمی» است و نیز،  خود را – به پشتوانه‌ی کار اجرایی – صاحب تجربه‌ای می‌دانند که آنان را از هر گونه اتکا به رویکرد نظری و آکادمیک مستغنی نموده است.
 
11.تئوری زدگی
 
تئوری، و سازه‌های نظری، لنزی  است که از دریچه‌ی آن می‌توان ابعاد وسیع یک پدیده را محدود و کرانمند نمود تا امکان مطالعه‌ی علمی آن فراهم گردد. تئوری ابزاری است در دست محقق که او را به یافتن معنا و دست‌یابی به شناخت، دلالت می‌کند. برای مطالعه‌ی آسیب‌ها لازم است که تئوری‌ها را متناسب با میدان تحقیق انتخاب و بومی نمود و از ظرفیت نظری آن‌ها برای استخراج فرضیات معتبر و مفاهیم مستدل، استفاده نمود.
  • ❤ 1
Post #173 49

Forwarded from دوکسا

معرفت‌شناسی به مطالعه‌ی معرفت و شناخت و نحوه‌ی دانستن ما دلالت دارد (میرزایی، 1393: 987). به عبارت دیگر، با توجه به ماهیت پدیده‌ی مورد مطالعه، غایت شناخت مورد نظر محقق چیست؟ آیا غایت او رسیدن به شناخت دقیق (Accurate) است یا شناخت عمیق (Interpretative)؟ شناخت دقیق شناختی متکی بر عدد و رقم است و خاص پدیده‌هایی است که ماهیت اثباتی دارند و شناخت عمیق به منظور درون‌فهمی پدیده‌های برساختی می‌باشد. در شناخت دقیق، محقق با پدیده فاصله دارد و آن را به صورت شیء می‌بیند. غایت او مطالعه‌ی فرضیاتی است که خاستگاه نظری و تجربی دارند. به عبارتی دیگر متکی بر داده‌های پیشینی است و پرسشنامه مناسب‌ترین تکنیک برای نیل به این شناخت می‌باشد. دورکیم در این خصوص اعتقاد دارد: «باید پدیده‌های اجتماعی را از بیرون مشاهده کرد و آن‌ها را درست به همان نحوی که پدیده‌های طبیعی کشف می‌شوند کشف کرد» (آرون، 1382: 411).
 
اکثریت قریب به اتفاق مطالعات انجام شده در خصوص خودکشی در استان ایلام در حوزه‌ی پارادایم اثبات‌گرایی و با بهره‌گیری از روش‌های تحقیق کمی مبتنی بر توزیع پرسشنامه انجام شده‌اند. در حالی که می‌دانیم، پدیده‌ی خودکشی دارای ماهیتی برساختی است و مطالعه‌ی آن نیازمند درون فهمی است. در مطالعات کمی انجام شده، محقق خودکشی را به عنوان عاملی بیرون از خود تلقی کرده و به بررسی کمی آن می‌پردازد. عنوان اکثر پژوهش‌های انجام شده نیز مؤید این مطلب است. «علل خودکشی ...» وقتی محقق از علل خودکشی دم می‌زند به این معنا است که  این علل را به عنوان عواملی پیشینی تلقی کرده و بدون رجوع به جامعه‌ی هدف و درون‌فهمی آن اقدام به طراحی ابزار نموده است. پرسشنامه در این وادی نظیر منوی غذایی است که به مشتری عرضه می‌گردد و او مجبور است که از بین غذاهای ارائه شده یکی را انتخاب نماید. حال ممکن است غذای مذکور متناسب با ذائقه‌ی او نباشد. پاسخگویان مجبورند نظر خود را در خصوص گویه‌هایی اعلام نمایند که خاستگاه آن‌ها، ذهن محققی است که منفک از پدیده‌ی مورد مطالعه است.
 
با توجه به ماهیت برساختی پدیده‌ی خودکشی، پیشنهاد می‌شود ابتدا «روایت خودکشی در استان ایلام» تدوین گردد. روایت واحدی که برایند روایت‌های متکثری است که از طریق تکنیک‌های کیفی نظیر مصاحبه‌های عمیق جمع‌آوری و تدوین می‌شوند. از طریق مطالعه‌ی نقاط تلاقی روایت‌ها می‌توان به ترسیم چگونگی تکوین پدیده پرداخت. در غیر این‌صورت شاهد محاکات کذب پژوهشگران از پدیده و ارائه‌ی «نمود» به جای «بود» خواهیم بود. بر این اساس ضرورت چرخش پارادایمی در مطالعات خودکشی در استان ایلام از پارادایم اثبات‌گرایانه به سمت پارادایم برساخت‌گرایی دوچندان می‌نماید.
البته نویسنده این سطور منکر علمی و مستدل بودن روش‌های کمی در مطالعات پژوهشی نیست و بر این باور است که اگر این روش ‌به درستی انجام پذیرد و اعتبار یایی و اعتماد سنجی ابزار به دقت صورت بگیرد، می‌تواند در شناخت علمی پدیده‌های متناسب با آن، به خوبی ظاهر شده و ایفای نقش نماید.
 
5.      توجه به علل و غفلت از ترجیحات
 
 تأکید بر پیشینی بودن علل خودکشی توسط محققان، سبب شده است به جای توجه به «نظام ترجیحات» افراد، محققین تمام توجه خود را بر «علل» متمرکز نمایند. دورکیم برای اثبات رابطه‌ی علّی بین دو رخداد از «روش تغییرات متقارن» یاد کرده است. او بر این باور است که :  «برای اثبات این‌که نمودی علت نمود دیگر است، یک وسیله بیش نداریم و آن این است که باید موارد حضور و غیاب متقارن آن‌ها را مقایسه کنیم و ببینیم آیا تغییرات آن‌ها در اوضاع و احوال متفاوت حاکی از آن هست که یکی تابع دیگری است یا نه» (آرون، 1382: 419). به عبارتی دیگر، در صورت ظهور یک معلول باید شاهد ظهور علت آن نیز باشیم در غیر این صورت نمی‌توان به رابطه‌ی علّی بین آن دو رخداد حکم صادر کرد.
نکته‌ی قابل تأمل آن است که گاه رخدادی در دو جامعه‌ی مختلف (مثلا A و B) اتفاق می‌افتد. افراد جامعه‌ی A ممکن است در مواجهه‌ی با آن، روشی مسالمت‌آمیز انتخاب نمایند اما در جامعه‌ی B ، افراد خودکشی را به عنوان تنها راه حل برون رفت از آن وضعیت برمی‌گزینند. به عبارتی دیگر، نظام ترجیحات افراد دو جامعه در برخورد با چنین رخداد واحدی متفاوت است. مطالعات خودکشی در استان ایلام لازم است که ناظر بر «نظام ترجیحات» افراد باشد. زیرا بر اساس روش تغییرات متقارن دورکیم، تفاوت نظام ترجیحات افراد در برخورد با رویدادی یکسان می‌تواند بیانگر عدم وجود رابطه‌ی علی و معلولی بین متغیرهای پیشینی محققین باشد.
 
6.     جا به جایی رابطه‌ی علّی (علت تلقی کردن معلول)
  • ❤ 1
Post #172 64

Forwarded from دوکسا

آنتونی گیدنز (Anthony Giddens) نیز اعتقاد دارد: در مطالعه‌ی انسان‌ها، وجود تنوع  و گوناگونی در نظریه‌ها ما را از جزم‌اندیشی نجات می‌دهد. رفتار انسان، پدیده‌ی پیچیده‌ای است که جنبه‌های بسیار متعددی دارد و بعید است که دیدگاه و نظر واحدی بتواند تمامی جنبه‌های آن را در نظر بگیرد (گبدنز، 1391: 194). گیدنز تقلیل‌گرایی در تفکر نظری جامعه‌شناختی را مورد انتقاد قرار داده و چنین آسیبی را تحت عنوان «دو راهی‌های نظری» عنوان نموده است که عبارتند از:
 
1.      ساختار و کنش
2.      وفاق و تضاد
3.      مسأله‌ی جنسیت
4.      مسأله‌ی توسعه‌ی اجتماعی مدرن
5.       
وی با طرح سئوالاتی، جنبه‌های دوگانه‌ی تفکر نظری را بدین‌صورت بیان نموده است:
1.      آیا انسان‌ها به عنوان کنش‌گران خلاق، شرایط زندگی خود را کنترل می‌کنند یا نیروهای اجتماعی که بیرون از  اراده و اختیارند؟
2.      نظم و هماهنگی ویژگی جوامع است یا تضاد اجتماعی؟
3.      آیا جنسیت، مقوله‌ای عام و کلی است یا توسط زمینه‌های اجتماعی برساخت می‌شود؟
4.      توسعه‌ی جوامع مدرن آیا متأثر از عوامل اقتصادی است یا عوامل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی؟
 
از نظر گیدنز، تفکر نظری زمانی می‌تواند به درک تمامیّت پدیده‌ی اجتماعی نایل شود که قایل به دیالکتیک بین دو سر طیف دوراهی‌های نظری باشد و هر گونه تقلیل‌گرایی منجر به ارائه‌ی نظریه‌ای تک‌ساحتی خواهد شد (رک: همان 199-198).
 
جرج ریتزر (George Ritzer)  نیز اعتقاد دارد، تقلیل پدیده‌های اجتماعی به ابعاد خُرد و کلان و عین و ذهن، به درک نادرست آن خواهد انجامید. لذا در مطالعه‌ی پدیده‌های اجتماعی می‌‌توان به این سطوح چهارگانه توجه نمود. وی چنین ترکیبی را «فرانظریه» (Meta Theory) نام نهاد (رک: ریتزر، 1374: 644).
مطالعات خودکشی در استان ایلام نیازمند نوعی فرانظریه است که در آن شاهد ترکیب بین سطوح مختلف زیر باشیم تا به درک درستی از واقعیت اجتماعی نایل شویم:
 
الف) سطح کلان – سطح عینی
ب) سطح کلان – سطح ذهنی
ج) سطح خُرد – سطح عینی
د) سطح خُرد – سطح ذهنی
 
همانگونه که تقلیل پدیده خودکشی به ابعاد روان شناختی آن اقدامی غیر علمی است، غفلت از سایر سطوح نظیر سطح روان شناختی خودکشی در تحلیل های جامعه شناختی نیز خطای بزرگتری است که تنها نیم رخی از واقعیت را نمایان خواهد ساخت.
 
3.     خطای تحمیل  (تحمیل روش بر پدیده)
 
فلسفه‌ی هر علم به چرایی بهره‌گیری از آن می‌پردازد و فلسفه‌ی روش تحقیق نیز از این قاعده مستثنی نیست. بر تمامی پژوهشگرانی که چند واحد درسی روش تحقیق در دانشگاه می‌گذرانند واجب است که در خصوص فلسفه‌ی روش نیز مطالعه داشته باشند تا از «تحمیل روش بر پدیده» اجتناب ورزند.
می‌گویند فردی در گرمای تابستان پالتو پوشیده بود. وقتی علت امر را از او جویا شدند، گفت: در مغازه ای که معمولاً به صورت نسیه از آن خرید می‌کنم لباسی غیر از این پالتو پیدا نکردم. این تمثیل، زبان حال پژوهشگرانی است که تنها در فضای پارادایم پوزیتویستی نفس کشیده‌اند و از این پارادایم جز چند روش محدود و چند آزمون آماری دم دستی چیزی نمی‌دانند.
محقق لازم است که پیش از ورود به بحث و مشخص کردن  پارادایم و روش تحقیق و به طور کلی حوزه‌ی روش‌شناسی(Methodology) به دو سئوال یا دو پیش فرض زیر پاسخ دهد:
 
الف) پیش‌فرض هستی شناسی (Ontology)
مطالعه‌ی فلسفی ماهیت وجود اعم از مطالعه‌ی علت خود وجود است (میرزایی، 1393: 1129). وجود‌شناسی به مطالعه‌ی ماهیت پدیده‌ی مورد بررسی می‌پردازد. اگر پدیده و واقعیت مورد مطالعه،  متکثر و خوانش‌پذیر باشد، ماهیت آن برساختی (Constructured Reality) است و اگر عینی، ماهیت آن اثباتی (Positive Riality). مطالعه‌ی واقعیت و پدیده‌ی اثباتی  مستلزم بهره‌گیری از روش‌های تحقیق کمی (Quantitative Method) است و برای مطالعه‌ی پدیده‌های برساختی باید از روش‌های تحقیق کیفی (Qualitative Method) استفاده نمود. و هر گونه تحمیل روش به پدیده بدون توجه به ماهیت اثباتی یا برساختی آن به خطاهای فاحشی منجر خواهد شد که باعث نامعتبر شدن یافته‌های پژوهشی می‌گردد.
 
ب) پیش فرض معرفت شناختی (Epistemology)
  • ❤ 1
Post #171 48

Forwarded from دوکسا

بهروز سپیدنامه
 
تساهل محققین و تسامح مسئولین
(نیم نگاهی به آسیب‌شناسی مطالعات خودکشی در استان ایلام)
(اصلاح و باز نشر به مناسبت روز جهانی پیشگیری از خودکشی)
 
سالیان مدیدی است که آسیب‌های اجتماعی – به مفهوم عام کلمه – و خودکشی – به مفهوم خاص کلمه – مد نظر مسئولین و محققین استان ایلام قرار گرفته است و چنین التفاتی، قابل تقدیر و ستایش است. مسئولین در راستای بررسی آسیب‌های اجتماعی، جلسات فراوانی برگزار نموده و محققین، پژوهش‌های متعدد و متنوعی در قالب اولویت‌های پژوهشی و پایان‌نامه‌ها دانشگاهی انجام داده‌اند. بی‌شک انتظار می‌رود که خروجی چنین اهتمامی، حرکت از وضع موجود به وضع مطلوب باشد اما داده‌های تجربی چندان مؤید این امر نیستند. برخورد اداری مسئولین با آسیب‌های اجتماعی و سطحی‌نگری محققین در مطالعه‌های آن‌ها، مهم‌ترین کاستی‌های مقابله و مواجهه با آسیب‌های اجتماعی به شمار می‌روند. در این یادداشت  - با ارج نهادن به زحمات معدود محققین مجرب و مولد معنا و مفهوم - به برخی از خطاهای مسئولین و محققین در مواجهه با آسیب خودکشی و مطالعه‌ی رفتار خودکشانه  اشاره شده است:
 
 
 
1.     برخورد اداری با آسیب (دیوان زدگی)
 
حافظ – علیه الرحمه – می‌فرماید:
یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب
کز هر زبان که می‌شنوم، نامکرر است
 
وی دلیل نامکرر بودن روایت‌های واحد و یکسان عشق را، از یک سو، مهارت راوی در بیان روایت دانسته که به تنوع و تکثّر آن انجامیده و از سویی دیگر، مهارت مخاطب در شنیدن مطالب می‌داند که موجبات شگفتی شاعر را فراهم ساخته‌اند.
حکایت برخورد اداری با آسیب اجتماعی – به مفهوم عام کلمه- و خودکشی – به مفهوم خاص کلمه – در استان ایلام و احتمالاً سایر استان‌های کشور، حکایت، روایت قصه‌ای است که از هر زبان و در هر جلسه‌ای که می‌شنویم تکراری و ملال‌آور است. زیرا نه سخن بدیعی گفته می‌شود و نه اشتیاقی به شنیدن سخن وجود دارد و تنها به منظور ادای تکلیفی اداری، آسیبی را روی دایره می‌ریزند و در فرصتی محدود در خصوص آن به بحث تکراری می‌پردازند. جلساتی که تنها وجه تمایز آن‌، جا‌به‌جایی نقش‌ها است. به عنوان مثال، در جلسه‌ای شخص A رییس جلسه است و B و C و ... در نقش مدعوین و صاحب‌نظران ظاهر می‌شوند و در جلسه‌ای دیگر، B مدیر جلسه است و A و C و ...  ایفاگر نقش مدعو وصاحب‌نظرند و قس علی هذا.
 
2.      تقلیل‌گرایی (Reductionism)
یکی از مشکلات اندیشه‌ی بشری در طول زمان، تقلیل تمام ابعاد پدیده به یک بُعد و قضاوت بر اساس آن بُعد می‌باشد. سعدی - علیه الرحمه – می‌فرماید:
 
تنگ چشمان نظر به میوه کنند
ما تماشا کنان بستانیم
 
تقلیل پدیده‌ی خودکشی به ابعاد روان‌شناختی و علت العلل تلقی کردن متغیرهای روان‌شناسانه در پیدایش این آسیب و غفلت از سایر ابعاد این پدیده‌ی اجتماعی، غفلت یا تغافلی است که محققین و صاحب‌نظران، بارها مرتکب آن شده‌اند. اندیشمندان بر این یاورند که پدیده‌ی اجتماعی، ساختار پیاز مانند دارد و از لایه‌‌های متعددی تشکیل شده است. نظیر لایه‌ی مورفولوژی، فیزیولوژی و رفتارهای گروهی و جمعی. لایه‌ی مورفولوژی شامل خصوصیاتی است که مربوط به ساخت و ترکیب مادی‌اند نظیر محل سکونت. لایه‌ی فیزیولوژی مربوط به کارکرد و روابط و نهادهای درون جامعه است. رفتارهای گروهی و جمعی نیز شامل رویدادها، افکار، هیجانات، احساسات یا دیگر جنبه‌هایی است که یک گروه، طبقه یا حتی در ملت خاصی ممکن است وجود داشته باشند (محسنی، 1374: 15).
 
ژرژ گورویچ (Georges Gurvitch) در نقد  رویکرد تقلیل‌گرایانه در تحلیل پدیده‌های اجتماعی از چنین صورت‌های نادرستی تحت عنوان «اشکال کاذب» یا «دوگرایی کاذب» (False Dichotomy) یاد می‌کند. نظیر دوگرایی‌های زیر:
 
1.      دوگرایی کاذب فرهنگ‌گرایی و ساخت‌گرایی
2.      دوگرایی کاذب فرد و جامعه
3.      دوگرایی کاذب روان‌شناسی و جامعه‌شناسی
4.      بطلان باور عامل مسلط
5.      دوگرایی کاذب نظم و پیشرفت
6.      بطلان تکامل و فلسفه تاریخ
7.      بطلان قانون‌گرایی
 
بر اساس باور گورویچ، هیچ ساختی بدون فرهنگ شکل نمی‌گیرد و هیچ فرهنگی بدون ساخت متبلور نمی‌شود. فرد و جامعه دو عنصر غیر قابل تفکیک‌اند که بدون یکدیگر وجودی خارجی نخواهند داشت. روان‌شناسی و جامعه‌شناسی از لحاظ قلمرو مطالعه با یکدیگر متفاوت‌اند اما بررسی تمامیت جامعه هم بررسی ساخت اجتماعی «من»‌ها و «ما» ها را می‌طلبد و هم مطالعه‌ی ارواح و روان‌های آن‌ها. بر این اساس به جای دوگرایی باید رابطه‌ای دیالکتیکی بین روان‌شناسی و جامعه‌شناسی برقرار شود. ضمناً هیچکدام از عناصر، ابعاد و عوامل را به تنهایی و مجزا از دیگر عوامل، نبایستی به عنوان عامل مسلط فرض نمود (ابوالحسن‌تنهایی، 1374: 562-560).
  • ❤ 1
Post #170 62

Forwarded from دوکسا

بهروز سپیدنامه
 
تساهل محققین و تسامح مسئولین
(نیم نگاهی به آسیب‌شناسی مطالعات خودکشی در استان ایلام)
(اصلاح و باز نشر به مناسبت روز جهانی پیشگیری از خودکشی)
  • ❤ 1
Post #169 50

Forwarded from انجمن جامعه شناسی ایران، شعبه استان ایلام

در این نگاه، تعلق اجتماعی یک متغیر حاشیه‌ای نیست؛ یکی از محورهای مهم پیشگیری است. جامعه‌ای که افراد در آن احساس دیده‌شدن، شنیده‌شدن، ارزشمندی و تعلق بیشتری داشته باشند، جامعه‌ای با شبکه‌های محافظتی بیشتر در برابر بحران‌های فردی و اجتماعی خواهد بود.
پیشگیری از خودکشی فقط تلاش برای تغییر تصمیم یک فرد در لحظه بحران نیست؛ تلاش برای ساختن روابط خانواده ها و جوامعی است که فرد در لحظه بحران احساس نکند تنهاست؛ و این نگاه به معنای نادیده گرفتن اختلالا روانی یا عوامل زیستی نیست؛ بلکه آنها را در چارچوب زیستی- روانی و اجتماعی قرار می دهد. خودکشی پدیده ای چند عاملی است و هیچ عامل منفردی نمی تواند به تنهایی آن را توضیح دهد.
  • ❤ 2
Post #168 56

Forwarded from انجمن جامعه شناسی ایران، شعبه استان ایلام

اهمیت جامعه شناختی این یافته ها در آن که این عوامل را نباید به صورت متغیرهای منفرد و جدا از یکدیگر دانست
از «فرد در بحران » تا « فرد کسسته از پیوندهای اجتماعی»
می‌توان خودکشی را در بسیاری از موارد به‌عنوان نشانه‌ای از تضعیف یا گسست پیوندهای فرد با خود، خانواده و جامعه تحلیل کرد. در این نگاه، بیکاری فقط «نداشتن شغل» نیست؛ می تواند به کاهش منزلت اجتماعی، احساس بی فایدگی، کاهش تعامللات اجتماعی و تضعیف نقش فرد در خانواده منجر می شود. فقر نیز صرفاً فقدان مالی نیست بلکه می تواند دامنه انتخاب های فرد ر محدود کرده و احساس نابرابری و بی آیندگی را افزایش دهد.
یافته های پرونده های مراکز اورژانس اجتماعی را به جای یک فهرست ساده از عوامل خطر، به شکل «نقاط گسست» تحلیل کرد:
گسست اقتصادی
فقر، بیکاری، فقدان امنیت معیشتی

گسست خانوادگی
اختلافات خانوادگی، فقدان حمایت خانواده و خشونت های خانگی

گسست روانی
افسردگی، احساس بی ارزشی، ناامیدی و ناتوانی در حل مسئله

گسست اجتماعی
انزوای اجتماعی، کاهش شبکه حمایت و احساس بی تعلقی

گسست معنایی
از دست دادن احساس هدف، نقش و آینده

گسست از نظام حمایت
ناتوانی یا عدم تمایل به درخواست کمک به دلیل انگ، بی اعتمادی یا نبود دسترسی مناسب به خدمات


در این چارچوب، خودکشی را می توان در نقطه ای تصور کرد که چند عوامل بطور همزمان روی یکدیگر انباشته می شوند و فرد را به سمت اقدام به خودکشی هدایت می کند.
  • ❤ 2
Post #167 52

Forwarded from انجمن جامعه شناسی ایران، شعبه استان ایلام

امروزه اغلب صاحب نظران در باب تعدد عوامل دخیل در خودکشی اجماع و اتفاق نظر دارند. این خود در دیدگاه ها و نظریه های جامعه شناخت، روانشناختی، مردم شناختی، زیست شناختی و روان پزشکی خودکشی منعکس است به طوری که نقش و تاثیر عوامل محتلف در پدیدة خودکشی از سوی دیدگاه های متفاوت مطرح گردیده است. از این نظر می توان مدعی شد که خودکشی پدیدة پیچیده ای است که به تعداد زیادی عامل وو متغیر با وزن نسبی متفاوت بستگی دارد.
مطالعه و بررسی پرونده های مراجعین پذیرش شده در مراکز اورژانس اجتماعی که دارای افکار و اقدام به خودکشی طی سال 1404 و سه ماهه اول 1405 به تعداد 155 پرونده نشان می‌دهد که افکار و رفتارهای خودکشی معمولاً در یک خلأ اجتماعی و روانی شکل نمی‌گیرند؛ بلکه در نقطه تلاقی مجموعه‌ای از عوامل فردی، خانوادگی و اجتماعی پدیدار می‌شوند. . افسردگی و اختلالات روانی، بیماری جسمی اعضای خانواده، تعارضات و اختلافات خانوادگی، خشونت، بیکاری، فقر مالی، فقدان حمایت خانوادگی و سایر فشارهای اجتماعی هر کدام می توانند بخشی از این زنجیره باشند.
  • ❤ 2
Post #165 51

Forwarded from انجمن جامعه شناسی ایران، شعبه استان ایلام

تحلیل جامعه شناختی خودکشی با محوریت تعلق اجتماعی و تغییر روایت!
زهرا عبداللهی(مدرس مدعو دانشگاه ایلام)
خودکشی به عنوان یکی از انواع و اشکال رفتارهای پرخطر و به مثابه مسئله ای اجتماعی از شایع ترین واقعیت اجتماعی در همه جوامع و در همه دوره های تاریخ بشری بروز و نمود داشته است. مروری بر پدیدة خودکشی در تاریخ جوامع بشری نشان دهندة آن است که این پدیده چون دیگر پدیده های اجتماعی واقعیتی ساکن در خود نیست، بطوری میزان های خودکشی، شیوه های عمل و ارتکاب خودکشی و حتی وجهه نظرات و نگرش های جامعه نسبت به آن تغییر کرده است.
Older posts →

About this channel

How can I read @socialworkofuniversityofilam without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for انجمن علمی دانشجویی مددکاری اجتماعی دانشگاه ایلام 🧑‍🎓: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does انجمن علمی دانشجویی مددکاری اجتماعی دانشگاه ایلام 🧑‍🎓 have?
انجمن علمی دانشجویی مددکاری اجتماعی دانشگاه ایلام 🧑‍🎓 (@socialworkofuniversityofilam) has 109 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does انجمن علمی دانشجویی مددکاری اجتماعی دانشگاه ایلام 🧑‍🎓 know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →