🔹 سپیدنامه:
دکتر مهدی عزیز
تمام گزاره های استفهامی ات پاسخی به سئوال در هیئت پرسش است.
اما دو نکته در خصوص نظام تربیتی ما و نسل حاضر
فرایند جامعه پذیری ما اگر نگویم پیش از تولد رعایت می شد (اخلاق محوری والدین) که بعد از تولد با لالایی مادران آغاز می گشت. اگر متن لالایی ها را تحلیل محتوا کنیم به دستورالعملی غنی تر از سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و آموزش عالی خواهیم رسید.
در لالایی ها تمامی موقعیت هایی که فرزند ممکن است در آینده با آنها مواجه شود ترسیم و راهکارهای حل مسئله ارائه می شد. لالایی ها بر تاب آوری و رواداری استوار بودند. بر ارزش ها و هنجارهای فردی و اجتماعی.
نمی خواهم فرایند جامعه پذیری را به لالایی تقلیل دهم اما امروزه کدام مادر برای فرزندش لالایی می خواند؟ اصولا مادران لالایی بلدند؟ خاله شاهدونه بچه های ما را می خواباند
فضای خانواده در روزگار ما، گفت و گو محور بود . بنده یادم هست که در ایلام قدیم در محله ما یک تلویزیون وجود داشت و تمامی اهل محل شب ها برای دیدن سریال هایی مثل مرد شش میلیون دلاری، باراتا، توما، غریبه، تلخ و شیرین، مرد اول، دایی جان ناپلئون، دلیران تنگستان، آتش بدون دود، دود اسلحه، خانه کوچک و برنامه هایی مثل پنجره ها و ... دور هم جمع می شدند و صاحب تلویزیون از این دورهمی بسیار خوشحال می شد.
یادم هست، مردم به محمد علی کلی به خاطر این که مسلمان شده بود علاقه و تعصب خاصی داشتند. مسابقات بوکس محمد علی کلی به دلیل اختلاف ساعت حدود ساعت سه و چهار بامداد پخش می شد و مردم محله در آن ساعت به منزل فرد صاحب تلویزیون می رفتند تا مسابقه را ببینند و برای محمد علی دعا کنند.
الان موبایل و تا حدودی تلویزیون، فضای گفت و گو محوری خانواده را به سکوت و ذره ای (اتمیزه) و ایزوله شدن سوق داده است. میزان محاوره ها در خانواده به حداقل مقدار ممکن کاهش یافته است. در شرایط گفت و گو فرایند تبادل اندیشه و احساس انجام خواهد پذیرفت. در این شرایط جدید، روابط همسری و خانوادگی به روابط «هم سقفی» تبدیل شده است.
علت دیگری که از بین انبوه علل می توان به آن اشاره کرد ، «رها شدگی» تربیت و «نیابتی شدن» آن است. خانواده به هوای این که در مدرسه مربی و معاون پرورشی وجود دارد، تربیت اخلاقی و دینی فرزند را به مدرسه واگذار می کند، مربی و معاون پرورشی نیز به دلیل انبوه عظیم فرم هایی که هر روزه برای او می فرستند که تکمیل کند و گزارش فعالیت دهد و به دلیل فعالیت های مختلفی نظیر مسابقات فرهنگی و هنری که در آن ها تخصص چندانی ندارد و ده ها برنامه و فعالیت دیگر ، تربیت دینی و اخلاقی دانش آموزان را به هوای اینکه خانواده ایفا گر آن است به ساحت مناسک نیم بند کشانده است. در این خلا ایجاد شده بی شک رسانه ها عهده دار تربیت فرزندانمان خواهند شد. البته نباید کاهش و حتی زوال مشروعیت مرجعیت والدین و اولیاء مدرسه نزد نسل امروز را فراموش نمود.
ما نسلی بودیم که در فضای گفت و گو رشد کردیم. هم جامعه برای ما به مثابه متن بود و هم این که همیشه با متون شفاهی (داستان ها، افسانه ها، متل ها، شعرها و ...) و کتبی ( کتاب ها) در مواجهه بودیم.
ما نسلی پاستوریزه نبودیم. روی زخم خود خاک می ریختم. مادرانمان تا آرنج دست در تنور آتشبن می کردند تا به ما بیاموزند که احساس درد امری اجتماعی و حاصل یادگیری است. و باید تاب آوری را آموخت
نسل امروز نسلی به تعبیر شاملو «بی چرا زنده» است. ( ما بی چرا زندگانیم). در جامعه ای که عیار پرسش و گفت و گو کاهش می یابد درد بی دردی شیوع خواهد یافت.
بزرگوارا
تمامی مواردی که فرمودید در شکل گیری وضعیت فعلی و پیش رو دخیل اند زیر جامعه یک کل اندامواره است و به درد آمدن یک عضو باعث اختلال نظم تمام سیستم و ارگانیسم خواهد شد.
Post #929
529