🔹 سپیدنامه:
با تشکر از دکتر مهدی بزرگوار
بخشی از پاسخ سئوال در دل متن سئوال است.
گروه مرجع و کارگزاران فرایند اجتماعی شدن نسلهای گذشته، خانواده، مدرسه و شرایط طبیعی و اجتماعی است که همنوا و هم صدا با هم یک شیوه را ارائه می کردند.
تمامی مسایل و مصائب برای ما آموزگار بودند
به قول رودکی:
اندر بلای سخت پدید آید
فضل و بزرگمردی و سالاری
و به قول سهراب سپهری در شعر «صدای پای آب»:
گاه زخمی که به پا داشتم
زیر و بم های زمین را به من آموخته است
گاه در بستر بیماری من
حجم گل، چند برابر شده است
و فزون تر شده است
قطر نارنج شعاع فانوس
مرجع پاسخگویی به سئوالات نسل ما، محدود و حرف آن ها برای ما فصل الخطاب بود. چنین امری کنش های اقتضایی را به حداقل ممکن کاهش داده و نوعی هم شکلی در سیره و رفتارمان ایجاد کرده بود.
نسل امروز با تکثر گروه های مرجعی مواجه است که خانواده و سایر کارگزاران اجتماعی شدن را در فرایند «غیریت سازی» به «دیگری» تبدیل کرده اند. این دیگری برای این نسل از مشروعیت و مقبولیت چندانی برخوردار نیست. نسل طلبکاری که قناعت را به افزون طبی و رفاه زدگی پیوند زده است و رسانه های مجازی دایهٔ دلسوزتر از مادری هستند که جامعه پذیری آن ها را به عهده گرفته اند. رسانه هایی که مشروعیت زدایی می کنند تا خود مشروعیت یابند. رسانه هایی که نسل فعلی را به «همه چیز خواران» ی مبدل ساخته که ذائقهٔ راستین خود را گم کرده است.
البته نباید از عملکرد نامناسب ساختار که نظم اندام وارهٔ خرده نظامها را به هم ریخته است غافل ماند. ساختاری که سبب فرسایش و فروپاشی سرمایهٔ اجتماعی شده و امید به آینده را به حداقل ممکن رسانده است. ساختاری که با منطق تک صدایی، گفتگو در حوزه های عمومی را بر نمی تابد. ساختاری که به جای فهم دلالت های معنایی نسل جوان از جهان و تفسیر کنش های آنان بر اساس برساخت معنایی که از پدیده ها دارند، دستوری برخورد می کند.
برای نسل ما، جهان به مثابهٔ متن بود. به ما آموخته بودند که از برگ درختان سبز به معرفت کردگار پی ببریم. به ما یاد داده بودند که کتاب یار مهربان است و ...
متن برای ما پدر و مادر -هر چند که بیسواد باشند- شرایط طبیعی و اجتماعی و رخدادهای تلخ و شیرینی بودند که معلم روزگار در اختیارمان نهاده بود.
ما با متون یک دستی مواجه بودیم که کنش های میان ذهنیتی ما را منسجم ساخته بود و نسل امروز با متون متکثر و متعارضی مواجه است که ازدحام صداها رهاورد آن است. در این ازدحام آنچه البته به جایی نمی رسد، فریاد است.
Post #925
353