«من عمدتاً به این دلیل تصمیم گرفتم وظیفۀ خطیر نوشتن کتاب راهنمای خواننده در بارۀ این موضوع (نظریۀ ادبی) را بر عهده بگیرم که اعتقاد دارم مسائل مطرح شده در نظریۀ ادبی مدرن آن قدر اهمیت دارند که کوشش برای روشن کردن آنها اقدامی موجه باشد. اکنون دیگر، بسیاری از خوانندگان احساس می کنند که روش نفی تحقیر آمیز نظریه راه به جایی نمیبرد» (سلدن، 1372: 5).
با مراجعه به کتابهای نظریات ادبی، با تاریخچۀ پیدایش نظریات و نظریه پردازان ادبی مواجه خواهیم شد. «هدر دوبرو، پیشینۀ نظریۀ انواع ادبی را از ارسطو تا آرنولد و تا نظریۀ ادبی سدۀ بیستم دانسته است (رک: دوبرو،1400). ایگلتون اعتقاد دارد « تاریخ نظریۀ ادبی جدید را می توان به طور تقریبی به سه مرحله تقسیم کرد: پرداختن به مؤلف (رمانتیسم و سدۀ نوزدهم)، توجه انحصاری به متن (نقد جدید) و چرخش بارز کانون توجه به سوی خواننده (برای نمونه نظریه دریافت) (ایگلتون، 1380: 103 به نقل از ارشاد، 1391: 123).
با مراجعه به آراء نظریه پردازان حوزۀ جامعهشناسی ادبیات، با مواضع متنوعی مواجه خواهیم شد که هر کدام از آنها از منظر خاصی به متون نظم و نثر نگریستهاند. به عنوان مثال: «پل ریکور از پدیدارشناسی و نظریۀ ادبی می گوید (رک: ریکور، 1386)» ، دریدا از پساساختارگرایی واسازی (شالوده شکنی)، گلدمن از ساختارگرایی تکوینی، بوریس آیخن باوم از نظریۀ نثر، لوکاچ از رابطه ادبیات و جامعه و ده ها مورد دیگر.
در مباحث حوزۀ «فرهنگ به مثابه متن/ روایت و هرمنوتیک» نیز با رویارویی نظری اندیشمندان با متون ادبی مواجهیم: شعرپردازی ساختارگرا به تحلیل روایت، به ویژه داستان و نوشتههای متعارف می پردازد (اسمیت و رایلی، 1394: 326). میخاییل باختین بحث مرکزگرایی و مرکزگریزی متون نظم و نثر را عنوان نموده است. اومبراتو اکو بر نقش خوانندگان متون تأکید دارد، ویکتور ترنر بر داستانهای اجتماعی و کلیفورد گیزتز به توصیف ضخیم در درون فهمی متون پرداخته است.
🔹ادبیات و بازتولید نظریهٔ سلطه:
ادوارد سعید در کتاب «شرق شناسی» بر نقش ادبیات و داستانهای امپرتوری در بازتولید سلطه تأکید نموده است. «وی با استفاده از «ناخودآگاه جمعی» جیمسون و «رمان و کنترل» دیوید میلر نشان میدهد که رمانها به طور عام و داستان به طور خاص نوعی حضور نظارتی در جوامع غربی دارند (کریمی، 1402: 120) و ادامه میدهد که ادامۀ امپراتوری بریتانیا در قرن نوزدهم به صورتی فعال با رشد رمان ارتباط دارد (همان: 122) و میگوید امپریالیسم و رمان چنان همدستاند که خوانش یکی بدون دیگری دشوار است (همان). از نظر سعید، ادبیات سرزنش، ادبیاتی است که اغلب از سوی فرودستان، اقلیتها، صداهای فروخفته و محروم پدید آمده و تک گویی (مونولوگ) اروپایی را به مبارزه طلبیده است (همان: 123).
امروزه یکی از حوزه های مهم «مطالعات پسا استعماری»، مطالعۀ نقش ادبیات در سلطه و استعمار فرهنگی است. در این ساحت، متون ادبی، متونی خنثی نیستند بلکه سرشار از مفاهیم و نظریاتی هستند که به هژمونی مدد می رسانند.
پ ن: دکتر محمود اکرامی فر، شاعر ، اهل اسفراین و فارغ التحصیل رشته مردم شناسی از تاجیکستان است
🔸منابع:
ارشاد، فرهنگ. (1391)، کندوکاوی در جامعهشناسی ادبیات، تهران: آگه
اسمیت، فیلیپ؛ رایلی، الگزاندر. (1396)، نظریۀ فرهنگی، ترجمه: محسن ثلاثی، تهران: انتشارات علمی
تووروف، تزوتان. (1401)، نظریۀ ادبیات: متنهایی ازفرمالیستهای روس، ترجمه: عاطفه طاهایی، تهران: نشر دات
دوبرو، هدر . (1400)، ژانر (نوع ادبی)، ترجمه: فرزانه طاهری، تهران: مرکز
ریکور، پل.(1386)، زندگی در دنیای متن: شش گفتگو، یک بحث، ترجمه: بابک احمدی، تهران: مرکز
سلدن، رامان. (1372)، راهنمای نظریۀ ادبی، ترجمه: عباس مخبر، تهران: طرح نو
کریمی، جلیل. (1402)، نظریۀ پسا استعماری و کردشناسی، تهران: نی
Post #921
555