بهروز سپیدنامه دانشیار گروه جامعه شناسی و مطالعات فرهنگی دانشگاه ایلام نیز در فرصت محدودی که در اختیار داشت، اشاراتی به رهیافت جامعه شناختی استاد بزرگ سخن، سعدی نمودند که این سحنان در سطور زیر تقدیم علاقمندان شده است:
سخن گفتن در خصوص شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی در مجالی ده دقیقه ای به مثابۀ دریا در کوزه ریختن است، اما به فراخور این فرصت محدود چند نکته تقدیم می گردد:
نخست این که اکثر مطالعاتی که با عنوان «جامعه شناسی ادبیات فارسی» و «جامعه شناسی سعدی» صوت گرفته، بیش از آن که «جامعه شناسی ادبیات » باشند، «اجتماعیات در ادبیات فارسی» و «اجتماعیات در شعر سعدی اند». منظور از اجتماعیات در ادبیات، دسته بندی و بازنمایی مفاهیم اجتماعی موجود در متون نظم و نثر است. در حالی که مطالعات جامعه شناسی ادبیات، متکی بر پیش فرضهای هستی شناسی، معرفت شناسی و روش شناسی است. محقق در این حوزه، به مطالعۀ جهت گیری پارادایمی و نظری مؤلف و موضع ایستایی و پویایی شناختی او میپردازد. ادبیات در این منظر، بازتاب کنشگری فعال ،آگاه (شناسا) است که در موضع سوژه بودگی، پدیدههای جهان پیرامون را به تصویر کشیده است.
در ایران مطالعات جامعه شناسی ادبیات در حوزه رمان، علمی تر و روشمندتر از حوزه شعر انجام گرفته اند. البته خاستگاه و نقطۀ آغازین این حوزه از جامعه شناسی در غرب، در حوزه رمان بوده است.
اما سعدی:
سعدی شاعری است جامع الاطراف از نظر فرم و محتوا و هم از نظر تجربه. از نظر فرم هم در حوزۀ نثر صاحب اثر است و هم در حوزۀ نظم. و هم به تلفیق نثر و نظم در آفرینش ادبی پرداخته است. در ساحت نظم (به مفهوم عام کلمه) هم به نظم پرداخته و هم به شعر. سلاست و روانی گفتار منثور و منظوم او مصداق بارزی از «سهل الممتنع» بودن اثر و یکی ویژگیهای مهمی است که امضای آثار او به شمار میرود. امروزه اگر شاعری بتواند در نهایت سادگی ،کمال زیبایی را به تصویر بکشد، میگویند سعدی وار شعر گفته است. از نظر محتوا، شعر سعدی تمام حوزههای اخلاق و تربیت و تمام گسترای عشق و شیدایی را درنوردیده است.
ازمنظر تجربه به مفهوم دیلتایی آن، سعدی هم واجد تجربۀ زیسته و آگاهانه است و هم تجربۀ اندیشیده. تجربۀ زیستۀ او برایند سفرهای متعددی است که انجام داده است (به جز برخی از سفرهای نمادین و استعاری) و تجربۀ اندیشیدۀ او حاصل تحصیل در نظامیۀ بغداد و مطالعات مستمر آثار متقدمین و متأخرین و غور و تعمق در متون و معارف دینی است.
دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن در کتاب «چهارسخنگو وجدان ایران» در خصوص این جامع الاطراف بودن سعدی اعتقاد دارد: از شهریور 1320 که جامعۀ ایران یک دفعه سیاسی شد، تمام گروه های مختلف و احزاب و کسانی که خودشان را پیشرو می دانستند به شاعری نیاز داشتند که بتوان از اشعار او مرامنامۀ مبارزه را بیرون کشید و سعدی از نظر آنان این گونه نبود، زیرا او را چندان قاطع نمی دیدند که یک جهت را در پیش بگیرد. او همۀ مسایل بشری را مطرح کرده و هیچ جهتی را به تنهایی نگرفته و قصدش یک تربیت اجتماعی ساده بوده است.
تجربۀ دوران پر فراز و نشیب حملۀ مغول به ایران و سقوط بسیاری از حکومتهای وقت مانند خوارزمشاهیان و عباسیان، از بین رفتن احساس امنیت در جامعه و خطر فرسایش و فروپاشی سرمایۀ اجتماعی، سعدی شیرازی را به سمت رهیافت «تربیت و اصلاح اجتماعی» سوق داد. میتوان رهیافت نظری سعدی را «کارکردگرایی» (Functionalism) متکی بر « اندام واره گی اجتماعی» دانست. مکتبی که خواستار استقرار «نظم» و «تعادل» اجتماعی در جامعه است.
سعدی دریکی از مهمترین اشعارش که به بیانۀ همبستگی تمام ملتها تبدیل شده اظهار داشته است:
بنی آدم اعضای یک پیکرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی
این رویکرد سعدی، همان رویکردی است که «هربرت اسپنسر» در دیدگاه «اندام وارهگی» اظهار نموده است. اسپنسر اعتقاد دارد جامعه به عنوان یک موجود مستقل نظیر یک ارگانیسم و موجود زنده سازماندهی شده است. همان گونه که بدن موجود زنده از اجزای مختلفی تشکیل شده و هر کدام دارای کارکرد خاص خود هستند و آسیب رسیدن به یکی عضو بر عملکرد سایر اعضا تاثیر خواهد نهاد، جامعه نیز این چنین است، با این تفاوت که جامعه یک سوپر ارگانیسم یا «والااندام واره» است و دارای ویژگی هایی است که آن را از موجودات زنده متمایز می سازد.
کارکردگراها نیز بر این باورند که نظم و تعادل کارکردی برایند کارکردی عمل نمودن تمامی خرده نظام های نظام اجتماعی است. به عبارتی دیگر، اگر خرده نظامی دچار «دژکارکردی» (dysfunction) شود این ناسازی، باعث اختلال در عملکرد سایر خرده نظام های اجتماعی خواهد شد.
Post #911
482