عضو هیئت علمی دانشگاه ایلام اذعان داشت که نخستین ترجمه ها ابتدا از زبان فرانسوی به زبان فارسی ترجمه شدند و «امیل دورکیم» و «ژرژ گورویج» از اولین جامعهشناسانی هستند که متون آنها به فارسی ترجمه شد. وی ادامه داد: با توجه به رسوخ اندیشههای چپ در بین روشنفکران آن دوران و نفوذ حزب توده، التفات به «کارل مارکس» نیز بیشتر شده و موضوع «طبقات اجتماعی» مد نظر مترجمین قرار گرفت.
بهروز سپیدنامه ادامه داد: تک ساحتی بودن مترجمین و التفات اندک آنان به متون ادبی سبب شده که خزینه ی لغات آنان به اندازۀ کافی سرشار نباشد از سوی دیگر استیلای زبان عربی از قرنهای دور تا کنون باعث شد که معادل بیشتر اصطلاحات ترجمه شده عربی باشند. هرچند که برخی اعتقاد دارند که ظرفیت اشتقاق پذیری واژهها در عربی باعث این التفات شده است.
سپیدنامه عدم وجود یک مرکز مشخص جهت واژه گزینی و جعل واژگان مناسب برای اصطلاحات زبانهای دیگر و خودبسندگی مترجمین و اجتهاد شخصی آنان را از عوامل وضع و جعل واژگان نامناسب در ترجمه ها دانست. سپیدنامه به این موضوع اشاره داشت که دکتر «غلامعباس توسلی» در یکی از مصاحبه اظهار داشته که در دوره فعالیت «مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران» جلساتی عصرهای یکشنبه در دفتر «غلامحسین صدیقی» و در چارچوب «انجمن علوم اجتماعی» برای انتخاب واژگان و اصطلاحات برگزار میکردیم. و در آن جلسات حدود 200 واژه وضع شد. سپیدنامه خلاء چنین جلساتی را در فضای جامعه شناسی امروز گوشزد نمود. وی اضافه کرد که صرف وضع و به گزینی واژگان کفایت نمی کند، التزام مترجمین و نیز مؤلفین و پژوهشگران به بهره گیری از این واژه ها و درونی سازی آن ها گام دیگری است که در صورت تحقق می تواند به یکدستی و همنوایی متون یاری رساند نظیر اصطلاح «نهاداجتماعی» که مورد اجماع است. وی اظهار کرد هم اکنون بیش از 17 معادل فارسی متنوع برای «گراندد تئوری» وضع شده است که برخی از این معادلها نسبتی با این اصطلاح ندارند.
سپیدنامه، عدم رجوع مترجمین به متن اصلی را یکی دیگر از عوامل درک نادرست از اصطلاحات و مفاهیم دانست. وی به عنوان مثال به کتاب «تمایز» بوردیو اشاره کرد و اظهار داشت این کتاب از زبان فرانسه به انگلیسی ترجمه شده و «حسن چاوشیان» آن را از زبان انگلیسی به فارسی ترجمه کرده است لذا اگر لغزشی در ترجمه وجود دارد حاصل مراجعه به متن دست دوم است.
عضو هیئت مدیره انجمن جامعه شناسی استان ایلام در استمرار جلسه با اشاره به موضوع اصلی این نشست تخصصی اذعان کرد، یک اصطلاح جامعه شناختی را باید طبق جایگاه و معنای آن در جغرافیای مفهومی اندیشمند مورد نظر به فارسی برگرداند. ترجمه نادرست یک اصطلاح ممکن است باعث انتقال یک اندیشمند از پارادایمی که بدان باورمند است به پارادایمی است که سنخیتی با آن ندارد. و یکی از این اصطلاحات «Social Fact» است که «دورکیم» در کتاب «قواعد روش جامعه شناسی» آن را مطرح نموده و توضیح داده است.
سپیدنامه گفت: مناسبت ترین ترجمه برای اصطلاح یاد شده، «واقعیت اجتماعی» است. دورکیم واقعیت اجتماعی را بیرونی، جمعی و توأم با اجبار می داند. او در مطالعه واقعیت اجتماعی قایل به این است که باید مانند شیء بدان نگریسته شود. نگاه دورکیم به واقعیت اجتماعی نگاه اثباتگرایانه است بر این اساس وقتی مترجمی «واقعیت» را به «حقیقت» ترجمه می کند، وجهی برساختی به آن می بخشد که در تعارض با تعریف دورکیم است.
بهروز سپیدنامه اظهار داشت، در مواجهه با برگردان فارسی اصطلاح Social Fact شاهد چهار سنخ از مترجمین هستیم:
1. کسانی که این اصطلاح را به درستی «واقعیت اجتماعی» ترجمه کرده اند
2. کسانی که این اصطلاح را «واقعه اجتماعی» و جمع آن را «وقایع اجتماعی» دانستهاند. و این ترجمه دقیقی نیست چون «واقعه» به مفهوم «رخداد» است و «رخداد» در ادبیات «آلن بدیو» قابل توصیف است و مراد دورکیم از واقعیت اجتماعی، رخداد نبوده است.
3. کسانی که این اصطلاح را معادل «امر و امور اجتماعی» ، «پدیده ، پدیده های اجتماعی» و «حقیقت و حقایق اجتماعی» دانسته اند.
4. مترجمینی که این اصطلاح را به درستی ، «واقعیت» ترجمه کرده اما این واژه عربی را با «ها» فارسی جمع بستهاند و اصطلاح «واقعیت ها» را ساختهاند در حالی جمع واژه «واقعیّه» در عربی «واقعیّات» است.
سپیدنامه ضمن توضیح هرکدام از معادل های ذکر شده اظهار داشت: طبق تعریفی که از هر کدام از اصطلاحات وضع شده در فرهنگ های علوم اجتماعی و نیز در گستره جغرافیای مفهومی دورکیم وجود دارد، مترجمین -به استثنای گروه اول-، در به گزینی معادل Social Fact موفق عمل نکرده اند.
https://t.me/ilamsociologicalapproach
Post #1152
177