نشست تخصصی فصاحت در ترجمه اصطلاحات جامعه شناسی با عنوان واقعه یا واقعیت اجتماعی برگزار شد
عصر روز شنبه 7 شهریور 1405 با حضور اعضای هیئت مدیره انجمن جامعه شناسی شعبه استان ایلام و جمعی از علاقمندان و صاحب نظران، نشست تخصصی فصاحت در ترجمه اصطلاحات جامعه شناسی با عنوان «واقعه یا واقعیت اجتماعی» در «کتابسرای هامون» برگزار شد.
در آغاز این نشست، دکتر یارمحمد قاسمی -استاد جامعه شناسی دانشگاه ایلام و مدیر انجمن جامعه شناسی ایران شعبه استان ایلام-، ضمن خوش آمدگویی به حاضران و تشکر از مدیریت کتابسرای هامون ، پیش درآمدی در خصوص جایگاه عقلانیت در کنش ورزی اجتماعی و نیز ضرورت مواجهه علمی و دقیق با متون جامعه شناختی ارائه نمودند.
در ادامه، بهروز سپیدنامه – دانشیار گروه جامعه شناسی و مطالعات فرهنگی دانشگاه ایلام- به عنوان سخنران اصلی این نشست، مباحثی را تقدیم حاضران کردند.
سپیدنامه ابتدا در خصوص مفهوم «فصاحت و بلاغت» در علم بیان توضیحاتی را ارئه نموده آنگاه به جایگاه و اولویت فصاحت و بلاغت در ترجمه متون از زبان مبداء به زبان مقصد اشاره کردند. وی، اشراف مترجم به زبان مبدأ و مقصد را یکی از الزامات مهم ترجمه دانستند و در این خصوص با اشاره به نهضت ترجمه در دورۀ عباسیان به سخن «شیخ ابوالخیر حسن ابن سوار» استناد کردند که در کتاب «تاریخ فلسفه در جهان اسلامی» اظهار کرده اند: مترجم نیازمند است تا آنچه را که به زبان خود ترجمه می کند آنچنان نیکو دریافته باشد که تصور او از معنی، درست مانند تصور نویسندۀ اصلی باشد. و برای درک این مقصود باید به دو زبان، یکی زبانی که از آن ترجمه می کند [زبان مبداء] و دیگر زبانی که بدان ترجمه می کند [زبان مقصد] نیک آگاه باشد.
سپیدنامه اظهار کرد: مطابقت متون زبان مبداء با زبان مقصد یکی از الزامات و ضروریات ترجمه از عهد نهضت ترجمه بوده است. سپیدنامه ادامه داد که «علی صلح جو» در کتاب «گفتمان و ترجمه» بر این مورد تاکید نموده و اظهار داشته که حوالی سال 1341 «موسسه انتشاراتی فرانکلین» در تهران دارای دو بخش «نمونه خوانی» و «ویرایش بود» که در آن زمان به بخش ویرایش «ادیتوریال» می گفتند و این دو بخش بر درستی ترجمه ها نظارت می کردند. ترجمه ها در آن روزگار فارغ از هرگونه شتابزدگی بود و تا درستی ترجمه اثری مورد اجماع قرار نمی گرفت منتشر نمی شد. سپیدنامه گفت : با این وصف از دهه 80 در ایران شاهد نوعی مسابقه درترجمه متون جامعه شناختی هستیم. این شتابزدگی در کنار خودبسندگی مترجمین باعث شده که ترجمه متون جامعه شناسی گاه با کژتابی های فراوانی مواجه شوند.
دانشیار دانشگاه ایلام ضمن ارائه تاریخ مختصری از نحوه شکل گیری حوزه جامعه شناسی در ایران اظهار نمود در این خصوص دو دیدگاه وجود دارد یک دیدگاه نظیر «سیدجواد میری» که قایل به این امرند که اگر خاستگاه و روند تکوین جامعهشناسی در ایران را با تأکید بر مفهوم تخیل جامعهشناسی ارزیابی کنیم، در خصوص زمینه های تاریخی شکل گیری دانش جامعه شناسی می توان به تغییر پارادایم در دوره ناصری، انجمن های زیر زمینی و پیامدهای آن در جامعه ایران، ظهور جنبشهای اجتماعیِ دینی و ایدههای جامعه شناختی، ژورنالیسم ایرانی و مفاهیم جامعه شناختی در قرن نوزدهم اشاره کرد. اما گروهی دیگری که نگاهی نهادی به شکل گیری جامعه شناسی در ایران دارند، حضور رسمی جامعهشناسی را مصادف با تدریس درسی با عنوان «علم الاجتماع» در سال 1313 توسط «ویل هاوس» - جامعهشناس آلمانی- و پس از آن «اسد الله بیژن» در دانشسرای عالی و آن گاه تدریس درس «اجتماعیات در ادبیات فارسی» توسط «دکتر غلامحسین صدیقی» در سال 1324 در دانشگاه تهران و وضع اصطلاح «جامعه شناسی» معادل «Sociology» توسط ایشان می دانند.
بهروز سپیدنامه ادامه داد: نخستین کتابهای جامعهشناسی، تألیفاتی اقتباسی بودند لذا شاهد ترجمهای مستقل از متون جامعه شناسی نیستیم. در این ساحت می توان به نخستین کتاب تألیفی با عنوان «علم الاجتماع» توسط یحیی مهدوی در سال 1322 و جامعه شناسی چیست؟ اثر احسان طبری در سال 1326 اشاره کرد.
سپیدنامه در خصوص نخستین ترجمه های متون تخصصی جامعه شناسی در ایران اظهار داشت: تعیین نخستین ترجمه های مستقل در ایران دشوار است اما معمولاً کتاب «جامعه شناسی» اثر «ساموئل کینگ» ترجمه «مشفق همدانی» در سال 1341 و کتاب «قواعد روش جامعه شناسی» ، اثر «امیل دورکیم»، ترجمه «علی محمد کاردان» در سال 1343و کتاب «زمینه جامعهشناسی» ، اثر «اگ برن و نیم کوف»، ترجمه «امیر حسین آریانپور» در سال 1344 را جزء اولین ترجمههای مستقل متون جامعهشناسی دانستهاند.
https://t.me/ilamsociologicalapproach
Post #1150
120