🔸بهروز سپیدنامه
🔹شخصی سازی امر عام
👈(نگاهی به تصمیمات آموزشی وزارت بهداشت)
با توجه به نامساعد شدن شرایط روحی - روانی جامعه، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، دستور داد تمامی امتحانات پایان ترم جاری (405-404) مجازی گردند. اما وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، بر حضوری شدن امتحانات تاکید نمود. این «یک بام و دو هوا» در کابینه دولت، جای تعجب و تأمل دارد.
البته این شیوۀ تصمیم گیری از مدیرانی که در مدل فرادست- فرودستی، زیستی -پزشکی تحصیل کرده و در هوای آموزه های آن نفس کشیده اند، دور از انتظار نیست ، زیرا - به تعبیر «گیدنز» - بر اساس آموزه های نظام زیستی – پزشکی: پزشک خود را دانای کل و بیمار را نادانی تلقی می کند که حق هیچ اظهار نظری ندارد . در این مدل، تمام بیماری به نامساعد بودن شرایط بدن تقلیل می یابد. بر اساس نظریهی میکروبی بیماری (germ theory of disease) عاملی مشخص و قابل شناسایی در پس همهی بیماریها وجود دارد و برای بازگرداندن سلامتی بدن، باید علت بیماری را یافت و معالجه کرد و نگاه خبرۀ پزشک (medical gaze) معالجه ی بیمار را با روشی خنثی و فارغ از ارزش تعقیب میکند.
مدل جامعه پذیری نظام زیستی – پزشکی مبتنی بر دو گانه های : (پزشک – بیمار)، (دانا – نادان)، (آگاه – نا آگاه)، و (تندرست – بیمار) است و «تقلیل گرایی» و «فراغت از ارزش»، اصول بنیادین آنند. لازم به ذکر است که در طول تاریخ، منطق دو ارزشی و فروکاهنده، همواره آفت اندیشه و عمل بوده اند.
اما بعد
معاون آموزشی وزارت بهداشت در اطلاعیه اخیر (اطلاعیه شماره ۶) از موضع قبلی خود اندکی عدول کرده و با تمیزگذاری بین دانشجویان اظهار نموده:
(... در پی نگرانیهای مطرح شده از سوی برخی از دانشجویان علوم پزشکی کشور در خصوص مشکلات حضور در آزمونهای پایان ترم جاری، معاونت آموزش وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی با صدور بیانیهای اعلام کرد نظر به اهمیت حفظ آرامش روانی دانشجویان توأم با تامین کیفیت قابل قبول آزمونها، در صورت غیبت احتمالی دانشجویان در امتحانات پایان ترم، غیبت آنها «موجه تلقی» خواهد شد...)
وزارت بهداشت، این بار توپ را در میدان دانشجویان انداخته و طبق منطق دوانگارانه ی خود، دانشجویان را به دو گروه دانشجویان «نگران» و «غیر نگران» تقسیم کرده است. معاون آموزشی وزارت بهداشت، راه چاره را در موجه دانستن غیب دانشجویان نگران و حضور آنان در امتحانات جبرانی دانسته است. و دانشجویان غیرنگران میتوانند به همان شیوه ی متداول حضوری در جلسه ی امتحان حاضر شوند. چنین تصمیمی مؤید نوعی «شخصی سازی امر عام و دولتی» است و ضرب المثل «صلاح مملکت خویش را خسروان دانند» را تداعی می نماید.
پیامد این تمیز گذاری و طبقاتی نمودن دانشجویان، احتمال بروز دو شکاف و گسست احتمالی در حوزه روابط والدین و فرزندان (دانشجو) و دانشجویان در دو سطح خرد (روابط درون رشته ای) و کلان (روابط میان رشته ای) است. گسست نوع اول مربوط به چالش خانواده های نگران که خواستار حضور فرزندانشان در منزل و فرزندان دانشجویشان که خواستار امتحان حضوری اند و حالت بالعکس (تمایل اولیا به شرکت فرزندشان در امتحان برای خلاص شدن از دغدغه های آن و امتناع فرزند به خاطر همنوایی) و دیگری مربوط به زمانی است که «امتحان» از نمادی آموزشی به نمادی سیاسی تغییر معنا داده و ابزاری برای بیان «اعتراض» و «مخالفت مدنی» تلقی می گردد و به دو گانهای برخاسته از مفهوم «شرف» وبرچسب های طولانی مدت آن منجر خواهد شد. و این امر، نه تنها وضعیت روحی روانی جامعۀ هدف را مختل که ممکن است به دو پیامد متفاوت انسجام و رویارویی (تصادم) منجر شود. 1) تثبیت دال شناور «شرف» به معنای «عدم حضور در امتحان» و تبدیل آن به دال مرکزی و تکوین گفتمان اعتراض 2) رویارویی بین غیّریت ها.
مدیر موفق کسی است که بتواند در لحظات بحرانی تصمیمات مدبرانه و قاطع اتخاذ کند . تصمیمی که مبتنی بر «اما» و «اگر» نباشد. تجربه نشان داده که مدیریت وزارت بهداشت و دانشگاه های علوم پزشکی باید به متخصصین علم مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی سپرده شود. زیرا مهمترین اصل مدیریت، روابط انسانی و رفتار سازمانی است و این اصول با مدل جامعه پذیری نظام زیستی پزشکی همخوانی چندانی ندارد. (پدیدۀ مکرر خودکشی کادر درمان را می توان در تصلب میدان مدیریت نظام زیستی – پزشکی مطالعه نمود)
Post #1117
522