✅در حاشیهی مجادلات مجازی بیانتها بین مدعیان تاریخدانی محلی
✍️عزیز کلانتری
«ز دانش چو جانِ تو را مایه نیست/ به از خامشی هیچ پیرایه نیست» فردوسی
مرور یادداشتها و روایتهای تاریخ محلی موجود در کانالهای تلگرامی -بهویژه مناطق ایلی-عشیرهای و دارای سابقهی ارباب-رعیتی- طی سالیان اخیر و انبوه این یادداشتها در نشریات زرد و همچنین کتابنویسیهای مرتبط توسط نویسندهناشرها و ناشران غیرمعتبر، موجب تلنبار اطلاعات موازی، پراکنده، بهدردنخور و گاهی متناقض و بدون هرگونه نتیجهگيریِ قابل استناد در فضای ذهنی و عینی جامعهی مخاطب شده و ایرادات مبنایی، موضوعی و روششناختی زیادی بر بسیاری از آنها مترتب است. مدعیانِ بحث در این حوزه، قبل از آنکه دغدغه و دلمشغولیِ طرح سوالاتِ راهگشا به قصدِ توصیف، تبیین و بازسازیِ روشمند قطعات گمشدهی تاریخیِ ناب و روشنسازی نقش عِلی کنشهای اجتماعی تاثیرگذار در دورههای تاریخی پیشین در پیشرفت یا پسرفت دورهی کنونی، و آگاهیبخشی جهتِ برونرفت از مشکلات پیشرو با نگاهِ تکاملی را داشته باشند، بیشتر در بندِ نمایشِ «مصرف متظاهرانهی» پستنویسی در فضای مجازی، از طریق بهرخکشیدن برخی تمایزاتِ منسوخ و موهوم پیشین و بازتولید آن در قالب عناوین موجهنما و گاهی شبهمدرنیستی، به منظور بازآفرینی هویتهایِ قومی-طایفهای گاهی ساختگی و ناسازگار با نیازمندیهای زمانه، بدون کمترین اطلاع از مبنای کار خویش؛ یعنی مبانی اولیهی تاریخنگاری هستند.
بر این قِسم تاریخنگاری ایراداتی اساسی وارد است:
۱- طرح موضوعات بیاهمیت:
بیان اینکه فلان شخص، فلان هوز، تیره، طایفه، ایل و یا دودمان در قشربندیِ اجتماعی و ساختار قدرتِ محلی عهدِ خویش در فلان مقطع تاریخی در رأس هرم قدرت بوده، روابط موافق و یا مخالف با حکام محلی و یا ملی داشته و جزو بزرگان قوم محسوب میشده، با فلان شخص حکومتی عکس یادگاری گرفته و یا از فلان ویژگیهای جنگاورانه و کاریزماتیک برخوردار بوده، پس ما فرزندان آن دودمان نیز چنین و چنانیم، در رویکردهای متأخر تاریخنگاری (که بُعدِ اجتماعی در آن وجه غالب است) چندان مطرح نیست. مهم این است هنگامی که شخص یا جماعت مورد نظر ایشان از قدرت و نفوذ بهرهمند بودهاند، چه کار مفید و عامالمنفعهای با مشخصهی توسعهای-تمدنی به نفعِ اجتماع محلی در پیوستگی با جامعهی ملی و رفع محرومیتهایِ وقت انجام دادهاند؟ چه میزان با مردم روزگار خویش مدارای اجتماعی و روابط خردمندانه داشتهاند؟ نتیجهی دورهی حاکمیت آنها بر ارتقای اندیشه و عمل جامعهی محلی چه بوده است؟ مدیریت سنتی آنها تا چه اندازه خیرخواهانه و در تعامل با اجتماع محلی و به نفعِ گشایش در زندگی عامهی مردم و یا ظالمانه و در تضاد با منافع مردم بومی و در تبانی با حکام ملی و محلیِ غارتگر بوده است؟ به عبارت دیگر آنچه ما در حال حاضر در بیان تاریخ محلی (با فرض بههمپیوستگی تاریخ محلی و خردهفرهنگ اقوام ایرانی و نقش و کارکرد آن در ساخت فرهنگ ملی) سخت بدان نیازمندیم و میتواند به عنوان اساس نظریهپردازی علوم انسانی برای بازسازی تاریخی کلاننگرانه از منظر توسعه به کارمان آید، بیان وجوه اجتماعیِ تأثیرگذار (اعم از وجوه عاملیتی یا مانعیتی) عامل یا عوامل مورد بررسی در بستر تاریخی مورد مطالعه است؛ و نه دمیدن در اوصاف شخصی-دودمانی ایلوتبار خویش که نهتنها موجب هیچ منفعت اجتماعی چشمگیری نیست بلکه منجر به تبلیغ و تثبیت گفتمان خاصگرایانه، ارتجاعی(بازگشت به عقب)، نیاکانپرستی، کیش شخصیت، تطهیر برخی مناسبات ظالمانه و به تاخیرانداختن روندِ مستحکمسازی تشکیلِ دولت-ملت برای ورود به چرخهی تکاملیِ پیشرفت، میشود.
۲-عدم ارجاع به منابع معتبر:
همانطور که اهل فن به خوبی واقفاند، یکی از مهمترین ویژگیهای یک کار تاریخی خوب، ارجاع به منابع و اسناد دستاول و معتبر است. این ویژگی آنقدر مهم است که مورخین مشهور ترجیح میدهند مقدمهی نوشتهی خود را به معرفی و نقد منابع مورد استفاده اختصاص دهند.
مرور متون تاریخنویسان محلی در فضای مجازی نشان میدهد که عمدهی منابع مورد استنادِ آنها روایتهای شفاهی، کتابها، اسنادِ درجهچند و نقلوقولهای گزینششده و سوگیرانهای است که بیشتر با جهتگیریهای نوستالژیک، طایفهگرایانه و با چاشنی خاطرهنویسی نوشته شدهاست.
@seymareweekly
متن کامل این یادداشت در تارنمای آوای سیمره 👇
https://avayeseymare.ir/?p=30593
Post #1054
379
Forwarded from seymare