TGViewer
دوکسا دوکسا @allisdata · 294 subscribers
Post #1019 738
مهدی یزدانی خرم در تعریف این واژه نوشته: «گویا به حالتی می‌گویند بعد از مرگ، سکراتی که بعد از رها شدن جان، انسان به آن دچار می شود. شاید مترادف تولد باشد در جهان فانی. منتهی با درکی همه جانبه و غیرقابل اغماض. اما به تعریفی شاعرانه‌تر، تاسیان حالتی است که در اولین غروبِ پس از رفتنِ یک عزیز که مدتی مهمان خانه ما بوده، به ما دست می‌دهد. حالتی که به خاطر نبودن اوست. و همین شده ریشه اصلی شعار این سریال عاشقانه: تاسیان می‌شود بی‌تو… (filimo.com)

تاسه و تاسیدن در زبان لری کهگیلویه و بویراحمدی یعنی گریه ای که شبیه بغض طولانیه و دیگه صدا نداره بدترین حالت گریه که معمولا برای کودکان زیر دوسال اتفاق میافته
بختیاری ها هم این کلمه را برای بغض در گلو مانده استفاده می‌کنند
در زبان گنابادی واتاسیدن به معنای بی قراری زیاد است
تاسا در ترکی به معنی غم و اندوه و نگرانی می باشد (abadis.ir)

اما در زبان کُردی، لری و لکی:

در کُردی سورانی «تاسه» یا «تاسه کسی کردن» به معنی بسیار دلتنگ کسی شدن در نبود آن شخص.
مثال: زوور تاسه‌ی ئه‌و هه‌مو که‌سمو کردووه
برگردان: خیلی دلتنگ کسی هستم که همه کسم بود

در کُردی جنوبی: تاسا (tâsâ) به معنی میل کردن، بهانه گرفتن دل برای کسی، تقاضای دیدار، اشتیاق دیدار ، دلتنگ کسی بودن است:

د ڵم تاسات که‌ێ وه‌ێ وارانه‌وه
تا شه‌و ناڵنێ ده پای ساناوه
(دکتر حبیب الله بخشوده)

برگردان: دلم در این باران بهانۀ تو را می گیرد و تا شبانگاه کنار این سنگ به یادت ناله سر می دهد

ئمشه‌و هه‌م له ێنوو
دڵ تاسه‌ێ تِ که‌ ێ
دڵ وه سووز تاسه‌ێ
هناسه‌ێ تِ که‌ ێ
(سعید عبادتیان)

برگردان: باز امشب دل بهانۀ تو را می‌گیرد و با سوز مشتاق نفس‌های (دیدار) توست

در کُردی جنوبی:

تاساو بردن (tâsâw berden) (ص مر): بیهوش شدن، از حال رفتن، چشم سیاه شدن
تاسیاگ (tâsiyâg) : خفه شده
تاسیان (tâsiyân) خفه شدن (درخشنده، 1398).

تاس (tâs) در کُردی جنوبی به معنی خفه کردن آمده است. «حه‌لقه تاس» (halqa tâs) یعنی خفه کردن کسی از طریق فشردن گلوی او (درخشنده، 1398). درفرهنگ لغت «هه‌نبانه بورینه» استاد هه‌ژار به معنی گیج و منگ، بیماری خناق آمده است.

در فرهنگ لغت «هه‌نبانه بورینه» استاد هه‌ژار، «تاسیان» به معنی گیج شدن و خفه شدن آمده است. در فرهنگ لغت فارسی به کُردی دانشگاه کردستان به معنی خفگی ذکر شده:
خفه / (xafe)/ صفت. تاسیاگ،
خفه شدن: تاسیان، تاسیای
خفه کردن: تاساندن

در لُری و لکی نیز «تاسیان» به معنی خفگی و خفه شدن به کار رفته است. در زبان لُری وقتی کسی می‌گوید: «تاسنمه‌ت» یعنی خفه‌ات می‌کنم.

🔹انجام:
در پوستر سریال تاسیان شاهد یک ماهی هستیم که بیرون از آب و روی خشکی افتاده و خفه شده . سریال نیز با خفه کردن امیر در استخر و احساس خفگی نجات در کنار پیکر بی جان دخترش شیرین به پایان می رسد. تمامی این نشانه ها معنای کُردی، لری و لکی واژه «تاسیان» که به معنی خفگی و خفه شدن است را بیشتر به ذهن متبادر می کند. لذا تهیه کنندگان فیلم و منتقدین و اهل نظر در تفسیر معنای این واژه به معنای کُردی، لری و لکی آن توجه بیشتری نمایند.

🔸پ. ن:
با تشکر از دوستان عزیز: دکتر حبیب الله بخشوده، دکتر آرش پالیزبان، دکتر عمران خودآموز، دکتر عامر خیری، دکتر رحمن ذبیحی ، دکتر علی رضا شوهانی ، دکتر علی گراوند و دکتر محمد نقدی
https://t.me/AllisData
More from @allisdata
  1. Sep 18, 2026https://isa.org.ir/report-specialized-session-fluency-in-translating-sociological-terms/
  2. Sep 11, 202621.سناریو سازی در بند 3 این یادداشت به تحمیل روش های اثبات گرایانه بر پدیدۀ برساختی اشاره…
  3. Sep 11, 2026در پژوهش‌های مربوط به آسیب‌های اجتماعی و خودکشی، شاهد حجیم بودن بخش چارچوب نظری هستیم. محق…
  4. Sep 11, 20266. جا به جایی رابطه‌ی علّی (علت تلقی کردن معلول) در اظهارنظر صاحب‌نظران، گاه شاهد مستقل تل…
  5. Sep 11, 2026ب) پیش فرض معرفت شناختی (Epistemology) معرفت‌شناسی به مطالعه‌ی معرفت و شناخت و نحوه‌ی دانس…
  6. Sep 11, 2026آنتونی گیدنز (Anthony Giddens) نیز اعتقاد دارد: در مطالعه‌ی انسان‌ها، وجود تنوع و گوناگونی…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →