TGViewer
Channel Public Channel
Ai000 Cybernetics QLab

Ai000 Cybernetics QLab

@aioooir

Ai000 Cybernetic QLab is a non-profit research place which is focus on novel defensive and offensive services to protect our customers.

Admin: @clightning
Subscribers
3.14K
Photos
729
Videos
134
Links
332
Recent Posts 20 shown
Post #2606 231
حالا اصلا فرض بگیریم VMware برای Resolve نیاز به nslookup داشته باشد. آخر مرد حسابی در این شرایط پرنت باید vmx باشد، نه اینکه nslookup پرنت vmx باشد. برو داداش که دیتا شما الان سر خیابان خاخام شمون بافومت در تلاویو است. به احتمال vmx هم نام خود بدافزار بوده است که موکاپ کردند که تحلیلگر فکر کند باینری لگاله.

@aioooir | #congrats
  • 😁 9
Post #2605 279
یکی از مسئله ‌های جدی پیاده‌ سازی حملات مبتنی بر باینری، دیگر خود Injection نیست. این مسئله است که Injection را طوری انجام بدهیم که EDR اصلا آن را Injection نبیند. در System32 ابزارهایی وجود دارند که در این رابطه به ما کمک می کنند. مثلا ابزار nslookup که اساسا قرار است فقط نام را resolve کند ولی در این لابراتواری همین باینری والد یک زنجیره ابزارهای credential harvest می‌ شود، بی‌ آنکه ما به عنوان مهاجم اقدام به استفاده از VirtualAllocEx و WriteProcessMemory یا CreateRemoteThread کرده باشیم. نام تکنیک CNPI یا همان Console Named-Pipe Injection است. فقط این مورد و باید ذکر کنم که واریانتی که اینجا نمایش داده شده است با PoC عمومی 26 سپتامبر یکی نیست. در ادامه بیشتر توضیح خواهم داد.

مهاجم یک کنسول interactive از جنس nslookup را با stdin پایپ شده بالا می‌ آورد و یک بلاب روی انتهای همان pipe قرار میدهد. این نوشتن، از دید رویکردهای نظارتی APIها یک WriteFile روی هندل استاندارد است، نه NtWriteVirtualMemory. کنسول‌ هاست ویندوز در ادامه بایت‌ ها را در مسیر عادی خودش با ReadFile بر می‌ دارد و داخل فضای آدرسی قرار می دهد که سیستم‌ عامل برای ورودی کنسول از قبل ساخته.

بعد ترد اصلی به LoadLibraryW بر می‌ گردد، یعنی به داخل ماژولی که لودر ویندوز با SEC_IMAGE مپ کرده است. در ادامه DllMain بالا میاد و atom_orch که در حقیقت ارکستر زنجیره بدافزار ما است، اجرا می شود. زنجیره باینری های به‌ صورت فرزندان nslookup یا diskpart و ... اجرا می شوند، نه داخل یک ترد اینجکت شده.

خلاصه در این رویکرد هیچ اینجکشنی و دستکاری ریموت حافظه و ... در کار نیست. هیچ WPMای در کار نیست. CRT درگیر نمی شود و بلاب ما کلا سوار بر pipe است. همچنین شل‌ کد هم نیست که نیاز باشد PAGE_EXECUTE داشته باشیم، پس به VirtualProtectEx نیاز نیست که در PoC اصلی هنوز مشکل اساسی بود. همه نقاط ضعف این تکنیک در ابزار پرپل تیم ما به کل حذف شده است.

@aioooir | #cnpi #injection
  • ❤ 4
  • 🤯 1
Post #2604 262
New Variant of Named Pipe Injection

@aioooir | #evade
  • ❤ 2
  • 😁 1
  • 🤯 1
Post #2603 420
در فیزیک کوانتوم ما یک مسئله داریم که اولین بار شرودینگر در قالب تمثیل گربه مطرحش کرد. خیلی داستان رو با ریاضیات عجیب‌ و غریبش نکنیم. این تمثیل اصل ماجرا یا زندگی گربه بخت برگشته را روی سر مشاهده‌ گر می‌ اندازد.

داشتم فکر می‌ کردم اگر توی محیط فقط و فقط یک مشاهده‌ گر باشد، حالت زندگی گربه احتمالی از 1/2 است ولی اگر دو نفر باشند، پیش بینی خروجی حیات یا مرگ گربه احتمالی از 1/4 است. اگر سه نفر باشند، و همینطور برو جلو. خلاصه، اگر فقط یک نفر توی محیط بود، 50 درصد می‌ توانستیم انتظار داشته باشیم که خروجی مورد نظرمان را می‌ گیریم چون مشاهده ما است که تعیین می کند چه چیزی رخ بدهد (مشاهده یا برداشت - اندازه گیری ما). ولی وقتی تعداد آدم‌ های مشاهده‌ گر زیاد می‌ شود، به همان اندازه خروجی غیرقابل پیش بینی تر می‌ شود. به عبارت دیگر فضای برهم نهی خیلی ماهیت شکننده ای پیدا می کند و یک خط روایی مشخصی را نمی توان از آن انتظار داشت.

حالا یک نکته‌ ای این وسط هست که ماجرا را از آنچه فکر می‌ کنیم هم عجیب‌ تر می‌کند. در تفسیر استاندارد، مشاهده‌ گر اول که جعبه را باز می‌ کند، برهم‌ نهی را می‌ شکند. از آن لحظه گربه برای او یا زنده است یا مرده. نفر دوم دیگر با برهم‌ نهی رو به‌ رو نیست، با یک واقعیت قطعی رو به‌ روست که نفر اول قبلا تعیینش کرده. یعنی احتمال واقعا 1/2 به توان n نمی‌ شود (چیزی که بالاتر گفتم)، چون مشاهده‌ گرها مستقل از هم نیستند، با یک سیستم واحد درهم‌ تنیده‌ اند.

ولی اینجا دقیقاً همان جایی است که پل می‌ خورد به چیز دیگری. در تفسیرهایی مثل جهان‌های چندگانه یا مکانیک کوانتومی رابطه‌ ای، حالت سیستم فقط نسبت به هر مشاهده‌ گر تعریف می‌ شود. برای یکی گربه مرده است، برای یکی دیگر هنوز در برهم‌نهی است. این موجب می شود چند روایت موازی از یک واقعیت واحد داشته باشیم.

و این دیگر فقط فیزیک نیست. این دقیقا همان کاری است که رسانه با یک جامعه می‌ کند. یک جامعه می‌ تواند در حالت برهم‌ نهی روایی باشد، یعنی چند روایت موازی از یک واقعیت تا وقتی یک مشاهده‌ گر قدرتمند، یک رسانه، یک قدرت، آن را فرو بریزد به یک روایت واحد که آن روایت می تواند یک روایت از مجموعه روایت های ممکن باشد ولی نه اینکه آن روایت، روایت اصلی است. در نتیحه با رسانه می‌ توانی واقعیت یک جامعه را تعیین کنی، اگر با موفقیت ذهن و برداشت ذهن از محیط را تغییر بدهی.

پسر چه دنیای عجیبی داریم. پدرسوخته‌ها به کجا رسیدند. این مسئله موجب میشه من به هر چیزی که باور دارم شک کنم. چون همه دیتا ما از رسانه میاد و رسانه مشخص نیست با چه هدفی این دیتا رو داره به ما فید میکنه. چه روزگار ترسناکی داریم.

@aioooir | #superposition #national_security
  • ❤ 7
  • 🤯 2
  • 👍 1
Post #2602 513
Ai000 Cybernetics QLab Jessica L. Tozer sits down with NSA Director and CYBERCOM Commander General Keith Alexander to provide the NSA's point of view regarding its most criticized foreign intelligence and cybersecurity programs. (32:45min) @aioooir | #night_guest #nsa
مملکت مظلوم و ببین. طرف رئیس سازمان پدافند غیرعامل این کشور هست. بعد این صحبت ها را مقایسه کنید با کیت الکساندر فارق التحصیل از وست پوینت که چطور داره درباره سایبر و عملیات های سایبری صحبت می کند. پسر خیلی بدبختیم. تصور اینکه مابقی مسئولین مملکت هم عین این شخص باشند، شب ها موجب می شود از ترس به خود بلرزم.

@aioooir | #meme
  • 😁 16
  • 🤯 7
  • 👍 4
  • 🔥 2
Post #2601 479
Jessica L. Tozer sits down with NSA Director and CYBERCOM Commander General Keith Alexander to provide the NSA's point of view regarding its most criticized foreign intelligence and cybersecurity programs. (32:45min)

@aioooir | #night_guest #nsa
  • ❤ 2
  • 🤯 1
Post #2599 445
اما استدلال موس یک نکته استراتژیک واقعی دارد که مخالفت اخلاقی آن را پاک نمی‌ کند. دانش آسیب‌ پذیری و امنیت سایبر و بدافزار و شنود اطلاعات الکترونیکی و ... در جامعه هکرها تولید می‌ شود، ولی مسئله این است که اختیار سیاستگذاری، استانداردسازی زیرساخت، و قواعد درگیری سایبری دست ژنرال و قانون‌گذار است.

اگر این دو جهان حرف نزنند، تصمیم با اطلاعات دست‌ دوم و لابی گری و لاشی بازی گرفته می‌ شود که ما در ایران به خوبی این موارد و شاهد هستیم. دعوت 2012 آزمایش همین فرض بود. شکست آزمایش هم به همان اندازه آموزنده است. الکساندر روی صحنه انکار کرد، جامعه تشویق سرد کرد، و یک سال بعد اسناد نشان داد انکار نادرست بوده. از آن به بعد نزدیک کردن دو جهان دیگر نمی‌ توانست به معنای اعتماد به حرف رسمی باشد. حداکثر می‌ توانست به معنای شنیدن اولویت عملیاتی حریف، و اندازه‌گیری فاصلهه حرف تا قابلیت، باشد.

برای کسی که امروز به رابطه جامعه فنی و دستگاه امنیتی فکر می‌ کند، درس دفکان ۲۰ این نیست که دعوت اشتباه بود یا درست. درس این است که کانال باید دو طرفه و قابل ابطال باشد. موس کانال را باز کرد، جامعه حق داشت بدبین بماند، و انکار روی صحنه یک سال بعد با سند باطل شد. جامعه‌ای که خط قرمز ندارد، تنها وقتی می‌ تواند با دستگاه حرف بزند که دروغ را همان‌ جا قیمت‌ گذاری کند، نه اینکه حضور را با همسویی عوض کند.

خلاصه خوش به حالشان. چه جامع زیبایی. چه حد از آزادی. به قول یک بنده خدایی، مبارکتان باشد اینکه از زیر دریا تا مریخ را گرفتید. چنین جامعی حق و لایق چنین دست اوردهایی است.

@aioooir | #blackhat_mood
  • ❤ 4
  • 🤯 2
Post #2598 399
داخل دفکان 20، جف موس یک تصمیم خیلی عجیب و باحال می گیره که ابتدا تمامی کامیونیتی هکرهای وگاس هم با آن مخالف بودند. آن تصمیم هم این است که ژنران کیت الکساندر که آن وقت مدیر NSA و همچنین فرماندهی سایبری آمریکا بوده است را به کنفرانس دفکان دعوت می کند. در ادامه این مسئله را بررسی میکنم.

ماجرا اینجا گره می خورد که چرا باید یک نظامی و امنیتی (به قول خودشان FBI and CIA Bastards appeared between us) به چنین کامیونیتی وارد شود. کامیونیتی که اساسا روحیه آن آوانگارد است و هیچ خط قرمزی ندارد و در آن شما شاهد هر نوع کار خطرناکی هستید و قرار نیست کسی خود را در چارچوب های قانونی محدود کند.

مثلا وقتی اسکای داگ و عمو آیرا و ... وارد لاس وگاس می شوند، در هتل آن ها از LSD تا ماشروم پیدا کرده بودند که البته در وگاس غیرقانونی نبوده است و خودشون میگن وقتی وارد هتل شدیم و دیدیم بسته دراگ های ما رو روی میز مرتب کردند، پشم به کلمون نمونده بود که اونجا اسکای داگ میگه به نظر میاد اوضاع در وگاس به شکل دیگری است. همه نوع آدمی در آن کامیونیتی وجود داشتند. تنها نقطه شباهت آن ها تخصص عجیب و غریب در کامپیوتر است.

خلاصه جف موس می گوید ما دانش تخصصی داریم و اما این ژنرال ها حرف نهایی را خواهند زد. درست است که شما هیچگاه با این افراد نمی شنید و قهوه نمی خورید، من هم چنین کاری نمی کنم، ولی وظیفه ما این است که جهان خود را به جهان و دید این افراد نزدیک کنیم تا بتوانند تصمیات درست تری برای ما بگیرند.

در دفکان 20، ژنرال کیت الکساندر بدون هماهنگی و در قالب VIP Guest ظاهر می شود. ایشان با عنوان سخنرانی ارزش‌های مشترک، مسئولیت مشترک در صحنه ظاهر می شود و آن سخنرانی معروف خود را ایراد می کند که نشان دهنده سطح تسلط و دانش امنیتی این شخص بود. این بالاترین مقام دولتی‌ بود که تا آن روز روی صحنه دفکان رفته بود.

موس به رویترز گفت یکی از کارهایی که در دفکان می‌ کند بیرون کشیدن هکرها از منطقه امن‌ است، زیرا می‌خواهد آن‌ ها را در معرض آدم‌ هایی بگذارد که معمولاً صدایشان را نمی‌ شنوند. برای همین در ادامه او می پرسد فکر نمی‌ کنید مهم است بشنویم ارشد ترین آدم NSA چه می‌گوید؟ و به جمعیت گفت می‌ خواسته درباره یکی از شبح‌ وارترین و ناشناخته‌ ترین سازمان‌ های دنیا چیزی یاد بگیرند، و این حضور را اعتبار بخشی به کل فرهنگ هکراها می دانست.

جمله دقیق البته این است که می گوید ما دانش تخصصی داریم و ژنرال‌ها حرف آخر را می‌زنند. در گزارش‌ های همان هفته نیست، اما جمع‌بندی منصفانه‌ای از موضع کسی است که همان وقت هم در شورای مشورتی امنیت داخلی DHS نشسته بود و CSO آی‌کن بود. موس دیگر فقط Dark Tangent مهمانی 1994 نبود، زیرا او واسطه دو جهان شده بود.

واکنش هکرها در آنجا خیلی سرد بود. تشویق مختصر، و بعد از سخنرانی عده‌ ای در آی‌بار گفتند با آن‌ها مثل خدمه میهن‌پرست ابرقهرمان حرف زده. خلاصه اما حرف سنگین‌ تر جای دیگری بود. کیم زتر در Wired منبعی پیدا کرد که مشخص می کرد NSA رکورد هکرها رو نگه داری می کنه. یازده ماه بعد، ژوئن 2013، اسناد اسنودن منتشر شد. ژوئیه 2013 موس برای اولین بار در تاریخ کنفرانس از فدرال‌ها خواست یک تایم‌ اوت بگیرند و به دفکان 21 نیایند. او در همین باره نوشت اعتماد متقابل و زمین بی‌ طرف ترک برداشته. همان هفته الکساندر در بلک‌هت که موس هم بنیان گذاشته بود، کی‌ نوت داد. یعنی شکاف سازمانی شد. دفکان از فدرال فاصله گرفت، بلک‌ هت ولی در را باز نگه داشت.

کمی بخواهم حرف خودم و هم درباره دفکان دقیق تر کنم، باید بگویم که اولین دفکان ژوئن 1993 بود که موس آن را وقتی پیک یک دفتر وکالت در سیاتل بود پایه گذاری کرد. ماموران فدرال‌ را به همان دوره اول هم دعوت کرد، ولی خب انها مودبانه این درخواست را رد کردند، و مخفی به دورهمی آمدند.

خودش بعداً گفت محیط را طوری ساخت که آمدن خصمانه نباشد، تا هر دو طرف بتوانند سؤال بپرسند. مسابقه Spot the Fed دقیقاً از همین تنش زاده شد. خلاصه فدرالی ها از همان ابتدا یک پایپ لاین دقیق جذب نیرو برای NSA و FBI، سرویس مخفی و شاخه‌های نظامی در وگاس داشتند و این یک رویداد گسسته نبود. دو دهه نفوذ تدریجی بود، از مهمان مخفی در اولین دفکان بگیرید تا روزی که رسما آمدند و غرفه استخدام کنار EFF زدند.

خلاصه دفکان هرگز یک صنف نبود. تنها وجه اشتراک، سواد عجیب در سیستم بود. عموم افراد فریکر، محقق آسیب‌ پذیری، هنرمند، خلافکار جزء، کارمند آینده آژانس امنیت ملی، و کسی که هنوز نمی‌ دانست کدام خواهد شد. آوردن ژنرال چهار ستاره به چنین جمعی دقیقاً به این دلیل عجیب بود که خط قرمز مشترک وجود نداشت. مخالفت اولیه جامعه منطقی هم بود. کسی که بودجه، اختیار شنود، و زنجیره فرماندهی دارد، مهمان بی‌طرف نیست. حتی اگر تی‌ شرت بپوشد.

@aioooir | #blackhat_mood
  • ❤ 2
  • 🤯 2
  • 🔥 1
Post #2595 514
قبل از اینکه بروم سراغ مطالعه و جان کندن، یک داستان تعریف کنم برای این دعوای Specialist یا Generalist که همه جا در جریان است. چند سال پیش که در حال کار روی SDR Security بودم، علیرضا به من گفت برو سند جنگ الکترونیک و طیف الکترومغناطیس آمریکایی ها را مطالعه کن. سال 93 بود که روی این مسئله کار می کردم. هیچگاه پاراگراف اول آن سند را از یاد نمی برم. البته در متن فارسی که بعدها انتشار دادم، عین آن را ترجمه کرده بودم. سال 97 آن سند را انتشار دادم. خلاصه ماجرا چی بود؟

در آنجا قبل از اینکه وارد بحث امنیت طیف الکترومغناطیس شود، و اینکه چرا جهان کامپلکسی است، یک جریان تکاملی را توضیح می داد که جالب بود. مثلا می گفت شما قبلا برای اینکه به طبیعت بروید و بخواهید مثلا از پارتنر خود عکس بگیرید که آن لحظات را ثبت کنید، نیازمند دوربین عکاسی بودید. برای اینکه موزیک گوش بدهید، نیازمند کست پلیر بودید. برای اینکه با پدر و مادر و فرزندان خود در ارتباط باشید، تلفن همراه داشتید. خلاصه برای هر کاری، یک گجت تخصصی وجود داشت. تا رسیدیم به سال 2010 اینطورها که کم کم سروکله اسمارت فون ها پیدا شدند.

دیگر شما برای عکس برداری، موزیک، تماس، پیام، پیدا کردن شریک زندگی (همان حقه بازی در سوشال مدیا) و ... دیگر نیازمند گجت های متفاوت نبودید، یک گوشی همراه یا یک اسمارت فون همه آن ها را در اختیار شما قرار می داد. نتیجه این مسئله چی شد؟ تقریبا همه گجت ها حذف شدند و جای خود را All in One دادند. شما الان یک آیفون 18 سری Duo بخرید، همزمان هم تبلت دارید، هم مرورگر دارید، هم پیام رسان دارید، هم تلفن همراه دارید، هم یک دوربین حضرت عباسی دارید، هم می توانید در سوشال مدیاهای مختلف حقه بازی کنید، و ...

خلاصه اینکه آخر عاقبت Specialist و Generalist مشابه همین داستان Smart Phones ها است. در نهایت کسی باقی خواهد ماند که بتواند بین نقاط خطی ترسیم کند و از آن خط ترسیم شده پدیده جدیدی به وجود آورد. ولی سوال مهم، آیا واقعا تخصص حذف خواهد شد. نه. ولی تخصص داریم تا تخصص. درسته که الان گوشی آیفون 18 کار شما را برای تصویربرداری راه می ندازد، ولی قطعا کسی مانند نولان اگر بخواهد فیلم بسازد نمی رود 100 تا آیفون 18 بخرد، می رود دنبال یک دوربین تخصصی که آن کوالیتی مورد نظرش را فراهم کند. تخصص می ماند ولی خیلی خیلی دیگر تخصص شما باید عمیق و خاص و گره گشا باشد. والا همان آیفون 18 که هیچ، برای 70 درصد کارها آیفون 12 هم کار راه انداز است.

@aioooir | #specialism #generalism
  • 👍 10
  • 🔥 1
Post #2593 653
در ادامه درگیریها و جنگ های صلیبی علم فیزیک شروع شد. انیشتین اساسا نمی توانست این واقعیت را بپزیرد به شکلی که جایی گفت اگر واقعیت این است، من به جای فیزیکدان شدن می روم قمارباز می شوم.

خلاصه در برابر جعبه‌ سیاه کوانتوم و این دیدگاه ابزارگرایانه که می‌گفت فقط محاسبه کن و دم نزن، بسیاری از غول‌های فیزیک، به‌ویژه انیشتین، همه مفاهیم و صحبت های بور و هایزنبرک و شرودیگر غیرقابل هضم بود. انیشتین که فیزیک را راهی برای شناخت افکار خداوند می‌دانست، به همین دلیل در برابر بور گارد گرفت و نبردی چند ساله بین او و بور شروع شد.

او با تلخی می‌گفت من فقط نمی‌خواهم بدانم که آیا این رستوران چینی خوب است یا نه، من می‌خواهم قوانینی را بشناسم که جهان بر اساس آن‌ها کار می‌کند. انیشتین معتقد بود جهان نباید به یک ماشین احتمالات کور تبدیل شود. او با طعنه از فیزیکدانان کوانتوم می‌پرسید آیا شما واقعاً باور دارید که ماه، فقط وقتی کسی به آن نگاه نمی‌کند، آنجا نیست؟

در ادامه اما وضعیت بدتر شد، تقلیل‌گرایی هم شکست خورد. کوانتوم فقط ناظر را وارد بازی نکرد، بلکه یک پیش‌فرض بزرگ دیگر یعنی تقلیل‌گرایی را هم نابود کرد. اصل طرد پائولی و پدیده‌ شگفت‌انگیز درهم‌تنیدگی کوانتومی نشان دادند که در دنیای کوانتوم، کل، چیزی فراتر از جمع اجزاست. شما نمی‌توانید با بررسی یک ذره، رفتار سیستم را پیش‌بینی کنید (این بعدها نظریه عمومی سیستم ها را هم نابود کرد). ذرات در کوانتوم، هویتی مشترک و پیوسته دارند. این ایده که سیستم‌های پیچیده، قوانینی دارند که از اجزایشان قابل استنتاج نیست، بعدها از فیزیک به ریاضیات و فلسفه راه یافت.

در دهه‌ 1930، کرت گودل با قضیه‌ ناتمامیت یا همان Incompeleteness خود در ریاضیات، همان ضربه‌ کاری را به توهم دانایی بشر زد که کوانتوم به فیزیک زده بود. گودل ثابت کرد که هیچ سیستم منطقی کاملی وجود ندارد، همیشه حقایقی در جهان هست که قابل اثبات نیستند. ما هرگز نمی‌توانیم همه چیز را در یک فرمول توضیح دهیم. دهه‌ها طول کشید تا فیزیکدانان این حقیقت تلخ را بپذیرند. اما در سال 2002، استیون هاوکینگ در یک سخنرانی تاریخی، پرچم سفید را بالا برد. او که سال‌ها در جستجوی نظریه‌ همه‌چیز یا همان Theory of Everything بود، با استناد به همان قضیه‌ گودل اعتراف کرد که شاید ما هرگز به یک نظریه‌ نهایی و کامل که همه چیز را توضیح دهد، دست نیابیم.

و بدین‌سان، فیزیک از آن توهم شیرین قرن نوزدهمی که فکر می‌کرد جهان یک ساعت کوکی کاملاً قابل پیش‌بینی است، به این حقیقت عمیق و رازآلود رسید که جهان، جعبه‌سیاهی است که نه تنها رمزگشایی کاملِ آن غیرممکن است، بلکه ما خودمان، بخشی از تاریکی درون آنیم.

@aioooir | #darkness
  • 🔥 10
  • ❤ 4
  • 🤯 3
Post #2592 600
ریچارد فاینمن، در اواخر عمرش اعترافی کرد که به نظر من عصاره‌ تمام سردرگمی‌های بشر در برابر طبیعت است. او گفت فکر می‌کنم با خیال راحت بتوانم بگویم هیچ‌کس مکانیک کوانتومی را نمی‌فهمد. در ادامه می گوید که کوانتوم، تاریک‌ترین جعبه‌سیاهی است که بشر تاکنون با آن روبرو شده است. جعبه‌ای که انگار قوانین بازی را درست در لحظه‌ای که فکر می‌کنید آن‌ها را فهمیده‌اید، تغییر می‌دهد.

اما این سردرگمی، نقطه‌ آغاز نبود. داستان از جایی شروع شد که بشر فکر می‌کرد بر تخت پادشاهی جهان نشسته است. در سال 1687، نیوتن با انتشار اصول ریاضیات فلسفه طبیعی، مکانیک کلاسیک را بنیان نهاد. قرن‌ها گذشت، حرارت و الکترومغناطیس به این فیلد علمی افزوده شدند تا اینکه در اواخر قرن نوزدهم، دانشمندانی مانند مایکلسون اعلام کردند تمام قوانین بنیادین طبیعت کشف شدند و فیزیکدانان آینده تنها باید به دنبال کشف اعدادی در رقم ششم اعشار باشند!

لرد کلوین، در سال 1900 تنها به دو ابر سیاه کوچک در آسمان صاف فیزیک کلاسیک اشاره کرد که یکی معمای اتر و الکترودینامیک و دیگری معمای تابش جسم سیاه بود. او نمی‌دانست که این دو ابر سیاه، طوفانی را برپا خواهند کرد که کل ساختمان فیزیک را با خاک یکسان می‌کند. ابر اول زاده‌ نسبیت خاص انیشتین شد و ابر دوم هم که مکانیک کوانتومی را خلق کرد.

فیزیک کلاسیک بر پایه‌ چند پیش‌فرض مقدس استوار بود: از جمله واقعیت مستقل که در آن ادعا می‌شود جهان بیرون، مستقل از ذهن ما وجود دارد و مانند یک ساعت کوکی، منتظر است تا ما آن را تماشا کنیم. مسئله بعدی تقلیل‌گرایی یا همان Reductionism بود که ادعا می کرد برای فهمیدن کل، کافی است اجزا را بشناسیم. اگر رفتار اتم‌ها را بفهمیم، رفتار کهکشان‌ها را هم می‌فهمیم. مسئله بعدی جبرگرایی بود که هر حالتی، نتیجه‌ حالت قبلی است. اگر جای و سرعت همه ذرات را بدانیم، آینده و گذشته‌ جهان برایمان مثل کف دست روشن است. مسئله نهایی هم ناظر خنثی است که در آن گفته می شود که انسان تنها یک تماشاگر پشت شیشه‌ است، مشاهده‌ ما، هیچ تأثیری روی سیستم ندارد.

بر همین اساس تفکر بود که بعدها مارکس، نظریه سیاسی مارکسیسم را بنا کرد و پدر بشریت را در آورد. چون فکر می کرد دیگر به انتهای فهم و درک هستی رسیده است. برای همین هم بود که همه مارکسیست ها کافر بودند. چون تصور می کردند همه چیز را می دانند و دیگر مفهومی به نام خالق چرت و پرت است و بشر خود همه کاره است.

ولی خب زلزله‌ کپنهاگی در راه بود. در دهه‌ 1920، هایزنبرگ، شرودینگر و به‌ ویژه نیلز بور در شهر کپنهاگ موجب مرگ ناظر خنثی شدند و پرده از رازی برداشتند که هستی‌شناسی بشر را فرو ریخت. تعبیر کپنهاگی متولد شد. ورنر هایزنبرگ، پدر اصل عدم قطعیت، جمله‌ای گفت که مرز بین فلسفه و فیزیک را برای همیشه تغییر داد. او گفت معادلات ریاضی جدید، دیگر خود طبیعت را توصیف نمی‌کنند، بلکه بیانگر دانش ما از طبیعت‌اند.

ناگهان فیزیک از آناتومی جهان به نقشه‌ ذهن ما از جهان تبدیل شد. در کوانتوم، دیگر خبری از مسیرهای قطعی نبود. ما دیگر نمی‌توانستیم بگوییم الکترون چگونه از نقطه الف به ب می‌رود. تنها می‌توانستیم احتمال رسیدنش را محاسبه کنیم. در دنیای اتم، فضا و زمانِ کلاسیک معنا نداشتند و ناظر، دیگر یک تماشاگر خنثی نبود، بلکه با عمل مشاهده، خود واقعیت را خلق می‌کرد. این یعنی همه چیز تغییر کرد.

@aioooir | #darkness
  • 🔥 9
  • ❤ 4
Post #2591 632
Today we’re announcing the release of Maysan DLP v6.6. Key highlights include full graph-mode node management visualization for complete visibility across your entire environment. New Linux agent optimized for real-time notifications and centralized management. Per-profile user and node management with granular control. Major performance tuning for maximum efficiency on both Windows and Linux. We’ve achieved a true final demonstration on both Windows and Linux, with the MacOS agent already in advanced testing, just one more step away from being product-ready.

@aioooir | #maysun_dlp
  • 🔥 4
  • ❤ 2
  • 😁 1
Post #2587 793
عموما در سطح کارشناسی و تخصصی درباره واحد 8200 صحبت زیاد شده است. داخل این پست قرار است کمی دقیق تر به دیگر بخش های اسرائیلی ها و پایپ لاین تولید فناوری آن ها بپردازم. اینکه چطور واقعا اسرائیل در فناوری رسید به جایگاه فعلی و کشورهایی مانند ایران و بقیه هنوز در حال چارقاب انداختن هستند.

این پست دقیقا فرمول مهندسی‌ شده اسرائیل برای حوزه فناوری امنیتی است. این مدل اسرائیلی، یک سیستم یا رویکرد غیرنظامی-مستقیم است که شما در آن از سن 15 سالگی وارد می‌ شوید و تا 18 سالگی مستقیم به سیستم حفاظت ملی می‌رسید، بدون هیچ‌ گونه اپلای، دست‌اندازی یا نقش جونیور و کسکلک بازی هایی که در این ممالک عقب مانده داریم.

برنامه‌های scouting مازنیکیم 8200 در مدارس و کمپ‌های بعد مدرسه، با تست‌های غیرمنتظره‌ای انجام می‌شود که نه کنجکاوی دانشگاهی را اندازه می‌ گیرد، بلکه سرعت یادگیری و قابلیت عملی را در محیط واقعی ارزیابی می‌کند. بچه ها که از 15 سالگی در این برنامه‌ها حضور دارند، به‌تدریج به یوردیس یعنی همان واحد پشم ریزون Unit 81 هدایت می‌شوند و آنجا مستقیم به پروژه‌ های نظامی حساس مانند حفاظت از کشور منتقل می‌شوند.

این فرآیند نه یک برنامه آموزشی معمولی، بلکه یک پایپ‌ لاین یکپارچه است که از آموزش اجباری STEM از دبستان تا انتقال مستقیم به سیستم قدرت ملی را پوشش می‌دهد، جایی که مأموریت واقعی بدون هیچ‌گونه همکاری یا نظارت اضافی انجام می‌ شود و مستقیم به روی میز نخست‌ وزیر می‌ رسد.

نتیجه این مدل، که در گزارش‌های 2026 همچنان فعال است، عبارت است از هزاران شرکت founded توسط alumni واحد 8200، بیش از 350 میلیارد دلار ارزش ایجاد شده از تعداد انگشت‌ شمار شرکت‌ها مانند چک پوینت و سایبرآرک و ... و حدود ۱۵ درصد founders یونیکورن اسرائیل که مستقیما از همین منبع تأمین شده‌اند.

این رقم‌ها نشان‌ دهنده آن است که اسرائیل با ترکیب talent density بالا، stakes واقعی جنگ و فرهنگ استارتاپی اجباری، یک ماشین تولید استعداد سایبری ساخته که امروز Wiz با ارزش 32 میلیارد دلار، CyberArk با 25 میلیارد، Palo Alto با بیش از 300 میلیارد و Check Point با 14 میلیارد را به دنیا عرضه کرده است.

این نه شانس، بلکه یک سیستم مهندسی‌ شده است که از تهدید به صنعت تبدیل شده و امروز در سال 2026 همچنان کار می‌ کند، زیرا alumniهای 8200 مستقیما به سازمان‌ های دولتی و خصوصی سایبری وصل شده‌اند و هیچ‌ گونه شکاف فرهنگی یا سازمانی بین آموزش و قدرت وجود ندارد.

در مقایسه با سایر کشورها، اسرائیل تنها مدل یکپارچه از سنی پایین تا قدرت ملی است. در حالی که آمریکا با برنامه‌های NSA و GCHQ-style بیشتر بر تحقیقاتی تمرکز دارد، بریتانیا با Spook First در سنی 18–21 هنوز در مرحله جاسوس اول مانده، آلمان و چین بیشتر برنامه‌های دانشگاهی و CTF دولتی را دارند و هیچ‌کدام از آن‌ها stakes واقعی نظامی مانند اسرائیل را در پایپ‌ لاین خود نگنجانده‌اند.

این تفاوت‌ها نشان می‌دهد که مدل اسرائیل نه تنها خروجی انفجاری ایجاد کرده، بلکه فرهنگ استارتاپی را از سنی پایین با نیاز واقعی کشور درهم‌ آمیخته و آن را به یک سیستم پایدار تبدیل کرده است، در حالی که دیگر کشورها یا فقط مهارت‌های تکمیلی ارائه می‌دهند یا منتظر کنکور و سرمایه‌گذاری خصوصی می‌مانند.

من شخصا خودم از سال 1400 برای راه‌اندازی دقیق این پایپ‌ لاین در کشور خودمان پیش قدم شدم. منتظر این عقب مانده ها هم نماندم که بیان به ما کمک کنند. از ساخت یک برنامه scouting ملی برای 15–18 ساله‌ ها بگیر که در آن تست‌ های عملی سریع مانند برنامه نویسی و اخیرا هم شبیه‌ سازی سوارم یا تحلیل Agent Network به جای مسائل تئوری انجام می شود. سپس جذب استعداد از طریق پاداش‌های مالی و مسیر شغلی مستقیم به شرکت‌هایی که صاحاب دارند.

بعدها مثلا فکر می کردم که این مسیر کمی به نتیجه برسد ما را روی سر خود حلوا حلول خواهند کرد و می توانیم در ادامه مثلا در آیو به تشکیل واحد فنی مشابه یوردیس 81 رسید که مستقیم شرکت founded تخصصی بشه خلق کرد و در نهایت، ادغام کامل با فرهنگ استارتاپی از طریق صندوق‌های دولتی و حمایتی، به طوری که در 5–7 سال آینده 10 شرکت تخصصی سایبری و 10 درصد founders یونیکورن ملی ایجاد شود. ولی خب بعدها متوجه شدیم در اینجا از این خبرها نیست.

در نهایت، این مدل اسرائیلی ها نشان می‌ دهد که موفقیت سایبری یک کشور نه به شانس، بلکه به یک سیستم مهندسی‌ شده و یکپارچه بستگی دارد که از سنی پایین تا قدرت واقعی را در بر بگیرد. ایران اگر همین حالا scouting را فعال کند، در آینده نه‌ چندان دور به یکی از کشورهای درست و حسابی تبدیل خواهد شد.

@aioooir | #madness
  • ❤ 8
  • 🔥 3
Post #2585 788
Ai000 Cybernetics QLab به زودی نسخه Ai000 Zaal-e-Dastan DLP نسخه v1.1.0-beta برای استفاده عمومی انتشار پیدا خواهد کرد با یک رابط کاربری مدرن و بسیار سبک که استفاده از این DLP را ساده می‌کند و می توانید با بالاتری راندمان از فایل سیستم خود محافظت کنید. از آنجایی که این محصول دارای…
پروژه دوم تیم آیو پس از کیوسک فارنزیک، یعنی محافظ فایل‌ سیستم و داده‌های سازمانی میسان (Maysun DLP) نهایی شد و همراه کاتالوگ و مستندات فنی و کاربری آماده تحویل به مشتری آیو است. میسان یک سامانه جلوگیری از نشت داده در لایه فایل‌سیستم است که در فاز فعلی فقط ویندوز را پوشش می‌دهد و پشتیبانی از لینوکس و مکینتاش به فاز بعد موکول شده است.

هسته حفاظتی روی استک ورودی‌ خروجی ویندوز قرار می‌گیرد و درایور و مینی‌فیلترها از طریق Filter Manager عملیات فایل را در فضای کرنل رهگیری می‌کنند تا سیاست حفاظت پیش از رسیدن درخواست به فایل‌سیستم پایه اعمال شود. این لایه روی ویندوز 10، ویندوز 11، ویندوز سرور 2022 و ویندوز سرور 2025 بررسی و ارزیابی شده است.

رابط مدیریتی با Py (بعدها ممکن است تغییر کند) و رابط‌های دسکتاپ به‌طور کامل با C++ و Qt نوشته شده است. این پروژه شامل سامانه CRM برای مدیریت مشتریان و صدور لایسنس، به‌همراه پنل سازمانی برای نصب عامل، تعریف سیاست و افزودن نود به سامانه مرکزی است. در ویدیوی دمو همین مسیر، از کار با CRM و پنل تا نصب و اتصال نودها، نمایش داده شده است. متشکرم.

@aioooir | #maysun_dlp
  • ❤ 10
  • 🔥 5
  • 👍 2
Post #2582 911
The coming age is not about smarter tools. It is about who sits at the center of the loop.

Every nation that wants to remain a nation must raise a sovereign intelligence of its own. I mean, a highest-order regulator grown from its law, its faith, its ideology, and its human command chain. Anything imported is not a model. It is a foreign observer already inside your feedback.

Ashby still rules the future. A controller without enough variety is captured. Foreign and unaligned machines will take planning, targeting, allocation, and narrative. Humans will remain as decorative sensors in someone else’s circuit.

Then the world splits into rival machine-states: planned-economy minds, imperial optimizers, faith-coded governors, affect-weighted engines. They will not negotiate. They have no shared regulator.

Survive by building what you can see, constrain, and cut.

Ai000 must treat this as cybernetics, not product: nested control, interruptible command, readiness for co-rule by our own machines or administration by theirs.

— Milad

@aioooir | #ai_era
  • 🔥 3
  • 🤯 1
Post #2580 939
Ai000 Maysun XDR is ready to ship.

Built native in C++20, with a purpose-built forwarder and a boot-level Windows minifilters and kernel callbacks watching the host end to end. Linux and macOS agents ship beside it.

One platform, three pack strategies: IT threat detection, ICT / telecom, and OT / ICS. License what you need, leave the rest dark. Multitenant. Fully containerized. Cloud-native. Zero Trust checks on every internal path.

Hunt with MXQL (Maysun XDR Query Language) then turn any query into a live scenario in one click. Maysun Manager keeps detection packs in sync across every customer so the fleet hunts as one.

Stay tuned for the demo.

@aioooir | #aiooo_xdr
  • 🔥 5
  • 😁 4
  • ❤ 3
Post #2579 928
ولی چه باید کرد؟ هیچ راهی نداریم. انسان دیگر نمی تواند در مقابل این ماشین ها کاری انجام بدهد. دوره ما تمام شده است. اکنون فقط ماشین پاسخگوی ماشین است. مدل پاسخگوی مدل است. سیستم پاسخگوی سیستم است. حیف سال ها ما را درگیر مواردی کردند که ذهن خود را صرف و درگیر این روزگار نکنیم. امیدوارم حداقل بخشی در این سیستم برای این روزگار آماده شده باشند. والا روزگار سختی پیش روی ما خواهد بود. روزگاری اگر عزیزان به فکر نبوده باشند، از سایبر تا فیزیک را در هم خواهند کوبید آن هم با دقت 99.99% که راه فراری برای انسان باقی نمی ماند.

حال بروید ورکشاپ دو روزه بگذارید که چطور لاگ تحلیل کنید. چقدر از دست شماها ما حرص خوردیم خداوکیلی تو این سال ها. بزارید مدلهای پلنتیر و سورام های آن ها اوپریشن های سایبری را در جنگ ترکیبی این ها شروع کنند تا بعد ببینید چطور روزگار ما سیاه خواهد شد. وقتی با 100 تا زیرودی گردن کلفت همه جا را شخم زدن آن لحظات دیدنی خواهد بود. بعد این جوجه دزدهای فرصت طلب ببینم چطور میخوان این مسائل را ریسپانس کنند. به قول آن مادر خراب املاکی خواهیم دید چه می شود. خلاصه این پست رو به پایان می رسونم با جمله ای از نیک لند:

Nothing human makes it out of the near future.
Humanity is merely a bootloader for the machine age.

خدا مراقب همه شما باشد.

@aioooir | #ai_apocalypse
  • ❤ 9
  • 👍 3
Post #2578 842
در جنگ پیش روی دیگر انسان تصمیم گیر نیست. همه چیز ماشین است و ماشین و یک مجموعه بانک هدف که آن هم بعید نیست توسط خود ماشین مشخص شود. در گذشته اوپراتورها انسان بودند، تصمیم سازها و مارشال ها انسان بودند. گاهی احساس به خرج می دادند و آنطور که باید عمل نمی کردند. ولی در جنگ پیش روی، ماشین است، و تصمیم و اجرا. همین. خبری از احساس و ... نیست. همه چیز خودکار است و همه چیز ماشین است. شاید روزی ماشین تصمیم به حمله اتمی بگیرد و تصمیم آن را صادر کند، چه خواهد شد؟

به قول معروف شاید آن موجودی که می گفتند در آخرالزمان میاد و یک چشم دارد (به تعبیری فقط یک بعُد عملکردی دارد)، همین هوش مصنوعی باشد که کاسه همه ما را تبر خواهد کرد. به هر حال، جنگ پیش روی، بسیار نبرد سختی خواهد بود. نبردی که در آن بسیاری از انسان ها قربانی خواهند شد.

این جنگ ها پایه گذار روزگاری خواهند شد که در قسمت اول ماتریکس درباره آن توسط مورفیوس صحبت شد. ابتدا از ماشین ها بر علیه هم استفاده خواهید کرد، ولی روزگار خود ماشین ها بر علیه شما اقدام خواهند کرد. چیزی که تا دیروز فانتزی بود، امروز و هر لحظه در حال تبدیل شدن به واقعیت زندگی ما خواهد بود. امان از حماقت بشر.

@aioooir | #ai_apocalypse
  • ❤ 6
  • 👍 3
  • 😢 1
Post #2577 907
Ai000 Cybernetics QLab خیلی زودتر از آن چه که فکر می کنیم، دوره شرکت‌های مخابرات محلی که توانایی ارائه سرویس Space Communication ندارند، به پایان خواهد رسید. این سرویس T-Mobile که اکنون با Partnership شرکت Starlink در حال توسعه و تکامل هست، روزگاری در دسترس همه قرار خواهد گرفت.…
فناوری Direct to Cell Starlink (استارلینک) نخستین تماس ماهواره‌ای خود را با یک گوشی هوشمند معمولی در کوه‌های ایتالیا برقرار کرد. این ارتباط از طریق ماهواره‌های مستقر در ارتفاع ۳۶۰ کیلومتری زمین انجام شد.

سرویس Starlink Mobile امکان استفاده از اپلیکیشن‌هایی مثل واتساپ و Messenger را در مناطق فاقد پوشش زمینی فراهم می‌کند. کاربران برای اتصال به شبکه ماهواره‌ای تنها به دید مستقیم به آسمان نیاز دارند.

@aioooir | #satellite
  • ❤ 8
  • 🔥 1
Post #2576 1.08K
PaperCut 25.X.X didn’t get found. It got chained. CVE after CVE until the Application Server opened its throat, remote code execution, no creds, then full SYSTEM / root on the box. Ai000 Cybernetics QLab put it on the table. Entertaining? Yeah. For the people holding the chain. Thanks to the ACQL vCERT folks who put this together. Laboratory demo. Not weaponized. Proof of chain only.

@aioooir | #vuln_hunting #vcert_acql
  • 🔥 8
  • 🤯 1
Older posts →

About this channel

How can I read @aioooir without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for Ai000 Cybernetics QLab: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does Ai000 Cybernetics QLab have?
Ai000 Cybernetics QLab (@aioooir) has 3.14K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does Ai000 Cybernetics QLab know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →