از خیاطی چیزی نمیدانم؛ اما خوب بلدم جای زخمهایم را بخیه بزنم. اما خوب بلدم اشتباهاتم را رفو کنم. نقاش خوبی نیستم؛ اما بلدم برای خانهام خورشید بکشم. از بافندگی سر درنمیآورم؛ اما میدانم برای ساختن روزهای خوب باید حوصله کنم مثل بافتن یک شال گرم یک غصه از زیر، یک دلخوشی از رو، یک غصه از زیر، یک دلخوشی از رو. شناگر قهاری نیستم؛ ولی میدانم برای غرق نشدن باید رها بود. رانندهی حرفهای نیستم؛ اما رانندگی یادم داد که جسارت، دقت، حوصله و اشتیاق به تنهایی کافی نیست. آشپزی کار دلبخواهم نیست؛ اما بلدم غذاها را خوشمزه درست کنم. چون میدانم راز خوشمزگی غذاها قاطی کردن کلی چیز بدمزه و بیمزه و اندکی صبر و کلی عشق است. تنها چیزی که خوب بلدم شروع ناقص است و رقصیدن به ساز زندگی. تنها چیزی که خوب بلدم با عشق زندگی کردن است؛ قدم برداشتن، افتادن، گریستن، بلند شدن، ادامه دادن، رویا بافتن، دل دادن و دل سپردن و باز رقصیدن و باز افتادن و باز بلند شدن.
#الهه_افشار
Post #1472
163
- ❤ 11
- 👏 1