TGViewer
هنوز نمی‌دانم‌‌ | الهه افشار هنوز نمی‌دانم‌‌ | الهه افشار @afsharel · 392 subscribers
Post #1486 104
🧚‍♀
دیروز رفتم سراغ اولین نوشته‌های نویسنده‌ی مورد علاقه‌ام. این اولین بار نیست که کسی را از آغاز مرور می‌کنم. مدتی‌ست هر وقت اکنونِ کسی برایم وسوسه‌برانگیز و خواستنی می‌شود، چند قدم به عقب برمی‌گردم و خودم را در خاطرات و دست‌نوشته‌های قدیمیش غرق می‌کنم؛ در تردیدها و ترس‌ها و اشتباه‌ها و انتخابهایش.

می‌خواهم بدانم بعدازظهرهای کش‌دار تابستان سی‌ونه‌سالگی‌اش را چطور گذرانده؛ یا چطور با پوچیِ بعد از مرگ عزیزانش کنار آمده. تنهایی را چطور تاب آورده. چه می‌خورده، چه می‌خوانده، چه گوش می‌داده... آن‌قدر می‌گردم تا شاید سرنخی برای ادامه پیدا کنم.

در همه‌ی این خاطرات و زندگی‌نامه‌ها یک چیز مشترک است: همه‌شان یک روز تصمیم گرفته‌اند از حاشیه‌ی امنشان بیرون بیایند. یکی در بیست‌سالگی، یکی در سی‌ و دو سالگی، و یکی در پنجاه‌وچندسالگی. همه‌شان ترسیده‌اند. غمگین شده‌اند. توی ذوقشان خورده، تحقیر شده‌اند گاهی. خسته شده‌اند، زیاد. اما ادامه داده‌اند.

القصه؛ با خواندن گذشته‌ی آدم‌ها، حسی گرم و شیرین به سراغم می‌آید. چقدر خوب، کسانی بوده‌اند که جرأت کرده‌اند و از حماقتها و اشتباهات و تیرهای به سنگ خورده‌شان نوشته‌اند. تا من امروز بدانم بی‌قراری، دلتنگی، غم، یأس، کلافگی و پشیمانی هم بخشی از مسیر است.

قسمت‌هایی از گذشته‌ی آن‌ها، اکنونِ من است.
و شاید اکنونِ من، روزی قسمتی از آینده‌ی کسی باشد؛
می‌نویسم تا جسارت را دست به دست کنم. تا امید بپراکنم، نه غم و اندوه و یاس. حتی اگر تلخ می‌نویسم.

*
اولین باری که می‌خواستم خونه اجاره کنم، یه کم پول قرض کردم. موقعی که می‌خواستم پس بدم، دوستم نگرفت. گفت: «این قرضِ توئه به نفر بعدی!»
الان دارم فکر می‌کنم من توی زندگیم چیزی به بعدیا دادم؟ کاش داده باشم و بعد برم.
من برای بیرون آمدن از حاشیه‌ی امنم، از خیلی‌ها تجربه وام گرفته‌ام، به خصوص از آدمهای غریبه‌ای که دست و دلبازانه و با جزئیات از نقشه راهشان گفتند و نوشتند.. امیدوارم من هم بتوانم با نوشتن ازین تجربه‌ها چیزی به بعدی‌ها بدهم و بعد برم.

* دیالوگ از فیلم «جهان با من برقص»

#الهه_افشار
  • ❤ 8
More from @afsharel
  1. Oct 16, 2026خوشحالم که بعضی از نویسندگان محبوبم، همان‌هایی که سال‌هاست دنبالشان می‌کنم، هنوز می‌نویسند…
  2. Oct 15, 2026چرخ عاشقی بچه که بودیم، هر کدام‌مان یک سرگرمی برای خودمان داشتیم. یکی کتاب، یکی دفتر و قلم…
  3. Oct 14, 2026من نقش‌های زیادی داشتم و دارم ولی هیچ نقشی به اندازه دانش‌‌آموزی زنده‌ام نمی‌کنه. این جمع‌…
  4. Oct 14, 2026دارم خاطرات یک مُرده را می‌خوانم و این تاثیرگذارترین چیزی‌ست که تا حالا خوانده‌ام. خاطرات…
  5. Oct 14, 2026🍂 امروز صبح که از خواب بیدار شدم، هیچ شباهتی به زنی که شب پیش به خواب رفته بود، نداشتم. خ…
  6. Oct 13, 2026علم مثل یک آدم دهن‌لق است که با تعریف کردن آخر فیلم آن را خراب می‌کند. ند فلندرز خانواده س…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →