Post #6948
72
Forwarded from امتداد
🎥خشونتپرهیزی فعال و کارکرد نیروی میانه به روایت تصویر: کجا ایستادن
✍️ حسین نورانینژاد
🔹فیلم شهردار سندنی فرانسه را چند بار دیدم، جایی که میان پلیس و معترضان میایستد، مانع برخورد با آنها میشود، رو به پلیس فریاد میزند که بس کنید و خودش هم از گاز اشکآور بینصیب نمیماند.
🔹به نظرم مخاطب این فیلم در ایران، امثال زاکانی نیستند. دستکم من اگر بخواهم آن را منتشر کنم، خطابم به زاکانی نیست. کسی که اساساً داعیهای در خشونتپرهیزی ندارد، خود را نیروی میانه و حائل میان معترض و سرکوب نمیداند و صریح و روشن یک سوی این نزاع ایستاده است، با دیدن چنین فیلمی قرار نیست ناگهان ژان والژان یا شهردار سندنی شود.
🔹شاید یکی از خطاهای ما این بوده که خشونتپرهیزی را بیش از آنکه به یک «کنش» سیاسی تبدیل کنیم، به یک «پرهیز» اخلاقی فروکاستهایم، به روایتی سانتیمانتال که گویی خشونتپرهیزی یعنی خودت سنگ برنداری، ناسزا نگویی، چیزی را آتش نزنی و در فاصلهای امن بایستی و دیگران را نیز به آرامش دعوت کنی.
🔹اما خشونتپرهیزی فقط کاری «نکردن» نیست؛ کاری «کردن» هم هست، و گاهی کاری سخت، پرهزینه و حتی خطرناک.
🔹گاندی شاید مشهورترین نماد خشونتپرهیزی سیاسی در دوران معاصر، خشونتپرهیزی را «مقاومت منفعل» نمیفهمید. ساتیاگراهای او اتفاقا بر کنش استوار بود؛ قانون ناعادلانه را میشکست، راهپیمایی میکرد، زندان میرفت، اعتصاب غذا میکرد و هزینه میداد.
🔹در راهپیمایی نمک صدها کیلومتر راه رفت تا در برابر قانونی ناعادلانه عملا نافرمانی کند. وقتی در چوری چورا، معترضان پاسگاه پلیس را آتش زدند و چندین پلیس کشته شدند، جنبشی را که خود رهبری میکرد متوقف کرد؛ چون خشونتپرهیزی برایش فقط مطالبهای از حکومت نبود که خشونت نکند. مطالبهای از «خودیها» هم بود.
🔹و شاید از همه گویاتر، روزهای خونین استقلال و تجزیه هند باشد. هنگامی که هندوها و مسلمانان یکدیگر را میکشتند، گاندی کنار گود نایستاد که بیانیه بدهد و «طرفین را به خویشتنداری دعوت کند». به میان همان مردمی رفت که یکدیگر را میکشتند، همانجا ماند و با اعتصاب غذا، جان خودش را وسط گذاشت تا خشونت متوقف شود.
این معنای مسئولانه، کنشگرانه و باورپذیرتری از خشونتپرهیزی است.
🔹نیروی خشونتپرهیز، نیروی بیعمل نیست. برای جلوگیری از خشونت کاری میکند؛ سازمان میدهد، میانجیگری میکند، گفتوگو میکند، مقاومت میکند، نافرمانی میکند، هزینه میدهد و اگر لازم شد، حائل میشود.
🔹گاهی باید میان باتوم و سر معترض ایستاد، بین چشمها و ساچمهها، بین طناب و گردن. گاهی هم باید میان سنگ معترض و صورت پلیس ایستاد. گاهی باید مقابل قدرت ایستاد و گفت حق نداری بزنی؛ و گاهی باید رو به معترض خودی ایستاد و گفت تو هم حق نداری بزنی. و این اصول تفکیکناپذیرند، وگرنه هیچ کدام به تنهایی کار نخواهد کرد.
🔹اگر هزاران نفر در خیابانند و خطر برخورد و خونریزی وجود دارد، نقش یک نیروی سیاسی میانه که سالها از خشونتپرهیزی سخن گفته نمیتواند به انتشار بیانیهای در پایان شب محدود شود که از «طرفین» بخواهد خویشتنداری کنند. او باید پیش از حادثه آنجا باشد.
🔹باید بتواند با معترض حرف بزند، با حکومت چانه بزند، مسیر امن ایجاد کند، میانجی بسازد، نیروهای اجتماعی را برای مهار خشونت بسیج کند و اگر لازم شد، چهرههای شناختهشدهاش را میان دو طرف قرار دهد.
🔹این کار البته هزینه دارد. اما مگر سیاستورزی خشونتپرهیز قرار بوده بیهزینه باشد؟
🔹اتفاقا شاید بخشی از بحران مرجعیت نیروهای میانهرو و اصلاحطلب از همینجا آمده باشد. نمیشود سالها جامعه را به پرهیز از خشونت دعوت کرد، اما وقتی موقع پرداخت هزینه برای جلوگیری از خشونت میرسد، در فاصلهای امن ایستاد. جامعه زمانی به یک نیروی سیاسی اعتماد میکند که ببیند در لحظه خطر، فقط درباره مردم حرف نمیزند؛ کنار مردم حضور دارد. نه برای تحریک آنها به خشونت، بلکه برای دفاع از حق اعتراضشان و جلوگیری از خشونت علیه آنان؛ و همزمان برای جلوگیری از خشونتی که ممکن است از میان خود معترضان برخیزد.
🔹شهردار سندنی در آن چند ثانیه سخنرانی نکرد. بیانیه نداد. درباره ضرورت آرامش توییت نزد. فقط جایش را عوض کرد. او از کنار صحنه آمد وسط صحنه؛ میان پلیس و معترض.
🔹شاید خشونتپرهیزی پیش از هر چیز، همین انتخابِ جا باشد؛ نهتنها در غایب نبودن، که در کجا ایستادن.
#امتداد
@emtedadnet
گاندی: خودت آن تغییری باش که میخواهی در جهان ببینی
✍️ حسین نورانینژاد
🔹فیلم شهردار سندنی فرانسه را چند بار دیدم، جایی که میان پلیس و معترضان میایستد، مانع برخورد با آنها میشود، رو به پلیس فریاد میزند که بس کنید و خودش هم از گاز اشکآور بینصیب نمیماند.
🔹به نظرم مخاطب این فیلم در ایران، امثال زاکانی نیستند. دستکم من اگر بخواهم آن را منتشر کنم، خطابم به زاکانی نیست. کسی که اساساً داعیهای در خشونتپرهیزی ندارد، خود را نیروی میانه و حائل میان معترض و سرکوب نمیداند و صریح و روشن یک سوی این نزاع ایستاده است، با دیدن چنین فیلمی قرار نیست ناگهان ژان والژان یا شهردار سندنی شود.
مخاطب این فیلم ماییم؛ ما اصلاحطلبان و همه کسانی که سالهاست از خشونتپرهیزی گفتهایم.
🔹شاید یکی از خطاهای ما این بوده که خشونتپرهیزی را بیش از آنکه به یک «کنش» سیاسی تبدیل کنیم، به یک «پرهیز» اخلاقی فروکاستهایم، به روایتی سانتیمانتال که گویی خشونتپرهیزی یعنی خودت سنگ برنداری، ناسزا نگویی، چیزی را آتش نزنی و در فاصلهای امن بایستی و دیگران را نیز به آرامش دعوت کنی.
🔹اما خشونتپرهیزی فقط کاری «نکردن» نیست؛ کاری «کردن» هم هست، و گاهی کاری سخت، پرهزینه و حتی خطرناک.
🔹گاندی شاید مشهورترین نماد خشونتپرهیزی سیاسی در دوران معاصر، خشونتپرهیزی را «مقاومت منفعل» نمیفهمید. ساتیاگراهای او اتفاقا بر کنش استوار بود؛ قانون ناعادلانه را میشکست، راهپیمایی میکرد، زندان میرفت، اعتصاب غذا میکرد و هزینه میداد.
🔹در راهپیمایی نمک صدها کیلومتر راه رفت تا در برابر قانونی ناعادلانه عملا نافرمانی کند. وقتی در چوری چورا، معترضان پاسگاه پلیس را آتش زدند و چندین پلیس کشته شدند، جنبشی را که خود رهبری میکرد متوقف کرد؛ چون خشونتپرهیزی برایش فقط مطالبهای از حکومت نبود که خشونت نکند. مطالبهای از «خودیها» هم بود.
🔹و شاید از همه گویاتر، روزهای خونین استقلال و تجزیه هند باشد. هنگامی که هندوها و مسلمانان یکدیگر را میکشتند، گاندی کنار گود نایستاد که بیانیه بدهد و «طرفین را به خویشتنداری دعوت کند». به میان همان مردمی رفت که یکدیگر را میکشتند، همانجا ماند و با اعتصاب غذا، جان خودش را وسط گذاشت تا خشونت متوقف شود.
این معنای مسئولانه، کنشگرانه و باورپذیرتری از خشونتپرهیزی است.
🔹نیروی خشونتپرهیز، نیروی بیعمل نیست. برای جلوگیری از خشونت کاری میکند؛ سازمان میدهد، میانجیگری میکند، گفتوگو میکند، مقاومت میکند، نافرمانی میکند، هزینه میدهد و اگر لازم شد، حائل میشود.
🔹گاهی باید میان باتوم و سر معترض ایستاد، بین چشمها و ساچمهها، بین طناب و گردن. گاهی هم باید میان سنگ معترض و صورت پلیس ایستاد. گاهی باید مقابل قدرت ایستاد و گفت حق نداری بزنی؛ و گاهی باید رو به معترض خودی ایستاد و گفت تو هم حق نداری بزنی. و این اصول تفکیکناپذیرند، وگرنه هیچ کدام به تنهایی کار نخواهد کرد.
🔹اگر هزاران نفر در خیابانند و خطر برخورد و خونریزی وجود دارد، نقش یک نیروی سیاسی میانه که سالها از خشونتپرهیزی سخن گفته نمیتواند به انتشار بیانیهای در پایان شب محدود شود که از «طرفین» بخواهد خویشتنداری کنند. او باید پیش از حادثه آنجا باشد.
🔹باید بتواند با معترض حرف بزند، با حکومت چانه بزند، مسیر امن ایجاد کند، میانجی بسازد، نیروهای اجتماعی را برای مهار خشونت بسیج کند و اگر لازم شد، چهرههای شناختهشدهاش را میان دو طرف قرار دهد.
🔹این کار البته هزینه دارد. اما مگر سیاستورزی خشونتپرهیز قرار بوده بیهزینه باشد؟
🔹اتفاقا شاید بخشی از بحران مرجعیت نیروهای میانهرو و اصلاحطلب از همینجا آمده باشد. نمیشود سالها جامعه را به پرهیز از خشونت دعوت کرد، اما وقتی موقع پرداخت هزینه برای جلوگیری از خشونت میرسد، در فاصلهای امن ایستاد. جامعه زمانی به یک نیروی سیاسی اعتماد میکند که ببیند در لحظه خطر، فقط درباره مردم حرف نمیزند؛ کنار مردم حضور دارد. نه برای تحریک آنها به خشونت، بلکه برای دفاع از حق اعتراضشان و جلوگیری از خشونت علیه آنان؛ و همزمان برای جلوگیری از خشونتی که ممکن است از میان خود معترضان برخیزد.
🔹شهردار سندنی در آن چند ثانیه سخنرانی نکرد. بیانیه نداد. درباره ضرورت آرامش توییت نزد. فقط جایش را عوض کرد. او از کنار صحنه آمد وسط صحنه؛ میان پلیس و معترض.
🔹شاید خشونتپرهیزی پیش از هر چیز، همین انتخابِ جا باشد؛ نهتنها در غایب نبودن، که در کجا ایستادن.
#امتداد
@emtedadnet
- 👍 4


