🖼پوستر
قسمت قبلی⏮ | ⏭قسمت بعدی
✍پس از مرگ مته، آیا امپراتوری قدرتمند هونها توانست عظمت خود را حفظ کند؟
❖وقتی مته در سال ١٧۴ ق.م از دنیا رفت امپراتوری بزرگی را در میان صلح و آرامش از خود به جا گذاشته بود.#تاریخ_ترک
❖📔باید اذعان نمود که امپراتوری هون چیزی نبود که با جمع شدن گروههای مختلف از آنجا و اینجا ایجاد شود و با زورگویی دولتی را بوجود آورده باشند. برعکس میتوان گفت از دولت گرفته تا کوچکترین عضو آن یعنی خانواده، نظم و تشکیلاتی وجود داشت حکومت به جناح راست و چپ تقسیم میشد، و واحدهای کوچکتر در داخل آنها قرار داشت و در بالای هر واحد نظامی و سیاسی سر کرده ای وجود داشت. مجموعه دولت دارای ۲۴ رکن بود تحت فرمان بزرگترین آنها ۱۰,۰۰۰ اسب سوار وجود داشت و در مراتب بعدی ۱۰۰۰و۱۰۰و۱۰ اسب سوار قرار داشت مقامهای بزرگ از پدر به پسر به ارث میرسید. (کتاب بیستوپنج سال باستانشناسی شوروی، اثر کیسلف)
❖به جای مته پسر او گیوک به عنوان لوشانگ به تخت نشست اولین سفر او به چین در سال ١۶۶ ق.م با اردویی ۱۴۰,۰۰۰ نفره بود که وارد شئنسی شد غنیمت زیادی بدست آوردند هر چند چین برای مقابله قشونی را فرستاد ولی هنگام آمدن آنها اردوی هونها منطقه را ترک کرده بودند.
❖گیوک بعدا به سمت یوئچی ها حرکت کرد این بار یوئچیها تماما این منطقه را ترک کردند و قسمتی از آنها به نهر ایلی کوچ کردند و سپس به سمت خوارزم و خراسان و هندوستان مهاجرت کردند.
❖هونها تا سال ۱۶۲ پیش از میلاد به حملات خود علیه ایالتهای شمالی چین ادامه دادند. دولت چین که توان مقابله مؤثر با این تهاجمات را نداشت، پیشنهاد صلح ارائه کرد و در نتیجه، میان دو طرف پیمان صلح منعقد شد. با این حال، این آرامش چندان دوام نیاورد. گیوک در سال ۱۶۰ق.م درگذشت و پسرش قونسین جانشین او شد. با به قدرت رسیدن وی، درگیریها بار دیگر از سر گرفته شد. در سال ۱۵۸ ق.م، هونها با نیرویی متشکل از ۳۰ هزار سوارکار به ایالت شانشی یورش بردند و شهرهای متعددی را غارت کردند.
❖در همین دوران، امپراتور چین درگذشت و هیائو جینگدی (۱۵۷–۱۴۱ق.م) به سلطنت رسید. منابع تاریخی چین از وقوع رویاروییهای مهم میان دو دولت در دوره فرمانروایی او گزارش قابل توجهی ارائه نمیکنند. پس از وی، امپراتور وو-تی (۱۴۱–۸۷ق.م) پیمان صلح را تجدید کرد، اما این بار حکومت چین قصد پایبندی واقعی به مفاد آن را نداشت و درصدد بود با استفاده از این توافق، هونها را در دام بیندازد.
❖در سال ۱۳۵ق.م، دولت چین با هدف فریب هونها، سپاهی بزرگ به ماژه در شانشی اعزام کرد. قونسین در ابتدا پیشنهاد تسلیم شهر را پذیرفت، اما پس از آگاهی از توطئه چینیها، عقبنشینی کرد و بدینترتیب پیمان صلح عملاً از میان رفت. از ۱۲۹ق.م، حملات هونها به چین از سر گرفته شد، اما در ۱۲۷ق.م موازنه قدرت به سود چین تغییر یافت و با تصرف منطقه اُردوس، مرکز حاکمیت هونها به نواحی پیرامون رود اُرخون منتقل شد.
🔀تجزیه حکومت هونها: اختلافات داخلی میان شاهزادگان هون در ۴۶ پیش از میلاد و مداخله دولت چین، به تجزیه حکومت هون انجامید. در این میان، هوهانیه (۵۸–۳۵ ق.م) با پذیرش تابعیت چین، از حمایت این دولت در برابر رقبای خود برخوردار شد. برادر او، چیچی، در نواحی رود چو مستقر گردید، اما در ۳۶ پیش از میلاد به دست سپاهیان چین کشته شد.
در دوران فرمانروایی هودورشیدائوگائو (۱۸–۴۵/۴۶ م)، حکومت هون بار دیگر احیا شد. وی با حمایت از دودمان هان، در منازعات داخلی چین نقش متحد این دودمان را ایفا کرد.
📄شکلگیری هونهای شمالی و جنوبی: در ۴۸ میلادی، در پی شورش پی علیه پانو، حکومت هون به دو شاخه هونهای جنوبی به رهبری پی و هونهای شمالی به رهبری پانو تقسیم شد. دولت هان با بهرهگیری از این اختلاف، اقوام سیئنپی، ووهوان، ووسون و تینگلینگ را علیه هونهای شمالی متحد کرد و آنان را به شکست کشاند. در فاصله سالهای ۸۷ تا ۹۳ میلادی، حملات سیائنپی و سپاهیان چین موجب فروپاشی قدرت هونهای شمالی شد و برتری سیاسی و نظامی استپها به سیئنپیها انتقال یافت. در نیمه دوم سده دوم میلادی، هونهای شمالی از ادعای سلطه بر ترکستان شرقی صرفنظر کرده و در نواحی شمال دریاچه آرال استقرار یافتند.
📄هونها در چین: هونهای جنوبی برای مدت طولانی در مرزهای شمالی چین تحت نفوذ دولت هان باقی ماندند و بهتدریج به مناطق جنوبیتر منتقل شدند. در آغاز سده چهارم میلادی، همزمان با دوره شانزده پادشاهی، چند حکومت در شمال چین تأسیس کردند که مهمترین آن هان ژائو بود. با این حال، در ۳۵۲ میلادی این حکومتها به دست سیئنپیها شکست خوردند. در طول تاریخ، هونها با اقوام هندواروپایی درآمیختند و تحت تأثیر فرهنگ آنان قرار گرفتند. این تعامل موجب گسترش شهرنشینی و رونق تجارت، بهویژه در مسیر جاده ابریشم، شد.
𝐙𝐞𝐢𝐭 & 𝐆𝐞𝐢𝐬𝐭