TGViewer
یادداشت‌های دفتر سیاه یادداشت‌های دفتر سیاه @yaddashthayesiah · 2.97K subscribers
Post #880 1.75K
هانا آرنت یک بار نوشت توماس هابز بزرگترین فیلسوفی است که بورژوازی تا کنون داشته است؛ درست به همین دلیل هابز همچنان مهمترین فیلسوف سیاسی مدرن است. هابز این یا آن متفکر مدرن نیست، هابز مؤسس اصلی فلسفه سیاسی مدرن است. پیشگامی ماکیاولی بدون هابز راه به دهی نمی‌برد، این هابز است که بصیرت‌های نو ماکیاولی را که هنوز فرمی قدمایی دارد از جنس سیاست‌نامه‌های سنتی، در نظام فکری حقیقتاً مدرنی سامان داد. لیبرالیسم پس از هابز از لاک تا میل خود را اخلاقی کرد، بنابراین از هابز فاصله گرفت. این تاریخ را تا رالز می‌توانیم پی بگیریم: اخلاقی شدن تدریجی لیبرالیسم. اما آیا یک بار برای همیشه لیبرالیسم اخلاقی شده است؟ هر بار، دستکم در عمل، لیبرالیسم می‌تواند به «لحظه هابز» بازگردد. تا عصر مدرن هست و پروژه مدرن، هابز هم هست. به تقلید از سخن مشهور وایتهد درباره تاریخ فلسفه (کل تاریخ فلسفه حاشیه‌هایی به افلاطون است)، می‌توان گفت: کل تاریخ لیبرالیسم (اگر نگوییم کل فلسفه سیاسی مدرن) حاشیه‌هایی به هابز است. فهم هابز، فهم نهایی نظم بورژوا در عریان‌ترین شکلش است.

یک روان‌شناسی بنیادین زیربنای تفکر هابز را شکل می‌دهد: آدمی ماشین میل است، از میلی به میل دیگر گذر می‌کند، تنها مرگ به این روند پایان می‌دهد. اصل ایده در اندیشه ماکیاولی آمده است، (مثلاً «گفتارها»، کتاب اول، فصل ۴۶: آدمی از یک جاه‌طلبی به جاه‌طلبی دیگر می‌رود.) اما هابز این ایده را با الهام از فیزیک گالیله‌ای سامانی دیگر داد. آيا آدمیان می‌توانند به همه خواسته‌هایشان «در این جهان» برسند؟ طبعاً خیر. تازه این میل‌ها با یکدیگر در نزاعی همیشگی هستند. این نگرانی بنیادین، اساس فلسفه سیاسی لیبرال است. لیبرالیسم از همان ابتدا «اقتصادی» است و با درکی فلسفی از مفهوم کمبود می‌آغازد. پس در نخستین قدم باید مسئله نزاع میل‌ها حل شود تا آدمیان بتوانند میل‌هایشان را در سامانی عقلانی پی بگیرند.

این روان‌شناسی بنیادین بر فرضی بدبینانه و می‌توان گفت تراژیک بنا شده است. امروز لیبرالیسم را فلسفه‌ای شاد می‌شناسند. اما این فلسفه شاد تباری تراژیک دارد. این تبار تراژیک هنوز در عمق نظم بورژوا هست. ساده‌لوحانه است فکر کنیم به راحتی می‌توانیم از آن بگریزیم. بی‌جهت نبود مارکس تصور می‌کرد شیوه تولید سوسیالیسم وفور نعمت به بار می‌آورد و دیگر مسئله کمبود حل می‌شود. بدون وفور نعمت هر سوسیالیسمی، لیبرالیسم بدون آزادی است! چنانکه بود.
More from @yaddashthayesiah
  1. Oct 17, 2026زندگی برای حقیقت، زندگی برای آزادی: برای صدسالگی میشل فوکو دو روز پیش تولد یکصدسالگی میشل…
  2. Oct 15, 2026«واداشتن انسان‌ها، آن هم با صداقت تمام، به اینکه انسان‌های دیگری را بکشند و آماده باشند جا…
  3. Oct 14, 2026«به گمان من، یکی از اصول اساسی خردمندی آن است که از تهدیدهای لفظی و توهین پرهیز کنیم. نه ت…
  4. Oct 14, 2026در تمایز دولت، دولت – ملت و میهن چند تن از دوستان عزیز از سر لطف نقدهایی به یادداشت «فراتر…
  5. Oct 10, 2026https://neemaad.com/nmd10034774.htm
  6. Sep 17, 2026ناسازگاری منطقی توطئه و شورش، هابز در برابر ماکیاولی ماکیاولی در دوره و سرزمینی زندگی می‌ک…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →