ناسازگاری منطقی توطئه و شورش، هابز در برابر ماکیاولی
ماکیاولی در دوره و سرزمینی زندگی میکرد که در آن صاحبان قدرت اغلب تغییر میکردند. هابز معاصرِ تقویت دولتهای مطلقه است. با این حال، این توضیح آشکارا فرعی باقی میماند، زیرا خود ماکیاولی نیز دشواری فوقالعاده اینگونه اقدام را به رسمیت میشناسد: «هیچ اقدامی برای مردانی که به آن دست میزنند، خطرناکتر و جسورانهتر از این نیست. خطرها از هر سو آنان را احاطه میکنند. از این رو، برای بیشمار کسانی که وسوسه انجام آن را مییابند، تنها شمار اندکی موفق میشوند.» (گفتارها، کتاب سوم، فصل ۶، درباره توطئهها) با این حال، همین هنر دشوار است که ماکیاولی در این فصل، که طولانیترین فصلِ گفتارها ست، و در چند فصل دیگر، (به ویژه در کتاب دوم فصل ۱۳ و کتاب سوم فصل ۲)، مسئولیت آموزش آن را برعهده میگیرد. بنابراین، مؤلف فلورانسی و انگلیسی برای این دشواریِ فوقالعاده دلایل بسیار متفاوتی دارند. از نظر ماکیاولی، غافلگیر کردن شهریاری که دولت را در تصرف دارد دشوار است. او دستگاهی از جاسوسان دارد و برای محافظت از خود نیز محافظانی دارد. افزون بر این، تشریفاتی که قدرت را احاطه کردهاند، جلالی که شخص شهریار را دگرگون میسازد، بر نفس توطئهگر تأثیر میگذارند، اگر از شکنجههایی که شکست او را مجازات خواهند کرد چیزی نگوییم. بنابراین، آنچه ماکیاولی در نظر میگیرد، دشواری ذاتیِ خودِ عمل است که درون سازوکار اقدامِ موردنظر وجود دارد. بنابراین، نکته اساسی، دیدگاه عامل یا کنشگر سیاسی است. این دشواریِ عمل به خودیِ خود نیست که هابز آن را تحلیل میکند و او را به این نتیجه میرساند که عمل، غیرعقلانی است. نخست، مخاطب به اصطلاح توطئهگر یا شورشی، صرفاً شهریار یا قدرتی که دولت را در اختیار دارد نیست، (حتی باید گفت اساساً این نیست)؛ بلکه مجموعه افرادی است که جامعه قوانین را تشکیل میدهند، جامعهای که توطئهگر قصد دارد از آن رها شود تا قدرت را به دست گیرد. بنابراین، مهمتر از دشواری فنیِ به دست گرفتن فیزیکی قدرت، خروج از «ناسازگاری منطقی» میان طرح شورشی و هدف نهادِ سیاسی است. به طور دقیقتر، هدفی که همشهریان او با زندگی در درون یک پیکر سیاسی میخواهند به آن دست یابند، همان هدفی که خود او نیز به عنوان عضو این پیکر سیاسی میخواهد به آن دست یابد: در صلح زندگی کردن. از این رو، کمیابیِ آماریِ توطئههای موفق صرفاً نشانه این تناقض میان خواستها ست.
پییر منان، تولدهای سیاست مدرن
Post #879
1.97K