TGViewer
یادداشت‌های دفتر سیاه یادداشت‌های دفتر سیاه @yaddashthayesiah · 2.97K subscribers
Post #882 641
در تمایز دولت، دولت – ملت و میهن
 
چند تن از دوستان عزیز از سر لطف نقدهایی به یادداشت «فراتر از دولت ـ ملت: چرا جنگ‌طلبی ایرانی گسستی خطرناک است؟» کردند که از ایشان سپاسگزارم. در اینجا خلاصه‌ای از پاسخ‌هایم را می‌آورم تا موضع خود را روشن‌تر کنم. تقریباً اکثر نقدها حول یک محور می‌چرخید: آيا تمایزی میان دولت حاکم و تصمیمش برای تمایز دوست/دشمن و چیزی به نام ایران به عنوان میهن وجود دارد؟ اگر خود قدرت حاکم با نگاهی پارتیزان بخشی از ملت را دشمن اعلام کرد چه باید کرد؟ تصور می‌کنم اصل بحث برمی‌گردد به تمایز بستر دولت – ملت با دولت حاکم. به نظرم در یک حوزه اساسی در فلسفه سیاسی باید تصمیم بگیریم: آيا میهن قابل تقلیل به دولت حاکم است؟ جواب قطعی من خیر است. از قضا میهن که صورت‌بندی حقوقی آن همان دولت – ملت است اعم است از دولت حاکم. شما وقتی انقلاب می‌کنید دولت – ملت را سرنگون نمی‌کنید، رژیم حاکم بر این دولت – ملت را سرنگون می‌کنید. بنابراین مفهوم یادداشت من این نیست که ما باید همیشه تابع تصمیم حاکم برای تمایز دوست و دشمن باشیم. درست برعکس، پرسش این است که در شرایطی که تصمیم حاکم را نمی‌پذیریم چه معیاری برای تمایز دوست و دشمن داریم؟ در اختیار داشتن معیاری نسبتاً روشن در این وضع بسیار مهم است چون در غیر این صورت باید به هر نوع هرج‌ومرجی خوش‌آمد بگوییم و هر اجتهادی در مفهوم دوست/دشمن را به عنوان تفسیری مشروع بپذیریم.
 
 پاسخ من به این پرسش این است: دولت – ملت یا به گونه‌ای عمیق‌تر و «وجودی‌»تر مفهوم میهن به مثابه مایی جمعی و تعلقی سرزمینی معیار تمایز دوست و دشمن است. در اینجا باید سه لایه را از هم تفکیک کنیم: لایه نخست، روبنایی‌ترین لایه، دولت به معنای متعارف کلمه است، تشکیلاتی حکومتی که بر یک سرزمین حکومت می‌کند. لایه دوم دولت – ملت است که ساختاری حقوقی – سیاسی است و بستر لایه اول است. اما خود این لایه دوم هم ریشه در زمینی بنیادی‌تر دارد که می‌توان آن را میهن‌ نامید، یعنی درکی از مای مشترک و تعلق به یک سرزمین. هر سه سطح طبعاً نسبتی با سیاست دارند، اما باید روشن کنیم منظورمان از سیاست چیست. سطح اول محل ظهور سیاست به معنای متعارف کلمه است. سطح دوم و سوم محل ظهور چیزی است که می‌توانیم آن را امر سیاسی بخوانیم؛ سیاست در معنایی بسیار موسع. اصولاً هر جایی که «ما» در برابر «آنها» داریم، بالقوه می‌توانیم امر سیاسی را ملاقات می‌کنیم. میهن بدون بُعد سیاسی طبعاً وجود ندارد، اما باید مشخص کنیم منظورمان امر سیاسی است و نه امر دولتی. چرا این تفکیک مهم است؟ چون میهن بدون دولت و نظام سیاسی و حتی دولت – ملت هم می‌تواند وجود داشته باشد. فرانسه در دوران اشغال نازی نه تنها نظام سیاسی حاکم خود یعنی جمهوری سوم را از دست داد بلکه حتی به عنوان یک دولت – ملت به کلی محو شد. اما آيا «فرانسه» و «فرانسوی» بودن هم به پایان رسید؟ قطعاً خیر. از کسانی که مفهوم میهن و دولت را به هم نزدیک می‌کنند باید پرسید پس فرانسویانی که در برابر نازی‌ها مقاومت کردند بر چه اساسی این کار را می‌کردند؟ آيا دولتی وجود داشت؟ خیر، آيا شهروند فرانسه بودند؟ خیر. هیچ چیزی در معنای سیاسی متعارف به عنوان فرانسه وجود خارجی نداشت. اما فرانسه به عنوان هستی مشترک و احساس تاریخی تعلق به مکان همچنان با قدرت حاضر بود. بنابراین سخن اصلی این است که دولت – ملت از لحاظ حقوقی – سیاسی و میهن به لحاظ وجودی دو لایه عمیق‌تری هستند که دولت حاکم آنها را پیش‌فرض می‌گیرد و معمولاً خود را عین آنها می‌داند.
 
اما این ادعای دولتی طبعاً باطل است، همیشه شکافی میان دولت حاکم و دولت – ملت وجود دارد، همیشه مردمی می‌توانند به نام «کل» علیه دولت حاکم بشورند و آن را تغییر بدهند. از قضا این شکاف است که امکان مقاومت علیه استبداد را فراهم می‌آورد. یک نیروی ملی‌گرا می‌تواند دولت حاکم را نپذیرد ولی از بستر دولت – ملت و میهن خارج نشود. اینجا پاسخ به پرسشی را که پیشتر طرح کردیم می‌یابیم: در شرایطی که حاکم را نمی‌پذیریم، بستری مشترک به عنوان دولت  - ملت باقی می‌ماند و مبنای تعیین دوست/دشمن می‌شود. ادعای اصلی یادداشت من این بود که نیروی جنگ‌طلب ایرانی این مبنا را کنار گذاشته است و این تحولی جدید است. حتی نیرویی انقلابی می‌تواند انقلاب کند اما در بستر مشترک دولت – ملت باقی بماند. با انقلاب شما دولت – ملت را برنمی‌اندازید، شما دولت حاکم را برمی‌اندازید. اما نیرویی که به راحتی از حمله به سرزمین و جمعیت ایران توسط ارتش‌های مهاجم دفاع می‌کند و در این کار هیچ مرزی نمی‌شناسد، فقط از «جمهوری اسلامی» نبریده است، بلکه مفهوم دولت – ملت ایران را نشانه رفته است و این گسستی خطرناک است.
More from @yaddashthayesiah
  1. Oct 15, 2026«واداشتن انسان‌ها، آن هم با صداقت تمام، به اینکه انسان‌های دیگری را بکشند و آماده باشند جا…
  2. Oct 14, 2026«به گمان من، یکی از اصول اساسی خردمندی آن است که از تهدیدهای لفظی و توهین پرهیز کنیم. نه ت…
  3. Oct 10, 2026https://neemaad.com/nmd10034774.htm
  4. Sep 22, 2026هانا آرنت یک بار نوشت توماس هابز بزرگترین فیلسوفی است که بورژوازی تا کنون داشته است؛ درست…
  5. Sep 17, 2026ناسازگاری منطقی توطئه و شورش، هابز در برابر ماکیاولی ماکیاولی در دوره و سرزمینی زندگی می‌ک…
  6. Sep 15, 2026https://neemaad.com/nmd10034438.htm
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →