استاد سیّد علی میرافضلی در مقالۀ سودمندِ «بررسی چند رباعیِ منسوب به رودکی» پس از بررسیِ رباعیهای وارد شده به سرودههای رودکی، به تصحیح دکتر علی رواقی، و ردّ صحّت انتساب غالب آنها به رودکی گفتهاند که «دربارۀ سایر رباعیّات منسوب به رودکی این نکته گفتنی است که سرچشمۀ همۀ آنها منابع متأخّر و اغلب نامعتبر است» و بر خلاف آنچه شمس قیس گفتهاست، رودکی در تاریخ رباعی شاعری اثرگذار و جریانساز نبوده و هیچ رباعیای متّکی بر منابع کهن و معتبر از او بر جای نماندهاست. ایشان در ابتدای مقاله نیز بر این نکته تأکید کردهاند که شمس قیس، اگرچه رودکی را مبدع رباعی دانسته، خود هیچ رباعیای از او نقل نکردهاست.
شمس قیس به دو صورت مختلف به ابداع رودکی اشاره کردهاست: نخست به ابداع «وزن» رباعی و دوم به ابداع قالب ترانه، «که مستعربه آن را رباعی خوانند». حکایتی که او درباب ابداع قالب ترانه/رباعی آوردهاست (حکایت کودک زیباروی و گردکانی که «غلتان غلتان همی رود تا بُنِ گَو») مشهور است و بینیاز از تکرار. اما سخن او دربارۀ ابداع وزن رباعی چنین است:
و یکی از متقدّمان شعراء عجم، و پندارم رودکی والله اعلم، از نوع اخرم و اخربِ این بحر (= هزج) وزنی تخریج کرده است که آن را وزن رباعی خوانند.
پس از این به حکایت یادشده میپردازد. حکایت ابداع قالب ترانه/رباعی آنقدر افسانهگون است و اساساً نسبت دادن ابداع یک قالب به یک تن آنقدر غیرواقعنگرانه است که میتوان آن بخش را فعلاً نادیده انگاشت؛ اما آیا ممکن است رودکی نخستین کسی باشد که به وزن رباعی شعر گفتهاست؟ و آیا او هیچ رباعیای سرودهاست؟
رواقی، از آنجا که قصد داشتهاست تنها رباعیّات کامل را در بخش رباعیّات بیاورد، تکبیتهایی را که منابع قدیم و معتبر داشتهاند و بر وزن رباعی بودهاند به بخش ابیات پراکنده برده و از این روی این تکبیتها از نظر میرافضلی دور ماندهاست. تکبیتهایی مانند «ای قبلۀ خوبان من ای طرفۀ ری...» که در لغت فرس (واتیکان و حاشیۀ نخجوانی) آمدهاست. اما شاهد مهمتر دو بیت بر وزن رباعی است که در المعجم آمدهاست (ص٢٣٢):
واجب نبود به کس بر افضال و کرم
واجب باشد هرآینه شکر نعم
تقصیر نکرد خواجه در ناواجب
من در واجب چگونه تقصیر کنم؟
شمس قیس این دو بیت را پس از این مقدّمه آوردهاست:
و از جنس میمات زایده در قوافی میمی یکی بیش نشاید که در قصیدهای بیارند، همچنان که سایر حروف زوائد، چنان که رودکی گفته است...
آنگونه که روشن است شمس قیس تصریحی بر رباعی بودن این شعر ندارد و شاید حتی بتوان گفت که از عبارت او چنین برمیآید که این شعر را از نوع قصاید کوتاه میشمردهاست. اما سنجۀ رباعی چیست و چه چیز این شعر را از رباعی جدا میکند؟ زندهیاد همایی و پس از او میرافضلی نیز یکی از ویژگیهای رباعیّات قدیم را چهارقافیهای بودن میدانند، اما شمس قیس، به تصریح خود (نک. المعجم، ص١١۴: «در نظم هر قطعه بر دو بیت اقتصار کرد، بیتی مصرّع و بیتی مقفّی») مصرّع بودنِ بیت دوم را در رباعی الزامی نمیدانستهاست (این البتّه بدان معنی نیست که آنچه همایی و میرافضلی گفتهاند نادرست است، بلکه صرفاً بیانِ عقیدۀ شمس قیس است که دربارۀ رباعیسرایی در دورۀ او محلّ اعتماد است، اما ممکن است دربارۀ دورههای قدیمتر چندان معتبر نباشد). موضوع شعر نیز نمیتواند رباعی بودن آن را زیر سؤال ببرد، چون شعرای قدیم رباعیّات مدحی نیز سرودهاند (برای مثال ازرقی). پس همچنان باید در موضوع رباعیّات رودکی تحقیق بیشتری کرد.
آنچه نقداً روشن است آن است که بخشی از سخن شمس قیس، دربارۀ ابداع وزن رباعی توسّط رودکی، چندان دور از واقعیّت به نظر نمیرسد. گویا فعلاً رودکی قدیمترین شاعری است که از او ابیاتی به وزن رباعی به دست ما رسیدهاست. حتی اینکه رودکی این وزن را در کوی و برزن شنیدهباشد (شاید نه از کودکی زیباروی، بلکه از پیری پشمینهپوش) هم دور از عقل نیست و با آنچه استاد شفیعی کدکنی دربارۀ رواج رباعیّات در میان متصوّفه، پیش از رودکی، گفتهاند نیز موافق میافتد. اما شاید رودکی خود هیچ شعری نسرودهباشد که بتوان گفت آن را چیزی از نوع آنچه در کوی و برزن شنیده بوده میدانستهاست. در واقع شاید در دورۀ حیات او این وزن همچنان آن تشخّص را نیافته بودهاست که هرچه با آن میسرودهاند از قالبی خاص به شمار میرفتهباشد و شاید او غزل یا قطعه یا قصیده(ها)ای هم در این وزن داشتهاست. تحقیق این امر موقوف یافته شدن منابع و شواهد بیشتر است، اما فعلاً روشن است که مطابق گفتۀ استاد میرافضلی، هیچ یک از دیگر رباعیّاتی که در چاپهای اشعار رودکی به او منسوب شدهاند منبعی قدیم و قابل اعتماد ندارند.
@QalamAndaz