در دمیة القصر باخرزی چهار رباعی فارسی ذکر شده که نمونهای است از رباعیات شاعران حوزۀ خراسان در قرن چهارم و پنجم هجری و بسیار در خور اهمیت است. هر چهار رباعی، چهارقافیهای است و شیوۀ مرسوم قافیهبندی در رباعیات آن روزگار را نشان میدهد. این رباعیات را شاعران ایرانیِ عربگوی، به شعر تازی برگرداندهاند و علت ذکر آنها در کتاب مذکور، چیزی جز این نیست. آقای مجتبی مجرد در مقالۀ «تصحیح چند بیت کهن فارسی بر اساس دمیة القصر باخرزی» که از آن در نوشتۀ پیشین یاد کردیم، این رباعیات را بررسی کرده و به دلیل تحریفات متن چاپی، کوشیده است که صورت صحیحشان را با مراجعه به دو نسخۀ پاریس و مجلس و ترجمۀ عربی رباعیات بیابد. مشکل بدخوانی و نقل نادرست رباعیات فارسی دمیة القصر از آنجا برمیخیزد که اغلب کاتبان این متن، زبانی فارسی نمیدانستند. ابوبکر محمد بن محمد بن خلف بن علی بن عبدالعزیز، کاتب کهنترین نسخۀ کتاب (دستنویس شمارۀ ۷۹۵ کتابخانۀ رئیس الکتاب) که در ۵۷۲ق از کتابت دمیة القصر فراغت یافته، تمام شعرهای فارسی و اشارات مرتبط با آنها را حذف کرده است.
خوشبختانه نسخهای کهن از دمیة القصر موجود است که کاتبش فارسی میدانسته و در نقل رباعیات فارسی دقت خوبی به کار بسته است. این نسخه به شمارۀ ۲۶۵۵ در کتابخانۀ ولیالدین افندی محفوظ است.
به جهت اهمیت ضبط رباعیات فارسی نسخۀ ولیالدین افندی، آنها را مطابق روایت نسخۀ مذکور باز مینویسم.:
ذیل شرح حال ابوعلی حسن بن عبدالله عثمانی
فی ترجمة قول الفرخی
خط آوردی رواست ای روی چو ماه
خوشتر گشتی از آنکه بوذی صذ راه
از آرزوی خط تو خوبان سپاه
بر روی همیکشند خطهاء سیاه
و قال فی ترجمة قول الشاعر
تا ببریدی دو زلف بر عارضْ پست
صذ پرده دریذه گشت و صذ توبه شکست
خوبیت بمستی و بهشیاری هست
هشیار نکوتری ندانم یا مست
و ترجم قول القائل
آنجا که نباید نابدیذی گویی
وآنجا که ببایذ از زمین بر رویی
عاشق کنی و مراد عاشق جویی
اینت خوشی و ظریفی و خوش خویی
(برگ ۱۲۱پ-۱۲۲ر)
ذیل شرح حال ابوالقاسم عبدالعزیز طبسی
ترجم قول القائل بالفارسیة
گفتی که برو برابرم چهنشینی
اینک رفتم، چرا چنین غمگینی
چون بفروشی بتا ستور زینی
بربسته بر آخُر دگر کس بینی
(برگ ۱۹۴پ)
رباعی نخست، علاوه بر دیوان فرخی (ص ۴۴۸)، در لباب الالباب عوفی نیز به نام فرخی است (ص ۲۸۴). سیفی نیشابوری نیز آن را بی نام گوینده نقل کرده است (رسائل العشاق، ۳۴۵). در روایت سیفی، «سپاه» به «جهان» تغییر یافته و در نتیجۀ این تغییر، قافیۀ مصراع سوم به کلی زائل شده که مطابق سلیقۀ ادبای عهد اوست نه عصر گویندۀ رباعی.
عین القضات همدانی، رباعی دوم را در یکی از نامههای خود نقل کرده (۲: ۲۷۸) و آقای مجرد از وجود رباعی در نامههای عین القضات بیخبر بوده است. ایشان با توجه به تشتت نسخهها، در ضبط کلمۀ آخر مصراع نخست به نتیجهای نرسیده است. در نامهها، «مست» آمده و در نسخۀ ما «پست» (بشت). «پست» اینجا قید است برای بریدن. «پست» در شعر کهن فارسی، هم معنی از بیخ و بن میدهد و هم معنی بهسادگی و سهولت (فرهنگ بزرگ سخن، ۲: ۱۳۶۸) و هر دو معنی در مصراع مذکور سازگار است. اگر ضبط نامهها یعنی «مست» را معتبر بگیریم، صفت عارض خواهد بود. ضبط «مست» باعث تکرار قافیه است. مصححین نامهها نسخهبدلی برای آن ذکر نکردهاند، اما در دستنویس شمارۀ ۱۵۷۶ کتابخانۀ مرادملا که از منابع مورد استفادۀ ایشان بوده، صراحتاً پست قید شده است (برگ ۱۲۷پ). متأسفانه یکی از ایرادهای نامهها، عدم دقت در گزارش نسخههاست.
رباعی سوم را محمد بن منوّر جزو اشعاری آورده که بر زبان شیخ ابوسعید گذشته (اسرار التوحید، ۱: ۳۳۲) و نفیسی به همین سبب، آن را به ابوسعید منسوب ساخته است (سخنان منظوم ابوسعید، ۱۰۲). گردآورندۀ بیاض آوی (فراهم آمده در ۷۳۸ق)، رباعی را به شیخ ابوعلی عثمان نسبت داده است (دستنویس ۲۸۶سنا، برگ ۱۰۸ر). معلوم نیست که مأخذ او دمیة القصر بوده یا از جای دیگر رباعی را گرفته است. آقای مجرّد به درج رباعی در اسرار التوحید اشاره نکرده است.
رباعی چهارم در منبعی جز دمیة القصر دیده نشده است. منظور از ستور زینی در مصراع سوم، اسب یا استر مناسب زین برنهادن و سوار شدن است. چنین اسبی را خریدار بسیار بوده است. اینکه شاعر خودش را با ستور مقایسه کرده، ما را به یاد رباعیات فرخی سیستانی میاندازد!
..
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4